تنشهای نظامی میان ایران و آمریکا در روزهای اخیر به شدت افزایش یافته و به نظر میرسد تفاهمنامه موقتی که با هدف پایان دادن به درگیریها امضا شده بود، در کمتر از یک ماه پس از امضا به طور کامل فروپاشید.
این تفاهمنامه قرار بود تمامی عملیات نظامی را متوقف کرده و تنگه هرمز را به عنوان یک آبراه حیاتی برای انتقال نفت و گاز جهان بازگشایی کند. این توافق همچنین پایه و اساسی برای مذاکرات بعدی بود که قرار بود ظرف ۶۰ روز به یک پیمان صلح پایدار و توافق جامع درباره برنامه هستهای ایران منجر شود، اما نگاهی به بندهای کلیدی این تفاهمنامه و وضعیت میدانی کنونی، ابعاد شکست آن را نمایان میسازد.
مفاد تفاهمنامه چه بود؟
در خصوص ازسرگیری درگیریهای نظامی، طبق بند اول توافق، آمریکا و ایران به همراه متحدان خود در جنگ کنونی متعهد شده بودند که بلافاصله عملیات نظامی را در تمامی جبههها از جمله لبنان به طور دائم و فوری متوقف کنند.
آنها همچنین متعهد شدند که هیچگونه جنگ یا عملیات نظامی علیه یکدیگر آغاز نکرده و از هرگونه تهدید یا توسل به زور خودداری کنند تا تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان تضمین شود.
با این حال، در وضعیت میدانی کنونی، ایالات متحده در پاسخ به حملات ایران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز، موجی از حملات هوایی چندروزه را علیه مواضعی در ایران آغاز کرده است و تهران نیز در واکنش، به کشورهای عربی میزبان نیروهای آمریکایی حمله کرده است. در این میان، آتشبس میان اسرائیل و حزبالله لبنان که مدت کوتاهی پس از توافق ایران به دست آمد، با وجود ازسرگیری درگیریها در سایر نقاط منطقه، همچنان تا حد زیادی برقرار مانده است.
تنگه هرمز که دوباره بسته شد
بند مربوط به بازگشایی تنگه هرمز که به نظر میرسد عامل اصلی فروپاشی کل توافق بوده است، تصریح میکرد که ایران باید بلافاصله پس از امضای تفاهمنامه، حداکثر تلاش خود را به کار بندد تا عبور امن و بدون هزینه کشتیهای تجاری را برای یک دوره موقت ۶۰ روزه از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس تضمین کند. همچنین مقرر شده بود که تردد کشتیها بلافاصله آغاز شود و با توجه به نیاز به رفع موانع فنی و نظامی و مینروبی توسط ایران، این فرآیند ظرف ۳۰ روز به طور کامل مستقر شود.
علاوه بر این، ایران موظف بود با هماهنگی عمان و سایر کشورهای ساحلی خلیج فارس، درباره مدیریت آینده و خدمات دریانوردی در تنگه هرمز بر اساس مقررات بینالمللی و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی گفتگو کند.
در وضعیت کنونی، ایران معتقد است این بند حق مدیریت ترافیک دریایی و احتمالا دریافت حق عبور پس از پایان دوره ۶۰ روزه را به تهران میدهد، اما ایالات متحده و دیگر کشورها با رد این تفسیر، تاکید دارند که تنگه باید مانند دوران پیش از جنگ، بدون دریافت هیچگونه هزینهای به روی همگان باز باشد.
در پی این اختلافات، آمریکا یک مسیر جایگزین را در امتداد سواحل عمان و خارج از کنترل ایران ایجاد کرد که حمله ایران به کشتیهای در حال تردد در این مسیر جدید، جرقهای برای ازسرگیری حملات متقابل شد. تردد کشتیها در تنگه هرمز که پس از توافق تا حدی افزایش یافته بود، هیچگاه به سطح پیش از جنگ نرسید و در روزهای اخیر با تشدید درگیریها به شدت کاهش یافته است.
محاصره دریایی ایران
در رابطه با محاصره دریایی، طبق مفاد تفاهمنامه، ایالات متحده متعهد شده بود که بلافاصله پس از امضای سند، فرآیند رفع محاصره دریایی و هرگونه ایجاد مزاحمت یا مانع برای تردد کشتیها از مبدا یا به مقصد بنادر ایران را آغاز کند و ظرف مدت ۳۰ روز این محاصره را به طور کامل پایان دهد.
در این دوره، حجم تردد شناورها متناسب با احیای ترافیک دریایی پیش از جنگ تنظیم میشد و آمریکا متعهد شده بود که نیروهای خود را ظرف ۳۰ روز پس از دستیابی به توافق نهایی، از مجاورت مرزهای ایران عقب بکشد. در شرایط فعلی، ایالات متحده با متهم کردن ایران به حمله به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز، محاصره بنادر ایران را دوباره برقرار کرده است و نیروهای آمریکایی به سوی یک فروند کشتی که به گفته آنها درصدد شکستن این محاصره بود، شلیک کردهاند.
تحریمهای نفتی آمریکا علیه ایران
در حوزه انرژی و تحریمها، دولت ایالات متحده متعهد شده بود که بلافاصله پس از امضای تفاهمنامه و تا زمان لغو کامل تحریمها، از طریق وزارت خزهداری خود معافیتهایی را برای صادرات نفت خام، فرآوردههای نفتی و مشتقات آن و همچنین تمامی خدمات مرتبط از جمله تراکنشهای بانکی، بیمه و حملونقل صادر کند. هرچند واشنگتن در ابتدا این معافیتها را صادر کرد، اما در پی حملات ایران به کشتیرانی تجاری در منطقه، بلافاصله آنها را لغو و تحریمها را بازگرداند.
روند دستیابی به توافق نهایی نیز که بر اساس تفاهمنامه مقرر شده بود ظرف حداکثر ۶۰ روز با موافقت دوطرفه انجام و نهایی شود، با بنبست مواجه شده است. طرفین متعهد شده بودند که پس از آغاز اجرای بندهای کلیدی مربوط به آتشبس، لغو محاصره و معافیتهای نفتی، گفتگوها را منحصرا روی سایر بندهای باقیمانده متمرکز کنند. با این حال، در وضعیت میدانی کنونی، مذاکرات در پی برگزاری مراسم درگذشت علی خامنهای، رهبر پیشین ایران متوقف شد و مشخص نیست که آیا این گفتگوها پیشرفتی خواهد داشت یا خیر. با توجه به ضربالاجل ۶۰ روزه، فرصت نهایی برای دستیابی به توافق تا اواسط اوت (اواخر مرداد) خواهد بود.
درباره مناقشه هستهای، ایران در تفاهمنامه بار دیگر تاکید کرده بود که برای دستیابی یا توسعه تسلیحات هستهای اقدام نخواهد کرد و دو طرف توافق کردند تا وضعیت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران را بر اساس سازوکاری مشترک و از طریق رقیقسازی در محل، تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی حلوفصل کنند. همچنین مقرر شد موضوع غنیسازی و سایر نیازهای هستهای ایران در چارچوب توافق نهایی مشخص شود. اما در شرایط فعلی، هیچ نشانهای از پیشرفت در این هدف بلندپروازانه دیده نمیشود و ایران بدون ارائه هیچگونه امتیازی، بر صلحآمیز بودن برنامه خود تاکید دارد. تهران همچنین از ورود بازرسان آژانس به سایتهای هستهای بمبارانشده که گمان میرود اورانیوم با غنای بالا در آنها مدفون شده باشد، جلوگیری کرده است.
در نهایت، سایر بندهای توافقنامه از جمله تشکیل یک صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای ایران به عنوان بخشی از توافق نهایی و تعهد آمریکا به لغو تمامی تحریمها نیز در هالهای از ابهام قرار دارند؛ چرا که مقامات آمریکایی همواره اجرای این تعهدات را به پیشرفت ملموس در پرونده هستهای و سایر موضوعات کلیدی مشروط کردهاند.