ویدئویی کوتاه که طی ساعات گذشته در شبکههای اجتماعی منتشر شده، بار دیگر شهرک اکباتان تهران را به یکی از کانونهای توجه افکار عمومی ایران تبدیل کرده است.
در این ویدئوی چند ثانیهای دو زن جوان در فضای عمومی در ساعات شب آواز میخوانند و میرقصند. صحنهای که در نگاه نخست میتواند صرفا لحظهای از شادی و زندگی روزمره باشد، اما در فضای سیاسی، قضایی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران، به سرعت معنایی فراتر از یک اجرای خیابانی پیدا کرده است.
اهمیت این ویدئوی چند ثانیهای بیش از آنکه به خود رقص و آواز مربوط باشد، به زمینهای بازمیگردد که در آن اتفاق افتاده است. در جمهوری اسلامی، حضور زنان در عرصه عمومی، نوع پوشش، اجرای موسیقی و بهویژه آوازخوانی زنان، سالهاست که درگیر مجموعهای از محدودیتهای قانونی، مذهبی و اجرایی بوده است. به همین دلیل، یک اقدام عادی در بسیاری از جوامع، یعنی آواز خواندن و رقصیدن دو زن در فضای عمومی میتواند در ایران به موضوعی امنیتی یا قضایی تبدیل شود.
گزارشهای منتشرشده درباره ویدئوی جدید نشان میدهد که این اجرا ظاهرا در اکباتان انجام شده و در شبکههای اجتماعی بازتاب گستردهای پیدا کرده است. شماری از طرفداران حکومت مذهبی ایران در شبکههای اجتماعی به ویژه «ایکس» به فضای به وجود آمده برای زنان و «شکسته شدن خطوط قرمز» اعتراض کردهاند و این ویدئو را نشانه «بیحیایی» دانستهاند.
شهرک اکباتان البته با چنین تابوشکنیهایی بیگانه نیست. این شهرک پیشتر نیز به دلیل حضور پررنگ جوانان در اعتراضات و کنشهای اجتماعی، به یکی از نقاط شناختهشده تهران در عرصه خبررسانی تبدیل شده بود. ویدئوی رقص پنج دختر جوان در شهرک اکباتان در سال ۱۴۰۱ (۲۰۲۳) همزمان با روز جهانی زن و چند ماه پس از شروع جنبش «زن زندگی آزادی»، در شبکههای اجتماعی به شکل گستردهای منتشر شد. گزارشهای آن زمان از تلاش نیروهای امنیتی برای شناسایی این دختران از طریق دوربینهای مداربسته حکایت داشت.
آن ماجرا سرانجام به انتشار ویدئویی دیگر انجامید که در آن دختران با پوشش متفاوت در برابر دوربین حاضر شدند و از رقص خود ابراز پشیمانی کردند. برخی رسانهها و کاربران آن زمان این ویدئو را نشانه فشار امنیتی دانستند، اگرچه درباره نحوه تهیه آن و میزان اجبار احتمالی، اطلاعات مستقل و قطعی در دست نبود.
همین سابقه باعث شده است که ویدئوی جدید، فارغ از محتوای خودش، به حافظه جمعی کاربران ایرانی نیز تلنگری بزند. محله اکباتان در غرب تهران دیگر صرفا یک شهرک مسکونی پایتخت نیست. نام آن طی سالهای گذشته با اعتراض، جوانان، شعارنویسی، موسیقی، رقص، حضور زنان در فضای عمومی و به چالش کشیدن محدودیتهای اجتماعی وضع شده از سوی حکومت ایران گره خورده است.
مقامهای ایران هنوز به این ویدئوی چند ثانیهای واکنش نشان ندادهاند. در موارد مشابه قبلی این مسئولان قوه قضائیه یا نیروی انتظامی بودند که از برخورد با افراد حاضر در ویدئو خبر میدادند.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
رویدادی در «زندگی روزمره» یا «اعتراض سیاسی»؟
برای بخشی از جامعه ایران، رقصیدن، آواز خواندن، انتخاب نوع پوشش یا حضور آزادانه زنان در خیابان لزوما با هدف اعتراض سیاسی انجام نمیشود. این اقدامها ممکن است صرفا بخشی از سبک زندگی، سرگرمی یا میل طبیعی به شادی باشند. اما در شرایطی که حکومت برای همین رفتارها محدودیت وضع میکند، انجام آنها در فضای عمومی میتواند به صورت خودکار معنای سیاسی پیدا کند.
این همان پارادوکسی است که حکومت ایران طی سالهای گذشته بارها با آن مواجه شده است. ممکن است فردی بدون آنکه شعار سیاسی بدهد یا خواستار تغییر حکومت باشد، تنها با انجام کاری که حکومت آن را ممنوع یا محدود کرده است، به نمادی از مقاومت اجتماعی تبدیل شود.
ویدئوی جدید اکباتان نیز در چنین فضایی منتشر شده است. واکنش کاربران حامی حکومت جمهوری اسلامی به این ویدئو و «مرزشکنی» خواندن آن نیز در همین راستا باید تفسیر شود.
در این میان شرایط کنونی ایران در آستانه گذشت شش ماه از حمله آمریکا و اسرائیل به کشور و وضعیت خاص جنگی را نمیتوان از نظر دور داشت.
اشاره مجتبی خامنهای به «اختلافات غیر موجه و حتی موجه»
مقامهای جمهوری اسلامی از زمان حمله آمریکا و اسرائیل در روز ۲۸ فوریه (۹ اسفند) به دو دسته در زمینه موضوع زنان و بیحجابی تقسیم شدهاند. گروهی از آنها مانند مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران بر لزوم پرهیز از برخوردهای تند و تنشآفرینی در فضای کنونی که شهروندان از نظر اقتصادی نیز زیر فشار هستند تاکید میکنند.
در مقابل گروهی از طرفداران تندروی حکومت مانند آیتالله علمالهدی، امام جمعه مشهد به شدت به وضع حجاب و آزادی کنونی زنان در سطح جامعه معترض هستند و از دولت و نهادهای حکومتی میخواهند که از «وظیفه» خود کوتاه نیایند.
در این میان مجتبی خامنهای، رهبر جدید ایران که از انظار عمومی غایب است در چند پیام کتبی خود بر لزوم پرهیز از بزرگ جلوه دادن «تفاوتهای اجتماعی» و لزوم حفظ «وحدت و انسجام» جامعه در شرایط فعلی سخن گفته است. این موضعگیری حداقل در ظاهر به نظر میرسد همراستا با نظر مسعود پزشکیان باشد.
مجتبی خامنهای در یکی از پیامهای خود نوشته است: «صیانت از وحدت و پرهیز از تفرقه و تنازع، اختلافات سیاسی و برجسته کردن تفاوتهای اجتماعی وظیفهی همگانی است و البته نقش مسئولان و عناصر دلسوز و دلباختهی انقلاب و امام و رهبر شهید در انسجام و یکپارچگی کشور، مهمتر و حساستر است.»
او در یکی دیگر از پیامهایش نیز اظهار داشت: «لازم است تک تک جانفدایانی که دلشان برای اسلام و انقلاب یا استقلال و سربلندی ایران میتپد از این پس بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههم پیوسته ملت اهتمام ورزند و اختلافات غیر موجه و حتی موجه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و با پرهیز از اختلافات پوچ سیاسی و برجسته کردن تفاوتهای اجتماعی، قولا و عملا مظهر انسجام و یکپارچگی ملت باشند.»
این سخنان رهبر جمهوری اسلامی را میتوان اینگونه تفسیر کرد که از نظر او دغدغههای طرفداران حکومت درباره حجاب و مسائل زنان به جا است اما در شرایط فعلی اولویت با «انسجام» و «پرهیز از اختلاف» است.
رسانههای وابسته به حکومت ایران نیز طی ماههای گذشته چند بار عکسها و تصاویری از زنان بیحجاب منتشر کردند که در گردهماییهای هواداران جمهوری اسلامی شرکت کرده بودند. اقدامی که به نظر میرسد با این هدف انجام شده بود تا این تصور در چهارچوب تبلیغات مورد نظر حکومت ایجاد شود که حتی گروهی از زنانی که حجاب را رعایت نمیکنند در برابر حمله آمریکا طرفدار نظام هستند.
مخمصه حکومت ایران؛ چشم بستن بر روی «مرزشکنیها» یا پذیرش خطر تکرار «زن زندگی آزادی»
حکومت ایران در برابر آنچه هواداران تندرو و مذهبی آن «مرزشکنی» و «عبور از خطوط قرمز» میخوانند دو راه بیشتر پیشرو ندارند. مسئولان ایران یا باید چشم خود را بر روی آنچه در خیابانهای شهرها میگذرد ببندند و تماشاگر حضور زنان و تابوشکنیها آنها باشند یا باید ضمن برخورد قضایی و انتظامی با زنان بار دیگر خطر اعتراضهای اجتماعی مشابه آنچه را که نزدیک به چهار سال پیش در جریان جنبش «زن زندگی آزادی» روی داد به جان بخرند.
این در حالی است که حکومت ایران دو ماه پیش از حمله آمریکا و اسرائیل شاهد حضور گسترده معترضان در اعتراضهای شبانه دیماه بود. اعتراضهایی که به روایت خود حکومت هزاران کشته بر جای گذاشت و به روایت مخالفان حکومت جان دهها هزار نفر را گرفت.
از سوی دیگر شرایط بغرنج اقتصادی در کشور به دلیل سالها تحریم، نزدیک به شش ماه جنگ و محاصره دریایی عرصه را برای حکومت بیش از پیش تنگ کرده است. مقامهای دولتی از جمله مسعود پزشکیان به طور علنی از احتمال اعتراضهای اقتصادی ابراز نگرانی میکنند و از دغدغهشان برای «معیشت مردم» میگویند.
از بسیاری از سخنان مقامهای جمهوری اسلامی این روزها میتوان اینگونه برداشت کرد که آنها به دنبال حفظ «آرامش» و پرهیز از «تنش» در سطح جامعه هستند. امری که طبیعتا در صورت برخوردهای قضایی و انتظامی با زنان زیر سوال خواهد رفت.
نقش شبکههای اجتماعی و ویدئوهایی که میلیونها بار دیده میشوند
حکومت ایران در غیاب شبکههای اجتماعی و در صورتی که اقدامهای زنان در گوشه و کنار خیابانها بازتاب گسترده پیدا نمیکرد راحتتر میتوانست چشم خود را بر روی آنها ببندد. اما در عصر کنونی و با وجود شبکههای اجتماعی وقتی یک زن بدون روسری در خیابان راه میرود، وقتی چند جوان موسیقی پخش میکنند، وقتی گروهی آواز میخوانند یا دو زن در مقابل یک مغازه میرقصند، هیچکدام لزوما در همان لحظه جنبه سیاسی ندارند. اما در نظامی که برای بسیاری از این رفتارها محدودیت قانونی یا مذهبی قائل است، پخش گسترده تصاویر این رویدادها و رفتارها باعث میشود که آنها به نماد تبدیل شوند.
پیش از عصر شبکههای اجتماعی، یک اتفاق در یک محله تهران ممکن بود تنها برای چند ده نفر قابل مشاهده باشد. اکنون یک تلفن همراه میتواند همان صحنه را ظرف چند ساعت به میلیونها نفر نشان دهد.
این مساله کنترل اجتماعی را برای حکومت دشوارتر کرده است. برخورد با یک فرد در خیابان یک موضوع است اما برخورد با تصویری که پیش از حذف شدن بارها دانلود و بازنشر شده، موضوعی کاملا متفاوت است.
از سوی دیگر، انتشار گسترده چنین ویدئوهایی نشاندهنده نقش تعیینکننده شبکههای اجتماعی در تغییر رابطه میان حکومت و شهروندان است.
به همین دلیل، جمهوری اسلامی با یک دوراهی دشوار مواجه است. برخورد سخت میتواند مانع تکرار برخی رفتارها در کوتاهمدت شود، اما همزمان خطر آن وجود دارد که همان رفتار را به یک نماد اعتراضی تبدیل کند. از سوی دیگر، عدم برخورد ممکن است از نگاه بخشهایی از حاکمیت به معنای عقبنشینی از اجرای قوانین تلقی شود.
در چنین فضایی، حتی اگر حکومت تصمیم بگیرد درباره ویدئوی جدید اکباتان برخوردی انجام ندهد، خود انتشار این تصاویر یک پیام اجتماعی دارد. آن پیام هم این است که بخشی از جامعه ایران همچنان در حال بازتعریف مرزهای حضور زنان و جوانان در فضای عمومی است.
و شاید مهمترین بخش ماجرا همین باشد که حکومت میتواند یک ویدئو را حذف کند، میتواند صاحب آن را احضار کند و حتی میتواند مانع تکرار یک رفتار در یک نقطه خاص شود اما کنترل برداشتی که میلیونها کاربر از آن تصویر داشتهاند بسیار دشوارتر است.
در نهایت میتوان مخمصه جمهوری اسلامی در برابر حضور زنان در فضای عمومی را اینگونه خلاصه کرد که از یک سو هرچه تلاش برای کنترل رفتارهای اجتماعی بیشتر شود، احتمال اینکه رفتارهای ساده و روزمره به نشانههای مقاومت تبدیل شوند نیز بیشتر میشوند و از سوی دیگر هرچه حکومت از برخورد با «مرزشکنیها» عقبنشینی کند، شکاف میان قانون رسمی و واقعیت اجتماعی آشکارتر خواهد شد.