گزارش روزنامه آمریکایی «نیویورکتایمز» که اخیرا درباره ادعای «جذب» محمود احمدینژاد، رئیسجمهوری اسبق ایران توسط اسرائيل منتشر شد توجههای زیادی را در داخل و خارج از ایران به خود جلب کرد. استدلالها و تحلیلهای متعددی را در تائید یا رد این ادعا مطرح شده است.
یک دیپلمات سابق ایتالیایی در همین راستا با نگارش مقالهای تحلیلی با دیدهای تردیدآمیز به گزارش «نیویورکتایمز» پرداخته است.
در این گزارش ادعا شده بود که سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل (موساد) طی سالها محمود احمدینژاد را به عنوان یک منبع اطلاعاتی جذب کرده و حتی قصد داشته است پس از سقوط حکومت جمهوری اسلامی، او را به عنوان رهبر آینده ایران بر سر کار بیاورد.
مارکو کارنلوس، دیپلمات پیشین ایتالیایی و نویسنده مقاله انتقادی منتشرشده در «میدل ایست آی» علیه گزارش «نیویورکتایمز» میگوید هرچند روایت این روزنامه آمریکایی جذاب و پرهیجان به نظر میرسد اما از نظر منطقی و عملی با ابهامات و تناقضهای فراوانی روبرو است.
ابهامها و تناقضهای گزارش منتشرشده درباره «جذب» احمدینژاد توسط موساد
در گزارش «نیویورکتایمز» آمده بود که موساد از طریق دیدارهای محرمانه در بوداپست، ملاقاتهایی با دیوید بارنئا، رئیس پیشین این سازمان و پرداختهای مخفیانه تلاش کرده بود محمود احمدینژاد را به همکاری با اسرائیل ترغیب کند. در این گزارش همچنین ادعا شده است که در جریان حملات ۲۸ فوریه (۹ اسفند)، محمود احمدینژاد از محل اقامت خود در تهران خارج و به یک خانه امن متعلق به موساد در داخل ایران منتقل شد اما او خیلی زود اعتماد خود را به اسرائیلیها از دست داد و آنجا را ترک کرد.
به نوشته مارکو کارنلوس همین بخش از روایت گزارششده در «نیویورکتایمز» پرسشهای جدی بر میانگیزد زیرا مشخص نیست رئیسجمهوری پیشین ایران موفق به فرار شده یا موساد عمدا اجازه خروج به او داده است.
مارکو کارنلوس در ادامه استدلال میکند که این روایت با ساختار واقعی قدرت در ایران همخوانی ندارد. به گفته او، رئیسجمهوری در حکومت ایران تصمیمگیرنده اصلی نیست و قدرت واقعی در اختیار رهبر جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار دارد. این دیپلمات پیشین ایتالیایی نتیجه گرفته است که اگر هدف اسرائیل جذب یک منبع اطلاعاتی ارزشمند بوده باشد، منطقیتر آن بود که به جای یک رئیسجمهور سابق که سالها از مرکز قدرت دور بوده است به سراغ افراد نزدیک به رهبر، اعضای شورای عالی امنیت ملی یا فرماندهان ارشد سپاه برود.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
چرا روایت «جذب» احمدینژاد در بوداپست منطقی به نظر نمیرسد؟
نویسنده مطلب «میدل ایست آی» در ادامه یکی از مهمترین نقاط ضعف این روایت را نحوه آغاز عملیات جذب محمود احمدینژاد میداند. طبق گزارش نیویورکتایمز، یک مقام دولت مجارستان از رئیس یک دانشگاه در بوداپست خواسته بود محمود احمدینژاد را برای شرکت در یک کنفرانس تغییرات اقلیمی دعوت کند تا این سفر پوششی برای ملاقات او با ماموران موساد باشد.
مارکو کارنلوس یادآور میشود که حتی برخی مقامهای پیشین اطلاعاتی اسرائیل نیز این بخش از داستان را غیرواقعبینانه دانستهاند. از جمله فرمانده پیشین یگان ۸۲۰۰ ارتش اسرائیل که گفته است حضور شخص رئیس موساد در نخستین ملاقات با هدفی که هنوز قابل اعتماد بودنش ثابت نشده، برخلاف اصول حرفهای و رویههای معمول عملیات اطلاعاتی است.
از نگاه نویسنده مطلب «میدل ایست آی»، انتخاب یک کنفرانس بینالمللی به عنوان پوشش چنین عملیاتی نیز چندان قانعکننده نیست زیرا محمود احمدینژاد شخصیتی شناختهشده در سطح جهانی است که همواره تحت نظر رسانهها و سرویسهای اطلاعاتی قرار داشته و برگزاری چنین دیداری در یک نشست عمومی، آن هم با مشارکت احتمالی دولت مجارستان، ریسک امنیتی بسیار بالایی داشته است.
آیا اسرائیل واقعا به احمدینژاد به عنوان گزینه رهبری ایران پس از تغییر حکومت نگاه میکرد؟
مارکو کارنلوس همچنین انتخاب محمود احمدینژاد به عنوان گزینهای برای رهبری ایران پس از تغییر حکومت را غیرمنطقی توصیف میکند. او یادآور میشود که محمود احمدینژاد طی دوران ریاستجمهوری خود به دلیل انکار هولوکاست، مواضع تند علیه اسرائیل و سخنان مرتبط با برنامه هستهای ایران، به یکی از جنجالیترین چهرههای سیاسی جمهوری اسلامی در عرصه بینالمللی تبدیل شد.
به گفته این دیپلمات پیشین دستگاه دیپلماسی ایتالیا محمود احمدینژاد علاوه بر این در داخل ایران نیز چندین بار از سوی شورای نگهبان از نامزدی در انتخابات محروم شده و نه اصلاحطلبان و نه بخش مهمی از اصولگرایان به او اعتماد ندارند. از این رو مارکو کارنلوس معتقد است معرفی چنین شخصیتی به عنوان رهبر ایران پس از سقوط نظام جمهوری اسلامی، نه به آشتی ملی کمک میکرد و نه از حمایت گسترده داخلی و بینالمللی برخوردار میبود.
نویسنده مطلب «میدل ایست آی» برای تقویت استدلال خود به گزارش دیگری از روزنامه هاآرتص اشاره میکند که بر اساس آن، برخی فرماندهان اطلاعات نظامی اسرائیل نیز نسبت به این طرح تردید داشتهاند. به نوشته هاآرتص، این مقامها معتقد بودند پیشبینی روند انتقال قدرت در ایران پس از فروپاشی حکومت عملا غیرممکن است و حتی ممکن است سرنگونی نظام بدون وجود یک جایگزین مدنی قدرتمند، به تقویت موقعیت سپاه پاسداران بیانجامد.
آیا گزارش «نیویورکتایمز» نتیجه رقابت دستگاههای اطلاعاتی با یکدیگر است؟
در بخش دیگری از مقاله مارکو کارنلوس به رقابتهای درونی نهادهای اطلاعاتی اسرائیل نیز اشاره شده است. او مینویسد که برخی تحلیلگران معتقدند اختلافهای قدیمی میان موساد و سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل، همراه با فضای سیاسی منتهی به انتخابات این کشور، ممکن است بر نحوه انتشار این روایت تاثیر گذاشته باشد. از نگاه او، انتشار اطلاعاتی که جسارت یک نهاد اطلاعاتی را برجسته میکند و احتیاط نهاد دیگر را زیر سوال میبرد، در بسیاری از دستگاههای اطلاعاتی جهان سابقه دارد.
این دیپلمات پیشین ایتالیا در پایان به واکنش دفتر محمود احمدینژاد اشاره میکند که تمامی این ادعاها را «داستانهایی هالیوودی» خوانده و آنها را ساختگی دانسته است. به نوشته مارکو کارنلوس هرچند تکذیب افراد متهم، به خودی خود نمیتواند دلیلی بر نادرست بودن یا درست بودن این ادعاها باشد اما گزارش «نیویورکتایمز» عمدتا بر نقلقول از مقامهای ناشناس آمریکایی و ایرانی استوار است، موساد نیز از اظهار نظر خودداری کرده و تاکنون هیچ سند، فایل صوتی یا تصویری برای تائید این روایت ارائه نشده و هیچ مقام اطلاعاتی شناختهشدهای نیز در این راستا پا پیش نگذاشته است. به همین دلیل مارکو کارنلوس نتیجه میگیرد که گزارش «نیویورک تایمز» دستکم در وضعیت فعلی، بیش از آنکه یک روایت اثباتشده باشد، مجموعهای از ادعاهای تاییدنشده است که باید با احتیاط و دیدی انتقادی به آن نگریست.
این دیپلمات پیشین ایتالیایی چه سوابقی دارد؟
مارکو کارنلوس دیپلمات پیشین ایتالیایی است که در طول دوران فعالیت خود در سمتهای مختلف دیپلماتیک و سیاسی خدمت کرده است. او در ماموریتهای دیپلماتیک ایتالیا در سومالی، استرالیا و سازمان ملل متحد حضور داشته است.
کارنلوس بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۱ عضو تیم سیاست خارجی سه تن از نخستوزیران ایتالیا بود و در تدوین و اجرای سیاست خارجی این کشور نقش داشت.
او در سالهای بعد به عنوان هماهنگکننده روند صلح خاورمیانه و همچنین فرستاده ویژه دولت ایتالیا در امور سوریه فعالیت کرد. آخرین سمت مهم دیپلماتیک او نیز سفیر ایتالیا در عراق بود که تا نوامبر ۲۰۱۷ آن را بر عهده داشت.