رضا پهلوی، «پروژه شکوفایی ایران» را بهعنوان نقشهای برای گذار از جمهوری اسلامی در ماههای نخست معرفی کرد که هم با حمایت گسترده ایرانیان در تبعید و اندیشکدههای غربی مواجه شده و هم با انتقادهایی درباره تمرکز قدرت، امکانپذیری اقتصادی و فاصله از جامعه مدنی ایران روبهرو است.
رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران در کنفرانس رونمایی از پروژه موسوم به «شکوفایی ایران» در شهر واشنگتن دیسی به تاریخ ۳۰ آوریل ۲۰۲۵ (دهم اردیبهشت ۱۴۰۴)، از این پروژه حمایت کرد و آن را اقدامی حیاتی برای بازگرداندن رفاه، کرامت و صلح با همسایگان در ایران پس از جمهوری اسلامی دانست.
این پروژه توسط موسسه «اتحادیه ملی برای دموکراسی در ایران» (نوفدی) واقع در آمریکا تدوین شده است. این موسسه در توضیح آورده است که طرح پیشنهادی «پروژه شکوفایی ایران» یک «کمپین غیرحزبی و پژوهشمحور برای احیای وضعیت اقتصادی و سیاسی در ایران آزاد شده در آینده» است.
گروه نویسندگان این طرح، این پروژه را طوری تدوین کرده تا اصول دموکراسی لیبرال مانند «آزادی افراد برای تصمیمگیری مبتنی بر منافع شخصی، احترام به مالکیت خصوصی و تقویت مسئولیتپذیری و نوآوری فردی» را ترویج دهد.
حمایت اندیشکدهها و تحلیلگران غربی
تحلیلگران حوزه سیاستگذاری در اندیشکده آمریکایی «بنیاد دفاع از دموکراسیها» (افدیدی) که مقالات آن غالبا بر تهدیدهای امنیت ملی از سوی ایران تمرکز دارد، از دولتهای غربی خواستهاند که چارچوب این پروژه را به عنوان یک استراتژی معتبر برای دوران گذار حمایت کنند.
آیدین پناهی و سعید قاسمینژاد، در مقالهای در وبسایت این اندیشکده مدعی هستند که «سازمان مجاهدین خلق، به عنوان یک فرقه مارکسیست-اسلامی، پیشتاز حملات [به این پروژه پیشنهادی] بود.» و در ادامه نیز «واحدهای سایبری تهران این سر و صداهای انتقادی را تشدید کردند.»
حال آنکه برخی دیگر از تحلیلگران، تقلیل دادن منتقدان پروژه شکوفایی ایران به گروه مجاهدین خلق و طرفداران جمهوری اسلامی را محکوم میکنند.
برخی منتقدان شکایت میکنند که این پروژه یک طرح تحمیل شده به مردم ایران است، حال آنکه طرفداران آن میگویند که این سند در ماه ژوئیه منتشر شد و فرصتی برای دریافت نظرات عمومی فراهم شد. به ادعای اندیشکده افدیدی، «تقریبا پنج هزار ایرانی ... پیشنهادهای مستدل و مکتوب خود را برای بهبود سند ارائه کردهاند و اصلاحاتی انجام خواهد شد.» اما در عین حال تاکید شده که «اصول بنیادین تغییر نخواهند کرد. سکولاریسم غیرقابل مذاکره است. دموکراسی غیرقابل مذاکره است. لغو قانون اساسی جمهوری اسلامی غیرقابل مذاکره است.»
«هوشمندانهتر از طرح تبعیدیهای عراقی»
حمایتهای اصلی از این پروژه از جانب شبکههای ایرانیان در تبعید، فعالان دموکراسیخواه و اندیشکدههای منتقد رژیم در ایالات متحده و اروپا مطرح شده است.
دیوید ایگناتیوس، تحلیلگر و روزنامهنگار سرشناس واشنگتنپست ضمن حمایت از این پروژه، این طرح را یکی از جامعترین نقشههای گذار سیاسی برای ایران توصیف کرده است. آقای ایگناتیوس در یادداشتی مینویسد این سند «نقشه راهی عالی برای دوران گذار» ارائه میدهد و از نظر دقت و انسجام «هوشمندانهتر از هر برنامهای است که دولت آمریکا یا مخالفان تبعیدی عراقی پیش از حمله سال ۲۰۰۳ میلادی ارائه کرده بودند.»
یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید
به گفته این تحلیلگر، این طرح فارغ از توجه به دیدگاههای مختلف درباره شخص رضا پهلوی، شایسته بررسی دقیق است، زیرا «سازمان به سازمان» چگونگی بازسازی یک ایران منسجم را تشریح میکند.
انتقادهای دروناپوزیسیونی به ساختار و مفاد پروژه
با این وجود، در میان اپوزیسیون ایرانی نیز افرادی هستند که انتقادهایی را بر این پروژه وارد میدانند.
دانیل جعفری، رئیس سازمان «ایرانیان آمریکایی برای آزادی»، به همراه علی سعادت ملی، انتقاداتی را نسبت به دیدگاههای مطرحشده توسط آقای قاسمینژاد و آقای پناهی درباره مفاد «دفترچه اضطراری» که جزء اصلی پروژه موسوم به «شکوفایی ایران» است ابراز کردهاند.
این افراد بر تاکید این پروژه بر برنامهریزی اقتصادی تکنوکراتیک به بهای تضمینهای فوری سیاسی و قانون اساسی، انتقاد کردهاند.
نویسندگان تاکید میکنند که این دفترچه، بر آسیبپذیریهای رژیم کنونی مانند فروپاشی اقتصادی و اعتراضات تمرکز دارد و در عین حال «تمامیت قانون اساسی» مورد نیاز برای یک گذار پایدار را کماهمیت جلوه میدهد، که همین امر خطر ایجاد خلا قدرت یا بازگشت استبداد را بدون وجود سازوکارهای صریح برای مشروعیت دموکراتیک به همراه دارد.
اتهام تشکیل ساختاری مشابه «شورای انقلاب» و انتقاد از تکصدایی
آقای جعفری و سعادت ملی در مقاله خود مدعی میشوند که این پروژه بنا دارد که نهادی به نام «نهاد خیزش ملی» ایجاد کند که پاسخگو نیست و ساختاری مشابه «شورای انقلاب» آیتالله خمینی دارد و نگرانیها درباره بازتولید تمرکز قدرت و فقدان شفافیت را افزایش میدهد.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
برخی دیگر از چهرههای اپوزیسیون مستقر در خارج از کشور نیز «پروژه شکوفایی ایران» را «نمایش تبلیغاتی» با حداقل مشروعیت یا نفوذ داخلی در ایران دانستهاند و آن را بهعنوان یک اقدام هدایتشده توسط نخبگان که از احساسات مردمی فاصله دارد و بیشتر بر حمایتهای خارجی تا بسیج عملی تمرکز دارد، تصویر کردهاند.
کاظم کازرونیان، استاد دانشگاه کنتیکت و حسین سیدیان، استاد دانشگاه کانزاس در ماه ژوئیه در مقالهای در وبسایت «شبکه دانش پژوهان ایران آزاد» معتقدند که «این برنامه، موفق به تعامل با جنبشهای مردمی یا ذینفعان اقتصادی در داخل ایران نشد و در عوض بهعنوان یک نمایش تبلیغاتی در میان دیاسپورا عمل کرد» و اتکای آن به کارشناسان مقیم خارج، نشاندهنده کمبود تعامل با معترضان داخلی است.
به اینستاگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
رضا علیجانی، تحلیلگر مسائل سیاسی ایران، روز ۲۴ فوریه در گفتگو با بیبیسی فارسی اظهار داشت که بخشی از ایرانیان داخل کشور از آنچه او «تکصدایی در خارج» خواند، ناراضی هستند. آقای علیجانی تاکید کرد که در داخل ایران نیز «هستههایی زیر فشار و یوغ استبداد، از جمله جمع ۱۷ نفره و میرحسن موسوی و دیگر فعالان جامعه مدنی»، شکل گرفتهاند که توجه کافی به آنها نشده است.
وی در عین حال با اشاره به شعارها در حمایت از آقای پهلوی در داخل ایران و در اجتماعات خارج از کشور گفت که «این به معنای نمایندگی کل جامعه متکثر ایران نیست؛ فعالان حقوق بشری، کارگران، طیفهای روشنفکری و گروههای قومی همچون کردها و بلوچ نیز بخش مهمی از جامعه هستند.»
آقای علیجانی دفترچه برنامههای رضا پهلوی را «دفترچه استبداد داخلی و استیلای خارجی» توصیف کرد و گفت: «در آن نه حرفی از آزادی و تکثر احزاب زده شده و نه توجهی به رفع تبعیض از گروههای قومی وجود دارد. ادبیات و سیاست جریان آقای پهلوی یک جریان انحصارگراست و تیم ایشان رویکرد تخریبگر دارد.» وی به مواضع این جریان علیه نرگس محمدی، نسرین ستوده و توماج صالحی اشاره کرد.
اتهام حذف عاملیت مردم داخل ایران پس از سرنگونی جمهوری اسلامی
بحثها درباره همسویی پروژه شکوفایی ایران با دیدگاه شخصی آقای پهلوی ادامه دارد و برخی آن را بهعنوان پیشبرد ضمنی چارچوب سلطنت، به جای گذار بیطرفانه جمهوریخواهانه، تفسیر میکنند و این ممکن است جناحهای جمهوریخواه در اپوزیسیون را منزوی کند.
کامران متین، استاد روابط بینالملل در دانشگاه ساسکس بریتانیا در گفتگو با شبکه صدای آمریکا گفت که دفترچه برنامههای رضا پهلوی، «قدرت را به تمامی در دست یک شخص، آقای رضا پهلوی، متمرکز میکند و او حتی قبل از سرنگونی جمهوری اسلامی به عنوان رهبر انقلاب ملی تعریف شده است.»
آقای متین افزود: «پس از سرنگونی نیز سه نهاد اصلی شامل خیزش ملی، دولت گذار و دیوان گذار اعضای خود را تکتک از سوی آقای پهلوی دریافت میکنند و این نهادها قرار است رفراندومی برگزار کنند که تنها دو گزینه دارد: پادشاهی و جمهوری. با این حال، هیچ توضیحی در خصوص نوع پادشاهی، خواه مطلقه یا مشروطه، ارائه نشده است.»
وی تاکید دارد که «این دفترچه، مسیر را به گونهای تعیین کرده که مردم تنها تا روز سرنگونی جمهوری اسلامی موضوعیت و عاملیت دارند و پس از آن، نقش آنها محدود خواهد شد.»
چالشها و امکانپذیری پروژه شکوفایی ایران
از طرفی، اقتصاد ایران که سالها تحت مدیریت ناکارآمد و تحریمهای بینالمللی قرار داشته، اجرای برنامه اصلاحی پروژه شکوفایی ایران را با مشکلات جدی مواجه میکند.
درست است که تورم سرسامآور، رشد پایین اقتصادی، تحریمها، کسری مالی پایدار، یارانههای سنگین، و وابستگی به صادرات نفت ممکن است به درستی توجیه کند که فاز اضطراری این پروژه باید اول از همه به تثبیت وضعیت اقتصادی اولویت دهد، اما کسریهای مالی پایدار و یارانههای سنگین (تا ۲۰٪ تولید ناخالص داخلی) خطر واکنش فوری مردم را در صورت افزایش کوتاهمدت قیمتها بدون شبکه حمایتی مناسب افزایش میدهد.
این پروژه به ویژه اصلاحات انرژی را محور اصلی خود میداند و قصد دارد با تامین پایدار انرژی، مدرنسازی زیرساختها و بازگرداندن ایران به بازارهای جهانی، زمینه جذب سرمایهگذاری را فراهم کند.
جدول زمانی «خوشبینانه»
امید شکری، کارشناس حوزه امنیت انرژی در مقالهای در اندیکشده آمریکایی «انجمن خاورمیانه» در این زمینه نوشت: این طرح «فاقد اطلاعات عملی و تکنیکهای کاهش ریسک است» و زیرساختهای انرژی ایران «قدیمی و ناکارآمد» هستند، به گونهای که بسیاری از نیروگاهها با کمتر از ۲۵ درصد ظرفیت کار میکنند و حدود ۴۰ درصد گاز و انرژی در شبکههای فرسوده هدر میرود.
نقدهای دیگر به «یارانههای گسترده انرژی که تقریبا ۱۲ درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهند» اشاره دارد و هشدار میدهند که کاهش یارانهها بدون اقدامات جبرانی ممکن است «فقر انرژی را تشدید و ناآرامی ایجاد کند.»
همچنین موانع حکمرانی و مقاومت شبکههای قدرت موجود، به ویژه آنهایی که با نهادهای نظامی مرتبط هستند، میتواند مانع اجرای موفقیتآمیز اصلاحات شود. آقای شکری اضافه میکنند که این پروژه «استراتژی مشخصی برای مدیریت منابع مشترک نفت و گاز با کشورهای همسایه ندارد» و جدول زمانی آن با توجه به وابستگی بالای ایران به سوختهای فسیلی و پیچیدگی مقررات داخلی، «خیلی خوشبینانه» است.
یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید
با اینکه این طرح «ایدههای خوبی دارد» اما منتقدان هشدار میدهند که از نظر اقتصادی بیش از حد به مدیریت دولتی متکی است. شای خطیری، پژوهشگر ارشد موسسه یورکتاون در وبسایت «انجمن خاورمیانه» مینویسد که «سند [پروژه شکوفایی ایران] هیچ اشارهای به خصوصیسازی نفت نمیکند.»
این مسئله خطر تکرار مشکلات قدیمی مانند تورم و اختلالات اجتماعی را در دولتهای آینده افزایش میدهد، زیرا پروژههای توسعه با اتکای مجدد به درآمد نفتی ممکن است همان مشکلات تاریخی را بازتولید کنند.
منتقدان همچنین به ویژگیهای فرهنگی و ساختاری اقتصاد ایران اشاره میکنند. آقای خطیری مینویسد که «ایرانیها هنگام بحث درباره مشکلات ساختاری اقتصاد معمولا به رانتخواری و فساد اشاره میکنند، اما به دلیل تجربه طولانی از دولت مرکزی، اغلب به اقتصاد متمرکز گرایش دارند.»
علاوه بر این، پروژه روی «صنایع آینده» تمرکز میکند، نه آنچه واقعا اقتصادی و عملی است. برای مثال، ایرانیان در این طرح به تواناییهای علمی موشکی اشاره میکنند و امیدوارند ایران در صنعت هوافضا پیشتاز شود، اما صنایع پایه و روزمره را کنار میگذارند.
طرفداران آقای پهلوی برای برخی از این انتقادها پاسخهایی در رسانهها ارائه دادهاند. کما اینکه آقای پهلوی در تاریخ ۱۶ فوریه به شبکه یک تلویزیون فرانسه (TF1) درباره فرض بازگشت نظام «پلیسی» دوران پدرش و تشکیلات ساواک توضیح داد که «نسلهای جوان میدانند که من از بازگشت به گذشته سخن نمیگویم، بلکه از گذار به آینده صحبت میکنم. بله، در دوران سلطنت پدرم، محمدرضا پهلوی، افراطها، خطاها و حتی جنایتهایی رخ داد. اما وقتی ایرانیان از آن دوره یاد میکنند، از کشوری سخن میگویند که رو به مدرنیته و پیشرفت داشت. آنچه امروز میخواهند، حفظ جنبههای مثبت آن دوران و عبور از جنبههای منفی آن است. من فرد مستقلی هستم. ایدهها و طرح خودم را دارم.»