در بحبوحه جنگ جهانی دوم، اپراتورهای رادار ارتش با پدیدهای روبهرو شدند که فرماندهان نظامی را گیج کرده بود؛ دستگاههای اِکو صدا، وجود یک «کف کاذب» را در دریا نشان میدادند که در طول روز دائم بالا و پایین میرفت و به شکلی روحوار حرکت میکرد.
اکنون پس از گذشت بیش از هشت دهه، ابعاد خیرهکنندهای از این معمای نظامی فاش شده است. این پدیده، سایه یک ارتش نامرئی از تریلیونها موجود ذرهبینی بود که در تاریکروشن اقیانوسها، بزرگترین، سنگینترین و عجیبترین مهاجرت روی کره زمین را رقم میزنند.
در دهه ۱۹۴۰، تکنسینهای بخش رادار تصور میکردند امواج صوتیشان به بستر اصلی اقیانوس برخورد میکند، اما عمق ثبتشده بسیار کمتر از نقشهها بود و از آن عجیبتر، این بستر فرضی با طلوع آفتاب به اعماق میرفت و با غروب خورشید دوباره بالا میآمد.
امروز میدانیم آنها با صخره یا زمین روبرو نبودند؛ رادارها داشتند سایه ابرهای متراکمی از میلیاردها جاندار را در «منطقه گرگومیش اقیانوس» (Twilight Zone) ثبت میکردند. این لایه زنده که در عمق ۲۰۰ تا ۱۰۰۰ متری پنهان شده، آنقدر فشرده و متراکم است که امواج صوتی را مثل یک جسم سخت و صلب بازتاب میداد.
ما انسانها در جهان «اینرسی» زندگی میکنیم؛ یعنی اگر در استخر شیرجه بزنیم و دستمان را رها کنیم، به دلیل نیروی حرکت، کمی جلو میرویم. اما فیزیک در اعماق اقیانوس برای جانداران میلیمتری (مثل کُپپادها یا همان حشرات دریا) کاملا بیرحم است.
برای این جانداران ذرهبینی، آب اقیانوس اصلا روان نیست، بلکه یک «جهان چسبناک» است؛ چیزی شبیه به شیره خرما یا عسل غلیظ. آنها به محض اینکه ذرهای دست از دستوپا زدن بکشند، فورا در جا قفل و متوقف میشوند. حتی وقتی غذایی را شکار میکنند، غلظت مایع دورشان اجازه نمیدهد آن را راحت قورت دهند و باید با پاهای کمکی ویژهای غذا را به دهانشان بچسبانند. با این حال، این ارتش ۱۰ میلیارد تنی هر شب مسافتی معادل چندین ماراتن را در این مایع غلیظ به سمت سطح آب طی میکند.
با غروب خورشید و فرارسیدن تاریکی، این غواصان گرسنه برای تغذیه از گیاهان تکسلولی (فیتوپلانکتونها) به سطح آب هجوم میآورند. در این ساعتها، اقیانوس به یک «سوپ زنده» و کولاکی درخشان از نورهای بیولومینسنس (زیستتابی) تبدیل میشود؛ جادوی جاندارانی که در تاریکی مطلق از خود نور ساطع میکنند.
اما ماراتن شبانه آنها یک ماموریت حیاتی برای بقای ماست. این موجودات با تغذیه در سطح و بازگشت به اعماق با طلوع آفتاب، سالانه ۶ گیگاتن کربن را با خود به طبقات زیرین اقیانوس میبرند؛ این مقدار یعنی بیش از دو برابر کل گازهای گلخانهای که تمام خودروهای جهان در سال تولید میکنند. کربنی که آنها به عمق زیر ۱۰۰۰ متری منتقل میکنند، برای هزاران سال در آنجا قفل میشود و هرگز به جو زمین برنمیگردد تا هوا را گرمتر کند.
این دنیای موازی و حیاتی، امروز بیش از هر زمان دیگری در خطر است. تغییرات اقلیمی و ذوب شدن یخهای قطبی باعث شده نور خورشید بیشتر و طولانیتر به اعماق نفوذ کند و این موجودات را برای ساعات بیشتری در اعماق حبس کند که این امر زنجیره غذاییشان را نابود میکند. از سوی دیگر، صنایع شیلات چشم طمع به این میلیاردها تن پروتئین دوختهاند و غولهای صنعتی به دنبال پهن کردن تورهای خود در این منطقه تاریک هستند.
اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت (IUCN) حالا آژیر خطر را به صدا درآورده و خواستار توقف صید در این اعماق شده است. ما تا پیش از این فکر میکردیم فقط باید از کف دریا محافظت کنیم، اما حالا فاش شده که بقای انسان، به امنیت کل ماراتن شبانه موجودات کوچکی وابسته است که شبها در عسل راه میروند.