بر اساس گزارشی از نشریه «آتلانتیک» که روز پنجشنبه ۲۱ مه (۳۱ اردیبهشت) منتشر شده است، دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا نشانههایی از «مرحله پایانی جنگ ایران» مطرح کرده که به گفته این گزارش، خشم یک متحد کلیدی را برانگیخته است.
رابرت کیگان، پژوهشگر ارشد موسسه بروکینگز و از نویسندگان آتلانتیک، در مقالهای عنوان کرد که یک منبع داخلی در دولت آقای ترامپ فاش کرده است که در جریان تماس تلفنی میان آقای ترامپ و آقای نتانیاهو در روز چهارشنبه، رئیسجمهوری آمریکا مسیر بعدی سیاست واشنگتن در قبال ایران را مشخص کرده است.
بر اساس این گزارش، آقای ترامپ به آقای نتانیاهو گفته است که قصد دارد یک «قول نامه» برای آغاز مذاکرات ارائه کند که بر اساس آن «بهطور رسمی به جنگ پایان داده میشود و یک دوره ۳۰ روزه مذاکرات» درباره برنامه هستهای ایران و بازگشایی تنگه هرمز آغاز خواهد شد.
آقای کیگان در تحلیل خود نوشت که «هدف این توافق در عمل روشن است و آن این است که آمریکا عملا دارد از این بحران کنار میکشد.» او همچنین تاکید کرد که حتی اگر حملهای محدود برای نمایش قدرت انجام شود، بیشتر جنبه نمایشی خواهد داشت و در واقع «آخر بازی» چیزی جز یک «تسلیم سیاسی» برای آقای ترامپ نخواهد بود.
خواستههای یک طرف پیروز
به نوشته این گزارش، آقای ترامپ در تقابل با ایران چندین بار عقبنشینی کرده است؛ از جمله در تاریخ ۱۸ مارس (۲۷ اسفند ۱۴۰۴) که اسرائیل به میدان گازی پارس جنوبی حمله کرد و ایران در پاسخ یکی از مهمترین تاسیسات تولید گاز قطر را هدف قرار داد. پس از آن بود که آقای ترامپ خواستار توقف حملات آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای انرژی ایران شد و در عمل، جنگ متوقف گردید.
در ادامه، تهدیدهای مکرر او برای ازسرگیری حملات نیز بیشتر جنبه بلوف داشته است. به گفته این گزارش، رهبران تهران طی دو ماه گذشته به این جمعبندی رسیدهاند که آقای ترامپ حمله دیگری انجام نخواهد داد؛ به همین دلیل با وجود آسیبهای ناشی از ۳۷ روز حملات سنگین، هیچ امتیازی ندادهاند.
برعکس، ایران اکنون شروطی از جمله مطالبه غرامت جنگی، مخالفت با هرگونه محدودیت در غنیسازی اورانیوم، به رسمیت شناختن کنترل بر تنگه و همچنین لغو تحریمها را مطرح کرده که بیشتر شبیه خواستههای یک طرف پیروز است.
نشانههایی از بازنگری در رویکرد واشنگتن
بر اساس تحلیل آقای کیگان، اینکه آقای ترامپ در پاسخ به این سرپیچی، اکنون خواستار ۳۰ روز دیگر آتشبس و مذاکرات شده است، بهطور ضمنی نوعی اعتراف به شکست محسوب میشود.
به گفته نویسنده، اگر ترامپ طی روزهای آینده حملهای محدود و نمایشی هم انجام دهد، ایران آن را دقیقا در همین چارچوب ارزیابی خواهد کرد. همچنین تاکید شده که هیچکس باور ندارد او با گذشت یک ماه، دوباره بخواهد جنگی تمامعیار را آغاز کند.
این گزارش میافزاید یکی از دلایل این برداشت آن است که ایران در صورت داشتن ۳۰ روز فرصت برای بازسازی، تقویت توان نظامی و کسب درآمدهای بیشتر از مسیرهای تجاری، به رقیبی بهمراتب قدرتمندتر تبدیل خواهد شد.
نظم جدید در تنگه هرمز و رقابت برای رسیدن به توافقهای بهتر با ایران
موسسه تحقیقاتی مطالعات جنگ پیشتر گزارش داده بود که مقامات ایرانی، برخلاف اختلاف آشکار آنها در موضوعات هستهای، حول خواستههایی برای رسمی کردن کنترل ایران بر ترانزیت تنگه هرمز متحد شدهاند.
طبق گفته مقامات ایرانی، در نظام جدید مدیریت تنگه، عبور کشتیها بر اساس روابط سیاسی کشورها تنظیم میشود؛ به این صورت که روسیه و چین در اولویت قرار میگیرند، هند و پاکستان میتوانند درباره شرایط عبور خود مذاکره کنند، و کشتیهای کشورهایی که ایران آنها را دشمن میداند، اساساً اجازه ورود به تنگه را نخواهند داشت.
بر اساس این گزارش، کشورهایی مانند کره جنوبی، ترکیه و عراق گفته میشود که در حال مذاکره برای دستکم توافقهای موقت عبور از تنگه هستند.
در ادامه آمده است که با توجه به اینکه ترامپ بهطور علنی اعلام کرده قصد ورود به جنگ برای بازگشایی تنگه را ندارد، رقابت برای رسیدن به توافقهای بهتر با ایران شدت خواهد گرفت.
به فیسبوک یورونیوز فارسی بپیوندید
کشورهای وابسته به انرژی خلیج فارس نیز تلاش خواهند کرد هرچه سریعتر به توافق برسند تا جریان نفت و گاز دوباره برقرار شود و اقتصادشان از فشار خارج شود.
همچنین کشورهایی که هماکنون در صف متحدان آمریکا و نزدیک به اسرائیل قرار دارند، ممکن است تحت فشار قرار بگیرند تا از این مواضع فاصله گرفته و روابط خود را با ایران تعدیل کنند.
آقای کیگان استدلال میکند که در چنین روندی، «تحریمهای بینالمللی علیه ایران عملا از هم فرو میپاشد و همزمان با تثبیت نقش مرکزیتر ایران در اقتصاد جهانی، جریان بیشتری از پول وارد این کشور خواهد شد.»
او تاکید میکند که «تا پایان این ۳۰ روز، بخش عمدهای از جهان در نظم جدید ذینفع میشود و به همین دلیل، در برابر هرگونه بازگشت به درگیری موضع خواهد گرفت؛ حتی اگر ترامپدر سناریویی بعید قصد بازگشت به جنگ را داشته باشد.»
کیگان مینویسد ترامپ احتمالا امیدوار است بتواند بدون آنکه افکار عمومی آمریکا به عمق این شکست پی ببرند، از این وضعیت عبور کند. او اشاره میکند که ترامپ ممکن است تلاش کند با آغاز یک درگیری نظامی دیگر، اینبار علیه دولت کوبا، توجه افکار عمومی را منحرف کند. کما اینکه توجه رسانهها از بحران ایران برداشته شده و بیشتر به سمت اخبار کوبا رفته است.
چشمانداز تغییر موازنه قدرت در منطقه به نفع ایران و افزایش نگرانی در اسرائیل
آقای نتانیاهو از این روند رضایت ندارد. بر اساس گفته یکی از مقامهای آمریکایی، پس از تماس تلفنی با آقای ترامپ، «موهای نتانیاهو از شدت نگرانی سیخ شده بود و دلیل خوبی هم برای آن وجود داشت.»
آقای کیگان مینویسد که «جنگ ایران ممکن است در نهایت به بزرگترین ضربه به امنیت اسرائیل در تاریخ کوتاه آن تبدیل شود. در مسیر فعلی، ایران از این درگیری بسیار قدرتمندتر و اثرگذارتر از گذشته بیرون خواهد آمد.»
به گفته کیگان، ایران در چنین شرایطی بر دهها کشور ثروتمند جهان نفوذ خواهد داشت؛ کشورهایی که همگی بهشدت علاقهمند خواهند بود روابط خود را با ایران در وضعیت مطلوب نگه دارند. در نتیجه، این کشورها احتمالا در هیچ درگیری میان اسرائیل و ایران یا گروههای وابسته به آن در لبنان و غزه، در کنار اسرائیل قرار نخواهند گرفت؛ زیرا ایران توانایی تنبیه اقتصادی آنها را خواهد داشت.
او در ادامه مینویسد که اسرائیل از این جنگ با سطحی از انزوا خارج خواهد شد که در تاریخ خود بیسابقه است و این انزوا شامل فاصله گرفتن از تنها حامی قابل اتکای آن، یعنی ایالات متحده، نیز خواهد بود.
آقای کیگان همچنین موضوع را فراتر از این در نظر گرفته و استدلال میکند که «زمانی که ترامپ برای اجرای این سیاست ناچار شود از اسرائیل فاصله بگیرد، جنبش ماگا نیز با او همراهی خواهد کرد. در نتیجه، اجماع دوحزبی ضداسرائیل در ایالات متحده گسترش یافته و تثبیت خواهد شد.»
او با این حال این پرسش را مطرح میکند که آیا اسرائیل بدون مقاومت وارد این «شب آرام» خواهد شد یا خیر؛ پرسشی که بهعنوان متغیری نامطمئن میتواند رؤیای بازارهای مالی برای ثبات جدید در خلیج فارس را بر هم بزند.
در ادامه آمده است که ایرانِ قدرتمندتر، ثروتمندتر و اثرگذارتر به معنای احیای نقش حماس و حزبالله خواهد بود. همچنین به معنای پایان توافقهای ابراهیم خواهد بود، زیرا کشورهای خلیج فارس ناچار خواهند شد برای بقا و تداوم اقتصاد خود، بهطور مستقل با تهران به تفاهم برسند.
ترامپ میگوید که نتانیاهو «هر کاری که من بخواهم انجام خواهد داد»، اما این پرسش باقی میماند که آیا اسرائیل میتواند در حالی که ایران جای ایالات متحده را بهعنوان داور اصلی قدرت در منطقه میگیرد، صرفاً نظارهگر بماند یا نه.