Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

آیا پزشکیان و قالیباف علیه مجتبی خامنه‌ای کودتا کرده‌اند؟

مسعود پزشکیان و محمدباقر قالیباف
مسعود پزشکیان و محمدباقر قالیباف Copyright  عکس از مشرق‌نیوز
Copyright عکس از مشرق‌نیوز
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید
همرسانی Close Button

مذاکرات ایران و آمریکا پس از امضای تفاهم‌نامه از سوی روسای جمهور دو کشور، در حالی پیش می‌رود که اصولگرایان تندرو در ایران به شدت نسبت به این مذاکرات معترض‌اند و بر ضرورت انتقام و خونخواهی بابت کشته‌شدن علی خامنه‌ای تاکید می‌کنند.

لایه‌ها و چهره‌های افراطی جناح راست در ایران، نه فقط به روند مذاکرات ایران و آمریکا، بلکه به نفس این مذاکرات اعتراض دارند و در تازه‌ترین اظهار نظر، علیرضا پناهیان، روحانی تندروی نزدیک به علی خامنه‌ای، روز گذشته اعلام کرد حاضریم همه منافع ملی را بابت انتقام خون «رهبر شهید» فدا کنیم.

آگهی
آگهی

اما در میانه اظهار نظرهای چهره‌های افراطی مخالف مذاکره، ادعای کامران غضنفری در اواخر هفته گذشته، متفاوت از سخنان سایر تندروها بود. آقای غضنفری که عضو مجلس ایران است، مدعی آغاز یک «شبه‌کودتا» علیه مجتبی خامنه‌ای رهبر جدید جمهوری اسلامی شد. او دقیقا گفت: «عده‌ای بنا دارند تا مراسم شب‌ها را در میادین و خیابان‌ها شهرهای مختلف کشور به تدریج کمرنگ و سپس تعطیل کنند. می‌خواهند مردم را از خیابان‌ها جمع کنند و به خانه‌هایشان بفرستند. این شروع یک شبه‌کودتای سیاسی علیه رهبری نظام است. در این راستا مدتی است شروع کرده‌اند. طبق گزارشاتی که به ما رسیده، پول‌های کلانی در حد چندین هزار میلیارد تومان دارند هزینه می‌کنند. جمعی از مداحان عزیز را که این مدت در میادین و خیابان‌ها برای مردم مداحی می‌کردند، با دادن پول‌های کلان از آن‌ها خواسته‌اند که دیگر در خیابان‌ها و میادین حضور نداشته باشند و مداحی نکنند. نامه‌هایی به بسیج زده شده که بسیجی‌ها دیگر از این مراسم و تجمعات مردم حمایت نکنند و مجلس را هم چهار ماه است به تعطیلی کشانده‌اند تا نمایندگان مجلس نتوانند به انجام این شبه‌کودتای سیاسی علیه رهبری نظام اعتراض کنند.»

این نماینده مجلس ایران، مسعود پزشکیان و قالیباف را عوامل اصلی این «شبه‌کودتا» دانست و آن‌ها را متهم کرد که سعی می‌کنند نقش شورای عالی امنیت ملی را در اتخاذ تصمیمات سیاسی پررنگ و نقش رهبر و مجلس را کمرنگ کنند.

ولی‌فقیه بر امور مسلط است

اما محمدعلی ابطحی، سیاستمدار اصلاح‌طلب، درباره ادعای کنار زده شدن مجتبی خامنه‌ای از روند تصمیم‌گیری‌های مهم به یورونیوز گفت: «کسانی که مدعی‌اند در ایران کودتا دارد می‌شود و پزشکیان و قالیباف رهبری را کنار گذاشته‌اند، حرف‌هایشان مصداق افراطی‌گری و قطعا دروغ است. اما دلیل این حرفشان شاید بیشتر این باشد که این مجموعه افراد، زندگی و شعار و تابلوی وجودی‌شان در این نوع حرکت‌های افراطی است و مساله مبارزه با آمریکا و خون رهبر شهید هم بهانه‌هایی است که این‌ها مطرح می‌کنند. من معتقدم که اگر رهبری انقلاب در مدیریت کلانی مثل مساله صلح و جنگ، که اتفاقا از مواردی است که در قانون اساسی تصمیم‌گیری درباره آن فقط بر عهده رهبری است، نتوانند تصمیم بگیرند و نظر بدهند و یا کسانی باشند که ایشان را منزوی کرده باشند، باید بگوییم که ما در ایران دیگر رهبر نداریم. ولی من معتقدم رهبری، چنانکه گفته می‌شود، بر این نوع مسائل نظارت دارد و این اتفاقات با نظارت ایشان در حال وقوع است و نیروهای قدرتمندی هم مثل سپاه و نهادهای امنیتی در کشور وجود دارند که اگر نظر رهبری موافق روند موجود نباشد، تلاش کنند که نظر ایشان عملیاتی شود.»

آقای ابطحی افزود: «به نظرم ادبیاتی که از سوی این افراد استفاده می‌شود، دال بر این است که این‌ها می‌خواهند زیر تابلوی رهبری فعالیت‌های خودشان را انجام دهند و از این فرصتی که رهبری به دلایل امنیتی حضور آشکاری در فضای سیاسی کشور ندارد، می‌خواهند استفاده کنند. ولی آنچه تا به حال از سوی رهبری بیرون آمده و مطرح شده، متفاوت از نظرات افراطی‌هایی است که می‌خواهند از چتر ولایت فقیه سوءاستفاده کنند. من ولی‌فقیه را بر همه امور ایران مسلط می‌دانم.»

بهتر بود رهبری تصمیم قطعی بگیرد

به نظر می‌رسد نحوه موافقت مجتبی خامنه‌ای با مذاکرات ایران و آمریکا، که در پیام مکتوبش بازتاب یافت، یکی از دلایل باز بودن دست اصولگرایان تندرو برای طرح ادعای کنار زده شدن رهبر جمهوری اسلامی از روند تصمیم‌گیری درباره مذاکرات ایران و آمریکا است.

مجتبی خامنه‌ای در پیامش درباره امضای تفاهم‌نامه از سوی ایران نوشته بود: «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهدی که رئیس‌جمهور محترم به‌عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه‌ی آن را صادر نمودم‌.»

افشار سلیمانی، تحلیلگر مسائل سیاست خارجی ایران، درباره نقش رهبر جدید جمهوری اسلامی در مذاکرات و تفاهم‌نامه امضاشده و نیز ادعای شبه‌کودتا علیه او می‌گوید: «وقتی یک جناح سیاسی با تعداد اندکی از آدم‌هایش چنین ادعایی می‌کند، در واقع با بیان حرف‌های بی‌اساس بر خلاف منافع ملی عمل می‌کند. رئیس‌جمهور کشور می‌گوید ما مذاکره با آمریکا را در شورای عالی امنیت ملی تصویب کردیم و رهبر هم موافقت کرده. رهبر هم این حرف رئیس‌جمهور را تایید کرده ولی نکاتی را هم گفته و آن جناح نیز همین نکات را تفسیر می‌کند. البته من می‌پسندیدم که رهبری تصمیم قطعی بگیرد. یعنی بگوید با مذاکره موافقم و دیگر این مسائل با استناد به یکی دو جمله رهبری پیش نیاید و صداوسیما نتواند چنین مواضعی اتخاذ کند.»

این دیپلمات سابق جمهوری اسلامی، مخالفت اصولگرایان تندرو با توافق ایران و آمریکا را ناشی از منافع باندی دانست و افزود: «پزشکیان تلاش می‌کند اختلاف ایجاد نشود و وفاق باشد، ولی تندروها چنین چیزی را نمی‌خواهند چون منافعشان به خطر افتاده. تمام این مخالفت‌ها با مذاکره و توافق با آمریکا، به دلیل منافع شخصی و باندی است. یعنی تندروها فکر می‌کنند اگر این توافق شکل بگیرد و اوضاع کشور به سمت بهبودی برود، منافعشان را از دست می‌دهند.»

آقای سلیمانی مخالفان توافق ایران و آمریکا را اقلیتی از مردم ایران دانست و از شورای عالی امنیت ملی خواست که به موافقان توافق هم اجازه تجمع داده شود: «اگر رای‌گیری شود، این تندروها زیر ۲ یا ۳ درصد رای ‌می‌آورند. همین الان هم که عده‌ای از آن‌ها در مجلس حضور دارند، با کمتر از پنج درصد رای مردم نماینده شده‌اند. این نشان می‌دهد که این افراد پایگاه اجتماعی ندارند و به همین دلیل در حال شلوغ‌کردن اوضاع و فریب افکار عمومی از طریق اقدامات پوپولیستی هستند تا به اهدافشان برسند. بنابراین می‌شود آقای پزشکیان در شورای عالی امنیت ملی بخواهد که امکان تجمع طرفداران توافق با آمریکا هم تصویب شود. این افراد هم در شهرهای گوناگون تجمع کنند تا ببینیم موافقان توافق چه عده‌ای را تشکیل می‌دهند. البته اگر رفراندوم برگزار شود که خیلی بهتر است ولی چون کلا در ایران رفراندوم مقبول واقع نشده، با اینکه در قانون اساسی هم هست، در شرایط فعلی می‌توان به طرفداران توافق هم اجازه تجمع داد. طرفداران توافق آدم‌های آرامی هستند. اگر به آن‌ها اجازه تجمع داده شود، مشکلی پیش نمی‌آید. مخالفان توافق میدان را خالی دیده‌اند و میدان‌داری می‌کنند در حالی که پایگاه اجتماعی گسترده‌ای هم ندارند.»

کودتا در جمهوری اسلامی ممکن نیست

ادعای شبه‌کودتا علیه مجتبی خامنه‌ای یا منزوی‌ و بی‌اثر شدن او در تصمیمات نظام در خصوص مذاکره و توافق، با صراحت کمتری از سوی برخی مداحان تندروی حاضر در تجمعات شبانه نیز مطرح شده. حمید رسایی دیگر نماینده مجلس ایران نیز دو هفته قبل، یعنی پیش از سخنان اخیر کامران غضنفری، درباره تعطیلی مجلس گفته بود: «حدود یک ماه پیش رئیس مجلس در مکاتبه‌ای از رهبر انقلاب خواست جلسات {مجلس} به صورت مجازی برگزار شود تا تعطیلی ادامه یابد، اما پاسخی به این نامه داده نشد. حالا که تفاهم‌نامه امضا شده، تعطیلی دیگر توجیه ندارد. بسیاری از نمایندگان منتقد این توافق‌اند و نقد آن را وظیفه خود می‌دانند. از این‌جا به بعد، بسته نگه داشتن مجلس بوی کودتا می‌دهد.»

اما عبدالرضا داوری، فعال سیاسی اصولگرا و از طرفداران پر و پا قرص مجتبی خامنه‌ای، درباره ادعای کودتا در نظام جمهوری اسلامی به یورونیوز گفت: «اگر کسی کمی ساختار جمهوری اسلامی را بشناسد، می‌داند این ادعاها تا چه اندازه بی پایه و اساس است. مدل توزیع اقتدار و اختیارات ذیل نهاد رهبری، از نیروهای نظامی و امنیتی تا بخش‌های مهم رسانه‌ای مثل صداوسیما، به گونه‌ای است که اساسا یک نهاد مثل دولت یا مجلس نمی‌تواند اقداماتی از نوع کودتا را علیه رهبری انجام دهد. این حرف‌ها بیشتر برای تحت فشار قرار دادن رهبری است که به جریان توافق‌خواه نزدیک نشود. این حرف‌ها نشانه نگرانی گروه‌های تندرو از احتمال توافق است. تلقی من این است که این افراد چون توافق را نزدیک می‌دانند، دنبال این هستند که با تحریک اجتماعی، زمینه توافق را از بین ببرند.»

آقای داوری در پاسخ به این سوال که «آیا در شرایط فعلی بین نهادهای تشکیل‌دهنده ساختار جمهوری اسلامی، جنگ قدرت بر سر تعیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی وجود ندارد؟» گفت: «بین خود نهادها جنگ قدرت وجود ندارد ولی قاعدتا در هر نهاد ممکن است بعضی افراد مخالف سیاست‌های جدید کشور باشند. مثلا در مجلس یا حتی شورای امنیت ملی و نیز نهادهای نظامی. اما مسئله این است که این افراد در این نهادها دست برتر را ندارند و به همین دلیل تلاش می‌کنند با تحریک افکار عمومی، استفاده از ابزار صداوسیما و تجمعات میدانی، بر سیاست‌های کشور اثر بگذارند. خود همین رویکرد نشان می‌دهد که این افراد دیگر آن قدرت نهادی سابق را ندارند که بتوانند مانع مسیر جدید در همگرایی و توافق شوند؛ ولی چون به لحاظ تاریخی در بعضی نهادها ریشه دارند، از طریق فشارهایی که بخصوص در حوزه عمومی از طریق تجمعات به مجریان سیاست جدید کشور وارد می‌کنند، می‌توانند تا حدی روند منتهی به توافق را کند کنند.»

علیرغم نظر عبدالرضا داوری، به نظر می‌رسد که اصولگرایان تندرو در صداوسیما دست برتر را دارند و به همین دلیل تلویزیون جمهوری اسلامی به مداحان فرصت نقد سیاست خارجی کنونی حکومت را می‌دهد. صدور مجوز اظهار نظر انتقادی مداحان درباره سیاست خارجی برآمده از دولت و مجلس و شورای عالی امنیت ملی، البته میراث علی خامنه‌ای است.

در تیر ماه ۱۳۶۹ میثم مطیعی از مداحان نزدیک به علی خامنه‌ای، در مراسم نماز عید فطر در حضور همه مقامات عالی‌رتبه نظام، اشعار تندی علیه برجام خواند و این اقدام او با اعتراض پنهان و آشکار چهره‌ها و رسانه‌های نزدیک به دولت حسن روحانی مواجه شد ولی علی خامنه‌ای از شعرخوانی مطیعی دفاع کرد و عملا حق نقد سیاست خارجی دولت را در یک مراسم مذهبی به رسمیت شناخت.

برخلاف نظر عبدالرضا داوری، افشار سلیمانی درباره مخالفت با مذاکره ایران و آمریکا می‌گوید: «صداوسیما و جبهه پایداری این ادعا را مطرح می‌کنند که رهبری با مذاکره موافق نیست.» علی افشاری نیز می‌گوید: «اگر قالیباف و پزشکیان واقعا چنین موقعیتی داشتند، پس چرا صداوسیما به آن‌ها حمله می‌کند و سخنان قالیباف را وقتی به جایی می‌رسد که با تصویرپردازی حاکمیت از ابراهیم رئیسی تعارض دارد، قطع می‌کند؟»

بنابراین به نظر می‌رسد در بین نهادهای موثر در جمهوری اسلامی، دست کم صداوسیما قطعا مخالف سیاست خارجی فعلی جمهوری اسلامی در قبال جنگ و مذاکره و توافق است. چنین تقابلی، آشکار فراتر از «اختلاف اشخاص» است و در واقع معنایی ندارد جز تقابل یک نهاد حکومتی مهم (صداوسیما) با نهادهایی نظیر دولت و شورای عالی امنیت ملی بر سر چند و چون سیاست خارجی جمهوری اسلامی.

مدعیان کودتا، قبلا زیاد دروغ گفته‌اند

اما علی افشاری درباره ادعای کودتا یا خلع ید از مجتبی خامنه‌ای می‌گوید: «این ادعا که قالیباف یا پزشکیان یا دیگر مدافعان مذاکره با آمریکا و تفاهم‌نامه فعلی علیه مجتبی خامنه‌ای کودتا کرده‌اند یا اختیارات او را محدود کرده‌اند یا او را تحت کنترل خودشان گرفته‌اند، به چند دلیل با واقعیت تناسبی ندارد. اول اینکه کسانی که این ادعا را می‌کنند، عمدتا سابقه بلندبالایی در طرح ادعاهای خلاف واقع دارند که پیشتر مطرح کرده‌اند و بطلان همه آن‌ها مشخص شده و این افراد هم هیچ وقت حاضر نشدند خطای خودشان را بپذیرند و به آن اعتراف بکنند. دلیل دوم برمی‌گردد به ساختار تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی و گروه‌های ذی‌نفعی که وجود دارند؛ چون علاوه بر شخص مجتبی خامنه‌ای، کل هسته سخت قدرت باید مقهور قالیباف و پزشکیان شوند. اما قالیباف و پزشکیان به لحاظ فردی چنین موقعیتی در جمهوری اسلامی ندارند. یعنی نه بدنه اجتماعی هواداران نظام از آن‌ها حرف‌شنوی دارد، نه مقبولیت بالایی دارند، نه وزنشان در هرم قدرت جمهوری اسلامی بسیار بالاست. چرا ما باید قبول کنیم که افرادی مثل باقر ذوالقدر و محسن رضایی و وحیدی فرمانده کنونی سپاه و یا محسنی اژه‌ای رئیس قوه قضاییه، نظاره‌گر منفعل استیلای قالیباف و پزشکیان بر مجتبی خامنه‌ای باشند؟»

مجتبی خامنه‌ای با ادعای کودتا مشکلی ندارد

با این حال آقای افشاری درباره سیاست مجتبی خامنه‌ای در قبال سخنان تندروهای نظام می‌گوید:«مجتبی خامنه‌ای و نهاد ولایت فقیه مشکلی با ادعای تندروها در خصوص کودتا ندارند چون آن‌ها نمی‌خواهند مسئولیت روند مذاکره و توافق را بپذیرند و آن را به عنوان یک الگوی خوب در نظر بگیرند. مثلا در شروع مراسم خاکسپاری خامنه‌ای، همه تبلیغات حول انتقام و خونخواهی بود. در صورتی که اگر قرار است تفاهم‌نامه ایران و آمریکا منتهی به توافق بین دو کشور شود، دیگر خونخواهی و خصومت با دولت آمریکا باید کنار برود. بنابراین نهاد ولایت فقیه از ادعاهای خلاف واقع تندروها استفاده می‌کند برای اینکه سیاست ستیزه‌جویانه مبتنی بر دشمنی با آمریکا، نابودی اسرائیل و نفی مبانی تمدنی غرب، حفظ شود. اما این احتمال هم مطرح است که این نیروهای افراطی از خود مجتبی خامنه‌ای ناخرسند و ناراضی‌اند و از طریق این حرف‌ها می‌خواهند اعمال فشار بکنند بر مجتبی خامنه‌ای. در این صورت باید دید که این تحرکات تا چه میزان تحمل می‌شود. ولی در مجموع نیروهای تندروی اصولگرایان، نیروهای اصلی حامی نهاد ولایت فقیه هستند و کلیت این‌ها حفظ می‌شود و ممکن است با چند نفرشان که پایشان را از محدوده‌های قابل تحمل بیرون بگذارند، برخوردهایی صورت بگیرد.»

یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید

ادعای تندروها ناشی از توهم برتری ایران در جنگ است

علی افشاری همچنین در رد ادعای «کودتای نرم» در ایران افزود: «استدلال کسانی که می‌گویند اختیارات از مجتبی خامنه‌ای گرفته شده و او وادار شده به پذیرش آتش‌بس و تفاهم‌نامه، این است که اواخر جنگ، وضعیت ایران چه در حوزه آفندی چه در حوزه پدافندی بهتر شده بود و توان رزمی آمریکا و اسرائیل کاهش یافته بود. اما این حرف غلط است. آمریکایی‌ها اگر هواپیماهایشان هم نیاز به اورهال داشتند، می‌توانستند هواپیماهای دیگری را از کشورشان به منطقه بیاورند و جنگ را ادامه دهند. بله، ایران می‌توانست مقاومت کند ولی این به معنای افزایش خرابی‌ها و احتمال حمله آمریکا به زیرساخت‌های ایران بود. آثار منفی چنین وضعی، سالیان سال در ایران باقی می‌ماند. هیچ عقل متعارفی این ریسک را نمی‌پذیرد. ادعای تندروها درباره بهبود وضع اقتصاد ایران در روزهای پایان جنگ هم غلط است. کاهش قیمت دلار در آن ایام بسیار اندک بود. در حالی که مشکل اصلی، یعنی محاصرۀ دریایی ایران، پابرجا بود که کم‌کم می‌توانست ذخیرۀ کالاهای مصرفی و استراتژیک ایران را کاهش دهد و فشار را بر مردم بیشتر کند و کشور را در موقعیت آسیب‌پذیرتری قرار دهد. تاب‌آوری جامعه امر نامحدودی نبود؛ بخصوص در جنگی که مردم خیلی هم نسبت به آن توجیه نبودند.»

علی افشاری در پایان افزود: «این ریسک‌ها باعث پذیرش آتش‌بس و تفاهم‌نامه شده. ولی تندروها مدعی‌اند پزشکیان سرخود و بدون اختیارات قانونی، آتش‌بس و تفاهم‌نامه را پذیرفته. تندروها منکر اصالت پیام مجتبی خامنه‌ای درباره پذیرش تفاهم‌نامه نیستند. در این صورت باید توضیح دهند که چرا او با آتش‌بس و امضای تفاهم‌نامه موافقت کرده؟ این‌ها در اصل مجتبی خامنه‌ای را فردی ضعیف و منفعل ترسیم می‌کنند که تسلیم پزشکیان شده و آتش‌بس و تفاهم‌نامه را پذیرفته. در حالی که فرماندهان سپاه زیر نظر فرمانده کل قوا عمل می‌کنند نه پزشکیان. فرماندهان نظامی هم در جلسه شورای عالی امنیت ملی با تفاهم‌نامه موافقت کردند. همه این نکات، ادعای تندروها در خصوص کودتای نرم علیه مجتبی خامنه‌ای را بی‌اساس می‌کند.»

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید

مطالب مرتبط

رونمایی از دیوارنگاره‌ «شهدای حماسه‌ساز»؛ طرح دوباره شایعات درباره وضعیت جسمانی مجتبی خامنه‌ای

ابهام راهبردی یا رهبری نمادین؛ آیا غیبت مجتبی خامنه‌ای به بقای جمهوری اسلامی کمک می‌کند؟

پایان جمهوری اسلامی کلاسیک در مواجهه با جنگ یا مذاکره؛ چرا سوپاپ‌های اطمینان ناگهان «کودتاچی» شدند؟