مجموعه تحولات اخیر نشان میدهد که حمله ایران به اسرائیل در شامگاه یکشنبه و پاسخ متقابل اسرائیل صرفا یک درگیری نظامی محدود نیست، بلکه بخشی از یک شبکه پیچیده از بازدارندگی، تهدید متقابل، مذاکرات دیپلماتیک و جنگ روایتها است. در این چارچوب، لبنان به نقطه تمرکز تنشها تبدیل شده است.
همزمان با گذشت صدمین روز از آغاز حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران (در نهم اسفند ۱۴۰۴) و در شرایطی که آتشبس شکننده میان تهران و واشنگتن همچنان برقرار است، منطقه وارد مرحلهای تازه از درهمتنیدگی بحرانها شد.
در حالی که حملات اسرائیل به مواضع حزبالله در لبنان همچنان ادامه دارد، شامگاه یکشنبه ایران با شلیک چند موشک و پهپاد به سمت اسرائیل، سطح درگیری را ارتقا داد. این حمله، بلافاصله با واکنش اسرائیل مواجه شد و بامداد دوشنبه نیروی هوایی آن، حملاتی را علیه بیش از ۱۵ هدف در داخل ایران از جمله یک کارخانه تولید پهپاد، فرودگاه مهرآباد تهران و چند تاسیسات نفتی انجام داد.
حمله اخیر ایران به اسرائیل را نمیتوان صرفا یک اقدام تلافیجویانه محدود دانست، بلکه این رخداد را باید در چارچوب مجموعهای از تحولات همزمان در لبنان، تحرکات دیپلماتیک منطقهای و تلاش تهران برای بازتعریف قواعد بازدارندگی ارزیابی کرد.
ضاحیه جنوبی بیروت و عبور از خط قرمز تهران
در سطح اول، بهنظر میرسد یکی از مهمترین عوامل سوقدهنده ایران به ازسرگیری حملات موشکی و پهپادی علیه اسرائیل، تداوم و تشدید حملات اسرائیل به مواضع متحدان منطقهای تهران، بهویژه حزبالله لبنان، بوده است. طی هفتههای اخیر، حملات اسرائیل به جنوب لبنان و بهخصوص ضاحیه جنوبی بیروت نهتنها متوقف نشده، بلکه در برخی مقاطع شدت بیشتری نیز یافته است. از نگاه تهران، این حملات صرفا عملیاتهایی محدود نیست، بلکه بخشی از تلاش اسرائیل برای تغییر موازنه امنیتی در مرزهای شمالی خود و تضعیف عمق راهبردی محور مقاومت به شمار میرود.
چند روز پیش و همزمان با اعلام آمادگی اسرائیل برای حمله به ضاحیه جنوبی بیروت، ایران هشدار داد که هرگونه حمله به این منطقه را عبور از خط قرمز خود تلقی کرده و در صورت وقوع چنین اقدامی، اسرائیل را هدف قرار خواهد داد. در پی این موضعگیری، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، رایزنی کرد و پس از آن از دستیابی به توافقی خبر داده شد که بر اساس آن اسرائیل از حمله به جنوب بیروت خودداری کرده و نیروهای زمینی خود را عقب میکشد و در مقابل، حزبالله نیز حملاتش را متوقف میکند. با این حال، از آنجا که اجرای این توافق به رفتار میدانی طرفها وابسته بود، وضعیت آن از ابتدا شکننده و نامطمئن ارزیابی میشد.
علیرغم این توافق اعلامی، اسرائیل و حزب الله حملات خود را ادامه دادند و این باعث شد تا محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، با لحنی صریح، آمریکا و اسرائیل را متهم کند که «نه به آتشبس پایبندند و نه به گفتوگو باور دارند.» او همچنین هشدار داد که پایگاهها و داراییهای آمریکا و اسرائیل در منطقه میتوانند به «اهداف مشروع» تبدیل شوند و تاکید کرد که اقدامات اخیر، از جمله آنچه «چراغ سبز آمریکا به اسرائیل» برای حمله به ضاحیه جنوبی بیروت خوانده شد، پیامدهای گستردهتری خواهد داشت.
معادله بازدارندگی مستقیم میان ایران و اسرائیل
در سطح دوم، تحولات اخیر در چارچوب معادله بازدارندگی مستقیم میان ایران و اسرائیل قابل تحلیل است. همزمان با حملات بامداد دوشنبه اسرائیل به برخی اهداف در داخل ایران، از جمله تأسیسات پتروشیمی کارون ماهشهر، سپاه پاسداران در بیانیهای اعلام کرد که اسرائیل با هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی و صنایع نفتی «بازی خطرناکی» را آغاز کرده است. در همین راستا، سپاه از حمله موشکی به تاسیسات مشابه در حیفا به عنوان اقدامی تلافیجویانه خبر داد و هشدار داد که پیامدهای تشدید تنشها بر اقتصاد جهانی بر عهده آمریکا، به عنوان حامی اصلی اسرائیل، خواهد بود.
به نظر میرسد ایران در طول دو ماهی که از برقراری آتشبس با ایالات متحده گذشته، تلاش کرده است ضمن بازسازی بخشی از توان آسیبدیده خود، دهها تاسیسات موشکی را از زیر آوار خارج کرده و با جابهجایی پرتابگرهای متحرک، تاکتیکهای عملیاتی خود را برای احتمال ازسرگیری درگیریها بازتعریف کند. هرچند جنگ اخیر خسارات و تلفات قابل توجهی به ایران وارد کرده، اما تهران همچنان بر این باور است که از اهرمهای مهمی برای حفظ قدرت چانهزنی خود برخوردار است.
در شرایطی که مذاکرات برای دستیابی به تفاهمی جدید ادامه دارد، هر دو طرف خواستههای حداکثری را بهعنوان پیششرط توافق مطرح کردهاند. ایران پیش از امضای هرگونه توافق، خواستار دریافت تضمینهایی برای جلوگیری از تکرار حملات نظامی است. از نگاه تهران، تسلط بر تنگه هرمز، توانایی تأثیرگذاری بر زیرساختهای ارتباطی و کابلهای مخابراتی در بستر خلیج فارس و همچنین امکان اثرگذاری بر امنیت تنگه بابالمندب، از جمله اهرمهایی هستند که میتوانند در کنار تحرکات دیپلماتیک، زمینه را برای تحقق مطالبات گستردهتر فراهم کنند. این مطالبات شامل لغو تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدودشده و حفظ حق برخورداری از فناوری هستهای صلحآمیز در چارچوب عضویت در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (انپیتی) است.
همزمان، تهدیدهای متقابل نیز بخشی از این معادله بازدارندگی را تشکیل میدهند. خبرگزاری فارس روز دوشنبه به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد که در صورت هدف قرار گرفتن مجدد زیرساختهای انرژی ایران، تهران تاسیسات نفت و گاز مرتبط با آمریکا، اسرائیل و متحدان آنها در منطقه را هدف قرار خواهد داد. این تهدید در شرایطی مطرح شد که در جریان حملات بامداد دوشنبه اسرائیل به برخی مناطق ایران، شرکت پتروشیمی کارون ماهشهر نیز هدف حمله قرار گرفت. پیشتر، معاون امنیتی و انتظامی استانداری خوزستان از وارد آمدن خساراتی به بخشی از این مجموعه در نتیجه این حمله خبر داده بود.
به اینستاگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
در سوی مقابل، به نظر میرسد اسرائیل نیز در پی آن است که از دور جدید درگیریها برای تغییر قواعد حاکم بر رویارویی با ایران و متحدان منطقهای آن استفاده کند. ارزیابیهای مطرحشده در رسانه اسرائیل هیوم در روز دوشنبه نشان میدهد که تلآویو، پیوندی را که ایران میان مذاکرات خود با آمریکا و تحولات لبنان ایجاد کرده، به زیان خود میداند و هدف دیپلماتیک و نظامی خود را قطع این پیوند تعریف کرده است. از این منظر، اسرائیل تلاش میکند آزادی عمل بیشتری برای اقدام علیه حزبالله در لبنان به دست آورد، بدون آنکه با واکنش مستقیم ایران مواجه شود.
از این منظر، نتیجه مطلوب این دور از رویارویی، واداشتن حزبالله و ایران به پذیرش قواعد جدیدی است که بر اساس آن، اسرائیل بتواند بدون مداخله مستقیم تهران، دامنه اقدامات خود علیه حزبالله را گسترش دهد. به این ترتیب، آنچه اکنون میان ایران و اسرائیل جریان دارد، صرفا تبادل حملات نظامی نیست، بلکه تلاشی متقابل برای بازتعریف قواعد بازدارندگی و تعیین حدود نفوذ و آزادی عمل هر یک از طرفین در جبهه لبنان و فراتر از آن است.
تلاش ایران برای جلوه دادن نتانیاهو به عنوان برهم زننده
رسانههای ایران نوشتند که این حمله در زمانی صورت گرفت که شاید یک ارزیابی این بود که با توجه به سفر وزیر کشور پاکستان به ایران و ارائه پیشنهاد جدید که میتواند گره مذاکرات را باز کند، حمله اسرائیل به جنوب بیروت بدون پاسخ از سوی ایران میماند. چرا که ایران برای اینکه توافق احتمالی بر هم نخورد، واکنشی به این حمله نشان نمیدهد.
از سوی دیگر، تهران میکوشد اسرائیل را به عنوان مانع اصلی تثبیت آتشبس و برقراری صلح معرفی کند و از این طریق، هم شکاف میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو را برجسته سازد و هم پیام روشنی به کشورهای عربی ارسال کند که عادیسازی روابط با اسرائیل به نفع آنها نیست.
عادیسازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل بنا بر برخی گزارشها، یکی از مولفههای توافق مورد نظر دولت ترامپ با ایران محسوب میشود.
وبسایت اکسیوس به نقل از سه منبع مدعی شده است که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، روز سهشنبه در گفتوگویی تلفنی درباره تلاش تازه برای دستیابی به توافق با ایران بحث کردهاند و به گفته یکی از منابع، این تماس برای نتانیاهو بسیار تنشزا بوده است.
در مقابل، با روی کار آمدن رئیس جدید موساد، اسرائیل ممکن است رویکرد تهاجمیتری نسبت به ایران در دستور کار خود قرار دهد و تلآویو تلاش کند تا از شرایط کنونی برای تکمیل اهدافی از جمله تغییر رژیم استفاده کند.
در مجموع، آنچه اکنون میان ایران و اسرائیل جریان دارد، صرفا یک چرخه محدود از حملات و پاسخهای متقابل نیست، بلکه رقابتی گسترده بر سر تعیین قواعد جدید منطقه، جایگاه بازیگران نیابتی، آینده روابط آمریکا و متحدان عرب آن با اسرائیل و همچنین میزان نفوذ و بازدارندگی دو طرف در دوران پساجنگ است.