دونالد ترامپ از نزدیک شدن به پایان اهداف نظامی آمریکا در جنگ با ایران خبر داده، اما نشانهها حاکی از آن است که واشینگتن ممکن است بدون دستیابی به اهداف کلیدی، از این جنگ خارج شود.
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا نشانههایی از این موضوع بروز داده که ممکن است از جنگ با ایران خارج شود؛ آن هم بهصورت یکجانبه و بدون سرنگونی حکومت کنونی، بدون بازگشایی تنگه هرمز و بدون دستیابی به توافقی با تهران برای توقف حملات علیه آمریکا و متحدانش.
آقای ترامپ در سخنرانی چهارشنبه شب خود خطاب به مردم آمریکا گفت: «امشب خوشحالم بگویم که این اهداف راهبردی اصلی در آستانه تحقق هستند. او در ادامه اشارهای کرد به خساراتی که به برنامه موشکی، نیروی دریایی، ارتش و نیروهای نیابتی ایران وارد شده است.
رئیس جمهوری آمریکا تاکید کرد که «بخش سخت کار انجام شده» و ابراز امیدواری کرد که چنین مسیری بتواند فشار اقتصادی ناشی از حملات ایران به کشتیرانی و زیرساختهای انرژی در خلیج فارس را که مصرفکنندگان در آمریکا و سراسر جهان با آن مواجه شدهاند، کاهش دهد.
با این حال، ایران تاکید دارد که زمان پایان جنگ را خود تعیین خواهد کرد و هیچ نشانهای از عقبنشینی نشان نمیدهد. عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران روز سهشنبه گفت تهران «ضربالاجلها» را نمیپذیرد و آماده است «حداقل شش ماه» به جنگ ادامه دهد.
آقای ترامپ روز سهشنبه اعلام کرد که «تنها هدف» او یعنی جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای «محقق شده است». آمریکا چندین تاسیسات هستهای ایران را بمباران کرده، اما بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده که میتواند برای ساخت بمب استفاده شود، همچنان خارج از دسترس باقی مانده است.
با وجود ادعای رئیس جمهوری آمریکا مبنی بر اینکه افرادی که اکنون در ایران قدرت را در دست دارند «بسیار متفاوت» و «منطقیتر» هستند، کارشناسان معتقدند ایران اکنون بیش از قبل ممکن است به دنبال دستیابی به سلاح هستهای باشد.
علی خامنهای، رهبر پیشین ایران که فتوایی در منع تولید سلاح هستهای صادر کرده بود، در حمله اسرائیل کشته شده است. اکنون جریانهای تندرو در ایران خواهان تسلیحاتیسازی برنامه هستهای هستند و استدلال میکنند که وضعیت «آستانه هستهای» نتوانست مانع از حملات شود.
تقویت تندروها و تضعیف دولت
در شرایطی که آمریکا موفق به سرنگونی حکومت نشده، خروج از جنگ به معنای باقی ماندن حکومتی تندروتر خواهد بود؛ جایی که نقش سپاه پاسداران پررنگتر شده و رهبران غیرنظامی تضعیف میشوند.
بهاحتمال زیاد، سپاه ایران را منزویتر کرده و سرکوب آزادیها و مخالفان را بهشدت افزایش خواهد داد.
خروج زودهنگام آمریکا از جنگ عملا به معنای پذیرش شکست در بازگشایی تنگه هرمز از طریق فشار نظامی یا دیپلماتیک خواهد بود. دونالد ترامپ گفته است که این تنگه «خودبهخود باز خواهد شد» و قیمت بنزین کاهش مییابد، زیرا آمریکا وابستگی کمی به انرژی خاورمیانه دارد و کشورهای دیگر باید مسئولیت آن را بر عهده بگیرند.
اما واقعیت بازارهای جهانی چنین نیست. قیمت سوخت در آمریکا نیز در بازار جهانی تعیین میشود و هرگونه شوک در عرضه، حتی اگر مستقیما به واردات آمریکا مربوط نباشد، باعث افزایش قیمتها خواهد شد.
خروج بدون توافق برای بازگشایی تنگه، عملا یک پیروزی برای ایران خواهد بود؛ چرا که کنترل خود بر این گذرگاه حیاتی را تثبیت کرده و اهرم فشاری عظیم بر اقتصاد جهانی به دست میآورد.
گزارشها نشان میدهد ایران عبور کشتیها از تنگه را بررسی میکند و حتی عوارضی تا دو میلیون دلار برای هر کشتی در نظر گرفته است؛ روندی که میتواند به یک وضعیت دائمی تبدیل شود و منبع درآمد جدیدی برای تهران ایجاد کند.
پیامدهای پیچیده برای بازار انرژی
تثبیت کنترل ایران بر تنگه هرمز میتواند باعث افزایش عبور نفت شود، اگر کشورها برای عبور از تهران مجوز بگیرند. این موضوع ممکن است تا حدی قیمتها را کاهش دهد، اما بسیاری به این موضوع استناد میکنند که پیش از آغاز این جنگ، ایران کنترل کاملی بر تنگه نداشت و کشتیها و نفتکشها بدون پرداخت عوارض و بدون هیچ محدودیتی از آنجا عبور میکردند.
کارشناسان هشدار میدهند حتی در صورت بازگشت عرضه، کاهش قیمت سوخت ممکن است هفتهها یا حتی ماهها طول بکشد.
امنیت خلیج فارس در معرض خطر
ایران در جریان جنگ دو تابوی مهم را برای کشورهای عربی خلیج فارس شکسته است: نخست، حملات مستقیم به خاک آنها برای اولین بار و دوم، بستن تنگه هرمز و قطع شریان اقتصادی آنها
برای این کشورها، این مسائل جنبه حیاتی دارد. خروج سریع آمریکا بدون توافق میتواند آنها را برای سالها در معرض حملات مشابه قرار دهد.
این وضعیت همچنین به ایران امکان میدهد شرایط صادرات نفت آنها را تعیین کند و در صورت عدم تبعیت، تهدید حملات موشکی به شهرهایشان را حفظ کند.
تردید درباره تعهدات امنیتی آمریکا
چنین خروجی همچنین سوالاتی جدی درباره تعهدات امنیتی آمریکا ایجاد خواهد کرد. این در حالی است که ترامپ پیشتر در سفر به قطر وعده داده بود «از شما محافظت خواهیم کرد»؛ در شرایطی که کشورهای خلیج فارس سرمایهگذاریهای کلانی در آمریکا انجام دادهاند.
خروج بدون تامین امنیت آنها میتواند بهعنوان نقض این تعهد تلقی شود.
اسرائیل و آینده جنگ
نحوه پایان جنگ برای آمریکا میتواند تاثیر مستقیمی بر رفتار اسرائیل داشته باشد. اسرائیل در لبنان و غزه حتی پس از توافقهای آتشبس نیز حملات خود را ادامه داده و ممکن است در این مورد نیز چنین کند.
اسرائیل از ابتدای جنگ بهدنبال تضعیف اساسی یا حتی سرنگونی حکومت ایران بوده و خروج آمریکا در حالی که این هدف محقق نشده، میتواند بهمعنای «کار ناتمام» برای تلآویو باشد. البته بسیاری از ناظران به این موضوع اشاره میکنند که این جنگ بدون در نظر گرفتن منافع آمریکا و صرفا با طراحی اسرائيل صورت گرفته است.
بسیاری از شکورهای اروپایی، با اشاره به تبعات شکلگیری چنین جنگی از ابتدا با آن مخالف بودند اما در نهایت ترامپ تصمیم گرفت بدون توجه به نظرات متحدین اروپایی و حتی عربی خود، این جنگ را با برنامه اسرائيل پیش ببرد.
به همین دلیل برخی از ناظران استعدلال میکنند که اسرائيل در این جنگ به منافع ایالات متحده ضربه زده است. بسیاری از کسانی که در زمره طرفداران آقای ترامپ طبقهبندی میشدند در زمره این منتقدان هستند. کسانی که آنها را میتوان در گروه طرفداران جنبش «ماگا» طبقهبندی کرد.
نبود تضمین برای توقف درگیری
حتی اگر اسرائیل حملات خود را متوقف کند، هیچ تضمینی وجود ندارد که ایران نیز چنین کند. تهران که در فاصله یک سال دو بار هدف حمله قرار گرفته، بهدنبال تضمینهایی است که از حملات آینده جلوگیری کند؛ تضمینهایی که بدون توافق رسمی بهدست نخواهد آمد.
ایران همچنین بر یک توافق جامع تاکید دارد که شامل پایان درگیریها در لبنان نیز باشد؛ موضوعی که خروج آمریکا بهتنهایی قادر به حل آن نخواهد بود.
در همین حال، اسرائیل حملات خود در لبنان را تشدید کرده و قصد دارد بخشهایی از جنوب این کشور را تا زمان حذف تهدید حزبالله تحت کنترل نگه دارد.
خروج یکجانبه آمریکا از جنگ ایران، نهتنها به معنای پایان درگیری نخواهد بود، بلکه میتواند آغاز مرحلهای جدید از تنش باشد؛ مرحلهای که در آن ایران با اهرمهای قویتر، متحدان آمریکا را با ناامنی بیشتر و اقتصاد جهانی را با بیثباتی عمیقتری روبهرو خواهد کرد.
اما مسئله اینجاست که گزینههای جانشین هم چندان جذاب نیستند. آمریکا در صورتی که به جنگ در ایران ادامه دهد و یا احیانا نیروی زمینی در کشور پیاده کند، خطر گستردهتر شدن آتش درگیری را به جان خریده است. حوثیها در یمن هنوز به صورت همهجانبه وارد این درگیری نشدهاند و حضور آنها و مسدود کرده تنگه بابالمندب میتواند اوضاع در بازار انرژی را از این هم بدتر کند.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
از سوی دیگر، گسترش حملات آمریکا به ایران، طبیعتا با واکنش ایران هم رو به رو خواهد شد و در نتیجه میتوان انتظار داشت که حملات به صنایع انرژی در خاورمیانه و خلیج فارس نیز گسترش یابد. اتفاقی که میتواند یک فاجعه برای انرژی در سطح جهان به همراه داشته باشد.