دانشمندان چینی برای نخستین بار شواهد آمیزش جنسی میان دو گونه مختلف از نیاکان انسانها، یعنی راستقامتها (هومو ارکتوس) و دنیسوواها (خویشاوندان نئاندرتالها) را کشف کردند.
از زمانی که دانشمندان توانایی مطالعه دیاناِی استخراجشده از فسیلها را به دست آوردهاند، معمایی در مطالعات انسانشناسی مطرح بود که پاسخ روشنی برای آن وجود نداشت.
در دیاناِی برخی گونههای انسانی، از جمله گونه خود ما یعنی انسانهای خردمند (هومو ساپینس)، نشانههایی دیده میشد که مربوط به گونههای «بسیار باستانی» و ناشناخته بود و نه تنها انسانهای اولیه با آنها آمیزش داشتند بلکه از آنها فرزندانی نیز بهجا مانده است.
چون دانشمندان نمیتوانستند دقیقا مشخص کنند این بخشهای ناشناخته دیاناِی از کدام گونهها آمده است، برخی از آنها این جمعیتهای ناشناخته را «جمعیتهای شبحگونه» نامیدند؛ یعنی گونههایی که وجودشان فقط از روی ردپایشان در ژنها مشخص است، اما خودشان هنوز بهطور کامل شناسایی نشدهاند.
اما مطالعهای که روز چهارشنبه ۱۳ مه (۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵) منتشر شد، نخستین شواهد مولکولی از آمیزش میان گونههای انسانی را ارائه کرد؛ موضوعی که تا چند دهه پیش اصلا تصورش هم ممکن نبود.
مینای دندان فسیلهای ۴۰۰ هزار ساله
این یافته نشان میدهد که درخت تکاملی انسان ساختاری بسته و خطی ندارد و در واقع تا حدی نفوذپذیر است. بر اساس این پژوهش، هرچند گونههای انسانی شناختهشده حاصل سازگاری ویژه با محیط است، اما انسانها همچنان توانایی تولیدمثل و آمیزش میان گونهها را نیزحفظ کردهاند؛ قابلیتی که حتی ممکن است در شکلگیری گروه یا گونهای تازه و سازگارتر با شرایط محیطی نقش داشته باشد.
محققان چینی در بررسی تازه خود، پروتئینهای موجود در مینای دندان شش فسیل با قدمت حدود ۴۰۰ هزار سال را تحلیل کردند. این مجموعه شامل پنج مرد و یک زن است که بقایای آنها از محوطههای مختلف در سراسر چین، از شمال تا جنوب، بهدست آمده است.
این پژوهشگران توانستهاند دو پروتئین را از این نمونهها استخراج کنند که یکی از آنها، گونه «M273V» از پروتئین سلولهای آملوبلاست در مینای دندان، نقش کلیدی در این مطالعه دارد.
این یافتهها نشان میدهد که این پروتئین در تمامی فسیلهای مورد بررسی که به نیای انسانی ما یعنی «هومو ارکتوس» تعلق دارند، وجود داشته است.
حال آنکه این ترکیب پیشتر در دندانهای گروه انسانی دیگری موسوم به «دنیسوواها» شناسایی شده بود که خویشاوندان نزدیک نئاندرتالها محسوب میشوند و خود نئاندرتالها نیز نزدیکترین گونههای منقرضشده به انسان امروزی هستند.
این یافته نشان میدهد که در مقطعی زمانی حدود ۴۰۰ هزار سال پیش، «هومو ارکتوس» که منشأ آن آفریقا بوده است، و دنیسوواها، جمعیتی انسانی سازگار با زیستبوم اوراسیا، با یکدیگر برخورد داشتهاند، با هم آمیزش جنسی انجام دادهاند و فرزندانی بارور بهوجود آوردهاند.
این رویداد، قدیمیترین مورد شناختهشده از درهمآمیزی میان گروههای مختلف انسانی است و نخستین موردی به شمار میرود که در یک طرف آن، یک گونه «راستقامت» حضور دارد.
انسان راستقامت (Homo erectus) بهعنوان نخستین گونه انسانی شناخته میشود که توانست کاملا مشابه انسان امروزی روی دو پا و به شکل کاملا ایستاده حرکت کند. این گونه حدود دو میلیون سال پیش در قاره آفریقا شکل گرفت، اما برخورداری از مغزی نسبتا بزرگ، مهارت در ساخت ابزارهای ابتدایی و توانایی حرکت چابک با دو پا، زمینهساز آن شد که نخستین انسانهایی باشند که از آفریقا، خاستگاه اصلی بشر، خارج شوند.
انسان راستقامت سپس به مناطق گستردهای از آسیا و اقیانوسیه مهاجرت کرد و در برخی نقاط تا حدود ۱۰۰ هزار سال پیش نیز به حیات خود ادامه داد؛ روندی که آن را به طولانیترین گونه انسانی از نظر بقا تبدیل میکند، در حالی که گونه انسان خردمند (Homo sapiens) تنها حدود ۲۰۰ هزار سال قدمت دارد.
آمیزش گونههای مختلف؛ راستقامتان، نئاندرتالها، دنیسوواها
گرچه ما از قبل میدانیم که انسانهای امروزی از انسان راستقامت (Homo erectus) منشا گرفتهاند و این گونه بهعنوان یکی از اصلیترین گزینهها در توضیح ورودهای بهاصطلاح «فوقباستانی» در ژنوم انسان مطرح بوده است، اما اکنون برای نخستین بار شواهد قطعی در اینباره ارائه شده است.
این نتایج تازه همچنین مهر تاییدی بر دانستههای پیشین است و آنها را تکمیل میکند؛ از جمله اینکه انسان خردمند با نئاندرتالها آمیزش داشته است، بهطوری که نئاندرتالها تا حدود ۴ درصد از DNA خود را در انسانهای امروزی به جا گذاشتهاند.
به فیسبوک یورونیوز فارسی بپیوندید
علاوه بر این، نئاندرتالها با دنیسوواها نیز آمیزش داشتهاند. در ادامه همین روند، انسان خردمند نیز با دنیسوواها درآمیخته و بخشی از DNA دنیسووایی را در برخی جمعیتهای امروزی باقی گذاشته است؛ میراث ژنتیکی ارزشمندی که از جمله آن میتوان به ویژگیهای سازگاری با زندگی در ارتفاعات بسیار بالا، از جمله در منطقه هیمالیا، اشاره کرد.
نئاندرتالها نیز به سهم خود، گونههایی از تغییرات ژنتیکی را به انسانهای امروزی منتقل کردهاند که به انسان کمک کرده در برابر شرایط سخت و سرمای شدید مقاومتر شود، سیستم ایمنی بدن را تقویت کرده و در عین حال، میزان آسیبپذیری نسبت به برخی اختلالات روانی از جمله افسردگی را نیز افزایش دادهاند.
بر اساس این یافتهها، درخت تکامل انسان هرچند در ظاهر ساختار کلی خود را حفظ میکند، اما در مقاطعی شاخههای آن با یکدیگر تماس پیدا کرده و حتی در هم ادغام میشوند.
این پژوهش تازه همچنین به کشف یک پروتئین دندانی دوم اشاره دارد که به نظر میرسد بهطور ویژه در «راست قامتها» وجود دارد و میتواند بهعنوان یک نشانگر ژنتیکی تازه برای شناسایی این گونه انسانی مورد استفاده قرار گیرد.
به اینستاگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
در شرایطی که نئاندرتالها در سالهای اخیر جایگاهی کاملا برجسته در کانون تحقیقات مربوط به تکامل انسان داشتهاند، اکنون احتمال میرود «راست قامتها» بهعنوان بازیگر کلیدی تازه در مسیر جستوجوی ریشهها و خاستگاههای انسان مطرح شود.
این یافتهها در واقع همان فرضیههایی را تایید میکند که پیشتر نیز مطرح بودهاند، با این تفاوت که اینبار برای نخستینبار بر پایه دادههای مولکولی به اثبات رسیدهاند.
این تحقیق وجود دو پروتئین مینایی را آشکار کرده است؛ یکی که بهطور اختصاصی در «راست قامتها» دیده میشود و دیگری که با «دنیسوواها»، بهویژه جمعیتهای متاخرتر آنها، مشترک است؛ موضوعی که میتواند نشانهای روشن از آمیختگی ژنتیکی میان این گروهها باشد.
دنیسوواها در ادامه با «هومو ساپینس» نیز آمیزش داشتهاند و به همین دلیل، برخی جمعیتهای امروزی مانند فیلیپینیها هنوز حامل بخشی از دیانای «هومو ارکتوس» هستند.
نتایج این پژوهش روز چهارشنبه در نشریه «نیچر» منتشر شد.