Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

شرایط برزخی «نه جنگ، نه صلح» در ایران؛ ریشه این راهبرد به کجا بر می‌گردد و چه اهدافی دنبال می‌کند؟

میدان انقلاب تهران
میدان انقلاب تهران Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید
همرسانی Close Button

حمله ایران به چند کشتی در تنگه هرمز که منجر به واکنش نظامی آمریکا شد بار دیگر نشان داد که ایران پس از جنگ ۴۰ روزه وارد دوره‌ای شده که در آن نه جنگ تمام عیار مانند آن چهل روز جریان دارد و نه آرامش و صلح قبل از جنگ حکمفرما شده است.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا گفته که تفاهم‌نامه آتش‌بس که از سوی او و مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری ایران امضاء شده است «پایان یافته» محسوب می‌شود. او همچنین هشدار داده است که ایالات متحده چهارشنبه شب «به شدت» به ایران ضربه خواهد زد. این در حالی است که ارتش آمریکا سه‌شنبه شب نیز حملاتی «قدرتمند» را علیه مناطقی از خاک ایران در اطراف تنگه هرمز انجام داد.

آگهی
آگهی

راهبرد «نه جنگ، نه صلح» یکی از مشهورترین مواضع سیاسی و دیپلماتیک لئون تروتسکی، از رهبران و تئوریسین‌های اتحاد جماهیر شوروی سابق در جریان مذاکرات صلح پیمان برست-لیتوفسک بود. این راهبرد در اوایل سال ۱۹۱۸ و در بحبوحه جنگ جهانی اول مطرح شد؛ زمانی که دولت بلشویکی تازه‌تاسیس روسیه با این پرسش روبرو بود که آیا باید جنگ را ادامه دهد یا شرایط سخت صلح پیشنهادی آلمان را بپذیرد.

دولت بلشویکی پس از انقلاب اکتبر به رهبری ولادیمیر لنین وعده داده بود که روسیه را از جنگ جهانی اول خارج کند. اما در مذاکرات صلح با قدرت‌های مرکزی، به‌ویژه آلمان، شرایطی بسیار سنگین به روسیه تحمیل شد که شامل واگذاری بخش‌های وسیعی از قلمرو و جمعیت کشور بود. این مساله اختلاف‌نظر جدی میان رهبران بلشویک ایجاد کرد.

راهبرد «نه جنگ، نه صلح»

لئون تروتسکی که ریاست هیات مذاکره‌کننده اتحاد جماهیر شوروی سابق را بر عهده داشت، راهبردی را پیشنهاد کرد که به «نه جنگ، نه صلح» مشهور شد. مضمون این سیاست چنین بود: روسیه به صورت یک‌جانبه جنگ را متوقف و ارتش را از جبهه‌ها خارج کند اما از امضای پیمان صلحی که آن را ناعادلانه و تحمیلی می‌دانست، خودداری کند. به این ترتیب، نه جنگ ادامه یابد و نه صلح رسمی میان طرفین برقرار شود.

لئون تروتسکی که عملا وزیر خارجه اتحاد جماهیر شوروی سابق محسوب می‌شد روز ۱۰ فوریه ۱۹۱۸ در مذاکرات برست-لیتوفسک این موضع را رسما اعلام کرد و مذاکرات را ترک کرد.

او از این سیاست چند هدف را دنبال می‌کرد که از مهمترین آنها می‌توان به جلوگیری از پذیرش صلح تحقیرآمیز، خرید زمان برای انقلاب در اروپا، تبلیغ آرمان‌های انقلاب بولشویکی و پرهیز از ادامه جنگ اشاره کرد.

جلوگیری از پذیرش صلح تحقیرآمیز: لئون تروتسکی در آن زمان نمی‌خواست دولت انقلابی شوروی معاهده‌ای را امضا کند که به معنای واگذاری گسترده سرزمین‌های روسیه باشد.خرید زمان برای انقلاب در اروپا: او همچنین معتقد بود نارضایتی کارگران در آلمان و اتریش-مجارستان به‌زودی به انقلاب‌های سوسیالیستی منجر خواهد شد و دولت‌های مرکزی سقوط خواهند کرد؛ در نتیجه شرایط صلح به نفع روسیه تغییر می‌کند.تبلیغ آرمان‌های انقلاب بلشویکی: کمیسر مردمی در امور خارجی (سمت رسمی لئون تروتسکی) مذاکرات را فرصتی برای رساندن پیام انقلاب روسیه به افکار عمومی و طبقه کارگر اروپا می‌دانست، نه صرفا یک گفتگوی دیپلماتیک.پرهیز از ادامه جنگ: او همچنین می‌دانست که ارتش روسیه پس از سال‌ها جنگ، فروپاشیده و توان مقاومت موثر در برابر آلمان را ندارد. بنابراین ادامه جنگ را نیز عملی نمی‌دانست.

به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

مخالفت لنین و شکست راهبرد «نه جنگ، نه صلح»

ولادیمیر لنین، رهبر انقلاب بولشویکی روسیه با این سیاست موافق نبود. او استدلال می‌کرد که روسیه توان نظامی مقابله با آلمان را ندارد و برای حفظ حکومت تازه‌تاسیس بلشویکی باید حتی یک صلح بسیار سخت را نیز پذیرفت تا فرصت بازسازی کشور فراهم شود. به اعتقاد او، اولویت حفظ انقلاب بود، نه حفظ تمام سرزمین‌ها.

راهبرد «نه جنگ، نه صلح» نتیجه مطلوب تروتسکی را به همراه نداشت. پس از اعلام این موضع، ارتش آلمان در روز ۱۸ فوریه ۱۹۱۸ حمله جدیدی را آغاز کرد و با مقاومت اندکی روبرو شد. پیشروی سریع نیروهای آلمانی دولت شوروی را ناچار کرد شرایطی حتی سخت‌تر از قبل را بپذیرد. در نهایت دولت شوروی در روز سوم مارس ۱۹۱۸، پیمان برست-لیتوفسک را امضا کرد.

تاریخ‌نگارها در مورد راهبرد «نه جنگ، نه صلح» دیدگاه‌های متفاوتی دارند. برخی از آنها این راهبرد را تلاشی خلاقانه برای کسب زمان و حمایت از انقلاب جهانی می‌دانند. در مقابل گروهی دیگر معتقدند که این سیاست بر فرضی خوش‌بینانه درباره وقوع سریع انقلاب در آلمان استوار بود و از نظر عملی موفق نبود زیرا حمله مجدد آلمان، اتحاد جماهیر شوروی سابق را وادار به پذیرش شرایطی سخت‌تر کرد.

راهبرد «نه جنگ، نه صلح» در عمل بازتاب‌دهنده تلاش لئون تروتسکی برای ایجاد تعادل میان سه هدف متعارض بود: پایان دادن به جنگ، خودداری از پذیرش صلح تحمیلی و انتظار برای گسترش انقلاب سوسیالیستی در اروپا. این سیاست در عمل به هدف خود نرسید و با ازسرگیری حمله آلمان، دولت اتحاد جماهیر شوروی سابق ناچار شد پیمان برست-لیتوفسک را با شرایطی سخت‌تر امضا کند. با این حال، این راهبرد همچنان یکی از مهم‌ترین نمونه‌های دیپلماسی انقلابی در تاریخ روابط بین‌الملل به شمار می‌رود.

شباهت‌ها و تفاوت‌های زمان پیگیری این راهبرد با شرایط امروز ایران چیست؟

توازن قوا بین ایران و آمریکا در سال ۲۰۲۶ پس از جنگ ۴۰ روزه متعادل‌تر از توازن قوا بین اتحاد جماهیر شوروی سابق و آلمان در سال ۱۹۱۸ به نظر می‌رسد. هر دو طرف مانند اتحاد جماهیر شوروی سابق از پذیرش صلحی تحقیرآمیز پرهیز دارند.

این در حالی است که به نظر می‌رسد ایران بیشتر از آمریکا به دنبال خرید زمان باشد. تهران از ابتدای حمله نظامی آمریکا و اسرائیل تاکنون نشان داده است که گذر زمان را به سود خود می‌داند و در مقابل دولت دونالد ترامپ بیشتر برای به سرانجام رساندن پرونده ایران عجله دارد.

یکی از محاسبات احتمالی حکومت ایران تلاش برای خرید زمان تا فرا رسیدن زمان انتخابات میان‌دوره‌ای در آمریکا است. دونالد ترامپ هرچه به انتخابات ماه نوامبر نزدیک‌تر شود تلاش بیشتری خواهد کرد تا تاثیر جنگ ایران بر افکار عمومی را کاهش دهد.

در این میان این فرضیه را نیز نمی‌توان از نظر دور داشت که هرچند «نه جنگ، نه صلح» برای اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۱۸ یک راهبرد بود اما برای ایران در شرایط کنونی بیش از آنکه یک راهبرد باشد بیشتر یک وضعیت تحمیلی است.

اقتصاد بحران‌زده ایران در شرایط فعلی برای خروج از بحران به ثبات، سرمایه‌گذاری خارجی و لغو تحریم‌ها نیاز دارد. پس از امضای تفاهم‌نامه بین ایران و آمریکا این تصور به وجود آمد که تهران از طریق دستیابی به توافق با واشنگتن به دنبال ثبات، سرمایه‌گذاری خارجی و لغو تحریم‌ها است. با این حال رویدادهای چند روز اخیر نشان می‌دهد که نه ایران از خواسته‌های حداکثری خود (مانند کنترل تنگه هرمز، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه و تداوم حمایت از نیروهای نیابتی) دست برداشته است و نه آمریکا حاضر است از خطوط قرمز خود مانند مخالفت با اخذ عوارض برای عبور از تنگه هرمز و تعیین تکلیف برنامه هسته‌ای و ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران عقب بنشیند.

در چنین شرایطی به نظر می‌رسد که ایران وارد دوره‌ای از بی‌ثباتی (مانند وضعیت چند هفته گذشته سیستم بانکی)، کشمکش با آمریکا و فراز و نشیب در مذاکرات با وساطت میانجی‌گران شده است. وضعیتی که یک روز با مذاکره دو طرف با وساطت پاکستان همراه می‌شود و روز دیگر با اعلام «پایان» تفاهم‌نامه و بازگشت به رویارویی نظامی.

این شرایط در عمل همان «نه جنگ، نه صلح» است که حالا ایران و آمریکا مجبور هستند آن را نه به عنوان راهبرد بلکه به عنوان نتیجه زورآزمایی با یکدیگر، چه در عرصه نظامی و چه در عرصه دیپلماتیک تحمل کنند.

شرایط «نه جنگ، نه صلح» چه فایده و ضرری برای حکومت ایران دارد؟

این وضعیت از یک سو می‌تواند به سود حکومت ایران باشد چراکه شرایط «نه جنگ، نه صلح» می‌تواند همواره به عنوان توجیهی برای کمبودها در عرصه‌های مختلف و مقابله با نارضایتی داخلی مورد استفاده قرار گیرد. جمهوری اسلامی همانطور که از حمله عراق در دهه شصت برای سرکوب مخالفان و اعلام وضعیت جنگی-کوپنی استفاده کرد توانست از حمله آمریکا و اسرائیل نیز به سود خود بهره ببرد تا بحران مشروعیت ناشی از سرکوب خونین اعتراض‌های دی ماه را فروبشاند.

از سوی دیگر غیبت مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید جمهوری اسلامی را نیز در شرایط بحرانی «نه جنگ، نه صلح» بهتر می‌توان توجیه‌ کرد.

با این حال فایده یا فواید این وضعیت هم احتمالا حد و حدودی دارد و بحران‌های ناشی از شرایط «نه جنگ، نه صلح» در ایران ممکن است در میان مدت و درازمدت شکلی جدی‌تر به خود بگیرد.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید

مطالب مرتبط

نتانیاهو: هرچند درباره توافق با ایران تردید دارم اما به ترامپ فرصت می‌دهیم که تلاشش را انجام دهد

ارتش آمریکا: دور تازه حملات به ایران پایان یافت؛ به بیش از ۸۰ هدف حمله کردیم

سایه جنگ، سرکوب و اینترنت قطره‌چکانی بر سر هنرمندان؛ موسیقی ایران در دو راهی مهاجرت یا خاموشی