Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

دوران رهبری علی خامنه‌ای در گفت‌وگو با مهدی نصیری

بیلبورد حاوی تصاویر علی خامنه‌ای در تهران
بیلبورد حاوی تصاویر علی خامنه‌ای در تهران Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید
همرسانی Close Button

دوران رهبری علی‌خامنه‌ای ۳۶ سال و ۸ ماه و ۲۵ روز طول کشید و طی این مدت، اگرچه قدرت او سال به سال بیشتر شد، ولی مشروعیتش بویژه پس از ظهور جنبش سبز روندی نزولی پیدا کرد و در جریان وقایع جنبش مهسا و بویژه پس از کشتار بی‌سابقه دی‌ماه ۱۴۰۴ به کمترین حد ممکن در دوران درازمدت رهبری‌اش رسید.

پیکر علی خامنه‌ای، رهبر کشته‌شده جمهوری اسلامی ایران در نهم اسفند سال قبل، پس از ۱۳۱ روز در مشهد در حرم امام هشتم شیعیان دفن شد.

آگهی
آگهی

دوران رهبری او ۳۶ سال و ۸ ماه و ۲۵ روز طول کشید و طی این مدت، اگرچه قدرت او سال به سال بیشتر شد، ولی مشروعیتش بویژه پس از ظهور جنبش سبز روندی نزولی پیدا کرد و در جریان وقایع جنبش مهسا و بویژه پس از کشتار بی‌سابقه دی‌ماه ۱۴۰۴ به کمترین حد ممکن در دوران درازمدت رهبری‌اش رسید.

در چهار ماه اخیر، صداوسیمای جمهوری اسلامی با دعوت از شخصیت‌های مختلف کوشیده است وجوه گوناگون شخصیت و عملکرد علی خامنه‌ای را برای مردم ایران بیش از پیش بشکافد ولی وجه مشترک سخنان همۀ این افراد در رادیو و تلویزیون ایران، تجلیل مطلق از شخصیت و عملکرد خامنه‌ای بوده است.

متن زیر گفت‌وگویی با مهدی نصیری سردبیر روزنامه کیهان در اوایل دوران رهبری خامنه‌ای است. آقای نصیری که سال‌ها جزو دوستداران و پیروان علی خامنه‌ای بوده، در چند سال اخیر در زمره منتقدین رادیکال او و آیت‌الله خمینی و جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی قرار گرفته و در این گفت‌وگو به سؤال‌های یورونیوز ناظر بر جنبه‌هایی از شخصیت و عملکرد علی خامنه‌ای پاسخ داده است.

یورونیوز: شما چندین سال جایگاه خاصی نزد آقای خامنه‌ای داشتید و او را از نزدیک می‌شناختید. از حیث خصال شخصی، علی خامنه‌ای را چگونه انسانی دیدید؟ ویژگی‌های مثبت و منفی شاخصش چه بود از نظر شما؟

مهدی نصیری: «من تنها ۶ جلسه نیمه‌خصوصی و یک جلسه خصوصی طی سالهای ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۸ با خامنه ای داشته‌ام و معاشرتم با او آن‌قدر زیاد و نزدیک نبوده تا بتوانم ارزیابی دقیقی از ابعاد شخصیتی وی داشته باشم اما بدون شک عموم رهبران سیاسی تمامیت‌خواه، واجد توانایی‌ها و ویژگی‌های مثبت (نه به معنای اخلاقی آن) بوده و به‌اصطلاح دست‌وپاچلفتی نبوده‌اند. و از همین ویژگی‌ها برای بالاکشیدن خود در سیاست و قدرت استفاده کرده‌اند.

خامنه‌ای در قیاس با اکثریت روحانیت که اغلب یک‌بعدی هستند، شخصیتی دارای ابعاد گوناگون بود. او اهل کتاب، شعر و ادب و رمان و حتی موسیقی بود و در جلسات، مشربی باز و خوش داشت. در زمانه‌ای که بسیاری از روحانیت حتی تحمل همنشینی با مثلا کسی که ریشش را می‌تراشید نداشتند، او با روشنفکرانی که اهل شریعت نبودند نشست‌وبرخاست و مدارا می کرد. رفاقت با شریعتی و اخوان ثالث و شمس آل‌احمد از نمونه‌های این ماجراست.

خامنه‌ای که به اسم احکام شرع، برای چهار تار مو، مهسا، دختر غریب و معصوم سقزی را کشت و ایران را به شورش و تلاطم انداخت و جان صدها نفر را گرفت و صدها نفر را کور و صدهزار نفر را بازداشت کرد، نه تنها در دوران جوانی بلکه در همین سالهای رهبری، ابایی از این نداشت که با روشنفکری دائم‌الخمر نشست‌وبرخاست کند، صله برایش بفرستد و حتی وقتی آن روشنفکر به دیدارش در بیمارستان می‌رود و بوی عرق دهانش، فضای اتاق را پر می‌کند، تنها درِ گوشی به او بگوید این‌جا می‌آیی ملاحظه این پاسداران را بکن! (این‌ها مسئله‌دار میشن!)

علی خامنه‌ای بیش از ۳۶ سال رهبری جمهوری اسلامی را در دست داشت
علی خامنه‌ای بیش از ۳۶ سال رهبری جمهوری اسلامی را در دست داشت عکس: آسوشیتد پرس

خامنه‌ای مانند بسیاری دیگر از رهبران سیاسی، از قدرت خطابه و سخنرانی بالایی برخوردار و اهل سازماندهی و تشکیلات سازی نیز بود. گرچه تلاش می‌کرد چهره‌ای ساده‌زیست از خود و دم و دستگاه رهبری (مثلا زیلوی حسینیۀ محل دیدارها) ارائه کند اما شنیده های معتبر، از استفاده از همۀ کاخ‌های موجود در ایران توسط وی و اطرافیانش حکایت داشت. یک سفر چندروزه به کاخ سد لتیان مستلزم بسیج صدها نفر نیروی تدارکات و حفاظت، و بردن نصف پدافند تهران به آن‌جا بود و البته باید اسب‌های ویژۀ سواری هم با ماشین‌های مخصوص ارتش به آن‌جا برده می‌شدند.

به سفرهای استانی که می‌رفت تیمی از آشپزان حرفه‌ای را برای پخت غذا همراه خود می‌برد. در عین حال مشعوف و خرسند از این بود که هوادارانش او را «علیِ زمان» خطاب کنند و فکر کنند او مانند امام علی فردی ساده‌زیست و یخچال خانه‌اش اغلب خالی است!

او همیشه از حسینی بودن و حسینی عمل کردن و استقبال از شهادت برای سپاهیان و هوادارانش می گفت و ایران را با این شعار (که بر اساس یک برداشت تاریخی کاملا غلط از واقعۀ عاشورا بود) به ویرانی کشاند اما تمام تمهیدات لازم را برای حفظ جان خود انجام می‌داد. وقتی عزم سفر می‌کرد گاه باید ۶ هواپیمای مسافربری برای فریب امنیتی به پرواز در می آمدند تا دشمنانش رد او را نزنند. سالها پیش برای خود پناهگاه زیرزمینی ساخت و به گفتۀ اخیر فرزند رحیم صفوی، خامنه ای از گران‌ترین سیستم حفاظتی در دنیا، برخوردار بوده.»

به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

یورونیوز: در پاسخ به سوال اول گفتید چندان به آقای خامنه‌ای نزدیک نبودید. این جزئیاتی که دربارۀ «زندگی مجلل مخفیانه خامنه‌ای» بیان کردید، آیا واقعا متکی به «شنیده‌های معتبر» است؟ سال‌ها قبل محسن مخملباف هم چنین سخنانی را با تفصیل بیشتر بیان کرد ولی حرف‌هایش حتی مقبول چهره‌های جدی‌تر اپوزیسیون جمهوری اسلامی، واقع نشد.

مهدی نصیری: «در اواخر فروردین ۱۴۰۲ که در ایران بودم، دیدم یک بار دیگر آقای محمدی گلپایگانی از ساده‌زیستی رهبر حرف زده. قبلا شنیده بودم که خامنه ای در ایام فروردین که به مشهد می‌رود در کاخ شاه در باغ ملک اقامت می‌کند. همیشه با خود می‌گفتم این بهتر از این است که یک ساختمان جدید ساخته باشند. اما وقتی دوباره رییس دفتر رهبر، بعد از کشتار جوانان در جنبش مهسا، دم از تقدس و ساده‌زیستی «حضرت آقا» زد، عصبانی شدم و در تماسی که با یکی از افراد کاملا مطلع از وضعیت دفتر و زندگی خامنه‌ای، در واتساپ گرفتم، از او جویا شدم که آیا امسال هم آقای خامنه‌ای در مشهد در کاخ ملک اقامت داشته؟ او پاسخ داد: آقای خامنه‌ای به تمام کاخ‌ها در ایران رفته و برای روز یا روزهایی اقامت کرده، و او در مورد پروازهای امنیتی هم گفت. گر چه پیشتر شنیده بودم در اواخر دهه ۶۰، که سفری به یکی از شهرهای ایران داشته (این را از مقامی سیاسی در همان شهر، سه سال پیش شنیدم که برای استقبال به فرودگاه رفته بود)، بعد از آن که ۵ هواپیمای مسافربری می‌نشینند و از هر هواپیما عده‌ای پیاده می‌شوند، خامنه‌ای در هواپیمای ششم که نظامی و سی ۱۳۰ بوده، حضور داشته است. من این ماجرا را بلافاصله بعد از شنیدن از آن مقام کاملا مطلع طی یادداشتی در کانال تلگرامی‌ام نوشتم و منتشر کردم که با هیچ توضیح و تکذیبی هم مواجه نشد.

مشکل اساسی حکمرانی خامنه‌ای ساده‌زیست‌نبودن او نبود. او اگر دو میلیارد دلار از بیش از دوهزار میلیارد دلاری که بابت سیاست هسته‌ای و منطقه‌ای‌اش بر ایران تحمیل کرد، هزینۀ کاخ‌سازی‌های جدید می‌کرد و علاوه بر کاخ‌های قبلی موجود در ایران، کاخ‌های جدید برای خود می‌ساخت اما ایران را به این روزهای سیاه جنگ و فقر و فلاکت و عقب ماندگی نمی‌کشاند، احتمالا مردم ایران مشکلی با او نداشتند و با آن کنار می‌آمدند.
مهدی نصیری

البته مشکل اساسی حکمرانی خامنه‌ای ساده‌زیست‌نبودن او نبود. او اگر دو میلیارد دلار از بیش از دوهزار میلیارد دلاری که بابت سیاست هسته‌ای و منطقه‌ای‌اش بر ایران تحمیل کرد، هزینه کاخ‌سازی‌های جدید می‌کرد و علاوه بر کاخ‌های قبلی موجود در ایران، کاخ‌های جدید برای خود می‌ساخت اما ایران را به این روزهای سیاه جنگ و فقر و فلاکت و عقب ماندگی نمی‌کشاند، احتمالا مردم ایران مشکلی با او نداشتند و با آن کنار می‌آمدند. حتی اگر در همین وضعیت، اطرافیان او مانند پزشک مخصوصش، مرتب سخن از ساده‌زیستی آقا و یخچال خالی‌اش نمی‌گفتند و در خبرها اعلام می‌شد که او گاهی از کاخ‌های موجود در ایران استفاده می‌کند، باز هم می‌توانست امر خیلی منکری نزد افکار عمومی نباشد. همان طور که استفاده آقای خمینی از باغ چند هزار متری خسروشاهی (که در اختیار دفتر خمینی قرار داده شده بود) در پشت خانۀ محقرش در جماران، اگر لاپوشانی نمی‌شد و برای اولین بار چند سال پیش از سوی خانم فاطمه هاشمی رفسنجانی افشا نمی‌شد، نمی‌توانست یکی از صدها نقاط تاریک در کارنامۀ خمینی باشد.»

یورونیوز : از نظر شما چه تفاوت‌هایی بین تشییع جنازۀ علی خامنه‌ای و روح‌الله خمینی یا چه تفاوتی بین نسبت جامعۀ ایران و مرگ این دو رهبر جمهوری اسلامی وجود داشت؟

مهدی نصیری: «به نظرم ۸۰ درصد کسانی که از مرگ خمینی اندوهگین شدند، از مرگ خامنه‌ای یا مشعوف شدند و یا کمترین حسی از اندوه نداشتند. جمعیت شرکت‌کننده در تشییع جنازۀ خامنه‌ای با تمهیدات گستردۀ تبلیغاتی و پذیرایی، از چند صد هزار نفر تجاوز نکرد. خامنه‌ای با فرمان کشتار گسترده و فجیع ایرانیان معترض در دی‌ماه، خود را به یکی از بی‌رحم‌ترین و منفورترین حاکمان تاریخ ایران تبدیل کرد. او با تاکیدی که بر تداوم راه خمینی داشت و بیراه نمی‌گفت، همین نفرت را در میان ایرانیان به رهبر اول جمهوری اسلامی نیز منتقل کرد.»

تشییع جنازه علی خامنه‌ای
تشییع جنازه علی خامنه‌ای عکس: آسوشیتد پرس

یورونیوز: مهم‌ترین انتقادات شما به دوران رهبری آیت‌الله خامنه‌ای چیست؟

مهدی نصیری: «سخن‌گفتن از ویژگی‌های شخصی و شخصیتی دیکتاتورها اگر چه ممکن است جذاب باشد اما واجد فایدۀ زیادی نیست و اگر نبود که با دیکتاتوری، کشور و ملتی را به خاک سیاه نشاند، شاید اخلاقا مجاز به ورود به آن نبودیم.

معضل اساسی خامنه‌ای و خمینی و حکمرانی‌شان، استقرار یک نظام بستۀ سیاسی و امنیتی و سرکوبگر و تمامیت‌خواه بود. خامنه‌ای که در جوانی و قبل از انقلاب ۵۷، اهل مدارا و تساهل بود، به حاکمی تنگ‌نظر، انتقام‌گیر، کینه‌جو، ضد مردم، ریاکار، دروغگو، چاپلوس‌پرور، بی‌رحم و متوهم تبدیل شد و آنچه را که همه شاهدیم بر سر ایران و ایرانیان آورد و همچنان میراثش در حال ویرانگری است.

درس مردم ایران از خمینی و خامنه‌ای و جمهوری اسلامی باید این باشد که در آیندۀ ایران با چشمانی باز و آگاهی کامل، به امر سیاست بپردازند و اسیر هیچ ایدئولوژی‌ای نشوند و با آگاهی و نه خشونت، راه را بر بازتولید ایدئولوژی چپ و اسلام سیاسی که این بلا را مشترکا بر سر ایران آوردند، ببندند.

ایرانیان باید برای ایران آینده مشق دموکراسی کنند و ایران پساجمهوری‌اسلامی را به گونه‌ای بسازند که این سرزمین مظلوم وارد دوران با ثبات و سرشار از توسعه و آبادانی و آزادی شود.»

یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید

یورونیوز: آیا در کارنامۀ علی خامنه‌ای به عنوان رهبر کشور ایران در ۳۷ سال گذشته، نقاط مثبتی هم می‌بینید؟ آن موارد احتمالی، کدام‌اند؟

مهدی نصیری: «خامنه‌ای شیفتۀ ایدئولوژی‌اش بود و رسما گفته بود که وظیفۀ آبادی و توسعه ایران را ندارد. او تا جایی نگران دنیای مردم ایران بود که حد اقل‌ها را برای ایجاد ثبات جهت پی‌گیری اهداف سیاسی امت‌گرایانه‌اش تامین کند. به نظرم او مشکلی با مدل حکمرانی کره شمالی نداشت و اگر ده‌سال دیگر زنده می‌ماند و می‌توانست ادامه بدهد، به احتمال قوی همین مسیر را می‌رفت.

اگر در ۴۷ سال جمهوری اسلامی اتفاقات نیم‌بند مثبتی از جهت عمران و آبادی افتاده باشد ( که در قیاس با روند عمران و آبادی نظام پهلوی ناچیز به شمار می‌آید) عمدتا محصول فشار اجتماعی و تلاش برخی رؤسای جمهوری بوده که خامنه‌ای آنان را منکوب و تحقیر و ذلیل کرد.

ما در آسیا رهبران و پادشاهان مستبدی داریم که مردم ایران امروز شدیدا حسرت حکومت آنان را دارند و این یکی از تاریک‌ترین ابعاد حکمرانی خامنه‌ای و جمهوری اسلامی است. استقبال اکثریت مردم ایران از حملۀ آمریکا و اسرائیل و تمنای نجات از دولت‌های خارجی را داشتن، لکه سیاهی بر کارنامۀ خامنه‌ای است.»

مهدی نصیری
مهدی نصیری عکس: مهرداد اصفهانی، خبرگزاری دانشجو

یورونیوز: در دوران رهبری آقای خامنه‌ای، قتل‌ها و مرگ‌های مشکوکی رخ داد. مثل قتل سعیدی سیرجانی و قتل‌های زنجیره‌ای دوران اصلاحات و نیز مرگ احمد خمینی و هاشمی رفسنجانی. با شناختی که شما از شیوه‌ی رهبری آیت‌الله خامنه‌ای و ساختار پیچیده‌ی قدرت در نظام جمهوری اسلامی دارید، به نظرتان چنین وقایعی، اگر همگی مصداق قتل بوده باشند، با اذن علی خامنه‌ای صورت گرفتند؟

مهدی نصیری: «واقعا هیچ اطلاعی از این که او آمر این قتل‌ها بوده ندارم و حتی در حد خبرهای محفلی هم این را نشنیده‌ام و این البته می‌تواند به مهارت مدیریتی او مربوط باشد. همۀ ادله و شواهد حقوقی و سیاسی و شرعی و عرفی به مسئولیت اول او در قبال این قتل‌ها و فجایع گواهی می‌دهند، حتی اگر هیچ سند صریح و روشنی از آمریت او به دست نیاید.

او بسیاری از تمایلات خود را با گوشه‌چشم و کنایه، که در ادبیات گفته می شود کنایه گویاتر از تصریح است، به انجام می‌رساند. او به مقامات یاد داده بود که منویات او را (یعنی آنچه در قلب و ذهن او می‌گذرد و دوست دارد انجام شود اما بر زبان نمی‌آورد) انجام دهند، اگر خوب در آمد به پای او بنویسند و اگر رسوایی‌ای به بار آورد مسئولیت آن را بر عهده بگیرند.

یکی از ادلۀ همدلی او با این فجایع این است که دستگاه قضاییِ کاملا گوش‌به‌فرمانش هیچ مجازات در خور و بازدارنده‌ای برای مباشران و عاملان این جنایات بعد از افشای آن‌ها، که او مایل به آن نبود، رقم نزد؛ همان دستگاهی که امروز نوجوانان و جوانان را برای آتش‌زدن سطل زباله و یا توهین به مقدسات اعدام می‌کند.

اما حالا از همۀ این‌ها که بگذریم او علنا و رسما مسئولیت فرمان کشتار هولناک ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه را بر عهده گرفت و برای هزاران جوان و پیر و زن و مرد مظلوم جانفدا تعبیر «به جنهم واصل شدن» را به کار برد. او با این اظهارات رسما هر گونه شک و شبهه را در مورد شقاوت و بی‌رحمی‌اش نسبت به جان انسان‌ها و ایرانیان از بین برد.»

یورونیوز: دربارۀ نحوۀ انتخاب آقای خامنه‌ای به عنوان مرجع تقلید پس از فوت آیت‌الله اراکی، حرف و حدیث زیاد است. آیت‌الله منتظری در سال ۱۳۷۶ این انتخاب را مصداق "مبتذل‌ساختن مرجعیت شیعه" توصیف کرد. شما در دهۀ ۱۳۷۰ گویا دو سال در درس خارج فقه آقای خامنه‌ای شرکت می‌کردید. آیا آقای خامنه‌ای واقعا با فشار وزارت اطلاعات بر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مرجع تقلید شد؟ و دیگر اینکه، آنچه درباره‌ی قلّت سواد فقهی‌اش گفته شده، تا چه حد درست و دقیق است؟

مهدی نصیری: «روایت آقای منتظری را به عنوان یک راوی مطلع و موثق باید قبول کرد. خامنه‌ای از لحظۀ به‌دست‌گرفتن زمام رهبری با آن انتخاب مسئله‌دار مجلس خبرگان و با حمایت هاشمی، برای تثبیت قدرت خود همۀ تلاش‌ها و تاکتیک‌های بعضا هوشمندانه را به کار گرفت. از جمله حرکت در جهت کسب مرجعیت، که آغاز آن با شروع درس خارج فقه از سال ۱۳۷۰ یعنی دو سال بعد از آغاز رهبری‌اش بود که من در دو مقطع زمانی، مجموعا ۵ سال در آن درس شرکت کردم. نکتۀ قابل توجه این درس هم این بود که خامنه‌ای باب جهاد را به عنوان موضوع درس خود انتخاب کرد؛ موضوعی که اکثریت قاطع فقهای شیعه قرن‌ها آن را از روند آموزشی و اجتهاد خود حذف کرده بودند و معتقد بودند که تا ظهور امام مهدی امر سیاست و حکمرانی از عهدۀ آنان خارج است. فقهای شیعه وجوب جهاد دفاعی را قبول داشتند. یعنی دفاع از کشور و مال و جان انسان‌ها اگر مورد تجاوز قرار بگیرند و قدرت بر دفاع داشته باشند. اما کمتر فقیهی فتوا به مجاز بودن جهاد ابتدایی، یعنی جنگ برای فتح سرزمین‌های کفر ( و این کفر البته شامل کشورهای اسلامی‌ای که با ولی‌فقیه سرناسازگاری داشته باشند هم می‌شود!) داده است اما خامنه ای از همان آغاز درس، همۀ تلاشش را برای اثبات جهاد ابتدایی گذاشت.

درس خارج از فقه علی خامنه‌ای
درس خارج از فقه علی خامنه‌ای عکس: وبسایت علی خامنه‌ای

در هر صورت خامنه‌ای با شروع این درس و بعد با تشکیل جلسات فقهی با برخی فقها مانند هاشمی شاهرودی و شب‌زنده دار و مدرسی و سپس با انتشار رسالۀ عملیۀ عربی ( برای پرهیز از برانگیختن حساسیت برخی مراجع تقلید قم و نجف) گام‌های اولیه را برای مرجعیت برداشت و در کنار آن هم به خریدن و نمک‌گیر‌کردن مراجع تقلید موجود پرداخت؛ هر چند در مورد عده ای از آنان مانند آقایان تبریزی و وحید خراسانی و سید صادق شیرازی موفق نشد.

بر اساس روایت برخی بستگان آقای خزعلی (از فقهای شورای نگهبان) وی در جلسۀ خصوصی با مرجعیت آقای خامنه‌ای مخالفت می‌کند و از او می‌خواهد مسئلۀ مرجعیت را به آقای سیستانی ارجاع دهد که این امر با ناخشنودی خامنه‌ای مواجه شده و پس از مدتی به حذف خزعلی از شورای نگهبان می‌انجامد.

و اما در مورد سواد فقهی خامنه‌ای باید بگویم که او آدم کندذهن و بی‌استعدادی نبود. ادبیات فارسی و عرب را خوب می‌دانست و مسلط بود. دروس حوزوی را سال‌های کمتری به نسبت مدرسان دیگر خوانده بود اما خوب خوانده بود. بیشتر در کار مطالعۀ تاریخ اسلام و تفسیر قرآن در فضایی متاثر از منظومۀ فکری سید قطب بود که بعدا جوهرۀ فهم اسلامی و فقهی او را رقم زد. سید قطب پدر فکری شاخۀ رادیکال اخوان‌المسلمین و گروه‌های جهادی مانند القاعده و حتی تا حدودی داعش بود.

آنچه من با توجه به این که چند سال بعد از شرکت در درس خارج فقه خامنه‌ای، در چند درس خارج فقه دیگر مانند درس آقایان مومن، وحید خراسانی و رجایی در قم شرکت کردم و این‌ها را با هم مقایسه کردم، دریافتم، این بود که درس خارج خامنه ای حداقل‌های لازم را داشت و نشان می‌داد که او برای هر درس چند ساعت مطالعه می‌کند و با فقهای باسابقه مباحثه و گفتگو می‌کند ( و البته این از سیئات او بود که وقت حکمرانی را به درسی اختصاص می داد که هیچ ثمره قابل اعتنایی برای کشورداری و حکومت نداشت).

باید در پایان متذکر شوم که چندان مهم نیست که خامنه‌ای یا خمینی چه عمق فقهی‌ای داشتند؛ مهم این است که دریابیم این فقه و دروس حوزه‌های علمیۀ شیعه و سنی، نسبت سازنده‌ای با امر حکومت و حکمرانی بویژه در دنیای مدرن ندارند و بلکه نسبت معکوس و ویرانگر دارند؛ چیزی که در جمهوری اسلامی همه کاملا تجربه کردیم.»

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید

مطالب مرتبط

شکاف عمیق در جامعه ایران پس از خامنه‌ای؛ میراثی از سرکوب، بحران اقتصادی و دودستگی

جمهوری اسلامی پس از خامنه‌ای پدر به کدام سو می‌رود: نوزایی راهبردی یا ادامه همان بازی قدیمی؟

آیا پزشکیان و قالیباف علیه مجتبی خامنه‌ای کودتا کرده‌اند؟