الیوت آبرامز، یک سیاستمدار سرشناس آمریکایی است که در دولتهای رونالد ریگان، جرج بوش پسر و دونالد ترامپ در حوزه سیاست خارجی فعالیت داشته و در سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۱ میلادی، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران بوده است. وی در گفتوگویی با یورونیوز به پرسشهایی درباره مذاکرات ایران و آمریکا پاسخ داد.
آقای آبرامز در پاسخ به پرسش یورونیوز در خصوص احتمال بازگشت آمریکا و ایران به درگیری و آینده آتشبس، با توجه به شکست مذاکرات طرفین به میزبانی پاکستان، در پاسخ گفت: «هیچ کس نمیداند. من به باور من بازگشت به جنگ به این زودیها رخ نخواهد داد. فکر میکنم اگر در حدود یک هفته آینده توافقی حاصل نشود آتشبس تمدید خواهد شد، چراکه به نظر من هیچیک از طرفین در واقع تمایلی به بازگشت به جنگ ندارند از طرفی گمان میکنم پیامهایی از طریق پاکستان و بازیگران دیگر میان طرفین در حال تبادل است. بنابراین تصور میکنم شانس قابلتوجهی وجود دارد که نوعی توافق حاصل شود.»
الیوت آبرامز در ادامه توضیح داد که «در واقع سابقه نداشته که معاون رئیس جمهوری آمریکا برای انجام چنین مذاکراتی اعزام شود. میتوان پنج معاون رئیس جمهوری قبلی را در یک، دو، سه، چهار یا پنج دوره گذشته مثال زد. معمولا وزیر امور خارجه اعزام شده یا نوعی مذاکرهکننده ویژه تعیین میشود. اما به نظر من آنچه هر دو طرف در این مذاکرات انجام دادند این بود که ابتدا مواضع صد درصدی خود را مطرح کردند یعنی همه مطالباتی که دارند. در ادامه متوجه شدند که طرف مقابل به سادگی نخواهد گفت باشه.»
وی گفت: «با این حال ظاهرا بحثهایی درباره مواردی مانند پیشنهادی از سوی ایران مطرح بوده که شاید برنامه هستهای خود را بازسازی نکند یا به مدت پنج سال غنیسازی انجام ندهد. آمریکایی هم ظاهرا گفتند نه نه باید برای ۲۰ سال ۲۵ سال باشد. این موارد، خوب یا بد، بدیهی است که میتواند مبنایی برای مذاکره محسوب شود. اگر شما بگویید ۲۰ سال و من بگویم ۵ سال، در جایی حدود ۱۰ یا ۱۵ یک مصالحه شکل میگیرد.»
وی با طرح پرسشی ادامه داد که «سوال من این است که آیا در سایر مطالبات ایالات متحده نیز مصالحهای وجود خواهد داشت یا نه؛ نه فقط عدم غنیسازی، بلکه عدم حمایت از نیروهای نیابتی مانند حزبالله و عدم بازسازی برنامه موشکهای بالستیک. و در این زمینه ما هنوز چیزی نمیدانیم.»
در ادامه، یورونیوز پرسید چه چیزی میتواند یک توافق «خوب» برای آمریکا محسوب شود.
آقای آبرامز گفت: «رئیس جمهوری کنونی آمریکا نیاز دارد توافقی بهتر از آنچه توسط باراک اوباما در سال ۲۰۱۵ میلادی در چارچوب برجام حاصل کرد به دست آورد، مخصوصا که آن توافق را نکوهش کرده و آن را بدترین توافق در تاریخ جهان خوانده است. بنابراین انتظار میرود او به دنبال دستیابی به توافقی بهتر باشد.»
«درست است که آن توافق شاید حدود ده سال یا بیشتر برنامه هستهای ایران را به تعویق انداخت، اما هیچ اشارهای به حمایت از نیروهای نیابتی نداشت و همچنین هیچ اشارهای به برنامه موشکهای بالستیک نکرد. بنابراین برجام تنها توانست برنامه هستهای ایران را برای حدود ده سال یا بیشتر به تعویق بیندازد و در عین حال هیچگونه اشارهای به حمایت تهران از نیروهای نیابتی یا برنامه موشکهای بالستیک نداشت. از این رو به نظر من ایران باید آمادگی داشته باشد در این موارد امتیاز بدهد، در غیر این صورت رئیس جمهوری ناچار خواهد شد به اقدامات شدیدتری متوسل شود.»
یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید
«او اکنون ابزار محاصره را در اختیار دارد. اما اقدامی که هنوز انجام نداده و ممکن است گام بعدی او باشد، تصرف یک جزیره در خلیج فارس است. اما باز هم به نظر من به دلایل آشکار گوناگون از جمله ملاحظات سیاسی، وضعیت اقتصاد ایالات متحده و انتخابات کنگره در ماه نوامبر، بعید میدانم او بخواهد چنین کاری انجام دهد. به گمان من پرسش اصلی این است که تصمیمگیری در تهران دست چه کسی است و ساختار تصمیمگیری تا چه اندازه از ثبات برخوردار است.»
در بخش دیگری از مصاحبه، بحث به ساختار قدرت در ایران کشیده شد و این پرسش مطرح شد که چه کسی تصمیمگیر نهایی در تهران است.
آقای آبرامز گفت: «فکر نمیکنم تصمیمگیری دیگر در اختیار یک فرد واحد باشد. قبلا رهبر فقید بود و میتوانست به تنهایی تصمیمگیری کند و آن را اجرایی سازد.»
او ادامه داد که «پسر او که اکنون رهبر است ممکن است حتی در حالت کما باشد ما نمیدانیم. حتی اگر در کما هم نباشد او قادر به اعمال دستورات خود نیست. او بیش از حد تازهکار و بیش از حد جوان است. بنابراین فکر میکنم احتمالا یک ساختار جمعی تصمیمگیرنده وجود دارد؛ گروهی متشکل از سه، پنج، هفت یا ده نفر که دور یک میز گرد هم میآیند.»
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
«البته شاید دور یک میز ننشینند چراکه شاید بیم آن رود که آن میز هدف بمباران قرار گیرد، اما به نوعی با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند و بررسی میکنند که تا چه اندازه میتوانند پیش بروند. به نظر من این وضعیت میتواند یک مشکل واقعی باشد. زیرا من فکر نمیکنم اگر قالیباف که گفته میشود مذاکرهکنندهای بوده که در اسلامآباد مذاکرات را هدایت کرده است توانایی این را داشته باشد که بگوید «باشه من با بندهای یک، دو، سه و چهار موافقم و آن را اجرایی کند. من چنین فکری نمیکنم.»
در ادامه درباره نقش اسرائیل و درگیری با حزبالله از او پرسیده شد.
آبرامز گفت: «به نظر من محاسبه اسرائیل اینگونه است که آنها توسط حزبالله مورد حمله قرار گرفتند. آن هم در شرایطی که اسرائیل و آمریکا با ایران درگیر جنگ بودند و نه لبنان. و حزبالله ظاهرا تحت امر تهران به اسرائیل حمله کرد. بنابراین اسرائیلیها در حال پاسخ دادن [به این حملات] هستند. دولت لبنان و ارتش لبنان هیچ کاری [در این زمینه] انجام نمیدهند. بنابراین این اسرائیلیها هستند که در حال واکنش هستند. در جبهه ایران، آنها از رئیس جمهوری ترامپ پیروی خواهند کرد.»
اگر رئیس جمهوری ترامپ بگوید این یک توافق خوب است، آیا آنها آن را خواهند پذیرفت؟ شما معتقدید که آن را خواهند پذیرفت؟
قطعاً، بله.
و چه چیزی باعث میشود شما چنین باوری داشته باشید؟
«حتی اگر تمایلی [برای ادامه اقدامات] داشته باشند، اسرائیل احتمالا از آن صرفنظر خواهد کرد. آنها تحت ریاست جمهوری ترامپ رابطهای بسیار نزدیک با ایالات متحده دارند. نتانیاهو و ترامپ رابطه نزدیکی دارند. در جنگ ۱۲ روزه در ماه ژوئن سال گذشته، زمانی که ترامپ گفت دست نگه دارید، آنها متوقف شدند. و فکر میکنم در این مورد نیز همینگونه عمل خواهند کرد.»
«در شرایط فعلی، رئیس جمهوری آمریکا بارها تاکید کرده که ناتو در عمل کمکی ارائه نکرده است. کشورهای ناتو میگویند این یک اتحاد با ماهیت دفاعی است. او همچنان ناتو و بهویژه اروپاییها را ببر کاغذی میخواند.»
این موضوع در میانمدت چه پیامدهایی خواهد داشت؟
«من میانمدت را سه سال در نظر میگیرم، به این معنا که شما سه سال پیش رو دارید. به نظر نمیرسد روابط میان آمریکا و ناتو بهبود چشمگیری پیدا کند. فکر نمیکنم از نظر قانونی توانایی خروج از ناتو را داشته باشد. طبق قوانین ایالات متحده، این کار بیش از یک سال زمان میبرد و به جلب موافقت کنگره نیاز دارد. اما تضعیف این روابط کاملاً مشهود است. به نظر من، پرسش اصلی این است که رئیس جمهوری بعدی ما چه کسی خواهد بود و آیا تلاش خواهد کرد این رابطه را بازسازی کند یا نه.»