بیش از شش هفته از کشته شدن علی خامنهای و انتخاب مجتبی خامنهای بهعنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی گذشته است و هنوز مردم ایران نه او را دیدهاند و نه صدایش را شنیدهاند. از سوی دیگر وضعیت سلامت و میزان دخالت او در تصمیمگیریها مبهم است. اما دلیل این ابهام چیست؟ تصمیمگیرنده نهایی در ایران کیست؟
مجتبی خامنهای در بحبوحه درگیری که جدیترین تهدید موجودیتی علیه جمهوری اسلامی در عمر ۴۷ سالهاش تلقی میشود، پیوسته غایب بوده است. در عوض بیانیههای منسوب به او در تلویزیون دولتی ایران و شبکههای اجتماعی منتشر میشود. رژیم ایران حتی از ویدیوهای تولیدشده با هوش مصنوعی برای انتشار پیامهای این روحانی ۵۶ ساله استفاده کرده و به گمانهزنیها درباره وضعیت وخیم سلامتی او یا حضورش در خارج از کشور دامن زده است.
این وضعیت تضادی آشکار با علی خامنهای، رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی دارد. در زمان حکومت آقای خامنهای، تقریبا هیچ هفتهای بدون اظهار نظر یا مداخلات او نمیگذشت.
گزارشهای متناقض از وضعیت مجتبی خامنهای
تاکنون گزارشهای متعدد، تایید نشده و متناقضی به نقل از منابع مختلف از وضعیت سلامت مجتبی خامنهای منتشر شده است.
سیانان ماه گذشته به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد که مجتبی خامنهای در حملات آمریکا و اسرائیل به بیترهبری در روز نخست جنگ دچار شکستگی پا، کبودی چشم چپ و جراحتهای سطحی شده است.
رویترز به نقل از «سه منبع نزدیک به حلقه داخلی حکومت ایران» گزارش داد که صورت آقای خامنهای در حملات آمریکا و اسرائیل دچار تغییر شکل شده است و علاوه بر آن، او از آسیب جدی در یک یا هر دو پا نیز رنج میبرد.
این منابع افزودند که آقای خامنهای همچنان روند بهبود را طی میکند و «از نظر ذهنی هوشیار» است.
به گفته آنها، رهبر جدید جمهوری اسلامی در نشستها با مقامات ارشد «از طریق تماسهای صوتی» حضور دارد و در روند تصمیمگیری درباره موضوعات کلیدی از جمله جنگ و مذاکرات با واشنگتن نقش فعال ایفا میکند.
روزنامه بریتانیایی تایمز اوایل ماه جاری گزارش داد که یک یادداشت دیپلماتیک که گمان میرود بر اساس ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائيل تهیه شده و با کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس به اشتراک گذاشته شده، حاکی از آن است که وضعیت مجتبی خامنهای وخیم است و در قم تحت درمان قرار دارد. بنابر این یادداشت، آقای خامنهای در حال حاضر قادر به اداره جمهوری اسلامی ایران نیست.
همچنین روزنامه کویتی «الجریده» اواسط ماه گذشته به نقل از «یک منبع بلندپایه نزدیک به مجتبی خامنهای» گزارش داد که او در پی جراحت در جریان حملات آمریکا و اسرائیل، به پیشنهاد ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه مخفیانه و با یک هواپیمای نظامی روسی به مسکو منتقل شده و تحت عمل جراحی قرار گرفته است.
اما در نهایت، آیا مجتبی خامنهای در جریان امور ایران قرار دارد؟ آیا او چارچوبها و خطوط قرمز مذاکرهکنندگان را مشخص میکند؟ یا بیت رهبری عملا متروکه شده است؟ و اگر اینچنین است، چهکسی تصمیمات نهایی را میگیرد؟
مجتبی خامنهای به مثابه سپر محافظ نظام از انتقادات داخلی
به گفته علی واعظ، مدیر پروژه ایران در «گروه بینالمللی بحران»، بهنظر میرسد که «مجتبی خامنهای در وضعیتی نیست که واقعا بتواند تصمیمات حیاتی بگیرد یا مذاکرات را بهصورت جزئی مدیریت کند.» اما «نظام از او برای اخذ تایید نهایی در مورد تصمیمات کلان و مهم استفاده میکند، نه تاکتیکهای مذاکره.»
آقای واعظ گفت: «این نظام عمدا نقش مجتبی را برجسته میکند، چون این کار منجر به ایجاد سپر محافظی در برابر انتقادات داخلی میشود. این درست برخلاف پدر اوست که مدام درباره روند مذاکرات اظهارنظر میکرد.»
او افزود: «مجتبی عملا غایب است، بنابر این نسبت دادن دیدگاهها به او پوشش خوبی برای مذاکرهکنندگان ایرانی است تا خودشان را از انتقاد مصون نگه دارند.»
ادعاهای ترامپ درباره تغییر نظام در ایران
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، از زمان کشته شدن علی خامنهای تاکنون بارها مدعی شده است که در ایران تغییر رژیم اتفاق افتاده و رهبری جدید ایران را «منطقیتر» توصیف کرده است.
او ماه گذشته گفت: «ما با افرادی طرف هستیم که پیش از آن هیچکس با آنها طرف نبوده است.»
آقای ترامپ روز سهشنبه ۲۱ آوریل طی بیانیهای ضمن اعلام تمدید آتشبس با ایران گفت که «رژیم ایران دچار شکاف و چنددستگی جدی شده است.»
رئیسجمهوری آمریکا در شبکه اجتماعی «تروتسوشال» نوشت: «با توجه به این واقعیت که حکومت ایران دچار شکاف و چنددستگی جدی شده است (که البته دور از انتظار هم نبود) و بنا به درخواست فیلد مارشال عاصم منیر و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، از ما خواسته شده است تا حمله خود به کشور ایران را متوقف کنیم؛ تا زمانی که رهبران و نمایندگان آنها بتوانند به یک پیشنهاد واحد و یکپارچه دست یابند.»
او افزود: «بنابراین، من به ارتش خود دستور دادهام که محاصره را ادامه دهد و از هر لحاظِ دیگر، آماده و توانمند باقی بماند. از این رو، آتشبس را تا زمانی که پیشنهاد آنها ارائه شود و مذاکرات به هر نحوی به نتیجه برسد، تمدید خواهم کرد.»
به گزارش سیانان، ساختار سیاسی غیرشفاف ایران یافتن پاسخها را دشوارتر میکند. اما هرچه آقای خامنهای بیشتر از انظار عمومی دور بماند، این پرسشها افزایش مییابند.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی یکی از بازماندگان حملات آمریکا و اسرائیل به رهبری ایران است و رهبری هیات ایرانی را در نخستین دور مذاکرات با آمریکا در اسلامآباد بر عهده داشت.
این فرمانده پیشین نیروی هوایی سپاه پاسداران و نیروی انتظامی جمهوری اسلامی که در سرکوب اعتراضات دانشجویی در ایران نقش عمدهای ایفا کرده است، اکنون بهنظر میرسد به یکی از معدود مقامات ایرانی تبدیل شده است که میتواند هم با دیپلماتهای کتوشلوار پوش و هم با نظامیها کنار بیاید.
آقای قالیباف در اسلامآباد به همراه عباس عراقچی، وزیر خارجه و هیات بزرگی از مقامات ایران حاضر شد و بهنظر میرسد این اقدام تلاشی برای نشان دادن وحدت میان مقامات جمهوری اسلامی بود.
این در حالی است که پیشتر گزارشهای مختلفی از اختلاف میان مقامات جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران بهویژه در مورد مذاکرات با آمریکا منتشر شده بود.
کانال ۱۴ اسرائیل اوایل ماه جاری در گزارشی به نقل از منابع خود اعلام کرد که همزمان با ادامه حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، در راس جمهوری اسلامی شکافهای گستردهای میان سران نظام، بهویژه مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران و محمدباقر قالیباف با سپاه پاسداران به وجود آمده است. بنابر این گزارشها، این شکافها حاصل از اختلافنظر این مقامات با فرماندهان ارشد سپاه و در راس آن احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران است.
بنابر این گزارش، آقای قالیباف به این نتیجه رسیده است که ادامه جنگ به از دست رفتن کامل کنترل سپاه پاسداران بر ایران خواهد انجامید. این در حالی است که فرماندهان سپاه نظری کاملا مخالف او دارند و بر این باورند که حتی به بهای سنگین نظامی و غیرنظامی میتوانند دوام بیاورند.
به گزارش سیانان، در حالی که هیات مذاکرهکننده ایرانی در خارج از کشور برای بقای حکومت مذاکره میکنند، در داخل باید پایگاهی را مدیریت کنند که نسبت به گفتگو با آمریکا بیش از پیش مضطرب شده و مشتاق است بهعنوان مجازات حملات علیه ایران، همچنان به جهان هزینه تحمیل کند.
از زمان آغاز جنگ، این پایگاه با تجمع در خیابانهای ایران، بهصورت علنی از رژیم ایران حمایت کرده است. اما حتی در حالی که این هواداران نشانههای وحدت بروز میدهند، هر حرکت مقامهایی را که در پی تضمین بقای حکومتاند، زیر ذرهبین قرار دادهاند.
دنی سیترینویچ، کارشناس ایران در «موسسه مطالعات امنیت ملی» اسرائیل، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «اگر مذاکرات پیش از درگیری دشوار بود، اکنون بسیار پیچیدهتر شده است. ایران با نظامی روبرو است که بیشازپیش غیرمتمرکز، تندرو و از نظر ایدئولوژیک سختگیر شده است و تابآوری خود در این درگیری را نوعی پیروزی الهی تفسیر میکند.»
جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، پس از آنکه مذاکرات هفته گذشته با ایران بدون توافق پایان یافت، گفت که هیات ایرانی باید برای گرفتن تایید از رهبر جمهوری اسلامی یا «فرد دیگری» به کشور بازمیگشت.
تا امروز ساختار سیاسی ایران نمیتوانست بدون تایید رهبر جمهوری اسلامی توافقی را حفظ کند. با این حال ممکن است که ایران وارد مرحله تازهای شده باشد که در آن دیگر به حمایت علنی و آشکار رهبر نیازی نباشد.
غیبت رهبر جمهوری اسلامی، سیاستمداران جانبدربرده از حملات آمریکا و اسرائیل را از دو جهت تحت فشار گذاشته است؛ آنها از یک سو باید پیامدهای اظهارنظرات مداوم آقای ترامپ را مدیریت کنند و از سوی دیگر با پایگاه تندروی داخلی مواجهاند که هرگونه مصالحه با آمریکا را به منزله تسلیم میداند.
حمیدرضا عزیزی، پژوهشگر میهمان در «موسسه آلمانی امور بینالملل و امنیت» گفت: «مدیریت این وضعیت بسیار دشوار است. این نشانه یک مخمصه واقعی است. آنها باید برای برقراری توازن میان همه این فشارهای داخلی و خارجی روی طناب باریکی قدم بردارند.»
نبرد برای بقا
این آرایش غیررسمی زمان جنگ که برخی مقامات ایرانی را به جایگاه رهبری رسانده، حتی وفادارترین حامیان حکومت را هم درباره اینکه چه کسی تصمیمگیرنده نهایی است، دچار سردرگمی کرده است.
عباس عراقچی هفته گذشته پس از آنکه اعلام کرد که تنگه هرمز به روی کشتیهای تجاری باز است، با انتقاد گسترده حامیان حکومت روبرو شد. آنها او را متهم کردند که پیشاپیش فرصت اعلام پیروزی را در اختیار آقای ترامپ گذاشته است.
در پی اظهارات وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران، خبرگزاری فارس نوشت: « همزمان با توئیت غیرمنتظره وزیر امور خارجه درباره آزادسازی تنگه هرمز و متعاقب آن رجزخوانیهای عصبی ترامپ، جامعه ایران در هالهای از سردرگمی فرو رفته است.»
رسانههای دیگر ایران نیز در مقالههایی بازگشایی تنگه هرمز را نیازمند «تایید رهبری» دانستند و خواستار توضیح مسئولان شدند.
اقدام ماه گذشته مسعود پزشکیان در عذرخواهی از همسایگان عرب ایران و اعلام اینکه دیگر حملهای علیه آنها صورت نخواهد گرفت، با سرزنشها و انتقادهای گسترده مواجه شده بود.
این انتقادات به گمانهزنیها درباره اختلافات داخلی میان سران جمهوری اسلامی دامن زد. با این حال، پس از اظهارات آقای عراقچی، محمدباقر قالیباف طی یک سخنرانی ویدیویی تلاش کرد به مردم اطمینان دهد که انسجام در نظام وجود دارد.
آقای واعظ گفت: «این حکومت هنوز از خطر نجات پیدا نکرده است. تا همین امروز، این نبرد برای بقاست و هر لحظه ممکن است دوباره به جنگ بازگردند، بنابراین در موقعیتی نیستند که وارد درگیری داخلی شوند.»
به گزارش سیانان، در حال حاضر، رهبر جدید ایران که پیشتر نیز به فعالیت در سایه عادت داشته است، برای سیاستمداران جمهوری اسلامی نقش سودمندی ایفا کرده است.
علی واعظ گفت: «نسبت دادن دیدگاهها به او، حتی اگر لزوما با آنها موافق نباشد، پوشش خوبی برای مذاکرهکنندگان ایرانی است تا خود را در برابر انتقادها محافظت کنند. هیچ واکنشی هم از سوی مردی که عملا غایب است، وجود ندارد.»