درباره ازدواج مطالعات گستردهای انجام شده و حتی ارتباط آن با برخی مزایای سلامت روان و جسم به اثبات رسیده است؛ بااینحال، پژوهشی جدید نشان میدهد که مجرد بودن نیز میتواند مزایای خاص خود را داشته باشد.
مطالعهای جدید از مزیت بزرگ «مجرد بودن» و فرصتی که این شرایطِ گاه ناخواسته برای گسترش و توسعه ظرفیتهای فردی فراهم میکند، پرده برداشته است.
بر اساس نتایج این تحقیق، استفاده از این فرصت و اینکه بتوانید از این مزیت بهرهمند شوید تنها به نگرش شما بستگی دارد.
پژوهشگران در مجموعه تحقیقاتی شامل سه مطالعه (دو مطالعه مبتنی بر روزانهنویسیِ مشارکتی و یک مطالعه آزمایشی)، مفهومی را تحت عنوان «ظرفیت خودگسترشی در دوران تجرد» inglehood self-expansion potential مورد بررسی قرار دادند.
این مفهوم به باوری اشاره دارد که میگوید مجرد بودن، فرصتهایی را برای بسط و گسترشِ حسِ خویشتن و شناخت بیشتر فرد از خودش از طریق قرار گرفتن در معرض تجربیات، دیدگاهها و روابط جدید فراهم میکند؛ قابلیتی که پیش از این معمولاً با قرارگرفتن در یک رابطه عاطفی مرتبط دانسته میشد.
یوثیکا گیرمه، دانشیار دانشگاه سایمون فریزر و یکی از نویسندگان این مطالعه که برای نخستین بار اوت ۲۰۲۶ در نشریه بولتن روانشناسی شخصیت و اجتماعی منتشر شد، میگوید: «نظریه خودگسترشی همواره بر این پیشفرض استوار بوده که توسعه فردی در بستر روابط نزدیک رخ میدهد. گرچه این موضوع حقیقت دارد اما یافتههای ما پتانسیل بالایِ رشد و توسعه فردی در طول انجام فعالیتهای انفرادی را نیز برجسته میکند.»
الینا مورنو، نویسنده اصلی این پژوهش میگوید: «امیدوار بودیم با این تحقیق، از روایت اجتماعی رایج مبنی بر اینکه روابط عاشقانه تنها کلید داشتن یک زندگی پربار و رشد شخصی است فاصله بگیریم و تجرد را به عنوان فرصتی برای خودگسترشی به رسمیت بشناسیم.»
او این تحقیق را زمانی که پژوهشگر دوره کارشناسی روانشناسی شخصیت-اجتماعی در دانشگاه سایمون فریزر بود انجام داد و اکنون دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه تورنتو است.
ارزش خودگسترشی در دوران تجرد
روانشناسان مفهوم «خودگسترشی» را به طور گسترده مورد مطالعه قرار دادهاند؛ ایدهای که میگوید انسانها ذاتاً تمایل دارند در طول زندگی خود، دیدگاهها، تواناییها و هویتهای جدیدی را در خود پرورش دهند.
بخش عمدهای از تحقیقات پیشین بر روابط عاشقانه متمرکز بوده و یافتهها نشان میدادند که یک شریک عاطفی میتواند شما را با افراد، علایق و ایدههای جدید آشنا کند.
محققان در این پژوهش تصمیم گرفتند بررسی کنند که این مفهوم چگونه میتواند بهطور خاص برای افراد مجرد صدق کند.
مورنو در این باره میگوید: «با وجود افزایش شمار افرادی که روابط عاشقانه را به تأخیر میاندازند و ترجیح میدهند مجرد بمانند، تجربیات زیسته افراد مجرد هنوز کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است.»
در هر سه مطالعه، پژوهشگران بررسی کردند که افراد مجرد تا چه حد باور داشتند وضعیت موجود فرصتهایی برای رشد در اختیارشان میگذارد و سپس به این موضوع پرداختند که این باورها چگونه بر تجربیات و بهزیستی عاطفی آنها تأثیر میگذارد.
نتایج نشان داد افرادی که باور قویتری به ظرفیت رشد در دوران مجردی داشتند، بیشتر درگیر فعالیتهای توسعهبخشِ فردی میشدند؛ از کوهنوردی و امتحان کردن رستورانهای جدید گرفته تا یادگیری مهارتهای تازه و ورزش کردن.
این باورها همچنین با رضایت بیشتر از دوران تجرد و بهطور کلی زندگی، ترس کمتر از مجرد ماندن و احساس استقلال، شایستگی و ارتباط قویتر با دیگران پیوند داشت.
اما جالب اینجاست که افراد مجرد همیشه هم این تجربیات غنی را به تنهایی انجام نمیدادند. در برخی موارد، حدود ۸۲ درصد افراد مجرد شرکت کننده در تحقیق روی همراهی دوستان و خانواده برای سهیم شدن در لحظاتِ خودگسترشی حساب میکردند و در این میان هیچ نیازی به یک رابطه عاشقانه نبود.
چرا طرز فکر اهمیت دارد؟
بهطور کلی، نحوه نگاه شما به یک موقعیت میتواند بر نحوه واکنش شما به آن تأثیر بگذارد. مورنو میگوید: «بخش عمدهای از آنچه در زندگی روزمره تجربه و درک میکنیم، تحت تأثیر طرز فکر ماست.» اما وقتی صحبت از یافتههای این مطالعه به میان میآید، ظرافتهایی در این ایده وجود دارد.
افرادی که از پیش عزتنفس بالاتری داشتند و از مجرد بودن خود احساس شادی بیشتری میکردند، تمایل بیشتری داشتند که تجرد را به عنوان فرصتی برای رشد ببینند.
در مقابل، کسانی که از مجرد ماندن مضطربتر بودند یا احساس میکردند برای خوشبختی حتماً به یک رابطه عاشقانه نیاز دارند، کمتر قادر به درک این ظرفیت بودند.
آویگایل لِو، روانشناس و مدیر مرکز رفتاردرمانی شناختی در سانفرانسیسکو که در این تحقیق مشارکتی نداشته، میگوید: «شاید متغیر مهم، صرفاً مجرد بودنِ یک فرد نباشد بلکه معنایی است که مجرد بودن برای آن شخص دارد.»
در مطالعه سوم، محققان از شرکتکنندگان خواستند سناریوهای خاصی را تصور کنند که با هدف تشویق آنها به دیدنِ تجرد به عنوان یک فرصت رشد طراحی شده بود. آنها دریافتند که این کار تأثیر چندانی در تغییر پیشفرضهای افراد نداشت.
گیرمه در این باره چنین توضیح میدهد: «اگرچه افراد پس از مداخله ما، مشارکت بیشتری در فعالیتهای خودگسترشی و خلقوخوی مثبتتری ارائه کردند، اما ما نتوانستیم نمرات مربوط به "پتانسیل خودگسترشی در دوران تجرد" آنها را افزایش دهیم. این موضوع غافلگیرکننده بود و نشان میدهد که تغییر دادن طرز فکرِ کلیِ افراد درباره تجرد، احتمالاً بسیار دشوارتر از آن چیزی است که پیشبینی میشد.»
سایر تحقیقات درباره تجرد نیز نتایج مشابهی را نشان میدهند. مطالعهای روی افرادِ «مادامالعمر مجرد» نشان داد کسانی که خودشان مجرد ماندن را انتخاب کرده بودند این وضعیت را منبعی برای استقلال و خودشکوفایی میدانستند، اما افرادی که احساس میکردند به این انتخاب مجبور شدهاند، ابراز پشیمانی بیشتری میکردند.
در مطالعهای دیگر درباره جوانان، افرادی که مجردبودن خود را به انگیزههای رشددهنده یا بیعلاقگی به رابطه نسبت میدادند، در مقایسه با کسانی که دلایل «خودتخریبگرانه» مطرح میکردند، از سلامت روان و احساس بهزیستی بیشتری برخوردار بودند.
ماندولین مودی، درمانگری در نیویورک که در این پژوهش نقشی نداشته، معتقد است این تمایز بسیار مهم است. او میگوید دوران تجرد میتواند فضایی برای کشف مستقلِ علایق و هویتها ایجاد کن، اما این بدان معنا نیست که همه افراد آن را بهطور مثبت تجربه میکنند، بهویژه زمانی که مجرد بودن خواسته قلبی آنها نباشد.
گیرمه خاطرنشان کرد که این مجموعه مطالعات با چند محدودیت نیز همراه بود از جمله اینکه بیشتر شرکتکنندگان جوان بودند.
افراد در این گروه سنی ممکن است نسبت به بزرگسالان و مسنترها که مسئولیتهای بزرگتری بر دوش دارند، زمان یا آزادی اجتماعی بیشتری برای اولویت دادن به اکتشافات فردی داشته باشند. برای تعیین اینکه آیا این یافتهها در مراحل مختلف زندگی نیز صدق میکنند یا خیر، به تحقیقات بیشتری نیاز است.
علاوه بر این، افزایشِ سطحِ بهینهزیستی ناشی از فعالیتهای خودگسترشی مانند افزایش رضایت از زندگی و احساس قویِ استقلال و شایستگی کوتاهمدت بود. مودی در این باره گفت: «این تحقیق نشان داد که مزایای بهدستآمده، عمدتاً به ارتباطات و احساساتِ همان روز محدود میشد و نشاندهنده مزایای طولانیمدت نبود.»
چگونه دوران تجرد را توسعهبخشتر کنیم؟
گیرمه تصریح کرد که برای تجربه «خودگسترشی» نیازی نیست حتما یک سفر گرانقیمت و رؤیایی ترتیب دهید. امتحان کردن یک مسیر کوهپیمایی جدید، چشیدن غذایی که تا به حال نخوردهاید یا پیوستن به یک بازی دوستانه پیکلبال هم میتواند چنین نقشی داشته باشد.
آنچه اهمیت دارد این است که به خودتان اجازه دهید چیزهای جدید را امتحان کنید و از روال همیشگی زندگی فاصله بگیرید. نکات زیر را در نظر بگیرید:
- چیزهای جدید را امتحان کنید: در یک کلاس آنلاین ثبتنام کنید، سرگرمی جدیدی پیدا کنید یا شروع به یادگیری درباره موضوعاتی کنید که همیشه برایتان کنجکاوکننده بودهاند.
- خودتان را بهتر بشناسید: نوشتن روزانه میتواند فرصتی برای فکرکردن درباره علایق و آموختههایتان درباره خودتان فراهم کند. مودی میگوید: «رواندرمانی میتواند منبعی عالی برای تقویت خودشناسی و بررسی قالبهای فکری باشد که ممکن است بر عزتنفس یا پتانسیل خودگسترشیِ شما در دوران تجرد تأثیر منفی بگذارند.»
- جوامع جدید پیدا کنید: به دنبال فرصتهایی برای ملاقات با افرادی باشید که علایق مشترکی با شما دارند؛ چه از طریق یک تیم ورزشی تفریحی، یک باشگاه کتابخوانی، گروه خیاطی یا فضاهای تفریحی اجتماعی. مودی توصیه میکند هنگام ایجاد روابطی خارج از چارچوب عاشقانه، استمرار و ذهنی باز داشته باشید.
- تنها سفر کنید: مودی میگوید: «سفر انفرادی به عنوان فرصتی عالی برای خودگسترشی شناخته میشود، زیرا آزادی فردی، تصمیمگیری، اتکا به خود و ارتباط اجتماعی خارج از محیط معمول زندگی را تقویت میکند.» او میافزاید: سعی کنید به مجرد بودن به عنوان فرصتی نگاه کنید که میتوان از طریق آن، زمان و انرژی بیشتری را معطوف به درون خود کرد.
در نهایت، هدف این نیست که مشخص کنیم مجرد بودن بهتر است یا داشتن رابطه عاطفی؛ دکتر لِو میگوید: «هدف این است که دیگر با مجردبودن مانند وضعیتی رفتار نکنیم که باید از آن فرار کرد. وقتی به مجردبودن به چشم یک فرصت نگاه کنیم، نه یک کمبود، آزادی بیشتری برای کشف، ارتباط و رشد به دست میآوریم و آگاهانهتر تصمیم میگیریم که میخواهیم چه کسی باشیم.»