ترامپ انتظار داشت رژیم ایران در میدان نبرد تسلیم شود. او سپس امیدوار بود که تهران پای میز مذاکره کوتاه بیاید و اکنون با محاصره بنادر ایران روی راهبرد سومی حساب باز کرده تا سرانجام بر سرسختی تهران فائق آید. اما به نظر میرسد که تهران فکر میکند در این رویارویی فرسایشی بیشتر از آمریکا دوام میآورد.
روزنامه بریتانیایی تلگراف در مقالهای به تحلیل راهبرد آمریکا و ایران در جریان محاصره دریایی پرداخته است.
به گزارش تلگراف، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا روی این حساب میکند که بستن مضاعف تنگه هرمز، میتواند راهی برای خروج از جنگ با ایران در اختیار او بگذارد. جنگی که به باور بسیاری، رئیسجمهوری آمریکا دیگر رغبتی برای ادامه آن ندارد.
اکنون با آغاز آتشبس و سپس محاصره دریایی، به نظر میرسد مساله این است که کدام طرف میتواند مدت بیشتری دوام بیاورد. تا زمانی که این پرسش بیپاسخ بماند، درد اقتصادی ناشی از این رویارویی جهان را درگیر خواهد کرد.
این محاصره منتقدان آقای ترامپ را خشمگین کرده است. مارگاریتا روبلز، وزیر دفاع اسپانیا این اقدام را «بیمعنا» توصیف کرد و گفت: «از زمانی که این جنگ آغاز شده است، هیچچیز معنا ندارد.»
با این حال، منطقی پشت این محاصره وجود دارد. اقتصاد ایران که پیش از جنگ هم آسیبدیده بود، اکنون در آستانه فروپاشی است. بمبارانهای آمریکا و اسرائیل نهتنها زیرساخت نظامی ایران را تضعیف کرده، بلکه بخش بزرگی از پایه صنعتی کشور را نیز ویران کرده است. بخشهای وسیعی از صنایع فولاد و پتروشیمی به ویرانه تبدیل شدهاند و صنایعی که برای بیش از ۲۰۰ هزار نفر اشتغال ایجاد کرده بودند، فلج شدهاند. به گزارش تلگراف، گفته میشود که از آغاز جنگ تاکنون دستکم یک میلیون نفر شغل خود را از دست دادهاند.
آقای ترامپ با فشار بر شاهرگ انرژی ایران که به عنوان ستون فقرات اقتصاد کشور، بیش از ۱۵ درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد، امیدوار است روی ذهن مقامات ایرانی تاثیر بگذارد.
جمهوری اسلامی با بستن تنگه هرمز، جهان را از نظر اقتصادی گروگان گرفته بود و اکنون واشنگتن در تلاش است از همان سلاح علیه تهران استفاده کند.
اما رژیم ایران نشان داده که طبق همان قواعد بازی نمیکند و حاضر است درد را تحمل کند و باور دارد که فارغ از هزینهای که مردم ایران میپردازند، میتواند بیش از این هم تاب بیاورد. در نگاه تهران، زمان یک متحد است. به گمان ایران، با توجه به خطرهای سیاسی تداوم قیمت بالای بنزین برای جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای ماه نوامبر، این دونالد ترامپ است که زودتر خسته خواهد شد. با این حال ممکن است که برداشت دو طرف نسبت به هم نادرست باشد.
از سوی دیگر، آقای ترامپ آمادگی خود را برای ادامه این رویارویی فرسایشی بیش از انتظار ایران نشان میدهد. او روز یکشنبه هشدار داد که قیمت انرژی ممکن است تا ماه نوامبر بالا بماند و حتی باز هم بیشتر شود.
اما بخش بزرگی از جهان مثل آمریکا از پیامدهای بسته بودن تنگه هرمز مصون نیست.
الن والد، تحلیلگر جهانی انرژی در اندیشکده «شورای آتلانتیک» گفت: «ایالات متحده در موقعیتی بهویژه مناسب برای چنین اقدامی قرار دارد. آمریکا [از نظر انرژی] بهخوبی تامین است. ما مقدار زیادی از نفت لازم را خودمان تولید میکنیم و قرار نیست با کمبود مواجه شویم.»
اما اگر آمریکا برای یک نبرد طولانی بهخوبی تدارک دیده، ایران هم همینطور است. به گفته آندریاس کریگ، کارشناس خاورمیانه در «کینگز کالج» لندن، پیش از اقدام آقای ترامپ، تهران نفتکشهایی را با چیزی حدود ۱۰۰ میلیون بشکه نفت بارگیری کرد و به آبهای بینالمللی فرستاد.
او گفت: «اما این وضعیت پس از چند ماه برای ایران واقعا دردناک خواهد شد. فکر میکنم رژیم ایران اکنون روی آن حساب میکند که چند ماه بعد، اوضاع برای آقای ترامپ و اقتصاد جهانی دردناکتر از ایران خواهد بود. این به آن معنا نیست که ایرانیها نباید از چیزی بترسند، اما آستانه تحمل درد آنها بسیار بالاتر است.»
اگرچه ایران فقط میتواند بخش کوچکی از نفت و گاز خود را از طریق خطوط لوله تغییر مسیر دهد، بیش از یکسوم سایر کالاها از راه مرزهای زمینی صادر میشوند و این تا حدی مایه آسودگی است.
ممکن است آمریکا و ایران هر دو آماده تحمل این فشار باشند. اما بخش بزرگی از بقیه جهان چنین انتخابی ندارد و در موقعیت بسیار وخیمی برای جذب این شوک قرار گرفته است.
کشورهای حاشیه خلیج فارس که به کانون بحران نزدیکاند، بهشدت آسیب دیدهاند. هتلها خالیاند، سرمایهگذاری به پایینترین سطح رسیده و صادرات فلج شده است. اقتصاددانان هشدار میدهند که این خسارت ممکن است بدترین آسیب در چند دهه اخیر باشد و حتی از دوران همهگیری نیز فراتر برود.
به گفته موسسه مشاوره «کپیتال اکونومیکس»، قطر که بیشترین ضربه را متحمل شده، ممکن است امسال با کوچک شدن ۱۳ درصدی اقتصادش روبرو شود.
در آسیا، کارخانهها برای صرفهجویی در انرژی تولید را کاهش میدهند. پمپبنزینها در بخشهایی از آفریقا در حال سهمیهبندی سوخت هستند. فرودگاهها در سراسر اروپا با کمبود سوخت جت مواجه شدهاند و این وضعیت ممکن است در سفرهای تابستانی اخلال ایجاد کند.
با در اختیار داشتن قدرتمندترین نیروی دریایی جهان، کمتر کسی تردید دارد که آمریکا توان نظامی لازم برای اجرای محاصره را دارد. هماکنون نیز تعداد قابل توجهی از کشتیهای نیروی دریایی آمریکا در اطراف تنگه هرمز مستقر است. با وجود ۱۸ ناوشکن مجهز به موشک هدایتشونده در منطقه یا نزدیکی آن و ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» در دریای عرب، بعید است بسیاری از کشتیهای تجاری بخواهند عزم آمریکا را بیازمایند.
اما خطرها واقعی هستند.
تلاشی بیپایان برای کنترل تنگه میتواند نیروهای آمریکایی را وارد ماموریتی طولانی و پرخطر کند. حتی سامانههای پدافند هوایی قدرتمند ناوشکنهای آمریکا نیز ممکن است، در صورت تشدید تنشها، نتوانند همه پهپادها و موشکهای ایرانی را رهگیری کنند.
ایران همچنین میتواند با تشویق حوثیها به ازسرگیری حملات به کشتیرانی در تنگه بابالمندب، دامنه درگیری را گسترش دهد و جبهه دریایی دومی را بگشاید که حتی توان نیروی دریایی آمریکا را نیز تحت فشار قرار دهد.
با این حال، شاید مهمترین چالش برای این محاصره نه از سوی ایران، بلکه از جانب چین باشد. برآورد میشود که در حال حاضر ۵۵ شناور چینی در خلیج فارس مستقر هستند. پکن ممکن است در ابتدا بکوشد بهجای رویارویی مستقیم با واشنگتن، تنشها را کاهش دهد. اما چین همین حالا هم محاصره را محکوم کرده و هنوز ممکن است شرایط را بهسوی یک تقابل سوق دهد. چنین وضعیتی آقای ترامپ را با انتخابی دشوار روبرو خواهد کرد.
آقای کریگ گفت: «واقعا قرار است به یک کشتی چینی شلیک کنند؟ در چنین بستری، پرسشهای بسیار زیادی درباره نحوه بهکارگیری زور و قواعد درگیری وجود دارد. فکر نمیکنم این موضوع را تا آخرش سنجیده باشند.»