سرنوشت رویارویی میان ایران و آمریکا اکنون به مفهوم کلیدی «ذخایر اورانیوم با غنای بالا در ایران» گره خورده است؛ مادهای که میتواند در تولید تسلیحات هستهای نقش تعیینکنندهای داشته باشد.
برآوردها نشان میدهد ایران در حال حاضر به اندازهای اورانیوم غلظت بالا دارد که در صورت تکمیل فرایند غنیسازی، امکان تولید حدود ۱۰ بمب اتمی را خواهد داشت. این در حالی است که از زمان حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به سه سایت هستهای ایران در ژوئن گذشته، بازرسان بینالمللی دیگر امکان بررسی ذخایر واقعی ایران را نداشتهاند.
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، در طول جنگ هفت هفتهای اخیر بارها تاکید کرده که آمریکا مصمم است چه از طریق عملیات نظامی مستقیم و چه از راه توافق با ایران برای انتقال ایمن این مواد به خاک آمریکا، این ذخایر را به هر صورت به دست آورد.
چنین اقدامی پیشتر نیز در دهه ۱۹۹۰ میلادی، در یک عملیات تاریخی موسوم به «پروژه یاقوت کبود» (Project Sapphire) رخ داده و اکنون بهعنوان الگویی بالقوه مورد توجه قرار گرفته است.
یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید
«اندرو وبر» که در آن زمان یک دیپلمات جوان آمریکایی در قزاقستان بود، در مصاحبه با شبکه خبری سیبیاس آمریکا توضیح داد که «آن زمان پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، شرایط بسیار آشفتهای حاکم بود و ما میدانستیم ایران در منطقه به دنبال دستیابی به مواد هستهای است».
قزاقستان در سال ۱۹۹۴ میلادی و بواسطه فروپاشی شوروی، بهعنوان چهارمین دارنده بزرگ زرادخانه هستهای جهان شناخته میشد. بخشی از این ذخایر در یک کارخانه نگهداری میشد که در ابتدا تصور میشد کاربردی غیرنظامی دارد. آقای وبر در مصاحبه در این خصوص توضیح داد که «ما از وجود این کارخانه اطلاع داشتیم و میدانستیم در حوزه انرژی هستهای فعالیت دارد، اما نمیدانستیم که ذخیرهای از اورانیوم با غنای بالا و قابل استفاده در سلاح در آنجا نگهداری میشود».
پس از جلب اعتماد مسئولان محلی، اطلاعاتی حیاتی به دست آمد. آقای وبر در شرح آن ماجرا میگوید: «در یک یادداشت کوچک از طرف مدیر آن کارخانه نوشته شده بود «اورانیوم-۲۳۵ با غنای ۹۰ درصد، ۶۰۰ کیلوگرم» که «این میزان معادل دهها سلاح هستهای بود».
این موضوع به اطلاع بیل کلینتون، رئیس جمهوری وقت آمریکا رسید و درنهایت توافقی برای انتقال این مواد به آمریکا حاصل شد تا از دسترسی کشورهای دیگر جلوگیری شود. آقای وبر در مصاحبه با سیبیاس گفت که «اگر این مواد به کشورهایی مانند ایران و کره شمالی به فروش میرسید، میتوانستند بهسرعت سلاح هستهای تولید کنند».
«نمیخواستیم ایرانیها متوجه شوند»
در قالب این عملیات محرمانه که «پروژه یاقوت کبود» نام دارد، حدود ۶۰۰ کیلوگرم اورانیوم با درجه تسلیحاتی در شرایطی کاملا سری بستهبندی و به آمریکا منتقل شد. آقای وبر در مصاحبه با سیبیاس میگوید: «همه چیز در نهایت محرمانگی انجام شد و هیچکس از این عملیات اطلاع نداشت.»
آقای وبر گفت که «تنها کسی که از این مواد محافظت میکرد، یک زن شبهنظامی با یک سلاح کمری بود و این مواد فقط با یک قفل معمولی محافظت میشد؛ از همان نوع قفلهایی که در مغازههای عتیقهفروشی میبینید».
عملیات «پروژه یاقوت کبود» نخستین نمونه از این نوع ماموریتها بود. در این عملیات، سه فروند هواپیمای غولپیکر باری از نوع «لاکهید سی-۵ گالکسی» به همراه ۳۱ متخصص از وزارتخانههای دفاع و انرژی آمریکا به قزاقستان اعزام شدند. این تیمها ۴۵۰ مخزن ویژه برای انتقال مواد هستهای به همراه داشتند که بهگونهای طراحی شده بودند که حتی در صورت سقوط هواپیما نیز مقاوم باشند. کل این عملیات بهصورت کاملا محرمانه و تحت پوشش یک ماموریت بشردوستانه انجام شد.
اندرو وبر در مصاحبه با سیبیاس گفت: «همه چیز در نهایت محرمانگی انجام شد. تیم اعزامی به مدت حدود پنج تا شش هفته روی بستهبندی این مواد کار کردند. هیچ اطلاعاتی درز نکرد و هیچکس حتی متوجه حضور ما نشد.»
در نهایت، هر گرم از اورانیوم با غنای بالا، ایمنسازی و در کامیونهای فرسوده متعلق به دوران شوروی بارگیری شد.
به گفته این دیپلمات پیشین آمریکایی «آن شب، تاریکی و یخ روی جادهها را پوشانده بود. کامیونها روی جاده دچار سرخوردگی میشدند و این برای مواد میتوانست آسیبزا باشد. ما نمیخواستیم ایرانیها یا گروههای جنایتکار سازمانیافته متوجه شوند که این مواد در حال انتقال است».
درنهایت هواپیماها بارگیری شدند و اورانیوم با غنای بالا به ایالات متحده برده شد. آقای وبر نیز در ادامه مسیر حرفهای خود، به مقام دستیار وزیر دفاع با مسئولیت حوزه بازدارندگی هستهای رسید.
«در ایران بدون ریسک بالا ممکن نیست»
این تجربه اکنون بهعنوان الگویی برای سناریوهای مشابه مطرح میشود، اما اجرای آن در ایران با چالشهای بسیار جدی مواجه است. به گفته آقای وبر «در ایران اجرای چنین عملیاتی بدون ریسک بالا ممکن نیست و نیاز به استقرار گسترده نیروهای نظامی دارد».
گزارشها حاکی از آن است که بخش عمدهای از ذخایر اورانیوم ایران در تاسیسات زیرزمینی از جمله در اصفهان در دل ایران، نگهداری میشود؛ آن هم در جایی که تونلهای عمیق آن، احتمالا این مواد را از تیررس حملات تسلیحات متعارف نیز خارج کرده است. مضافا اینکه تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که ایران اقداماتی برای مسدودسازی ورودیها و افزایش امنیت این تاسیسات انجام داده است.
ماتیو بان، مشاور سابق کاخ سفید در سیاست هستهای در مصاحبه با سیبیاس میگوید: «ایران قطعا به چنین سناریوهایی فکر کرده است و آمریکا نیز سالها برای عملیات در تاسیسات زیرزمینی آموزش دیده است.»
او ادعای نابودی کامل برنامه هستهای ایران را رد کرد و گفت: «نمیتوان برنامهای را که هنوز مواد کافی برای چندین بمب دارد، کاملا نابودشده دانست. از طرفی، شما نمیتوانید دانش هستهای آنها را بمباران کنید.»
برآوردها نشان میدهد ایران حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار دارد که در صورت افزایش غنا میتواند به ۱۰ تا ۱۱ سلاح هستهای تبدیل شود.
آمادگی آمریکا برای مواجهه با واکنش ایران
نگرانیها درباره سایتهای ناشناختهتر نیز افزایش یافته است. تصاویر ماهوارهای از مکانی موسوم به «کوه کلنگ» در روستای گزلا در استان اصفهان نشاندهنده احتمال وجود تاسیسات عمیق هستهای در زیر زمین است.
اسکات روکر، مقام پیشین امنیت هستهای آمریکا، در مصاحبه با سیبیاس تاکید میکند: «هیچ راهحل پایداری از طریق گزینه نظامی برای برنامه هستهای ایران وجود ندارد.» او میافزاید: «در تمام موارد موفق، همکاری کشور میزبان یک عامل کلیدی بوده است.»
او در پاسخ به امکان اجرای عملیات بدون همکاری ایران نیز تصریح میکند: «در تجربه من، چنین چیزی هرگز رخ نداده است.»
با این حال، برخی مقامات نظامی گزینه اقدام نظامی را همچنان قابل بررسی میدانند.
رابرت هاروارد، از فرماندهان سابق نظامی آمریکا، در مصاحبه با سیبیاس میگوید: «این عملیات ارزش ریسک را دارد، اما بسیار پیچیده و پرخطر است.»
او هشدار میدهد که چنین عملیاتی نیازمند حضور گسترده نیروهای نظامی و آمادگی برای مواجهه با واکنش ایران، از جمله حملات پهپادی و موشکی خواهد بود و «قطعا» تلفات خواهد داشت.
متیو بان تاکید میکند که هرگونه توافق باید بر پایه نظارت دقیق بینالمللی باشد، نه اعتماد صرف. او در پایان با ابراز بدبینی نسبت به آینده این پرونده میگوید: «به نظر میرسد این مسئله برای مدت طولانی باقی خواهد ماند و ابزارهای محدودی برای حل آن وجود دارد.»
چشمانداز دیپلماتیک بین آمریکا و ایران همچنان مبهم است. این در حالی است که آقای ترامپ از احتمال توافق برای دریافت این مواد سخن گفته، ایران چنین موضوعی را رد کرده است و روز چهارشنبه، آتشبس اعلامی بین طرفین پایان مییابد.