دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا درست در شامگاه جمعه، ۲۷ فوریه (۸ اسفند) تازه به مار ئه لاگو رسیده بود که خبر رسید که مقامات اطلاعاتی کشورش رهبر جمهوری اسلامی ایران، مکان علی خامنهای را شناسایی کردهاند.
مجله تایم در روایت مفصل خود از حمله آمریکا به ایران به همراه اسرائیل نوشته است که ترامپ ماهها برای احتمال جنگ با ایران آماده شده و دستور آمادهسازی حملهای مشترک با اسرائیل را داده بود. هشت ماه پس از بمباران سه سایت هستهای ایران، همچنان نگران برنامه هستهای تهران بود و مذاکرات ژنو او را مطمئن نکرده بود. او مشکوک بود که ایران قصد حمله به اهداف آمریکایی و اسرائیلی دارد، و با وجود استقرار گروههای حمله آمریکایی، ایرانیها عجلهای برای توافق نشان نمیدادند. ترامپ میگوید: «وقتی این را شنیدم، گفتم، میدانید، آنها اول حمله خواهند کرد.»
در حالی که مهمانان در یک سمت عمارت ساحلی و باشگاه خصوصی او جشن میگرفتند، ترامپ در سمت دیگر با بالاترین مقامات نظامی و اطلاعاتی جمع شد و تصمیم گرفت تا حملهای سرنگونکننده به رژیم ایران انجام دهد. او در مصاحبه با مجله تایم در ۴ مارس توضیح داد: «ما خیلی زود اقدام کردیم. میخواستیم این کار را در یک هفته دیگر انجام دهیم.»
یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید
در ساعات اولیه بامداد شنبه، آغاز هفته کاری در تهران، عملیات «خشم حماسی» آغاز شد. موشکها و پهپادهای دوربرد آمریکایی در هماهنگی با جتهای اسرائیلی به صدها تأسیسات نظامی ایران حمله کردند: یگانهای موشکی، کشتیهای نیروی دریایی، سامانههای پدافند هوایی و مراکز فرماندهی. این یکی از گستردهترین عملیاتهای هوایی منطقه طی دههها بود. در این بمباران، خامنهای که ۳۶ سال بر نظامی سرکوبگر حکومت کرده بود، کشته شد. همچنین جمعی از مقامات ارشد ایران که بهعنوان جانشینان احتمالی تصور میشدند نیز کشته شدند.
ترامپ میگوید: «تمام رهبرانشان را کشتم. آن اتاق دیگر وجود ندارد.»
حملات همچنین آسیب قابل توجهی به مناطق غیرنظامی وارد کرد. در جنوب دورافتاده ایران، بیش از ۱۵۰ نفر در اثر حمله به یک مدرسه دخترانه کشته شدند.
ایران با حملات موشکی و پهپادی به پایگاههای آمریکا و مناطق متحدان، از جمله پایگاه هوایی العدید در قطر، تلافی کرد. یک پهپاد ایرانی شش نظامی آمریکایی را در یک مرکز فرماندهی در کویت کشت. وقتی از ترامپ پرسیده شد آیا آمریکاییها باید نگران حملات تلافیجویانه در داخل کشور باشند، او امکان آن را پذیرفت و گفت: «فکر میکنم. اما به نظر من آنها همیشه نگران این هستند. ما هم همیشه به آن فکر میکنیم. برنامهریزی میکنیم. اما خوب، میدانید، انتظار داریم برخی چیزها رخ دهد. همانطور که گفتم، تعدادی خواهند مرد. وقتی وارد جنگ میشوید، بعضیها میمیرند.»
ترامپ که قول پایان دادن به جنگها را داده بود، در عمل نیروهای نظامی را در هشت کشور بهکار گرفته و تنها در سال ۲۰۲۵، حملات هوایی بیشتری نسبت به کل چهار سال دوره رئیسجمهور پیشین انجام داده است.
ترامپ کارزار گستردهای از حملات هوایی در یمن، حملات دریایی علیه کشتیهای ونزوئلا و عملیات دستگیری مادورو در ونزوئلا را تأیید کرده و پس از حمله به تهران، در عملیات نظامی مشترک در اکوادور شرکت کرده است. دولت او همچنین روی کوبا تمرکز دارد و از مشاوران خواسته برنامهای برای پایان دادن به حکومت کمونیستی این کشور تهیه کنند.
اگرچه ترامپ خود را رئیسجمهور صلح معرفی میکرد، اما عملش مخالف این بود؛ او آمریکا را وارد مناقشهای کرده که وعده اجتناب از آن را داده بود و با سرنگونی حاکم ایران، بار دیگر کشور را به تغییر رژیم در خاورمیانه متعهد کرده است. او میگوید: «یکی از چیزهایی که میخواهم درخواست کنم، توانایی همکاری با آنها برای انتخاب رهبر جدید است. نمیخواهم این کار را انجام دهم و در نهایت با یک خامنهای دیگر مواجه شوم. میخواهم در انتخاب مشارکت داشته باشم. آنها میتوانند انتخاب کنند، اما ما باید مطمئن شویم فردی انتخاب شود که برای ایالات متحده منطقی باشد.»
پس از مرگ خامنهای، واکنشها متفاوت بود؛ برخی حملات ترامپ را تاریخی دانستند، اما این اقدامات خطرات جدی برای ریاستجمهوری او، آینده سیاسی ایران، ثبات منطقه و امنیت آمریکاییها دارد. ترامپ که پیشتر مخالف مداخله خارجی بود، اکنون به سرعت به سوی رویارویی گسترده پیش رفته است.
ترامپ در مصاحبه با تایماهداف خود را اینگونه بیان میکند: «از بین بردن تهدید هستهای ایران یکبار برای همیشه، نابودی برنامه موشکهای بالستیک و استقرار دولتی طرفدار غرب.» او میگوید: «ما باید بتوانیم با افراد عاقل و منطقی همکاری کنیم.»
ترامپ پیش از توضیح به کشور یا کنگره، جنگ را آغاز کرده و اهداف ماموریت را نامشخص و گاه متناقض بیان کرده است. نگرانکنندهترین احتمال این است که عملیات «خشم حماسی» آغاز فصل جدیدی از ریاستجمهوری جنگ او باشد. راه جنگ با ایران با دو ملاقات یکساله با نتانیاهو هموار شد؛ در فوریه ۲۰۲۵، نتانیاهو به ترامپ یادآوری کرد که ایران قصد ترور او در جریان تبلیغات انتخاباتی ۲۰۲۴ را داشته و دو طرح ایرانی خنثی شده است.
وقتی تایم در مصاحبه نوامبر ۲۰۲۴ درباره احتمال جنگ با ایران از ترامپ پرسید، او آن را رد نکرد و گفت: «هر چیزی میتواند اتفاق بیفتد.»
نتانیاهو با ارائه اسلاید نشان داد که اورانیوم غنیشده ایران افزایش یافته و سانتریفیوژها سریعتر میچرخند. از زمان خروج ترامپ از توافق هستهای اوباما در ۲۰۱۸، برنامه غنیسازی ایران توسعه یافته و تا زمان تحلیف دوم ترامپ، ایران اورانیوم کافی برای تولید بمب در چند هفته داشت. نتانیاهو به ترامپ گفت: «این باید حل شود، چون آنها با شتاب جلو میروند.» او مکث کرد و چشم در چشم رئیسجمهور گفت: «نمیتوانی شاهد ایران هستهای باشی.»
ترامپ ابتدا اجازه حمله اسرائیل را نداد و خواست تلاش دیپلماتیک انجام شود. او ویتکاف را مأمور بررسی راهحل کرد و یک چارچوب ۶۰ روزه برای آزمودن امکان توافق تعیین شد، اما وقتی ایران تن نداد، تردید ترامپ بیشتر شد. یک مقام اسرائیلی گفت: «این برای ترامپ ثابت کرد که کسی را برای مذاکره نداریم. این یک حیله بود.»
پس از گزارش پنهانکاری ایران توسط آژانس انرژی اتمی، اطلاعات اسرائیلی به کاخ سفید رسید که نشان میداد تهران مذاکرات را کند پیش میبرد و اجزای سلاح را مخفیانه آماده میکند. در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵، اسرائیل حملاتی انجام داد که دفاع هوایی ایران را شکست و ترامپ تحت تأثیر قرار گرفت و میخواست در تاریخ نقش فعال داشته باشد.
در ۲۲ ژوئن، ترامپ عملیات «چکش نیمهشب» را مجاز دانست؛ حملهای هماهنگ به سه سایت هستهای حساس ایران: فردو، نطنز و اصفهان. چهارده بمب سنگرشکن توسط بمبافکنهای بی-۲ استلت تحویل داده شد که مقامات آن را بزرگترین مأموریت از این نوع در تاریخ آمریکا توصیف کردند. هدف مشخص بود: نفوذ به تأسیسات مستحکم و کاهش ظرفیت ایران برای عبور از آستانه هستهای.
ارزیابیها از میزان خسارت متفاوت بود. اگرچه تحلیلگران توصیه به احتیاط کردند، ترامپ تأسیسات را «عملاً نابود شده» اعلام کرد. وقتی حملات موشکی تلافیجویانه ایران به پایگاههای آمریکایی عمدتاً نمادین بود یا محدود شد، او جنگ ۱۲ روزه را پایان یافته اعلام کرد. او گفت تهران انتخاب دارد: یا پایان دائمی به جاهطلبی هستهای خود بدهد یا با عواقب بیشتر مواجه شود.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
با گذشت زمان، ترامپ حمله را در چند سطح موفقیتآمیز دید. پس از آنکه دولتش به آتشبس در غزه کمک کرد و بازگشت گروگانهای اسرائیلی در دست حماس را تضمین کرد، او عملیات «چکش نیمهشب» را همراه با ترور قاسم سلیمانی در دوره اول صدارتش بهعنوان اهرم فشار معرفی کرد، یعنی اثبات این که قدرت معتبر میتواند معادلات دیپلماتیک را بازتنظیم کند. او به تایم گفت: «قبل از این نمیشد چنین توافقی ایجاد کرد. هیچ رئیسجمهوری آماده انجام آن نبود، اما من آماده بودم. و با انجام آن، خاورمیانه متفاوتی ایجاد کردیم.»
برای برخی، «چکش نیمهشب» اصول اقدام قاطع را تأیید کرد، در زمان محدود اما حداکثری در قدرت. برای برخی دیگر، این عادیسازی دستور ترامپ برای حملات پیشگیرانه به کشورهای مستقل با پیامدهای نامطمئن بلندمدت بود. عملیات «چکش نیمهشب» قدرت و اعتماد به نفس ترامپ را تقویت کرد و الگوی جدیدی ایجاد کرد: اعمال قدرت شدید، اعلام پیروزی و ارائه مذاکره از موضع برتر. تا پایان سال، ترامپ جنگ را ابزاری برای اهداف خود میدانست. سپس عملیاتهای کوچکتر در کارائیب، ونزوئلا و اکوادور انجام شد که اوج آن دستگیری مادورو در ژانویه بود.
بعد از آن، تمرکز دیپلماسی دوباره به برنامه هستهای ایران بازگشت و ترامپ دو فرستاده خود، ویتکف و دامادش جارِد کوشنر را برای مذاکره مأمور کرد تا توافقی مشابه توافق هستهای اوباما حاصل شود.
در همین حال، جمهوری اسلامی با سرکوب شدید اعتراضات ضد حکومتی در سراسر کشور، خشونت شدیدی به خرج میداد. ترامپ این را فرصتی دید و به معترضان گفت «کمک در راه است» و به تهران هشدار داد که پاسخ نظامی محتمل است، اگرچه هیچ اقدامی انجام نداد و مقامات ایرانی اینترنت را قطع کرده و بیش از ۳۰ هزار نفر را قتلعام کردند.
مقامات ارشد دولت گزارش دادهاند ترامپ فکر میکرد فشار از خیابانها همراه با تهدیدات آمریکایی میتواند ایران را به پای میز مذاکره بکشاند.
تلاشهای ویتکف و کوشنر در ژنو به نتیجه نرسید و ترامپ نتیجه گرفت که ایران وقت میخرد و از «بازیها و تاکتیکهای تأخیری» استفاده میکند. ایران حاضر به مذاکره درباره برنامه موشکهای بالستیک و حمایت از نیروهای نیابتی منطقهای نبود.
سپس دو تحول، از جمله آمادهسازی ایران برای حملات موشکی پیشدستانه علیه نیروهای آمریکایی، شتابدهنده رویارویی شدند. یک مقام گفت: «رئیسجمهور تصمیم گرفت عقب ننشیند و اجازه ندهد نیروهای آمریکایی در خاورمیانه در معرض حملات موشکهای متعارف قرار گیرند.»
دوم، حرکت موازی نتانیاهو به سمت جنگ بود. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه روز ۲ مارس گفت: «میدانستیم که اسرائیل اقدامی انجام خواهد داد و میدانستیم که این باعث حمله علیه نیروهای آمریکایی خواهد شد، و میدانستیم اگر پیشدستانه اقدام نکنیم قبل از آن حملات، تلفات بیشتری خواهیم داشت.»
در ۱۱ فوریه، نتانیاهو و ترامپ دیداری جدی و سهساعته در کاخ سفید داشتند و طرحهای عملیاتی یک کارزار هماهنگ را بررسی کردند. خطوط کلی حمله آماده شد و در کمی بیش از دو هفته، اولین بمبها بر تهران فرود آمدند. تجربه جنگهای عراق و افغانستان، که منطقه را بیثبات کرد و ایران را تقویت نمود، زمینه شکلگیری هویت «اول آمریکا»ی ترامپ را فراهم کرد. اکنون او جنگی را آغاز کرده که میتواند بسیاری از همان خطرات را به همراه داشته باشد.
علی واعظ، کارشناس ایران در گروه بحران بینالمللی در ژنو، میگوید: «حتی در سناریوهایی که ما، مانند عراق یا افغانستان، برنامهای برای روز بعد داشتیم، در نهایت به بدبینی و اندوه ختم شد. این بار واقعاً مبتنی بر خوشبینی است.»
ترامپ تنها بهطور سطحی کنگره را پیش از حمله مطلع کرد و بیشتر قانونگذاران پس از واقعه با خبر شدند. پیش از آن، بحث عمومی چندانی درباره جنگ نبود. پس از حمله، برخی آن را اقدامی پیشدستانه علیه تهدید قریبالوقوع دانستند و دیگران تلاشی برای فلج کردن رهبری نظامی ایران و فشار سیاسی بر تهران توصیف کردند.
ترامپ در تماس تلفنی با تایم، مأموریت را پیشگیرانه توصیف کرد و گفت: «سیاست اول آمریکا، واقعا درباره سالم و خوب نگه داشتن آمریکا و جلوگیری از ضربه دیگر کشورهاست. گاهی اوقات چارهای ندارید. این یک مورد بود.»
به گفته او، هدف جلوگیری از توانایی ایران برای تهدید آمریکا است: «آنها نباید سلاح هستهای داشته باشند. این شماره یک، دو و سه است. شماره چهار، موشک بالستیک هم نه.»
ترامپ به تایم گفت که هدف دیگر گذاشتن کسی برای رهبری ایران است که «عاقل و منطقی باشد.»
برخی کارشناسان هشدار میدهند که آمریکا ممکن است نتواند دولتی پایدارتر از جمهوری اسلامی ایجاد کند، زیرا رژیم ایران بر نهادهای تثبیتشده و انحصار زور استوار است و سقوط آن میتواند منازعات داخلی یا جنگ داخلی ایجاد کند. ترامپ امیدوار است که فشار خارجی و نارضایتی مردم، بهویژه نسل جوان، بتواند تغییر ایجاد کند، اما این در واقعیت پیچیده است و معترضان توان و سازمان لازم را ندارند.
ترامپ ارسال نیروهای زمینی را رد نکرده و گفته رسیپن به اهداف کارزار ممکن است چند هفته طول بکشد اما جنگ ادامه خواهد داشت تا به آن اهداف برسد.
واکنش ترامپ به فشارهای داخلی و شکاف در جناح راست نشان میدهد که ادامه جنگ به محبوبیت او وابسته است. او معتقد است نتیجه این بار متفاوت خواهد بود، اما ریسکهای بزرگ و پیامدها چندان پیشبینپذیر نیستند. همانطور که تجربه نشان داده، رئیسجمهورهای آمریکا میتوانند آغاز جنگ را انتخاب کنند، اما پایان آن را نه.