Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

نشنال اینترست: «آمریکا باید بر محور باکو–اسرائیل تمرکز کند»

دیدار دونالد ترامپ و الهام علی‌اف
دیدار دونالد ترامپ و الهام علی‌اف Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها
همرسانی Close Button

تهدید بی‌ثباتی و هرج‌ومرج منطقه‌ای در خاورمیانه و آسیای مرکزی به بالاترین سطح خود رسیده است؛ به‌ویژه در شرایطی که ایران از درون بیش از هر زمان دیگری شکننده به نظر می‌رسد.

نشریه نشنال اینترست، در مقاله‌ای به تحولات در ایران پرداخته و استدلال کرده که آمریکا باید بیش از پیش به محور باکو و اسرائيل برای تحولات بعد از فروپاشی احتمالی جمهوری اسلامی توجه کند.

در این مقاله آمده است: اگر ایران دچار فروپاشی شود، پیامدهای آن به مرزهای این کشور محدود نخواهد ماند و می‌تواند عراق، سوریه و لبنان را نیز درنوردد و یک خلا قدرت گسترده در منطقه ایجاد کند.

در چنین فضایی، ایالات متحده به شرکای محکم و قابل اتکا نیاز دارد تا نقش تثبیت‌کننده را ایفا کنند. شراکت جمهوری آذربایجان و اسرائیل نمونه‌ای روشن از چنین لنگر راهبردی است. با این حال، منتقدان اغلب این همکاری را نادیده می‌گیرند یا کم‌اهمیت جلوه می‌دهند، چرا که تمرکز آنها بر دستورکارهای سیاسی خودشان است. در حالی که به گفته نویسنده این گزارش، باید از کم‌ارزش جلوه دادن اتحادهایی که کارآمد هستند، پرهیز کرد.

چند ماه پیش، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در اقدامی تاریخی برای پیشبرد صلح در خاورمیانه، رهبران کشورهایی از خاورمیانه، اروپا و قفقاز را گرد هم آورد. دو تن از رهبران حاضر در آن نشست، الهام علی‌اف، رئیس‌جمهور جمهوری آذربایجان، و نیکول پاشینیان، نخست‌وزیر ارمنستان، تنها دو ماه پیش‌تر در دفتر بیضی کاخ سفید با ترامپ دیدار کرده و توافق تاریخی دیگری برای صلح امضا کرده بودند که شامل اعلام «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بین‌المللی» بود. این مسیر تجاری جدید، فرصت‌های تازه‌ای برای کسب‌وکارهای آمریکایی ایجاد خواهد کرد و روابط تجاری مهمی را در سطح جهانی تقویت می‌کند.

در شرایطی که دولت آمریکا تلاش گسترده‌ای برای ترویج صلح و رفاه برای خود و متحدانش در جهانی پر از جنگ و بی‌ثباتی انجام می‌دهد، ثبات اهمیت حیاتی دارد. به همین دلیل، شراکت راهبردی دیرینه میان جمهوری آذربایجان و اسرائیل نه تنها برای این دو کشور، بلکه برای منافع آمریکا نیز حیاتی است. این اتحاد بر پایه اولویت‌های مشترک امنیتی و مبارزه با تروریسم، احترام متقابل فرهنگی، تهدید مشترک ناشی از افراط‌گرایی دشمن ایران، و رویکردی عمل‌گرایانه به حوزه انرژی و دفاع شکل گرفته است. این شراکت، لنگری باثبات در منطقه‌ای است که همچنان با تهدید تروریسم، افراط‌گرایی و بی‌ثباتی سیاسی روبه‌روست.

با این حال، منتقدان نه تنها به این اتحاد حمله می‌کنند، بلکه تلاش‌های گسترده دولت ترامپ برای پیشبرد صلح میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان و همچنین در خاورمیانه را با ادعاهایی بدبینانه و گمراه‌کننده زیر سوال می‌برند. برای نمونه، الکس گالیتسکی، مدیر سیاست‌گذاری کمیته ملی ارمنی‌های آمریکا (ANCA)، به همراه یکی از رؤسای پیشین «انجمن بین‌المللی پژوهشگران نسل‌کشی» مدعی شده‌اند که «جنگ جمهوری آذربایجان در قره‌باغ به‌عنوان میدان آزمایشی برای سلاح‌ها، تاکتیک‌ها و روش‌هایی عمل کرده که اسرائیل بعدها علیه فلسطینی‌های غزه به کار برد». نویسنده گزارش می‌گوید این روایت، دو مناقشه کاملا متفاوت را صرفا برای اهداف سیاسی به هم پیوند می‌دهد و هر دو را به‌طور نادرست بازنمایی می‌کند.

به گفته نویسنده، زمینه و ماهیت اتحاد جمهوری آذربایجان و اسرائیل اغلب تحریف می‌شود. اسرائیل از سال ۱۹۹۵ شریک امنیتی جمهوری آذربایجان بوده و در فاصله سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ بخش قابل توجهی از واردات تسلیحاتی باکو را تأمین کرده است. هر کشور مستقلی حق دارد توان نظامی خود را نوسازی کرده و از خود دفاع کند. افزون بر این، جمهوری آذربایجان با وضعیتی روبه‌رو بوده که نه تنها بیش از ۲۰ درصد از اراضی به رسمیت شناخته‌شده بین‌المللی‌اش برای حدود سه دهه در اشغال قرار داشت، بلکه با تهدید و فشار از سوی همسایه خود، ایران، نیز مواجه بود.

همکاری دفاعی میان باکو و اورشلیم نه یک آزمایش است و نه تمرینی در خشونت بی‌دلیل. این همکاری، شراکتی نوآورانه و منطقی میان دو کشوری است که مصمم‌اند برتری فناورانه خود را در جهانی خطرناک حفظ کنند. افزون بر این، هر دو کشور جمهوری آذربایجان و ارمنستان با کمک ایالات متحده به سوی صلح حرکت می‌کنند، در حالی که روند خلع سلاح گروه حماس در غزه همچنان ادامه دارد. نویسنده تأکید می‌کند که زمان آن رسیده این فرصت‌های معنادار به رسمیت شناخته شوند و مورد تشویق قرار گیرند، نه اینکه تحقیر شوند، چرا که جان انسان‌ها در همه طرف‌ها در معرض خطر است.

فراتر از حوزه امنیت، روابط انرژی میان جمهوری آذربایجان و اسرائیل برای بازار جهانی انرژی نیز اهمیت حیاتی دارد، نه فقط برای اسرائیل. حدود ۴۰ درصد از واردات نفت اسرائیل از جمهوری آذربایجان تأمین می‌شود.

همچنین شرکت دولتی نفت جمهوری آذربایجان (سوکار) وارد بازار اکتشاف گاز فراساحلی در مدیترانه شده است؛ اقدامی که به گفته نویسنده، به ایجاد توازن میان اسرائیل، سوریه و ترکیه کمک می‌کند و ثبات را در منطقه‌ای پرتنش افزایش می‌دهد.

در شرایطی که زنجیره‌های تأمین جهانی دچار آشفتگی شده‌اند، جمهوری آذربایجان به یک شبکه ایمنی حیاتی برای اسرائیل و اروپا تبدیل شده است. این کشور سکولار، قابل پیش‌بینی و مکانی مطمئن برای تجارت است. از آنجا که صادرات نفت آن از نقاط بحرانی معمول خاورمیانه عبور نمی‌کند، به غرب امکان می‌دهد بدون نگرانی از خاموش شدن چراغ‌ها، از تأمین‌کنندگان خصمانه دوری کند.

به گفته نویسنده، منتقدان از این نکته غافل‌اند که این رابطه صرفا یک معامله سرد و تجاری نفتی نیست. جمهوری آذربایجان یکی از معدود کشورهای با اکثریت شیعه است که در آن جوامع یهودی طی قرن‌ها نه تنها دوام آورده‌اند، بلکه شکوفا شده‌اند؛ امری که در بسیاری از نقاط دیگر جهان دیده نمی‌شود. این موضوع صرفا یک محاسبه سیاسی مدرن نیست، بلکه محصول فرهنگی است که پیش از آنکه «همزیستی دینی» به یک شعار سیاسی تبدیل شود، به آن بها داده است.

در تضاد آشکار با نمایش‌های مملو از شعارهای «مرگ بر اسرائیل و آمریکا» که روحانیون حاکم بر ایران به‌طور منظم در خیابان‌های تهران برگزار می‌کنند، جمهوری آذربایجان نشان می‌دهد که یک کشور مدرن با اکثریت مسلمان می‌تواند متحدی سکولار و قابل اعتماد باشد. نویسنده تأکید می‌کند که این پیوند، پایه اصلی این شراکت است و اتحادها، پایدارتر از روابط صرفا معاملاتی مبتنی بر انرژی یا تسلیحات هستند.

پیوند دادن مناقشه قره‌باغ با جنگ غزه، به گفته نویسنده، یک نمایش سیاسی بدبینانه برای جلب همدلی بین‌المللی است.

هدف جمهوری آذربایجان در سال ۲۰۲۰، بازپس‌گیری سرزمین‌های تحت حاکمیت خود در چارچوب مرزهای به رسمیت شناخته‌شده بین‌المللی بود؛ مرزهایی که پس از استقلال این کشور از اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ تعیین شد. به باور نویسنده، سیاست‌گذاران غربی باید این مقایسه را همان‌گونه که هست ببینند: ترفندی سیاسی برای تزریق جنجال جناحی به یک اتحاد راهبردی حیاتی.

نویسنده می‌گوید ایالات متحده نه تنها باید از همکاری جمهوری آذربایجان و اسرائیل حمایت کند، بلکه باید هرگونه مانع بر سر تعامل با هر یک از این دو طرف را برچیند تا بتواند سیاست خارجی قدرتمندی اعمال کند. برای نمونه، بند ۹۰۷ قانون حمایت از آزادی مصوب ۱۹۹۲، کمک‌های آمریکا به جمهوری آذربایجان را به‌شدت محدود می‌کند. این بند، به گفته نویسنده، یادگاری از گذشته است که عمدتا به‌دلیل تلاش‌های نادرست برای حفظ فشار بر باکو باقی مانده است. هرچند این محدودیت طی بیش از ۲۰ سال گذشته بارها از سوی دولت‌های مختلف آمریکا تعلیق شده، اما نمونه‌ای از موانع قانونی متعددی است که قدرت آمریکا را تضعیف می‌کند.

به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

در کنار تأمین امنیت انرژی، شراکت جمهوری آذربایجان و اسرائیل به تقویت ثبات منطقه‌ای کمک می‌کند و نمونه‌ای از همکاری عمل‌گرایانه فراتر از شکاف‌های دینی را به نمایش می‌گذارد. ایالات متحده و بروکسل باید این اتحاد را به‌عنوان ستونی حیاتی برای رشد، رفاه و تاب‌آوری اقتصادی به رسمیت بشناسند.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها

مطالب مرتبط

سفر وزیر خارجه ایران به آذربایجان همزمان با پایان رزمایش سهند؛ عراقچی در باکو به دنبال چیست؟

واکنش ایران به توافق ارمنستان و آذربایجان: نگران دخالت‌های خارجی هستیم

ارمنستان و آذربایجان «صلح تاریخی» را در کاخ سفید امضا می‌کنند