تحولات جاری نشان میدهد که ایران چه با افزایش فشار و سرکوب، چه با تغییرات سیاسی داخلی یا مداخله خارجی، در آستانه یک تحول عمیق و اجتنابناپذیر قرار دارد.
مشکلات اقتصادی، نارضایتی سیاسی و شکافهای اجتماعی با هم ترکیب شده و موجی پایدار از ناآرامیها ایجاد کردهاند. کارشناسان معتقدند که سرنوشت ایران به چگونگی واکنش رژیم، توانایی مردم برای سازماندهی اعتراضها و تأثیرگذاری بازیگران بینالمللی وابسته است.
روزنامه نیوعرب در مقاله خود در گفتگو با کارشناسان، به سناریوهای مختلف از آینده اعتراضات در ایران پرداخت.
مسعود هروی، تحلیلگر سیاسی ایرانی، میگوید که اعتراضهای کنونی بهطور بنیادین با موجهای پیشین ناآرامیها در ایران تفاوت دارند و دیگر نمیتوان آنها صرفا با دیدگاه سنتی مطالبات اقتصادی یا نارضایتی صنفی درک کرد.
او در گفتوگو با وبسایت نیوعرب بیان کرد که «از دست رفتن گسترده اعتماد به مشروعیت سیاسی و آینده حکومت، اعتراضها را فراتر از نارضایتیهای اجتماعی به یک رویارویی ساختاری و سیاسی کشانده است.»
انباشت بحرانهای همزمان
مهدی قدسی، اقتصاددان ارشد مؤسسه مطالعات اقتصادی بینالمللی وین، معتقد است که پیششرطهای فروپاشی نظام سیاسی اکنون «تقریبا به طور کامل» در ایران مهیا شده است.
او در گفتوگو با نیوعرب تصریح کرد: «ایران با انباشت بحرانهای همزمان از جمله بحران مالی ناشی از بیش از ۱۵ سال تحریم، حکومتی که منافع ملی و رفاه عمومی را نادیده گرفته است، و دولتی که عملا کنترل بر اقتصاد را از دست داده است، روبهرو است.»
آقای قدسی استدلال میکند که یک «فرآیند انقلابی تدریجی» سالها است در جریان است. در حدود ۱۷ سال گذشته، خروج تدریجی بخشهایی از نخبگان سیاسی، اقتصادی و اندیشهای بهطور پیوسته بنیانهای نظام را تضعیف کرده است.
او ادامه داد: «امروز جامعه ایران از نظر اندیشه، سیاست، ساختار اجتماعی و وضعیت اقتصادی متنوع و چندلایه است. هرچند این تنوع رهبری و هماهنگی را دشوار میسازد، اما نشاندهنده عمق و وسعت نارضایتی در کل جامعه است.»
سرکوب، امتیازدهی، یا مداخله؟
پس از بیش از دو هفته اعتراضهای گسترده و پایدار، تحلیلگران چند سناریوی احتمالی برای آینده ایران ارائه کردهاند. یکی از این سناریوها، افزایش شدت سرکوب است؛ روشی که جمهوری اسلامی پیشتر نیز به کار گرفته است. با این حال، بسیاری بر این باورند که هزینه اتخاذ این مسیر اکنون بسیار بالاتر از گذشته شده است.
سیروس میرزایی، فعال حقوق بشر و متخصص پزشکی هستهای ایرانی مقیم اتریش، معتقد است که امکان کودتای سپاه پاسداران نمیتواند نادیده گرفته شود.
آقای میرزایی در گفتگو با نیوعرب گفت که «به اعتقاد من، سقوط رژیم اجتنابناپذیر است، اما سناریوها متفاوتند. شاید ۳۰ درصد احتمال دارد که اپوزیسیون به قدرت برسد و ۷۰ درصد احتمال دارد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کودتا کند و کنترل را به دست گیرد و ایران به چیزی شبیه پاکستان تبدیل شود.»
به فیسبوک یورونیوز فارسی بپیوندید
او تاکید کرد که ترس در میان مردم تا حد زیادی از بین رفته است. تحولات منطقهای، از جمله تضعیف یا از دست رفتن نیروهای نیابتی ایران مانند حماس، حزبالله و رژیم بشار اسد، و همچنین کشته شدن چند مقام ایرانی در طول حمله اسرائیل به ایران در ماه ژوئن، تصورات عمومی درباره قدرت حکومت را تغییر داده است.
امتیازدهی
سناریوی دوم شامل امتیازدهی محدود یا تغییراتی در رأس هرم سیاسی بدون تغییر ماهیت بنیادی نظام است. با این حال، منتقدان هشدار میدهند که چنین اقداماتی احتمالا خیابانها را آرام نخواهد کرد و ممکن است تنها ناآرامیهای بعدی را به تاخیر بیندازد.
نادر رجبی، جامعهشناس و محقق تحولات اجتماعی، در گفتوگو با نیوعرب توضیح داد: «در بسیاری از نظامهای اقتدارگرا، حکومت میتواند با سرکوب، زمان بخرد. اما زمانی که اکثریت جامعه دیگر نمیتوانند آیندهای در چارچوب فعلی تصور کنند، سرکوب دیگر کارساز نیست و تنها باعث عادی شدن خشونت میشود.»
به گفته او، جامعه ایرانی وارد مرحلهای شده است که اعتراض دیگر یک واکنش احساسی و خودجوش نیست، بلکه بخشی از زندگی روزمره شده است. اعتصابهای پراکنده، نافرمانی مدنی و مشارکت گروههای اجتماعی تازه از جمله جوانان حاشیهای تا بخشهایی از طبقه متوسط شهری، نشاندهنده تغییر در الگوی مقاومت است.
او افزود: «ایران در مسیر یک تحول اجتنابناپذیر قرار دارد، اما نحوه، زمان و هزینه این تغییر هنوز مشخص نیست. چیزی که روشن است این است که جامعه عقبگرد نخواهد کرد، حتی اگر سیاست برای مدتی نتواند با تحولات اجتماعی همگام شود.»
سناریوی سوم
سناریوی سوم که در محافل تحلیلی به طور فزایندهای مورد بحث قرار میگیرد، مداخله خارجی است، به ویژه در حالی که شمار کشتهشدگان همچنان در حال افزایش است. دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، بارها تهدید کرده است که برای حمایت از معترضان در ایران مداخله خواهد کرد و هشدار داده است که در صورت کشتن معترضان، اقدامات «قوی» و نامشخصی انجام خواهد شد.
در پاسخ، مقامات ایرانی از همپیمانان منطقهای خود، از جمله عربستان سعودی، امارات و ترکیه، خواستهاند که مانع هرگونه حمله آمریکا شوند.
آقای قدسی به اصل «مسئولیت حفاظت» سازمان ملل که در سال ۲۰۰۵ تصویب شد، اشاره میکند. او در این باره توضیح داد که «اگر دولتی نهتنها در حفاظت از جمعیت خود ناکام بماند، بلکه به کشتار جمعی نیز دست بزند، جامعه بینالمللی مبنای حقوقی برای مداخله دارد. با این حال، در عمل، حق وتوی روسیه و چین همچنان یک مانع بزرگ باقی میماند.»
آقای میرزایی در مورد مداخله خارجی محتاطتر است و استدلال میکند که چنین اقدامی تنها در صورتی مؤثر خواهد بود که با دقت هدفگذاری شود. به گفته او، بمباران کور در نهایت به فعالان داخلی آسیب خواهد زد، در حالی که حملاتی که تصمیمگیرندگان ارشد نظام و مراکز اصلی قدرت آن را هدف قرار دهد، میتواند تأثیر معناداری داشته باشد.
نقش رضا پهلوی
در چنین فضایی، رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران، در سطح داخلی و بینالمللی بار دیگر به مرکز توجه تبدیل شده است. طرفدارانش امیدوارند که سلطنت دوباره برقرار شود، اما تحلیلگران تاکید میکنند که محبوبیت و دیده شدن او به معنای توافق یا حمایت گسترده جامعه نیست.
گزارشها حاکی است که فرستاده کاخ سفید، استیو ویتکاف، بهصورت محرمانه با آقای پهلوی ملاقات کرده تا درباره اعتراضهای جاری گفتوگو کنند. این اولین تماس سطح بالا میان اپوزیسیون ایرانی و دولت ترامپ از زمان آغاز تظاهرات دو هفته پیش است.
آقای میرزایی معتقد است که آقای پهلوی اکنون نقش یک رهبر انتقالی را دارد و نه پادشاهی در انتظار تاجگذاری. او توضیح میدهد: «پس از فراخوانهای رضا پهلوی، حضور مردم در خیابانها چشمگیرتر شد، اما این به معنای حمایت جامعه ایرانی از سلطنت نیست. رهبری در دوره انتقالی به معنای هدایت فرآیند و سپس اجازه دادن به مردم برای تصمیمگیری از طریق صندوق رأی است.»
به اینستاگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
آقای میرزایی این تصور را که آینده ایران لزوما باید سلطنتی باشد، رد میکند.
او به نیوعرب گفت: «جامعه ایرانی امروز از آگاهی سیاسی بسیار بیشتری نسبت به دوران انقلاب ۱۳۵۷ برخوردار است. من به توانایی این جامعه برای تصمیمگیری درباره آینده خود پس از سقوط جمهوری اسلامی ایمان دارم.»
حتی اگر انتخابات آزاد برگزار شود، سلطنت لزوما اکثریت آرا را به دست نخواهد آورد. با این حال، او اضافه میکند که اگر رضا پهلوی برای ریاست جمهوری نامزد شود، شانس زیادی برای پیروزی خواهد داشت.
آقای قدسی تایید میکند که «نقش آقای پهلوی در این لحظه قابل توجه است»، «حتی برخی جناحهای جمهوریخواه در داخل اپوزیسیون نیز اذعان داشتهاند که او از یک پایگاه اجتماعی ملموس برخوردار است و پیشنهادهایی مانند تشکیل شورای انتقالی ملی مطرح شده است.»