آسوشیتدپرس در گزارشی مینویسد که مراسم تشییع گسترده علی خامنهای، در کنار نمایش قدرت حامیان جمهوری اسلامی، شکافهای عمیق سیاسی و اجتماعی در جامعه ایران را آشکار کرده است. این گزارش با استناد به گفتوگو با شهروندان، فعالان و تحلیلگران، از میراث خامنهای شامل سرکوب و آیندهای نامطمئن سخن میگوید.
مراسم تشییع پیکر علی خامنهای، رهبر پیشین ایران در تهران و دیگر شهرها، جمعیت عظیمی از حامیانش را به خیابانها کشاند؛ نمایشی از قدرت جریانهای تندرو که ستون اصلی جمهوری اسلامی را تشکیل میدهند. آنان خامنهای را مدافع حکومت دینی و شخصیتی میدانند که در برابر غرب و اسرائیل ایستادگی کرد.
نوه یکی از روحانیان بانفوذ شیعه که اکنون در تهران زندگی میکند و نام او به دلایل امنیتی حفظ شده است، در گفتگو با آسوشیتدپرس میگوید: «شکافی که امروز در خانوادههای سراسر ایران ایجاد شده، واقعا بیسابقه و چشمگیر است.»
او که در شهر قم، قلب آموزشهای دینی ایران، به دنیا آمده و در خانوادهای سنتی که به نظام جمهوری اسلامی باور داشته بزرگ شده است، تا اواخر دهه بیست زندگیاش، نماز را کنار گذاشت و دیگر به حکومت روحانیون اعتقادی نداشت. اکنون، به گفته خودش، حتی به سختی میتواند درباره سیاست یا مذهب با پدر و خواهر و برادرهایش گفتوگو کند.
به اینستاگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
این فعال حوزه فناوری که اکنون در میانه دهه سی زندگی خود قرار دارد، میگوید جامعه ایران بهشدت دچار شکاف شده است؛ شکافی که حتی میان مخالفان جمهوری اسلامی نیز دیده میشود. او مسئول اصلی این وضعیت را آیتالله علی خامنهای میداند. رهبر جمهوری اسلامی که بیش از سه دهه بر ایران حکومت کرد و پس از کشته شدن در آغاز جنگ، قرار است روز پنجشنبه ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵ در مشهد به خاک سپرده شود.
اما در زیر این نمایش قدرت، نارضایتی عمیقی جریان دارد؛ نارضایتی که طی دههها سرکوب خونین، تحریمهای بینالمللی و سوءمدیریت اقتصادی شکل گرفته و پس از آنکه نیروهای امنیتی در ماه ژانویه هزاران معترض ضدحکومتی را کشتند، بیش از پیش گسترش یافته است.
مراسم تشییع، شکافهای جامعه ایران را آشکارتر کرد
مرگ خامنهای در حملات اسرائیل در ۲۸ فوریه، از نگاه حاکمان ایران و حامیانش، میراث او را تکمیل کرد و او را به جایگاه «شهید» رساند. برخی از شرکتکنندگان در مراسم تشییع، با تکرار شعارهای جریانهای فوقتندرو مخالف مذاکره با آمریکا، حتی خواستار کشته شدن دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، به عنوان انتقام شدند.
حسین اکبری، عزادار ۶۰ ساله در تهران، گفت: «هدف ما این است که به دنیا ثابت کنیم در برابر ظلم و استکبار تسلیم نمیشویم و انتقام خون رهبرمان را خواهیم گرفت.»
خامنهای در سال ۱۹۸۹، پس از درگذشت روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، رهبری کشور را بر عهده گرفت. خمینی رهبری انقلاب علیه محمدرضا شاه، متحد آمریکا را بر عهده داشت و از محبوبیت گستردهای برخوردار بود.
خامنهای با شعار مقابله با غرب، با وجود تحریمها، توانست برنامه هستهای ایران، زرادخانه موشکی و شبکه نیروهای همپیمان منطقهای را توسعه دهد.
در داخل کشور نیز با تضعیف گسترده جریان اصلاحطلب، حکومت روحانیون را مستحکمتر کرد. او اختیارات نظامی، سیاسی و اقتصادی گستردهای به سپاه پاسداران داد و در حالی که نسل جوان خواهان آزادیهای بیشتر بود، تلاش کرد کنترل سختگیرانهای بر زندگی شخصی مردم و قوانین مربوط به پوشش حفظ کند.
اعتراضات سال ۲۰۰۹ نقطه عطف بود
یکی از مهمترین نقاط عطف دوران رهبری خامنهای، سرکوب اعتراضات سال ۲۰۰۹ بود؛ اعتراضاتی که پس از اتهام تقلب در انتخابات ریاستجمهوری همان سال شکل گرفت. در نخستین سرکوب گسترده یک جنبش اعتراضی بزرگ، دهها نفر کشته شدند.
به گفته یک فعال سیاسی ایرانی و زندانی سیاسی سابق که اکنون برای یک مجله نزدیک به جریان اصلاحطلب در تهران مینویسد، آن سرکوب احساس ناامیدی گستردهای را در جامعه ایجاد کرد.
ماه گذشته، علی ربیعی، دستیار ارشد مسعود پزشکیان،رئیسجمهور اصلاحطلب ایران نیز اذعان کرد که جامعه ایران «بهشدت دوقطبی شده است»؛ از یک سو حامیان سرسخت جمهوری اسلامی و از سوی دیگر کسانی که خواهان سقوط آن هستند. با این حال، او گفت بخش بزرگی از جامعه میان این دو قطب قرار دارد و دولت میتواند برای ایجاد تغییرات در چارچوب نظام بر این قشر تکیه کند. خبرگزاری رسمی ایرنا این اظهارات را منتشر کرد.
در ایران نظرسنجیهای مستقل و قابل اعتمادی وجود ندارد، اما انتخابات تا حدودی میتواند بازتابی از افکار عمومی باشد.
میزان مشارکت در آخرین انتخابات ریاستجمهوری ایران به یکی از پایینترین سطوح تاریخ رسید؛ موضوعی که بسیاری آن را نشانه ناامیدی میلیونها ایرانی از امکان ایجاد تغییر از طریق صندوق رای دانستند. با این حال، نامزد جریان تندرو ۱۳.۵ میلیون رای به دست آورد، در حالی که مسعود پزشکیان، نامزد اصلاحطلب، ۱۶.۳ میلیون رای کسب کرد.
زخمهای سرکوب ژانویه همچنان تازه است
از سال ۲۰۰۹ تاکنون، موجهای پیاپی اعتراضات مردمی همواره با سرکوب خونین مواجه شدهاند. مرگبارترین آنها اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ بود؛ زمانی که نیروهای امنیتی برای پایان دادن به تظاهرات سراسری، هزاران نفر را کشتند. این اعتراضات ابتدا در واکنش به مشکلات اقتصادی آغاز شد، اما به سرعت به شعارهایی برای برکناری علی خامنهای تبدیل شد.
خواهر یکی از معترضان که ۹ ژانویه در تهران هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد، میراث خامنهای را تنها در یک کلمه خلاصه میکند: «بیعدالتی.»
او میگوید برای خانوادههای کارگری، اقتصاد رو به سقوط ایران پس از جنگ حتی بدتر هم شده است.
او گفت: «کارگران به سختی میتوانند حتی نان بخرند؛ همهچیز بهشدت گران شده است.»
او که در شرق ایران زندگی میکند، افزود: «از وقتی خواهرم کشته شد، از نظر روحی و مالی زندگیمان کاملا از هم پاشیده است. تمام کاری که میکنیم نگاه کردن به عکسها و فیلمهای او و گریه کردن است. دیگر چه چیزی برایمان باقی مانده؟»
در هفتههای اخیر، همزمان با مراسم عزاداری ماه محرم و عاشورا، نوعی اعتراض خاموش نیز شکل گرفت. ویدئوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد برخی از مردم در دستههای عزاداری، تصاویر اعضای خانواده خود را که در سرکوب اعتراضات ژانویه کشته شدهاند، حمل میکنند.
ناامیدی و بلاتکلیفی نسبت به آینده
یکی از میراثهای خامنهای، توانایی جمهوری اسلامی در حفظ بقای خود، حتی پس از مرگ او و حملات گسترده آمریکا و اسرائیل، عنوان میشود.
رهبران ایران از جنگ با یک توافق موقت با آمریکا خارج شدند؛ توافقی که دستکم در کوتاهمدت امتیازاتی برای حکومت به همراه داشت. در صورت دستیابی به توافق نهایی هستهای میان تهران و واشنگتن، این توافق میتواند به لغو تحریمها و منافع اقتصادی گستردهتر منجر شود، هرچند تحقق آن همچنان نامطمئن است.
زن ۳۵ سالهای که در اعتراضات ژانویه حضور داشته، درباره این توافق گفت: «برای جمهوری اسلامی، این یک پیروزی است. اما برای مردم ایران، تا زمانی که نتیجه عملی آن را نبینیم، نمیتوانیم بگوییم واقعا پیروزی بوده یا نه.»
او همچنین از شکاف عمیق در جامعه ایران و اختلاف میان مخالفان حکومت دینی ابراز نگرانی میکند؛ مخالفانی که برخی خواهان سرنگونی سریع نظام هستند و برخی دیگر به امکان اصلاحات تدریجی امیدوارند.
او میگوید: «فضای گفتوگو بسیار بسته شده است؛ و منظورم فقط حکومت نیست، بلکه خود مردم هم هستند.»
مرد ۳۳ سالهای از تهران که در اعتراضات ژانویه شرکت کرده و پس از آن شغل خود را در یک شرکت فناوری از دست داده است، میگوید مهمترین دغدغهاش اقتصاد نابسامان کشور است؛ جایی که بیکاری و قیمتها به شدت افزایش یافتهاند.
به گفته او، بسیاری از دوستانش بیکار شدهاند و محل کار همسرش نیز حقوق کارکنان را کاهش داده است.
او گفت: «واقعیت این است که همه ما فقط تلاش میکنیم زنده بمانیم و تمام انرژیمان صرف تأمین ابتداییترین نیازها، مثل اجاره خانه و غذا میشود.»
حکومت همچنان با تهدید روبهرو است
ربین رحمانی، فعال کرد که زمانی در ایران زندانی بوده و اکنون در پاریس زندگی میکند، میگوید حکومت جمهوری اسلامی در دوران خامنهای هیچ پاسخی برای مشکلات فزاینده سیاسی و اقتصادی نداشت، جز تشدید سرکوب.
او که مدیر «شبکه حقوق بشر کردستان» است، گفت: «اصرار بر رویکردهای امنیتی و مشت آهنین فقط به ناآرامیهای بیشتر منجر خواهد شد.»
به گفته او، اعتراضات هر چند سال یکبار با قدرتی تازه دوباره شعلهور میشوند.
در مقابل، پزشکیان و دیگر چهرههای عملگرا در ساختار قدرت امیدوارند از مذاکرات با آمریکا برای لغو تحریمها و بازسازی اقتصاد استفاده کنند. در حال حاضر، به نظر میرسد این رویکرد از حمایت محتاطانه آیتالله مجتبی خامنهای، فرزند و جانشین رهبر پیشین نیز برخوردار است؛ فردی که همچنان در مخفیگاه به سر میبرد و در بیانیهای کتبی از ادامه مذاکرات حمایت کرده است.
علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بینالمللی بحران، معتقد است دوران پس از جنگ آزمون واقعی میراث آیتالله خامنهای خواهد بود؛ زمانی که جناحهای مختلف برای تعیین آینده جمهوری اسلامی با یکدیگر رقابت خواهند کرد.
او میگوید: «شرایط جنگی تا حدی به نظام انسجام بخشید، زیرا همه زیر فشار مشترکی قرار داشتند؛ اما چالشهای حکمرانی همچنان به همان اندازه جدی و پابرجا هستند.»