بعد از هفتهها بمباران زیرساختهای نظامی جمهوری اسلامی و حمله به شهرهای مختلف ایران، مقامهای آمریکایی و اسرائيلی از نابودی بخشی قابل توجه از توان موشکی، پهپادی و تسلیحاتی تهران خبر داده بودند اما گزارشهای جدید نشان میدهد که شاید این تمام واقعیت نبوده باشد.
ارزیابیهای اطلاعاتی جدید، گزارشهای رسانههای آمریکایی و همچنین تحرکات نظامی و اظهارات مقامهای ایرانی، این گمانه را تقویت کرده که تهران همچنان بخش قابلتوجهی از زیرساخت موشکی و توان بازدارندگی خود را حفظ کرده و احتمالا برای سناریوی ازسرگیری درگیریها نیز آماده میشود.
بازسازی توان موشکی؟
روزنامه نیویورکتایمز در گزارشی به نقل از ارزیابیهای محرمانه نظامی آمریکا گزارش داده که ایران تا اوایل ماه مه میلادی توانسته دسترسی عملیاتی خود را به بخش بزرگی از سایتهای موشکی و تاسیسات زیرزمینیاش بازیابی کند. بر اساس این ارزیابیها، ایران به ۳۰ مورد از ۳۳ سایت موشکی خود در نزدیکی تنگه هرمز دوباره دسترسی پیدا کرده است؛ موضوعی که به گفته برخی مقامهای آمریکایی میتواند همچنان تهدیدی بالقوه برای ناوهای جنگی آمریکا و نفتکشهای عبوری از این آبراه باشد.
این گزارش همچنین مدعی است ایران حدود ۷۰ درصد پرتابگرهای متحرک خود و بخشی قابلتوجه از ذخایر موشکی پیش از جنگ را حفظ کرده است؛ ذخایری که شامل موشکهای بالستیک و بخشی از موشکهای کروز کوتاهبرد دریایی و زمینی میشود.
به نوشته روزنامه نیویورکتایمز، نهادهای اطلاعاتی آمریکا همچنین ارزیابی کردهاند که ایران هنوز به حدود ۹۰ درصد از تاسیسات زیرزمینی ذخیره و پرتاب موشک خود دسترسی دارد و این مراکز «تا حدی یا کاملا عملیاتی» باقی ماندهاند. این ارزیابیها بر پایه تصاویر ماهوارهای و دیگر فناوریهای نظارتی تهیه شده است.
این یافتهها تا حدی با روایتهای قبلی دونالد ترامپ و پیت هگست، رئيس جمهوری و وزیر جنگ آمریکا، درباره میزان خسارت وارد شده به توان نظامی ایران تفاوت دارد و به نظر میرسد در داخل آمریکا نیز بر سر ابعاد واقعی آسیبها اتفاق نظر کاملی وجود ندارد.
توانی که آسیب دیده اما از بین نرفته است
حملات گسترده و چهل روزه ایالات متحده و اسرائيل به اهداف متفاوتی در سراسر ایران باعث شد تا تردید چندانی در خصوص آسیبهای جدی که به ظرفیت نظامی و موشکی جمهوری اسلامی باقی نماند. برخی گزارشهای اسرائیلی و آمریکایی حاکی از آن است که شمار قابلتوجهی از پرتابگرهای موشکی ایران نابود یا از چرخه عملیاتی خارج شدهاند. با این حال، همان گزارشها نیز تاکید میکنند که جمهوری اسلامی همچنان توان قابلتوجهی برای حفظ بازدارندگی در اختیار دارد.
به باور برخی ناظران، یکی از دلایل اصلی این موضوع ساختار پراکنده و چندلایه برنامه موشکی ایران است. جمهوری اسلامی طی دو دهه گذشته بخش بزرگی از زیرساخت موشکی خود را به تاسیسات زیرزمینی، تونلها و آنچه مقامهای ایرانی «شهرهای موشکی» مینامند منتقل کرده است؛ راهبردی که ظاهرا با هدف کاهش آسیبپذیری در برابر حملات هوایی و حفظ توان شلیک پس از حمله اولیه طراحی شده بود.
کارشناسان استدلال میکنند که جنگ اخیر نشان داد اگرچه آمریکا و اسرائیل توانستهاند خسارت قابلتوجهی به زیرساختهای ایران وارد کنند، اما نابودی کامل برنامه موشکی جمهوری اسلامی در کوتاهمدت همچنان دشوار به نظر میرسد؛ بهویژه در شرایطی که ایران همچنان بخشی از پرتابگرهای متحرک، شبکههای زیرزمینی و ظرفیت تولید موشک خود را حفظ کرده است.
یکی از شواهد آشکار این امر، ادامه مستمر حملات موشکی و پهپادی ایران به اهدافی در سراسر منطقه چه در خلیج فارس و چه به اسرائيل تا آخرین ساعات پیش از برقراری آتشبس است.
بازدارندگیِ باقیمانده
تحلیلگران نظامی میگویند آنچه در ارزیابیهای جدید اهمیت دارد فقط تعداد موشکهای باقیمانده نیست، بلکه بقای ساختار عملیاتی برنامه موشکی ایران است. تجربه جنگ نشان داده حملات هوایی میتواند تولید، پرتاب و هماهنگی عملیاتی ایران را مختل کند، اما نابودی کامل شبکهای که بر پرتابگرهای متحرک، تاسیسات زیرزمینی و ذخایر پراکنده متکی است، بسیار دشوارتر خواهد بود.
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS) در تحلیلی که ۲۱ آوریل ۲۰۲۶ منتشر شد، نوشت که حملات موشکی و پهپادی ایران پس از روزهای نخست جنگ «بهشدت کاهش یافته بود». این گزارش توضیح میدهد که کاهش حملات باعث شد مصرف مهمات پدافندی آمریکا و متحدانش نیز پایین بیاید اما «ظرفیت باقیمانده» جمهوری اسلامی همچنان توان وارد کردن خسارت را حفظ کرده بود. برخی کارشناسان معتقدند همین مساله باعث شده نگاه آمریکا و اسرائیل به مرحله بعدی درگیری، بیش از گذشته بر مهار و فرسایش تدریجی توان ایران متمرکز شود، نه نابودی کامل و فوری آن.
به باور برخی تحلیلگران غربی، تجربه جنگ اخیر همچنین نشان داد که راهبرد «شهرهای موشکی» و پراکندگی زیرساختها، دستکم تا حدی توانسته بقای عملیاتی برنامه موشکی ایران را تضمین کند؛ حتی اگر بخشی از ظرفیت تولید یا پرتاب آن آسیب دیده باشد.
بازسازی زیر سایه آتشبس
همچنین در هفتههای اخیر، گزارشهایی در رسانههای آمریکایی و اسرائیلی منتشر شده که نشان میدهد ایران پس از آتشبس، تلاش برای بازیابی بخشی از توان موشکی و نظامی خود را آغاز کرده است.
برخی مقامهای آمریکایی به شبکه انبیسی این کشور گفتهاند که ایران در حال انتقال موشکها، تجهیزات و پرتابگرها از تاسیسات آسیبدیده به نقاط امنتر است. همزمان، ارزیابیهای اطلاعاتی ایالات متحده نشان میدهد تهران احتمالا تلاش کرده بخشی از تجهیزات و هواپیماهای نظامی خود را نیز به کشورهای همسایه منتقل کند تا از خطر حملات احتمالی بعدی دور نگه دارد.
شبکه سیبیاس نیز به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داده که ایران پس از آتشبس، برخی هواپیماهای نظامی و غیرنظامی خود را به پاکستان و افغانستان منتقل کرده است؛ موضوعی که از نگاه برخی تحلیلگران میتواند نشانهای از نگرانی تهران نسبت به احتمال ازسرگیری درگیریها باشد.
مسالهای که بحث در مورد آن حتی به مجلس سنای آمریکا هم کشیده شد و پیت هگست، وزیر جنگ و دن کین، فرمانده نیروهای مسلح آمریکا روز سهشنبه ۱۲ مه در پاسخ به لینزی گراهام، سناتور ایالات کارولینای جنوبی این موضوع را تکذیب نکردند.
پاکستان البته هرگونه ارتباط این موضوع با سناریوهای نظامی را رد کرده است.
اندیشکده مطالعات جنگ نیز در یکی از تازهترین ارزیابیهای خود نوشته است که جمهوری اسلامی احتمالا برای «ازسرگیری درگیریها» آماده میشود. این اندیشکده به رزمایشهای جدید سپاه، تحرکات دریایی ایران و همچنین برخی تحرکات امنیتی در منطقه اشاره کرده و آنها را بخشی از آمادگی ایران برای سناریوی جنگ دوباره توصیف کرده است.
آتشبس؛ فرصتی برای بازسازی یا توقفی موقت؟
برخی تحلیلگران غربی معتقدند آتشبس فعلی بیش از آنکه به معنای پایان بحران باشد، به دو طرف فرصت بازسازی و ارزیابی دوباره داده است. بنیاد دفاع از دموکراسیها (FDD) که سالهاست تلاش میکند جنگ با ایران را تئوریزه کند، در تحلیلی که ۹ آوریل ۲۰۲۶ منتشر شد، نوشت دوره آتشبس میتواند برای ایران فرصتی جهت بازسازی بخشی از پدافند هوایی و ذخایر موشکی باشد؛ در حالی که آمریکا و اسرائیل نیز همزمان تلاش میکنند فشار نظامی و سیاسی بر تهران را حفظ کنند.
در چنین فضایی، گزارشهای مربوط به بازیابی سایتهای موشکی ایران، انتقال تجهیزات نظامی و رزمایشهای تازه سپاه و ارتش، از نگاه برخی ناظران بیشتر به نشانههای یک «مسابقه بازسازی» شباهت دارد تا بازگشت به وضعیت عادی.
برخی تحلیلگران همچنین معتقدند هرچه روند مذاکرات طولانیتر و مبهمتر شود، احتمال اینکه دو طرف به جای حرکت به سمت توافق، به سمت تقویت آمادگی نظامی خود بروند بیشتر خواهد شد؛ روندی که میتواند خطر سوءمحاسبه و بازگشت درگیری را افزایش دهد.
ضمن اینکه تجربه دو بار حمله آمریکا و اسرائيل به ایران در میانه یک دور مذاکرات برای دستیابی به توافق باعث شده تا مقامها در ایران احتمال سومین تکرار چنین تجربهای را جدی بگیرند.
تنگه هرمز؛ قلب راهبرد بازدارندگی ایران
در همین حال به نظر میرسد با مجوعه رخدادهایی که در منطقه رخ داد حالا تنگه هرمز بیش از گذشته به مرکز راهبرد بازدارندگی ایران تبدیل شده است. گزارشهای تحلیلی اندیشکده مطالعات جنگ میگوید تهران کنترل یا نفوذ بر این آبراه را یکی از مهمترین ابزارهای بازدارندگی خود در برابر آمریکا و متحدانش میداند.
در همین چارچوب، دریادار شهرام ایرانی، فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی، روز چهارشنبه اعلام کرد زیردریاییهای سبک ایران «دستبهماشه» در آبهای تنگه هرمز مستقر شدهاند. او گفت این زیردریاییها توانایی «کفنشینی» طولانیمدت در بستر دریا و رهگیری و انهدام شناورهای متخاصم را دارند.
فرمانده نیروی دریایی ارتش همچنین گفت این زیردریاییها که در میان نیروهای ایرانی به «دلفینهای خلیج فارس» معروفاند، پس از اجرای مانور در تنگه هرمز دوباره به اعماق دریا بازگشتهاند تا ماموریتهای خود را ادامه دهند.
تحلیلگران نظامی معتقدند برای مقامهای ایرانی، بازدارندگی تنها به موشکهای بالستیک محدود نمیشود. ترکیبی از موشکهای ساحل به دریا، قایقهای تندرو، مینهای دریایی، زیردریاییهای سبک و توان تهدید تنگه هرمز، بخشی از راهبردی است که جمهوری اسلامی برای افزایش هزینه هرگونه حمله احتمالی دنبال میکند.
آتشبسی شکننده و پنجرهای که در حال بسته شدن است
در حالی که آتشبس میان ایران و آمریکا همچنان برقرار است، تحرکات سیاسی و نظامی روزهای اخیر نشان میدهد این وضعیت هنوز فاصله زیادی با یک توافق پایدار دارد.
در هفتههای گذشته، تهران و واشنگتن از طریق میانجیها طرحهایی را برای توافق احتمالی رد و بدل کردهاند. اما دونالد ترامپ روز ۱۱ مه در واکنش به آخرین پاسخ ایران گفت طرح ارائهشده از سوی تهران «کاملا غیرقابل قبول» بوده است. او همچنین هشدار داد آتشبس فعلی در اتاق مراقبتهای ویژه قرار دارد؛ عبارتی که به نظر میرسد نشاندهنده تردید کاخ سفید نسبت به دوام این وضعیت باشد.
بر اساس گزارش شبکه الجزیره، ایران در پیشنهاد خود خواستار پایان محاصره دریایی، رفع تحریمها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده و دریافت تضمینهایی درباره عدم حمله دوباره آمریکا و متحدانش شده بود؛ خواستههایی که ظاهرا واشنگتن آنها را نپذیرفته است.
ادامه مذاکراتی که به نظر میرسد در آن اختلاف دیدگاههای طرفین بسیار جدی است باعث شده تا ناظران از ترجیح تهران و واشنگتن به شکلگیری یک توافق به جای فصل تازه جنگ سخن بگویند.
برای آمریکا، ادامه درگیری میتواند به معنای مصرف بیشتر ذخایر مهمات راهبردی، افزایش هزینههای نظامی، گسترش تبعات اقتصادی در داخل کشور و خطر گسترش جنگ در منطقه باشد. برای ایران نیز ازسرگیری جنگ احتمالا فشار اقتصادی، بیثباتی داخلی و خطر حملات گستردهتر را تشدید خواهد کرد.
اما همزمان، بنبست بر سر تحریمها، برنامه هستهای، تنگه هرمز و تضمینهای امنیتی باعث شده چشمانداز روشنی برای توافق پایدار وجود نداشته باشد. همین فاصله میان «هزینه بالای جنگ» و «نبود راهحل سیاسی قابل قبول» باعث شده برخی تحلیلگران بازگشت درگیری را همچنان سناریویی محتمل بدانند.
تحرکات نظامی ایران
در روزهای اخیر، مقامهای نظامی و امنیتی ایران بارها بر آمادگی برای پاسخ به هرگونه حمله جدید تاکید کردهاند.
رضا طلایینیک، سخنگوی وزارت دفاع جمهوری اسلامی، روز ۱۳ مه گفت هرگونه «تهدید، تعرض و تجاوز» از سوی دشمن «بلافاصله و بیدرنگ با واکنش قاطع و تمامکننده» روبهرو خواهد شد. او همچنین تاکید کرد اگر آمریکا و اسرائیل در حوزه دیپلماسی به خواستههای ایران تن ندهند، باید «تکرار شکستهای خود در میدان نظامی» را پیشبینی کنند.
همزمان، سپاه محمد رسولالله تهران نیز از برگزاری رزمایش پنجروزه بسیج خبر داد. سردار حسن حسنزاده، فرمانده این یگان، اعلام کرد نیروهای سپاه و بسیج در این رزمایش سناریوهای مختلف «مقابله با دشمن آمریکایی-اسرائيلی» را تمرین کردهاند و «برای انجام هرگونه عملیات در هر نقطه و در هر زمان» آمادگی دارند.
این تحرکات نظامی و امنیتی، همراه با رزمایشهای دریایی و گزارشهای اطلاعاتی اخیر، این گمانه را تقویت کرده که جمهوری اسلامی، حتی در شرایطی که مسیر دیپلماسی کاملا بسته نشده، همچنان احتمال بازگشت درگیری را بخشی واقعی از محاسبات امنیتی خود میداند.
جنگی که شاید هیچکس نخواهد، اما همه برای آن آماده میشوند
مجموع این تحولات تصویری پیچیده از وضعیت کنونی ایران ارائه میدهد. به نظر میرسد جمهوری اسلامی نه آنگونه که برخی مقامهای آمریکایی توصیف میکردند، توان نظامی خود را بهطور کامل از دست داده و نه در موقعیتی قرار دارد که بدون هزینه وارد یک جنگ طولانی دیگر شود.
اما در عین حال، گزارشهای اطلاعاتی، تحرکات نظامی و اظهارات مقامهای ایرانی نشان میدهد تهران احتمالا در حال بازسازی بخشی از توان بازدارندگی خود و آمادهسازی برای سناریویی است که در آن آتشبس فعلی فروبپاشد.
در منطقهای که هم جنگ و هم صلح همچنان شکننده به نظر میرسند، شاید مهمترین واقعیت این باشد که همه بازیگران از هزینههای سنگین درگیری آگاهاند، اما در عین حال این احتمال را نیز در نظر دارند که بنبستهای سیاسی و امنیتی، ممکن است بازگشت به جنگ را اجتنابناپذیر کند.