آیا جامعه ایران در آستانه اعتراضات انقلابی قرار دارد؟ این پرسشی است که یورونیوز در گفتوگو با تقی آزاد ارمکی، جامعهشناس، و احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس مطرح کرده است، دو روایت متفاوت از وضعیت جامعه، احتمال اعتراضات در آینده، ارزیابی نهادهای حاکمیتی از تحولات پیش رو.
روزنامه نیویورکپست اخیرا با انتشار گزارشی، به نقل از دو چهره مخالف حکومت ایران، نوشت که مردم کشور به دلیل اعدامهای گسترده، فروپاشی اقتصادی و جنگی که بیش از پنج ماه است ادامه دارد، به نقطه انفجار نزدیک شدهاند و اعتراضات انقلابی در ایران هر لحظه ممکن است بهوقوع بپیوندد.
این روزنامه بدون نام بردن از این دو چهره، یکی از آنها را «از رهبران معترضان» و دیگری را «یک روزنامهنگار مستقل در جنبش زیرزمینی ایران» معرفی کرده است. به گزارش نیویورکپست، «پس از شکست اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و کشتار گسترده معترضان» اکنون مقدمات اعتراضات بعدی در حال آمادهشدن است و «فعالان از هر قشری مصمم هستند که ضربه نهایی و قاطع را به حکومت وارد کنند.»
بهرغم گزارش نیویورکپست، هنوز هیچ نشانه و علامتی از تشکیل فوری اعتراضاتی که منجر به سرنگونی شود وجود ندارد. سؤال اصلی این است که آیا جامعه ایران واقعا در آستانه یک انقلاب است؟
تقی آزاد ارمکی، جامعهشناس منتقد حکومت، در پاسخ به این سؤال و درباره گزارش نیویورکپست به یورونیوز گفت: «به نظرم وضع جامعه ایران این قدر هم داغ و ملتهب نیست. قیام انقلابی علیه حکومت، صرفا یک احتمال است. جامعه ایرانی از یکسو مستأصل است و از سوی دیگر در جاهایی عاملیت دارد.
استیصال این جامعه، بخش عمدهای از انرژیاش را میگیرد و مانع کنش انقلابیاش میشود. ولی در عین حال این جامعه هر وقت فرصتی نصیبش شود، عاملیت هم دارد. اما این به این معنا نیست که جامعه ایرانی خودش را سازماندهی کرده برای عاملیت. به نظرم این جامعه منتظر وقوع یک اتفاق است تا به آن اتفاق بپیوندد. آن اتفاق میتواند شلیک حکومت به خودش باشد. یعنی اختلافات درونی حکومت چنان بالا بگیرد که وضعی غیرعادی پیدا کند. مثلاً پزشکیان استعفا کند یا یک کودتا رخ دهد و در پی چنین اقداماتی، بگیر و ببند و کشت و کشتار راه بیفتد. مواردی از این دست مصداق شلیک حاکمیت به خودش است.»
این استاد دانشگاه تهران در پاسخ به این سؤال که «آیا ممکن است گروههای طرفدار پهلوی که در دی پارسال در اعتراضات فعال بودند یا طرفداران مجاهدین خلق یا کردها مشغول سازماندهیهایی در لایههای زیرین جامعه باشند برای اعتراضات بعدی؟» گفت: «جریان سلطنتطلبی به نظر من تا حدی دچار وازدگی و استیصال شده. یعنی دچار ریزش شده نه رویش و رشد بیشتر. پیوند این جریان با بیگانه و حمایتش از جنگ، باعث ریزش نیروی این جریان شد. مجاهدین خلق و کردها هم سازماندهی میکنند ولی جامعه ایران جامعهای رادیکال نیست. یعنی اسلحه برنمیدارد و به کنش چریکی روی نمیآورد. در مجموع به نظر من نظام سیاسی میتواند حادثهای درست کند که جامعه مستأصل ایران به مرحله عاملیت گام نهد. خود جامعه نمیتواند چنین حادثه بزرگی ایجاد کند چون طبع جامعه ایران به طور کلی با رادیکالیسم منافات دارد ولی تحت شرایط خاص ممکن است رفتار انقلابی در پیش بگیرد.»
آقای آزاد ارمکی نقش و تأثیر «معترضان رادیکال» در ایران امروز را این طور تحلیل و توصیف کرد: «کسانی که آمادهاند برای کنشگری رادیکال، اقلیت مهمی در جامعه ایرانند که احتمالا سازماندهی شدهاند. حالا یا خودشان اقدام به سازماندهی خود کردهاند یا جریانهای سیاسی خارج کشور آنها را سازماندهی کردهاند. منظورم از سازماندهی عبارت است از آموزشدیدن و اسلحهداشتن و تشکیلاتپیدا کردن. ولی این افراد کسانی نیستند که مرجعیت داشته باشند برای اکثریت مردم ایران. در انقلاب اسلامی هم مجاهدین خلق و سایر گروههای چریکی در آغاز انقلاب و مدیریت روند انقلاب تأثیری نداشتند. این گروهها زمینه انقلاب را فراهم کردند و نهایتا جامعه مدنی ایران علیه رژیم شاه انقلاب کرد. از حیث وقوع انقلاب، جامعه مدنی در قیاس با اقلیت مسلح سازماندهی شده، قدرت بیشتری دارد.»
وی نهایتا تقابل رادیکالهای مخالف و موافق حکومت ایران را عامل کنارکشیدن «اکثریت میانهرو» از صحنه اعتراضات دانست و گفت: «جامعه مدنی ایران در فضای رادیکال عمل نمیکند. رادیکالها با رادیکالها نزاع میکنند. رادیکالهای برانداز و رادیکالهای مدافع نظام با یکدیگر در خیابان خواهند جنگید. در چنین شرایطی، اکثریت جامعه کنار میایستد و بیصدا خواهد ماند. در هجده و نوزده دی پارسال، معترضین رادیکال (به معنای سازماندهیشده) حادثه آفریدند و بقیه معترضین اتفاقا سریع برگشتند به خانه. به همین دلیل پس از وقایع هجدهم و نوزدهم، اعتراضات به سرعت پایان یافت چون اکثریت معترضین آن قدر رادیکال نبودند که قید جانشان را زده باشند و در چنان شرایطی در صحنه اعتراض باقی بمانند. این اتفاق دوباره ممکن است رخ دهد ولی این در حکم عقبنشینی زودهنگام جامعه مدنی از عرصه اعتراض خواهد بود.»
اما احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران با رد احتمال زیاد وقوع اعتراضات انقلابی در ایران میگوید: «در جامعه ایران ۴۷ سال قبل انقلاب شده و به این زودی انقلاب دوبارهای رخ نمیدهد. فاصله بین انقلابها در یک جامعه، معمولا نزدیک به یک قرن طول میکشد. ملتی که یک بار انقلاب کرده، به راحتی دوباره انقلاب نمیکند. در انقلابها نیز فقط افراد جابهجا میشوند. عدهای میروند و عده دیگری میآیند. اگر مردم ناراضی از وضع موجود، بتوانند انقلاب کنند، طبیعتا میتوانند حکومت را اصلاح هم بکنند. در فرانسه مردم پنج بار انقلاب کردند به این معنا که جمهوری اول و دوم و سوم و غیره را تشکیل دادند. یعنی قانون اساسی کشورشان را تغییر دادند و اصلاح کردند. در جمهوری اسلامی ایران فقط یک بار شاهد تغییر قانون اساسی بودهایم در سال ۱۳۶۸. آنچه که مدعیان وقوع انقلاب میگویند، در اصل این است که مردم به دلیل نارضایتیهای اقتصادیشان، در برابر دشمن خارجی خنثی برخورد کنند ولی مردم ایران هنگام جنگ در برابر بیگانه، انسجام خودشان را حفظ میکنند تا در تاریخ از آنها به بدی یاد نشود.»
این نماینده اصولگرای مجلس در پاسخ به این نکته که در زمان حمله اعراب مسلمان به حکومت ساسانیان و یا هنگام ورود متفقین به ایران در زمان رضاشاه، مردم ایران در کنار حکومت ایران نایستادند، گفت: «اعراب مسلمان برای کسب غنیمت و توسعه اسلام آمدند کشور ایران را فتح کردند. ایرانیها در برابر آنها مقاومت کردند ولی شکست خوردند. توجیهاتی که شهید مطهری در کتاب «خدمات متقابل ایران و اسلام» درباره حمله مسلمین به ایران مطرح کرده و سایر افراد مذهبی هم چنین حرفهایی را مطرح میکنند، با هدف مبارک جلوهدادن ورود اسلام به ایران مطرح شده. در صورتی که مسلمین هر سرزمینی را که فتح کردند، جز اینکه زنان و مردان آن سرزمین را به بردگی و کنیزی بگیرند، کار دیگری انجام ندادند. وانگهی، رفتار مردم ایران در ۱۴۰۰ سال قبل دال بر عدم اتحاد فعلی آنها با جمهوری اسلامی در برابر دشمن خارجی نمیتواند باشد. درباره سقوط رضاشاه هم باید گفت مذهبیها رضاشاه را لامذهب میدانستند اما علیه رضاشاه و به نفع متفقین اقدامی انجام ندادند.»
آقای بخشایش اردستانی با اینکه قبول دارد بخش قابل توجهی از مردم ایران هم در یک سال اخیر از حملات آمریکا و اسرائیل به مقامات و نهادهای جمهوری اسلامی رضایت داشتند، میگوید: «درست است، ولی مردم زیادی هم در تشییع رهبر شهید حضور پیدا کردند و در جنگ چهلروزه اقدامی علیه حکومت نکردند. وانگهی، ایران در شهریور ۱۳۲۰ در برابر متفقین از خودش دفاع نکرد ولی در جنگ چهلروزه دفاع جانانه کرد. حکومت رضاشاه هم اگر میتوانست در برابر دشمن خارجی بایستد، صرف رضایت اقشار مذهبی به سقوط آن حکومت، تأثیری بر سرنوشت آن حکومت نمیگذاشت. به هر حال به نظر من مادامی که شرایط جنگی است، مردم ایران اتحادشان را با جمهوری اسلامی حفظ میکنند ولی وقتی جنگ تمام شود، نارضایتیها و سفرههای کوچک و خالی مردم، تأثیر خودشان را بر فضا و شرایط سیاسی کشور نشان میدهند. البته من قبول دارم که افراد جوانتر، مدافع حضور آمریکا در ایران هستند چون آمریکا را از پشت قاب شبکههای تلویزیونی خارج کشور میبینند ولی مردمی که سن بیشتری دارند و خانه و ماشین و درآمدی دارند، نمیخواهند اوضاع کشور با ورود ارتش بیگانه به هم بریزد. اما این به این معنا نیست که این افراد با حکومت کاملاً موافقاند. این افراد دوست دارند حکومت اصلاح شود چون توسعه از دل قانون و نظم بیرون میآید.»
آقای اردستانی با تأیید بازگشت ایستهای بازرسی به مسیرهای حرکت مردم، درباره برقراری مجدد ایستهای بازرسی گفت: «من هم دیروز در مسیری بیرون از تهران بودم و ایست بازرسی دیدم. بازگشت ایستهای بازرسی موقت است و لزوما نشانه نگرانی از تکرار اعتراضات مردم نیست. تا حدی هم ناشی از اظهار وجود نیروهای مسلح است. در کمیسیون امنیت ملی همیشه همه جنبههای امنیت کشور بررسی میشود. در جلسات کمیسیون، نظامیان از ضرورت کنترل خطرات احتمالی حرف میزنند و دانشگاهیان از ضرورت رعایت حقوق مردم. هر دو هم این ملاحظات را در راستای تأمین امنیت ملی مطرح میکنند. جلسات کمیسیون امنیت ملی به صورت حضوری برگزار میشود و جلسات مجلس به صورت غیرحضوری. اعضای کمیسیون احتمال میدهند اعتراضات جدیدی در راه باشد. من خودم چند بار گفتهام منتظر شورش گرسنگان باشید. باقی اعضا هم هر گونه اعتراضی را محتمل میدانند چون در هفده و هجده دی چهار پنج تا شهر سقوط کرد که مهمترین آنها مشهد بود.»
این نماینده مجلس ایران نهایتا درباره احتمال اقدام مسلحانه کردها و مجاهدین خلق به یورونیوز گفت: «مجاهدین خلق در ایران نیروی قابل توجهی ندارند. البته خطر مسلحشدن و سازماندهی زیرزمینی مردم، همیشه وجود داشته و اخیرا خود آمریکاییها هم گفتند برای کردها اسلحه فرستادند و کردها در وقت مقتضی نتوانستند اقدام کنند ولی بعید میدانم چنین اعتراضی بهوقوع بپیوندد. ما از داخل یعنی از مردم بیشتر میترسیم. به نظرم موساد و سیا دنبال این بودند که به ضد انقلاب داخلی جایی اختصاص دهند. جایی مثل کردستان. یعنی آنجا را بگیرند و از آنجا حرکت کنند به سمت مناطق دیگر. جمهوری اسلامی متوجه این موضوع شد و مرزها را امن کرد. یعنی هر چند وقت یکبار گروههای کرد مستقر در کردستان عراق را مورد حمله موشکی قرار داد تا چنین اتفاقی در ایران نیفتد. طرح براندازی جمهوری اسلامی همین بود؛ چون هیچ حکومتی از هوا ساقط نمیشود؛ باید از زمین هم مورد حمله قرار بگیرد. بلوچها در شرق ایران و کردها در غرب ایران، پانترکیستها و سایر افرادی که با جمهوری اسلامی مشکل داشتند، انگیزه داشتند برای کمک زمینی به حملات هوایی آمریکا و اسرائیل؛ ولی ما با کشورهای اطرافمان صحبت کردیم تا جلوی این نیروهای مخالف جمهوری اسلامی را بگیرند. عراق نمیتوانست جلوی نیروهای کرد را بگیرد، به همین دلیل ایران خودش این نیروها را در کردستان عراق موشکباران کرد و ابزار زمینی براندازی را از دست آمریکا و اسرائیل گرفت.»