شبکه وکلای «یککلمه» با ثبت گزارش رسمی در دادستانی دیوان کیفری بینالمللی و ارائه اسناد و شواهدی خواستار آغاز بررسی ارتکاب به «جنایت علیه بشریت» در جریان سرکوب خونین اعتراضات در ایران شد. این موضوع به چه معناست و چه امکانات حقوقی برای پاسخگو کردن عوامل سرکوبگر وجود دارد؟ با مهرانگیز کار گفتگو کردیم.
در پی سرکوب خونین اعتراضات در ایران توسط رژیم ایران، پرسشهای بسیاری درباره چگونگی پاسخگو کردن عوامل این کشتار مطرح شده است.
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر در ایران ماه گذشته در گفتگویی بر لزوم بررسی ارتکاب مقامات ارشد ایران به «جنایت علیه بشریت» در سرکوب معترضان ایرانی تاکید کرد.
شبکه وکلای «یککلمه» متشکل از جمعی از وکلای حقوق بشر ایرانیتبار اعلام کرد که با ارائه اسناد و شواهد و ثبت گزارش رسمی در دادستانی دیوان کیفری بینالمللی (ICC) ذیل ماده ۱۵ اساسنامه رم، خواستار آغاز بررسی ارتکاب به «جنایت علیه بشریت» در جریان سرکوب خونین اعتراضات در ایران شده است.
این درحالی است که ایران نه عضو دیوان کیفری بینالمللی و نه صلاحیت آن را پذیرفته است. با این حال دادستان بنابر ماده ۱۵ اساسنامه رم موسوم به «اقدام یکجانبه دادستان» (Proprio Motu) میتواند راسا و بر اساس اطلاعات دریافتی از منابع مختلف از جمله افراد حقیقی، سازمانهای غیردولتی، نهادهای بینالمللی و گزارشهای رسانههای معتبر صرفا «بررسی اولیه» را درباره ارتکاب «جنایت علیه بشریت» و دیگر جرایم تحت صلاحیت دیوان کیفری بینالمللی آغاز کند.
باید توجه داشت که اگرچه با توجه به اصل ۱۲ اساسنامه رم و عدم پذیرش صلاحیت قضایی دیوان کیفری بینالمللی توسط ایران، قلمرو ایران جزو حوزه قضایی دیوان کیفری بینالمللی نیست و در نتیجه تحقیقات دادستانی احتمالا نمیتواند فورا به صدور حکم جلب بینالمللی برای عاملان سرکوب اعتراضات در ایران ختم شود، اما چنین تحقیقاتی، آن هم از سوی دادستان دیوان کیفری بینالمللی میتواند زمینه و امکانات حقوقی مهمی را برای پیگرد مقامات جمهوری اسلامی ایران به اتهام «جنایت علیه بشریت» فراهم کند.
در اینباره با مهرانگیز کار، وکیل، فعال حقوقبشر، روزنامهنگار، نویسنده و عضو شبکه وکلای «یککلمه» گفتگو کردیم.
یورونیوز: لطفا درباره این گزارش ثبتشده از سوی گروه وکلای «یککلمه» و روند قانونی آن توضیح دهید.
مهرانگیز کار: بله البته باید بگویم من عضو وکیل این شبکه هستم، ولی متاسفانه همکاران من، دوستان من زمانی که مشغول تدوین و ثبت این موضوع بودند به من دسترسی نداشتند و به همین دلیل، در مورد اقدامشان، من نمیدانم اگر مشاورهای با من میشد، چه میگفتم. ولی به هر حال زحمتی کشیدند و از مفادی که شاید تصور کردند به آنها اجازه میدهد که وارد این بحث بشوند، کمک گرفتند.
به هر حال این شکایت را اعلام میکنند که ثبت کردند ولی در کجا ثبت کردند؟ در دفتر دادستانی دیوان کیفری بینالمللی لاهه. بله ثبت کردند و آنچه را که دربارهاش نظر میدهند، یک امکانات ضعیفی است که قوانین ناظر بر این شکایات در اختیار میگذارد که اگر تفسیر شود به اینکه خوب، شکایت از طریق دادستان امکانپذیر است، این دوستان برای آن اقدام کردند.
ولی قبل از اینکه ما اصلا وارد بحث این شکایت بشویم، باید ببینیم که چگونه جهان به این نقطه رسیده است که یک دادگاه کیفری بینالمللی وجود داشته باشد که به چند مورد مشخص از جرایمی که به آنها جرایم بینالمللی میگویند، باید رسیدگی بکند که البته کشتاری که ما در حال حاضر در ایران با آن مواجه هستیم و معلوم هم نیست که ادامه نداشته باشد، الان ممکن است در زندان ها ادامه داشته باشد و نشانههای آن را ما میتوانیم بفهمیم، بدون تردید از جمله جنایات علیه بشریت است که یکی از جرایم بینالمللی است که این دیوان صلاحیت رسیدگی به آن را دارد.
ولی این صلاحیت در پیچ و خمهای زیادی، ممکن است رسیدگی به چنین شکایاتی طولانی شود. کما اینکه در گذشته هم شده تا اینکه در سال ۲۰۰۲ یک قراردادی به نام قرارداد رم اجرایی شد. البته قبلا تصویب شده بود، ولی در ۲۰۰۲ اجرایی شد و از آن به بعد این دادگاه صلاحیت داشت که به آنچه تحت عنوان مثلا جنایت علیه بشریت یا موارد دیگر تعیین شده رسیدگی بکند.
ولی همواره فصل هفتم منشور ملل متحد بوده که این مجوز را داده است که به آن اقداماتی که میتواند صلح را در منطقهای مختل بکند، به وسیله سازوکارهای بینالمللی پایان داده شود. بعد که قرارداد رم اجرایی شد، آن نگرانی ذکر شده در فصل هفتم منشور ملل متحد در صلاحیت دیوان لاهه قرار گرفت.
اما خوب، کشور ایران مثل چند کشور دیگر و حتی آمریکا، این قرارداد رم را امضا نکرد. یعنی جمهوری اسلامی ایران به اساسنامه رم ملحق نشده و آن را تصویب نکرده است. این یک مسئله است ولی برای اینکه این مسئله را بتوانند دور بزنند، چون اگر اینطور باشد، خوب همه آن دولتهایی که نپیوستند، برای خودشان همهجور حق کشتار جمعی، تعدی، ناپدیدسازی قهری، تجاوز و همه چیز قائلاند و میخواهند به آن مشروعیت بدهند.
ما اینطور که نگاه میکنیم، جمهوری اسلامی در صدد است از اینکه عضو قرارداد رم نیست، کاملا استفاده بکند. خوب، حالا به هر حال کسانی دارند کار میکنند، زحمت میکشند برای اینکه ببینند در چنین شرایطی چه کاری میتوان کرد. اکنون برخی از حقوقدانان برجسته بینالمللی مثل آقای پیام اخوان با توجه به تجربههای بسیار زیادی که در دیگر کشورهایی که چنین اتفاقاتی در آنها افتاده دارد، معتقد است که آنچه اتفاقات ایران حتما مصداق جنایت علیه بشریت است. ولی این نظر یک فرد است. این نظر باید پخته شود، مستند شود و اسناد راستیآزمایی شوند و سپس به مراجع ممکن ارسال شوند.
یورونیوز: مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر اخیرا در گفتگویی بر لزوم تحقیق یک هیات حقیقتیاب مستقل درباره ارتکاب مقامات ارشد ایرانی به «جنایت علیه بشریت» در سرکوب معترضان ایران تاکید کرد. آیا «یککلمه» با خانم ساتو در تماس است و چنین اقداماتی به صورت یکپارچه در حال انجام است؟
مهرانگیز کار: نه من گمان نمیکنم. برای اینکه هیچکدام به اقدام نرسیده است همه صرفا اظهار نظر میکنند. در حال حاضر تنها جایی که میگوید با وجود پیچیدگیها کار را به مرحله اقدام میرساند، همین «یککلمه» است.
حال میخواهیم ببینیم اینها از چه استفاده کردند، در شرایطی که ما میگوییم خیلی پیچیده است و خیلی این مسیر ناهموار است.
در همان اساسنامه رم که دربارهاش صحبت کردیم، دو ماده وجود دارد که اگه بخواهیم موضوع را ساده کنیم، فقط باید از این دو ماده استفاده کنیم تا ببینیم که شبکه وکلای «یککلمه» چگونه اعتماد به نفسی داشتند برای اینکه چنین شکایتی را طرح و ثبت کنند.
ماده هفت اساسنامه رم میگوید که جنایات علیه بشریت، شامل کشتار جمعی است، یعنی همان اتفاقی که واقعا در ایران افتاده است تحت صلاحیت دیوان کیفری بینالمللی است. از طرفی به دادستان همان دادگاه اجازه میدهد که بر اساس اطلاعات دریافتی و با کسب اجازه از شعبه مقدماتی ابتکار عمل را برای آغاز تحقیقات به دست گیرد که این امر نقشی کلیدی در فعالسازی دیوان دارد.
حالا به نظر بعضیها، این اقدامی تکمیلی است، برای اینکه دادستان هم بتواند وارد عمل شود و اگر هنوز قضیه در موقعیتی قرار نگرفته که بتواند وارد دادگاه شود، به آن سرعت دهد.
تفسیر این وکلا این است که ما به عنوان یک نهاد مستقل حقوقی متشکل از وکلا، میتوانیم از ماده ۱۵ اساسنامه رم استفاده کنیم و با استفاده از آن این شکایت را مطرح کردند. منتها باز همانطور که من توضیح دادم این ماده قانونی در صورتی میتوان کارساز و موثر باشد که اولا دادستان اسناد ارئه شده را راستیآزمایی کند و برای آنها اعتبار قائل شود و بعد از یک دادگاه مقدماتی برای ادامه تحقیقات و رسیدگی اجازه بگیرد. حالا ممکن است که آن دادگاه مقدماتی نظر مثبت دهد یا نظر منفی.
در هر حال، غیر از آنچه که من در اینجا گفتم، همه چیز به این بستگی دارد که دولت ایران عضو قرارداد رم باشد و به آن ملحق شود و این شبکه تصمیم گرفته است کار را به نحوی شروع کند که شاید در مرحله گذار، نخستین تصمیمی که آن دولت گذار میگیرد این باشد که دولت ایران به قرارداد رم ملحق شود و وقتی ملحق شود، دیگر میتواند از آن پیچیدگیها و دستاندازهایی که در این قوانین بینالمللی وجود دارد، رها شود.
بنابراین میتوان گفت که این اقدام، بهنوعی برای دسترسی به عدالت در مواجهه با آمران و شخص آقای علی خامنهای به عنوان فرمانده کل قوا است.
اما یه نکته هم من اینجا بگویم که همواره ترجیح بر این است که کشورهای عضو قرارداد رم، وقتی اتفاقی نظیر آن میافتد، نخست در دادگاههای ملی، دادگاههای داخلی خود موضوع را تحت رسیدگی قرار بدهند. ولی ما نه فقط عضو قرارداد رم نیستیم، بلکه قوه قضائیه مستقلی هم نداریم.
قوه قضاییه ما در حقیقت زیر سلطه نیروهای امنیتی است و اگر بخواهیم امید داشته باشیم که حالا ایران به قرارداد رم هم ملحق شود، اما یک چنین وضعیتی در قوه قضاییه ایران باشد، قوه قضاییه ایران خودش مرتکب این کشتار جمعی است و کمترین دلیلی هم که ما برای آن داریم، سخنرانیهای آقای محسنی اژهای، رئیس قوه قضائیه ایران است که همواره هم تاکید میکند، هم این کشتار را توجیه میکند. چه بسا هم که کشتارهای جمعی دیگری را اینها اکنون در برنامه داشته باشند و ما خبر نداریم.
یورونیوز: چقدر خوشبین هستید که این اقدام به نتیجهای برسد؟
مهرانگیز کار: در پاسخ به این سوال شما، من کاری به این شکایت ندارم. ولی نظر خودم بر این است که مو لای درز این نمیرود که جمهوری اسلامی ایران مرتکب جنایت علیه بشریت شده است.
پس اگر به این یقین داشته باشیم که ما الان داریم، از بسیار کارشناسان حقوقدانان معتبر بینالمللی میشنویم که بله این جنایت علیه بشریت است؛ چون مصداقی کردن این تعاریف در روابط حقوق بینالملل خیلی دشوار است. ولی چنان عریان و برهنه جمهوری اسلامی جنایت علیه بشریت را به ثمر رسانده است و حالا هر چقدر هم که بگوید، دشمن کودتا، اصلا وقتی که یک جمع غیرنظامی به عنوان معترض ظاهر شدند و به صورت سیستماتیک اینها را اینجوری قلعوقمع کردند، حتی با سلاح نظامی که اصلا قرار نیست سلاح نظامی در برخورد با معترض مورد استفاده قرار بگیرد.
همه اینها مشخصات یک کشتار جمعی است که از نظر بینالمللی جرم جنایت علیه بشریت را تشکیل میدهد. پس بنابراین، در این مورد ما هیچگونه تردیدی نداریم. ولی اینکه مکانیزمهای بینالمللی چهطور وارد این جریان بشوند، پیچیده است و فقط دیوان کیفری بینالمللی لاهه است که صلاحیت دارد. هیچجای دیگری صلاحیت ندارد. حالا به دفتر دادستان هم یا هر جای دیگری ارائه شود، بالاخره این میتواند حرکتی باشد.
ولی نهایتا، متاسفانه ما در این دو سه سال اخیر متوجه شدیم که گاهی وقتها منافع سیاسی کشورها این مکانیزم را هم فلج میکند و ما این فلجشدن را در بعضی موارد اتفاق افتاده و به تضعیف سازمان ملل و به تضعیف این مکانیزمها منجر شده است. چون مثلا یک جایی یک کسی را آوردند و مجرم اعلام کردن یا متهم اعلام کردن و بعد از طرف نیروهای سیاسی خیلی بزرگ در جهان خنثی شده است و حتی آنهایی که به این موضوع رای دادند، از طرف آن قدرت تحریم شدند.
بنابراین خطرات بسیاری وجود دارد که ممکن است ما را در همین که میگوییم یقین داریم که جنایت علیه بشریت اتفاق افتاده، گرفتار کند.
مثلا فرض بفرمایید، به فرض محال که محال نیست، مذاکراتی انجام شود و این مذاکرات به نحوی باشد که دلخواه آن کشورهایی است که فقط میخواهند ایران انرژی هستهای نداشته باشد. اگر با آنها مذاکره شود و آنها هم قبول کنند، آنوقت دیگر ما نمیدانیم که این مکانیزمها چقدر ممکن است قدرت عمل داشته باشند.
شاید در آن مذاکرات به نحوی تبادل نظر یا امتیاز شده است که این امیدهای ما را ضعیف کند و قولهایی به مرتکب جنایت علیه بشریت بدهند که این قولها با امیدها و آرمانهای ما ممکن است که در تعارض باشد.
یورونیوز: این مکانیزمها با چه سرعتی میتواند انجام شود؟
مهرانگیز کار: چون ایران عضو قرارداد رم نیست، نمیتواند خیلی به سرعت انجام شود. ولی همان صلاحیت جهانی را که شما مطرح کردید، میتواند کمک کند. منتها آنهم موکول به این است که این آدمها در معرض آن قرار بگیرند، مثل آن آقایی که در سوئد توانستند، کسانی کمک کردند و فورا با قوه قضاییه سوئد تماس گرفتند و پیشینه او را گفتند.
اینها همه دیگر آسان بهدست نمیآیند، ولی اگر که قدرتهای سیاسی مانع نشوند، اینکه بیچون و چرا میتوانیم درباره تحقق جنایت علیه بشریت صحبت کنیم و آن موضوع تروریست اعلام کردن سپاه پاسداران از طرف بعضی از کشورها و باز باید بگویم اگر ایران امتیازاتی ندهد و این مذاکرهای که میگویند در حال وقوع است به نفع جمهوری اسلامی ایران تمام نشود، من تصور میکنم سرعت لازم را، حتی با موافقت قدرتهای بزرگ میتواند داشته باشد. ولی اگر خدای نکرده این مذاکرات ما را به نقطهای نرساند که دوباره گرفتار مصلحتاندیشیها و منافع ملی دیگر کشورها شویم.
یورونیوز: اینروزها به نظر میرسد که دموکراسیخواهی صرف دیگر جواب نمیدهد، آیا شما قائل به این هستید که دموکراسی را میتوان ساخت؟
مهرانگیز کار: راستش را بخواهید، در پایه آن ادبیاتی که الان خیلی رواج دارد، من نسل ۵۷ای هستم. حالا گوی اینکه انقلابی هم نبودم، ولی خوب، ما مدام نوازش میشویم. فرقی نمیکند که شما اصلا انقلابی بودید یا نبودید. میخواهم بگویم، من آن تجربهای که از آن قصه دارم، تجربهایست که همیشه میتواند به من نقطه نظرهای دیگری بدهد. نقطه نظر این است که اگر یک شخصی که، آن موقع آن فرد آقای خمینی بود، بخواهد بیاید، البته او که از دموکراسی حرف نمیزد، ولی حرفاهایش و سخنانش را هم با خواستههای مردم موزون میکرد؛ با خواستههای مردمی که گفتند ما از وضعیتمان ناراضی هستیم در آن سال بهخصوص.
ولی بعد که به یک نیروی مطلقه فردی تبدیل شد و جماعت بزرگی هم دورش را گرفتند، همه نیروهایی را که در این انقلاب به او کمک کرده بودند، از جمله نیروهای روشنفکری، نیروهای چپ، نیروهای ملی مثل جبهه ملی، حزب ملت ایران، ملی مذهبیها، مجاهدین خلق، همه را قلع و قمع کرد و فقط یک نگاه را بر همه تصمیمگیریها مسلط کرد، که آن نگاه هم الان ما را به جنایت علیه بشریت رسانده است.
به نظر من، این جنایت علیه بشریت در سال ۶۷ هم اتفاق افتاد. ولی در سال ۶۷ این ارتباطات به این صورت وجود نداشت. گاهی وقتها ما هم که در ایران بودیم نمیدانستیم. یعنی عظمت موضوع رو نمیدانستیم. فکر میکردیم مثلا هفت، هشت، ۱۰ نفر را اعدام کردند، تیرباران کردد.
یکی آن بود و یکی اینکه ضمانت اجرائی این قرارداد رم از سال ۲۰۰۲ میلادی است و عطف به ما سبق نمیشد و در نتیجه ایرانیان به خصوصی مجبور شدند و زحمت کشیدند و خیلی از کارها را به صورت نمادین انجام دادند و بعضیها را هم نه دیگه نمادین، حتی شهود و به هر حال ادلهای وارد آن دادگاه کردند تا جهان از آنچه در سال ۱۳۶۷ در ایران اتفاق افتاده است. باخبر شود.
پس بنابراین، این اولین جنایت جنگیشان نبوده است. آنها را هم همه را در قبرهای دستهجمعی در خاوران و جاهای دیگر رو دفن کردند و به تصور خودشان همه جنایاتشان دفن شد.
واقعا اگر که بر مادران دادخواه از خاوران به بعد مروری بکنیم، متوجه میشویم که اصلا ذات این حکومت این است که میخواهد خودش به هر شکلی از جمله جنایت علیه بشریت روی پا نگه دارد.
پس بنابراین واقعا اگر جهان بخواهد به آنچه در ایران اخیرا اتفاق افتاده بیاعتنایی بکند و این مکانیزمها را نگذارد که سریع کار بکنند، معلوم نیست که اصلا ما دیگر ایرانی در آینده داشته باشیم.