Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

روایت چهره پشت‌پرده از جنگ پنهان موساد علیه جمهوری اسلامی؛ از رسوایی رستم قاسمی تا پروژه تغییر رژیم

آتش زدن پرچم اسرائیل در ایران
آتش زدن پرچم اسرائیل در ایران Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار به روز شده در
همرسانی نظرها
همرسانی Close Button

روزنامه اسرائیل هیوم در مطلبی مفصل نوشت که موساد در سال‌های اخیر شاخه‌ای ویژه برای عملیات نفوذ و تاثیرگذاری در ایران ایجاد کرده است؛ شاخه‌ای که به ادعای این گزارش، در کنار عملیات‌های امنیتی، بر جنگ روانی و رسانه‌ای نیز تمرکز دارد.

این مطلب ماجرا را با شرح حال رستم قاسمی آغاز می‌کند، سردار پیشین سپاه پاسداران که در آذر ماه ۱۴۰۱ درگذشت:

آگهی
آگهی

«رستم قاسمی تقریبا از همان آغاز، خار چشم جامعه اطلاعاتی اسرائیل بود. او در سال ۱۹۷۹ به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست، در جنگ ایران و عراق به‌عنوان افسر خدمت کرد، بعدها فرمانده یک پایگاه دریایی شد و در اوایل دهه ۲۰۰۰ به یکی از چهره‌های محوری در تقویت نیروهای ویژه ارتش ایران بدل شد. پس از بازنشستگی از فعالیت نظامی، به‌عنوان وزیر ارشد دولت و مشاور وزیر دفاع خدمت کرد و به نزدیکی با ابراهیم رئیسی شناخته می‌شد. جای شگفتی نبود که اسرائیل هر حرکت او را زیر نظر داشته باشد.

آینده سیاسی قاسمی همچنان پیش روی او بود تا اینکه روزی در آذر ۱۴۰۱ تلفن همراهش را باز کرد و حیرت‌زده شد. وب‌سایت خبری ایران اینترنشنال عکسی منتشر کرده بود که هنگام سفر قاسمی به مالزی گرفته شده بود. در آن تصویر، این مقام ارشد ایرانی در حال در آغوش گرفتن زنی جوان دیده می‌شد که همسرش نبود و حجاب هم نداشت.

این عکس رسواکننده بی‌درنگ در سراسر ایران پخش شد؛ آن هم در شرایطی که تنها چند هفته پیش‌تر از آن، مهسا امینی، پس از بازداشت و ضرب‌وشتم شدید توسط گشت ارشاد دقیقا به‌دلیل نداشتن حجاب جان باخته بود.

به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

در عرض چند ثانیه، قاسمی به موضوع روز ایران تبدیل شد؛ لکه ننگی بر چهره حکومت اسلامی. ظرف چند روز ناچار شد استعفای خود را از دولت ارائه دهد. توجیه رسمی «وضعیت جسمانی» او عنوان شد. چند ماه بعد نیز بر اثر سرطان درگذشت، یا دست‌کم چنین چیزی در رسانه‌های رسمی ایران گزارش شد.

اکنون می‌توان فاش کرد که طرف مسئول درز دادن آن عکس جنجالی قاسمی، آن هم در چنان زمان حساسی، موساد بوده است؛ سازمانی که از سال ۲۰۱۱ این تصویر را در اختیار داشت. از منظر موساد، این یک دستاورد دوگانه بود: کنار زدن یک چهره نظامی باتجربه و زیرک از موقعیتی اثرگذار و هم‌زمان شعله‌ورتر کردن اعتراض‌های مربوط به حجاب که آن زمان ایران را تکان می‌داد.

این شیوه، یعنی استفاده از رسانه برای حذف مقام‌های ارشد ایرانی از جایگاه‌هایشان، تا آن زمان در موساد چندان رایج نبود.

«اُ.» (O.) که در آن زمان مقام ارشد موساد بود به روزنامه اسرائیل هیوم چنین توضیح می‌دهد: « موساد به‌طور سنتی می‌دانست چگونه از شر افراد خلاص شود، عمدتا با ترور. اما وقتی فردی آسیب می‌زند، افشای جزئیات شرم‌آور از گذشته‌اش اغلب به واکنشی فوری منجر می‌شود که او را از دایره قدرت بیرون می‌اندازد. خیلی ساده اخراجش یا به جای دیگری منتقلش می‌کنند. انجام یک عملیات نفوذ و تاثیرگذاری که در نهایت به حذف یک فرد بینجامد، بسیار ارزان‌تر و ساده‌تر از عملیات ترور است. در گذشته، موساد این‌گونه فکر نمی‌کرد. امروز اما موساد عامل برکناری شمار چشمگیری از مقام‌های ارشد ایران بوده است.»

دستگاه سمپاشی

عملیات پنهانی برای ساقط کردن قاسمی در شاخه «عملیات نفوذ و تاثیرگذاری» موساد متولد شد؛ شاخه‌ای که دامنه فعالیت آن برای نخستین بار در این گزارش آشکار می‌شود. این شاخه تنها در سال ۲۰۲۱ و به‌عنوان بخشی از اصلاحات عمیق سازمانی‌ای که برنئا بلافاصله پس از ورود به دفتر ریاست موساد آغاز کرد، ایجاد شد. نگاهی به نتایج این اصلاحات نشان می‌دهد تغییرات ساختاری و مفهومی‌ای که او در موساد اعمال کرد، تا چه اندازه در کارزار علیه ایران به‌کار گرفته شد.

شاخه نفوذ تنها یک نمونه است. آنچه در آغاز به‌صورت عملیات‌های محدود و هدفمند برای کنار زدن مقام‌های ارشد آغاز شد، به‌تدریج دریچه‌ای به موجی از خلاقیت گشود و شاید برای نخستین بار به نیروهای موساد نگاهی گسترده‌تر به دشمن بزرگشان، یعنی ایران، داد.

اُ. که این شاخه را تاسیس کرده و تا سه ماه پیش ریاست آن را برعهده داشت، به اسرائیل هیوم می‌گوید: «وقتی این سمت را آغاز کردم، در موساد گفتن عبارت دو کلمه‌ای "تغییر رژیم" ممنوع بود.»

او می‌افزاید: «دی‌ان‌ای سازمانی و فرهنگی موساد مبتنی بر عملیاتی است که نتیجه‌اش کاملا عینی و روشن باشد. در نهایت باید چیزی بسوزد، کسی بمیرد. اما رویدادی ناملموس که قلب‌ها، احساسات و باورهای مردم را هدف بگیرد، چیزی بود که موساد از آن بسیار می‌ترسید.»

دی‌ان‌ای سازمانی و فرهنگی موساد مبتنی بر عملیاتی است که نتیجه‌اش کاملا عینی و روشن باشد. در نهایت باید چیزی بسوزد، کسی بمیرد. اما رویدادی ناملموس که قلب‌ها، احساسات و باورهای مردم را هدف بگیرد، چیزی بود که موساد از آن بسیار می‌ترسید.
مأمور پیشین موساد

اکنون سرنگونی حکومت ایران به یکی از ماموریت‌های محوری موساد تبدیل شده و این امر در عملیات «شیر خیزان» اسرائیل با تمام قدرت خود را نشان داده است.

همه چیز را نمی‌توان فاش کرد، اما یکی از زیرساخت‌هایی که شاخه نفوذ موساد پیش از عملیات آماده کرده بود، «دستگاه سمپاشی» بود که موساد آن را در شبکه‌های اجتماعی به‌کار می‌گیرد؛ شبکه‌ای مبتنی بر حساب‌های جعلی و انتشار اطلاعاتی با هدف تضعیف ثبات حکومت.

به نوشته روزنامه اسرائیل هیوم، منبعی که این سیستم را از نزدیک می‌شناسد گفته است: «هر سیاستمداری آرزو دارد چنین ماشین سمپاشی داشته باشد.»

افزون بر این، شبکه ایران اینترنشنال گزارش داد که هنگام حملات، شبکه‌های رسمی تلویزیون حکومت در زمان‌هایی هک شدند و سخنرانی‌های دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو و رضا پهلوی که مردم ایران را به آمدن به خیابان‌ها تشویق می‌کردند از صفحه تلویزیون پخش شد.

همان‌طور که اکنون معلوم شده است، در جریان عملیات‌های انجام‌شده در ایران، عوامل موساد در خاک ایران فعال شده و از جمله برای هدف قرار دادن پرتابگرهای موشکی به‌کار گرفته شدند. نمی‌توان این احتمال را رد کرد که برخی از این عوامل همچنین در عملیات‌های نفوذی نیز مشارکت داشته‌اند؛ از جمله تصویربرداری از حملات به مراکز بسیج و دیگر نهادهای حکومتی و انتشار این تصاویر با هدف کاهش سطح ترس در جامعه ایران. اُ. می‌گوید: «اگر بخواهیم صادق باشیم، وقتی جنگ آغاز شد، ما ظرفیت‌های زیادی در حوزه نفوذ داشتیم.»

به فیس‌بوک یورونیوز فارسی بپیوندید

جالب است که این کل این مجموعه ظرف تنها چند سال در موساد ساخته شد. اما این مسئله جایگاه حوزه نفوذ در کل کارزار علیه ایران را نشان می‌دهد. پیش از عملیات شیر خیزان موساد به این جمع‌بندی رسیده بود که ترکیب عملیات‌های نفوذی همراه با حملات هوایی آمریکا و اسرائیل می‌تواند به نتیجه‌ای تعیین‌کننده منجر شود؛ یعنی سقوط حکومت ایران. این همان چیزی بود که دست‌کم در یک تماس ویدیویی در روزهای پیش از حمله، دادی برنئا به رئیس‌جمهور ترامپ وعده داده بود.

با این حال حکومت ایران هنوز سقوط نکرده است؛ موضوعی که انتقادات تندی علیه موساد و رئیس آن برانگیخته و برخی آن را یک شکست باشکوه توصیف می‌کنند. در مقابل، در موساد گفته می‌شود که هیچ‌گاه وعده نداده‌اند حکومت ایران در طول جنگ سقوط کند و تاکید دارند که صبور هستند. منابعی که اخیرا با برنئا گفتگو کرده‌اند می‌گویند او معتقد است اگر رئیس‌جمهور ترامپ از امضای توافقی که به اقتصاد ایران اجازه تنفس بدهد، خودداری کند و فشار و محاصره ادامه یابد، حکومت آخوندها تا پایان سال ۲۰۲۶ سقوط خواهد کرد.

اُ. می‌گوید: «هر کسی فکر می‌کند به‌محض اینکه آخرین هواپیما از آسمان خارج شود رژیم فورا سقوط می‌کند، باید بداند که این‌طوری نیست. من هیچ تردیدی ندارم که در آینده از عملیات "شیر خیزان" به‌عنوان نقطه عطف مهمی در مسیر سقوط این رژیم یاد خواهد شد.»

ایران
ایران AP Photo

اصلاحات

روز دوشنبه، اگر دیوان عالی دادگستری اسرائیل انتصاب سرلشکر رومان گوفمن را رد نکند، برنئا قرار است پس از پنج سال ریاست موساد را به پایان برساند. این دوره احتمالا پرتلاطم‌ترین دوران یک رئیس موساد بوده است؛ زیرا نخستین بار است که این سازمان به‌طور مستقیم در جنگ اسرائیل با دشمنانش مشارکت کرده است.

منابع مطلع، دستاوردهای موساد در جنگ را از جمله عملیات پیجرها، ترور رهبر حزب‌الله، حسن نصرالله و به‌ویژه فعالیت‌های انجام‌شده در خاک ایران در عملیات‌های «شیر خیزان» و «طلوع شیران» به اصلاحات ساختاری‌ای نسبت می‌دهند که برنئا در سازمان اجرا کرد. نگاه کلی به این اصلاحات نشان می‌دهد که این تحول سریع تا چه اندازه در کارزار جاری پس از ۷ اکتبر نقش داشته است.

برنئا در فاصله دو ماه بین اعلام انتصاب به ریاست موساد و ورود رسمی‌اش در سپتامبر ۲۰۲۱، یک حرکت سازمانی گسترده طراحی کرد که چهره موساد را تغییر داد و آن را با چالش‌های جدید زمانه سازگار کرد. او پس از یک فرایند جامع سازمانی، شامل جلسات اندیشه راهبردی با روسای شاخه‌ها، چندین شاخه جدید ایجاد و برخی دیگر را تفکیک کرد.

همه در سازمان از این اصلاحات خوشحال نبودند. برنئا برخلاف نظر برخی درون موساد، شاخه «صومت» را که قلب سازمان و مسئول جذب و هدایت عوامل عملیاتی در سراسر جهان بود، منحل کرد. به‌جای آن سه شاخه جدید ایجاد شد. یکی از آن‌ها «شاخه عملیاتی» بود که مأموریت آن جذب و هدایت عوامل غیر اسرائیلی بود؛ عواملی که نه‌تنها اطلاعات جمع‌آوری می‌کردند، بلکه قرار بود عملیات‌های پیچیده را نیز اجرا کنند و جایگزین مأموران اسرائیلی شوند، زیرا ورود ماموران اسرائیلی به کشورهای دشمن به‌دلیل توسعه فناوری تشخیص چهره دشوار شده بود.

نتیجه این «اصلاحات عوامل» در عملیات «شیر خیزان» دیده شد؛ زمانی که شاخه عملیاتی توانست ده‌ها هسته از عوامل خارجی را در خاک ایران فعال کند. این عوامل از زمین، سامانه‌های پدافند هوایی و پرتابگرهای موشکی ایران را هدف قرار دادند و به نیروی هوایی اسرائیل کمک کردند برتری هوایی به‌دست آورد و حجم شلیک موشک‌ها به اسرائیل کاهش یابد.

یک منبع آگاه از عملکرد موساد در جنگ به اسرائیل هیوم می‌گوید: «این شاخه توانست عوامل خارجی را در سطح بسیار بالایی جذب و آموزش دهد، از جمله آموزش در داخل اسرائیل. وقتی دادی این اصلاحات را آغاز کرد، نمی‌دانست محصولاتش تا این حد سریع نتیجه خواهند داد. تصور کنید پیش از عملیات شیر خیزان، ده‌ها غیر اسرائیلی داخل ایران هستند که می‌دانند حمله در راه است و هیچ‌کدام حتی یک کلمه هم درباره این موضوع به کسی نمی‌گویند. در خود موساد هم تردید زیادی وجود داشت که چنین چیزی اصلا ممکن باشد.»

«به یک پست در شبکه‌های اجتماعی می‌گویی اطلاعات؟»

پس یکی از شاخه‌های جدیدی که در دوران ریاست برنئا ایجاد شد شاخه عملیات نفوذ است. مشخص شده که تا سال ۲۰۲۱ موساد تنها یک واحد در این حوزه داشت که عمدتا بر جنگ روانی متمرکز بود و بیشتر عملیات‌های هدفمند علیه افراد خاص انجام می‌داد. برنئا در گفتگوهای غیررسمی، اخیرا این قابلیت‌های جدید را یک «سلاح غیرمتعارف» توصیف کرده است؛ سلاحی که استفاده از آن می‌تواند نتیجه‌ای تعیین‌کننده در جنگ میان اسرائیل و ایران ایجاد کند.

مرد مسئول این «سلاح غیرمتعارف» اُ. است که برای نخستین‌بار در این گزارش با او مصاحبه شده است. او ۵۱ سال دارد، در واحد ۸۲۰۰ ارتش اسرائیل خدمت کرده و از سال ۲۰۰۳ در موساد فعالیت دارد. بخش عمده‌ای از دوران کاری‌اش را به‌عنوان افسر جمع‌آوری اطلاعات و جذب و هدایت منابع در خارج از کشور گذرانده است. در سال ۲۰۲۰ توسط یوسی کوهن برای ریاست کارزار دیپلماتیک-راهبردی موساد منصوب شد و جایگزین ایال هولاتا شد که بعدا مشاور امنیت ملی شد.

یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید

وقتی برنئا فرآیند فکری خود را پیش از ورود به ریاست موساد آغاز کرد، یکی از دیدارهایی که انجام داد با اُ. بود. او می‌گوید: «وقتی رئیس یک سازمان تغییر می‌کند، فرصت فوق‌العاده‌ای است برای بررسی اینکه واقعیت چگونه است، چه چیزهایی تغییر کرده، ابزارها چه هستند و چه اصلاحاتی لازم است. در کلیت ماجرا، دادی همین کار را کرد.»

اولین اقدام اُ. پس از مأموریت گرفتن برای تاسیس شاخه نفوذ، ملاقات با متخصصان تبلیغات، بازاریابی، روزنامه‌نگاران و فعالان کارزارهای سیاسی بود. در مرحله بعد، او یک واحد اطلاعاتی جدید ایجاد کرد که مأموریتش درک افکار عمومی و روندهای رسانه‌ای در ایران بود.

او به اسرائیل هیوم چنین توضیح می‌دهد: «بخش بزرگی از اطلاعات در حوزه نفوذ بر پایه منابع باز، رسانه‌های جمعی و شبکه‌های اجتماعی است. در آن سال‌ها، قبل از ۷ اکتبر، اطلاعات منبع‌باز هنوز به اوج خودش نرسیده بود. من خلاف جریان حرکت می‌کردم و حتی با برخورد تحقیرآمیز هم مواجه می‌شدم. می‌گفتند به این می‌گویی اطلاعات؟ کسی که یک پست می‌نویسد؟ امروز نگاه‌ها کاملا تغییر کرده.»

ورود به لایه‌های احساسی جامعه ایران، از جمله با استفاده از نظرسنجی‌هایی در داخل کشور انجام شد. او می‌گوید: «تصور کنید یک کنشگر سیاسی که می‌خواهد بیشترین کرسی‌ها را برای نامزد مورد نظرش بگیرد، ابزارش نظرسنجی و گروه‌های متمرکز است. و در ایران چه چیزی دیده شد؟ ما شاهد رشد بسیار جدی در اردوگاه مخالف رژیم بودیم. در نهایت، شرایط اقتصادی و اجتماعی داخل ایران باعث شده که تعداد بیشتری از مردم به این رژیم باور نداشته باشند و نخواهند وجود داشته باشد. اعتراض‌هایی که در طول سال‌ها به‌طور طبیعی شکل گرفته‌اند، خود نشانه همین وضعیت هستند.»

«کجا آری، کجا نه»

این نگاه به درون افکار عمومی ایران، ایده‌ای در ذهن اُ. و همکارانش ایجاد کرد. آن‌ها به این نتیجه رسیدند که یک برگ برنده در دست دارند: تغییر رژیم.

اُ. می‌گوید: «مشکل این بود که تجربه‌های قبلی موساد برای سرنگونی رژیم‌ها در حافظه سازمانی به‌عنوان شکست ثبت شده بود؛ به‌عنوان اتلاف منابع و ایده بی‌فایده. در واقع من مجبور شدم داخل خود موساد یک عملیات نفوذی انجام بدهم تا افراد را قانع کنم که این شدنی است. از یک طرف همه می‌فهمیدند این یک تغییر بازی بزرگ است، چون فقط یک عملیات جدید نیست، بلکه چیزی است که کل تصویر را عوض می‌کند. از طرف دیگر، هیچ‌کس واقعا نمی‌داند چگونه یک رژیم را سرنگون کند یا شانس موفقیت آن چقدر است. نوعی قمار است.»

این قمار در عملیات «شیر خیزان» نیز دیده شد. در ساعات اولیه حمله غافلگیرانه ۱۳ ژوئن، تصاویر محو از عوامل موساد در خاک ایران منتشر شد که به سامانه‌های موشکی پیشرفته مسلح بودند. در رسانه‌های اسرائیلی این تصاویر به‌عنوان عملیات رسانه‌ای موساد تفسیر شد. اما اکنون اُ. می‌گوید این تصاویر بخشی از یک عملیات نفوذی بوده است: «این تصاویر را شاخه تحت امر من منتشر کرد.»

چرا؟

«وقتی شما روی افکار عمومی ایران کار می‌کنید و می‌فهمید چرا مردم به خیابان نمی‌آیند، متوجه می‌شوید که دلیل اصلی ترس شدید است. رژیم هم این ترس را با نمایش قدرت مطلق خود تقویت می‌کند. به همین دلیل، افشا کردن نفوذها و حضور ما در داخل ایران، این تصویر قدرت مطلق را می‌شکند.»

انتشار عکس‌ها و پیامدها

انتشار این تصاویر در جریان عملیات «شیر خیزان» نه‌تنها دستگاه‌های امنیتی ایران را به شدت دچار سردرگمی کرد و به موجی از بازداشت‌ها و شکار «جاسوسان اسرائیلی» انجامید (موساد مدعی است هیچ‌یک از بازداشت‌شدگان عاملش نبوده‌اند)، بلکه حتی برخی از کارکنان سابق موساد را نیز شوکه کرد. آنان به فعالیتی عادت داشتند که در سکوت کامل و دور از هرگونه توجه عمومی انجام می‌شد.

در همین زمینه، استفاده از رسانه‌های جمعی نیز برای اُ. و تیمش به معنای شکستن برخی از هنجارهای درونی سازمان بود. یکی از محورهای مهمی که این واحد گسترش داد، استفاده از کانال‌های رسانه‌ای مختلف در داخل ایران بود.

او می‌گوید: «برای مثال، گاهی ما به اطلاعاتی درباره یک چهره اقتصادی در داخل ایران دسترسی داریم؛ فردی که حکومت تلاش می‌کند او را از دید عمومی پنهان نگه دارد. ما این اطلاعات را معمولا منتشر نمی‌کنیم، چون اصولا مأموریت ما افشای عمومی داده‌ها نیست. اما وقتی به این نتیجه رسیدیم که چنین اطلاعاتی می‌تواند بر افکار عمومی تأثیر بگذارد، تصمیم گرفتیم آن را از طریق شبکه‌های اجتماعی و کانال‌های افشاگر منتشر کنیم، چون در نهایت این اطلاعات باید به مخاطب هدف برسد و اثر خود را در جامعه بگذارد.»

او ادامه می‌دهد: «گاهی به نظر می‌رسد مردم ایران در نگاه رژیم اصلا عامل مهمی نیستند، اما این درست نیست. رژیم دائما برای حفظ قدرت خود کار می‌کند و هر نوع نارضایتی عمومی برایش یک مسئله جدی است. بنابراین وقتی بتوانی چیزی را که رژیم می‌خواهد پنهان کند به مردم نشان بدهی، می‌توانی یک حرکت داخلی ایجاد کنی. حتی بعید نیست بخشی از گزارش‌هایی که در ایران در این حوزه‌ها منتشر شده، از ما شروع شده باشد.»

وقتی از او پرسیده می‌شود این امر چگونه اتفاق می‌افتد، پاسخ می‌دهد: «یکی از چالش‌های اصلی در انتشار پیام داخل ایران این است که فضای رسانه‌ای بسیار کنترل‌شده و سانسور شده است. در لبنان، وضعیت راحت‌تر است، چون رسانه‌ها بسیار دسترس‌پذیرترند و هر گروه و جامعه‌ای نمایندگی خودش را دارد و می‌توان پیام‌های مختلف را وارد آن کرد.»

ایران
ایران AP Photo

لبنان در کنار ایران

اشاره او به لبنان تصادفی نیست. زمانی که شاخه نفوذ تاسیس شد، مأموریت آن تنها دو کشور بود: ایران و لبنان. از اُ. پرسیده می‌شود آیا نگرانی‌ای وجود ندارد که این ابزارهای نفوذ که برنئا آن را «سلاح غیرمتعارف» نامیده، در آینده به کشورهای دیگر یا حتی به داخل اسرائیل منتقل شود. او پاسخ می‌دهد: «من نگرانی‌ها درباره سوءاستفاده از این ابزارها را شنیده‌ام، اما از نظر من این قابلیت‌ها فرقی با بقیه ابزارهای موساد ندارند. هر ابزار اطلاعاتی یا عملیاتی ممکن است در جای دیگری هم استفاده شود. در نهایت همه چیز به مسئولیت‌پذیری خود سازمان و افرادش برمی‌گردد.»

او ادامه می‌دهد: «از طرف دیگر، انتقال این ابزارها به حوزه‌های دیگر چندان ساده نیست. وقتی شاخه را طراحی کردم، همه ظرفیت‌ها بر اساس ایران و لبنان ساخته شد؛ کانال‌ها، زیرساخت‌ها و ابزارها. اگر بخواهم مثلا در مکزیک فعالیت کنم، باید از ابتدا شروع کنم. این‌طور نیست که یک دگمه را فشار بدهی و همه‌چیز منتقل شود.»

«همه‌چیز تحت کنترل ما نیست»

در ماه‌های پس از عملیات «شیر خیزان»، درک تازه‌ای در موساد شکل گرفت: هدف، تغییر رژیم نبود، اما این امکان به‌تدریج به‌عنوان یک نتیجه قابل تصور دیده شد.

در همین دوره، شاخه نفوذ ساختارهای خود را در داخل ایران گسترش داد. علاوه بر «دستگاه سمپاشی»، این شاخه با اینفلوئنسرهای آنلاین نیز ارتباط برقرار کرد تا پیام‌ها را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کنند؛ بعضی از آنها داخل ایران بودند و برخی خارج. در مواردی نیز موساد با استفاده از هوش مصنوعی اینفلوئنسرهای مجازی ایجاد کرد.

او می‌گوید: «این روند به‌تدریج شدت گرفت، با این درک که وقتی عملیات نظامی آغاز شود، این ابزارها اثر چندبرابری پیدا می‌کنند.»

به اینستاگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

موساد ماه مه ۲۰۲۶ را به‌عنوان زمان آمادگی برای عملیات نظامی بعدی تعیین کرده بود. اما اعتراض‌هایی که در دسامبر ۲۰۲۵ در بازار تهران آغاز شد و به سرعت در کشور گسترش یافت، همه را غافلگیر کرد.

یکی از منابع به اسرائیل هیوم می‌گوید: «ما روی جوانان و طرفداران پهلوی کار می‌کردیم، اما ناگهان اعتراض‌ها از بازار شروع شد؛ از قلب پایگاه اجتماعی رژیم. ما هیچ ارتباطی با آن نداشتیم.»

در واقع، از نگاه موساد حتی بهتر بود این اعتراض‌ها دیرتر رخ می‌داد، چون سرکوب خشونت‌آمیز آن باعث شد ترس دوباره در جامعه تثبیت شود و مردم کمتر به خیابان بیایند.

ترکیب مرگبار

سیا، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، از پیش از طرح موساد آگاه بود و از آن حمایت می‌کرد، و همین سازمان بود که به برنئا در جلب نظر رئیس‌جمهور ترامپ نیز کمک کرد. اُ. در پاسخ به پرسشی درباره این ادعا می‌گوید: «من در آن گفت‌وگو حضور نداشتم، اما بسیار بعید می‌دانم برنئا به ترامپ وعده داده باشد که رژیم در طول جنگ سقوط می‌کند. هیچ فرد عاقلی فکر نمی‌کند که بلافاصله پس از پایان بمباران، رژیم سقوط می‌کند. این‌طوری نمی‌شود.»

از او پرسیده می‌شود در روزهای منتهی به عملیات «شیر خیزان» چه احساسی داشته است و او می‌گوید: «این‌که در دوره‌ای هستیم که شکاف میان مردم و رژیم در اوج خود قرار دارد؛ نشانه‌های واضحی وجود دارد که چیزی در رابطه مردم و حکومت در حال تغییر است؛ و اینکه فرصت واقعی برای استفاده از این شکاف وجود دارد. نکته دوم این است که موساد ابزارهایی دارد که می‌تواند این شکاف را عمیق‌تر کند، و اگر یک عنصر نظامی هم به آن اضافه شود، ابزارهای نفوذ قدرت بیشتری پیدا می‌کنند. ما به آمریکایی‌ها گفتیم که توانایی صحبت با افکار عمومی را داریم و می‌توانیم عملیات‌های نفوذی انجام دهیم که حملات نظامی را تقویت کند و مردم را به قیام دعوت کند، و همچنین می‌توانیم با نیروهایی ارتباط بگیریم که شاید بتوانند رهبری را به چالش بکشند و نوعی آلترناتیو ایجاد کنند.»

او حاضر نشده است در این زمینه توضیح بیشتری بدهد.

آیا از نتیجه عملیات «شیر خیزان» ناراضی است؟

او می‌گوید: «فکر می‌کنم این یک موفقیت بسیار بزرگ بود اگر آن را به‌عنوان یک ایستگاه در مسیر از بین بردن رژیم ببینیم. این رژیم عمر مشخصی دارد. از نگاه من به‌عنوان مسئول شاخه نفوذ، مأموریت این است که سقوط رژیم را نزدیک‌تر کنیم و ساعت شنی پایان آن را سریع‌تر کنیم. آیا اقدامات انجام‌شده در جریان عملیات نظامی و مهم‌تر از آن، اقداماتی که بعد از آن آغاز خواهد شد، عمر رژیم را کوتاه‌تر می‌کند؟ قطعا. نخست‌وزیر دقیقا همین را گفت: هدف عملیات ایجاد شرایطی است که مردم برای سرنگونی رژیم به خیابان بیایند، و از نظر من این اتفاق افتاده است. شاخه نفوذ در اینجا فرصت پیدا کرد تا به یک حرکت نظامی بسیار بی‌ثبات‌کننده متصل شود و این کار اقدامات ما را چند برابر کرد و بدون شک نتایج آن را به‌زودی خواهیم دید.»

او ادامه می‌دهد: «همچنین باید به خاطر داشت که کار شاخه نفوذ تمام نشده است. در واقع، این شاخه اکنون با شدت بسیار بیشتری در حال فعالیت است. اینکه سقوط رژیم سه ماه، شش ماه یا یک سال طول بکشد، کسی نمی‌داند. اما من تردید ندارم که بسیار سریع‌تر از وضعیتی خواهد بود که در آن فرضا این شاخه و موساد وجود نمی‌داشتند.»

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها

مطالب مرتبط

روزنامه اسرائیلی جزئیات طرح سرنگونی حکومت در ایران را فاش کرد روایت ارتش بر موساد مقدم شد

افزایش اعدام‌ها در ایران؛ یک نفر به‌اتهام عضویت در سازمان مجاهدین و همکاری با موساد به‌دار آویخته شد

جزئیات تماس ماموران موساد با فرماندهان نظامی ایران؛ اسرائیل چگونه بدنه امنیتی نظام را هدف گرفته است؟