با ورود جنگ با ایران به هفته چهارم، مرکز مطالعات بینالمللی استراتژیک در گزارشی تحلیلی و با بررسی دادههای مربوط به کارزار هوایی اوضاع پیرامون جنگ آمریکا و اسرائيل با ایران را مورد بررسی قرار داده است.
کارزار حملات آمریکا اکنون به یک ریتم پایدار رسیده و روزانه بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هدف را بمباران میکند. نیروهای آمریکایی همچنین اکنون عمدتا از مهمات کوتاهبرد و بسیار ارزانتر استفاده میکنند. این «گذار مهماتی» هزینه روزانه جنگ را به شکل چشمگیری کاهش داده است.
پرتاب پهپادها و موشکهای ایران پس از چهار روز نخست به سرعت کاهش یافت. هرچند از آن زمان تا حدی دوباره افزایش یافته، اما این پرتابها همچنان بسیار پایینتر از موجهای بزرگ اولیه باقی ماندهاند. با این حال، «ظرفیت باقیمانده برای پرتاب» همچنان به وارد کردن خسارت ادامه میدهد، بهویژه به تاسیسات انرژی.
برخی کشورهای خلیج فارس از نرخهای بسیار بالای رهگیری، در بازه ۸۰ تا ۹۰ درصد، خبر دادهاند. اگر این آمار درست باشد، با بهترین نرخهایی که اوکراین به دست آورده همخوانی دارد.
کارزار حمله آمریکا
در ۲۴ ساعت نخست عملیات «خشم حماسی»، نیروهای آمریکایی بیش از ۱۰۰۰ هدف را هدف قرار دادند، آن هم در حالی که بر اساس فهرست اهدافی که از مدتها قبل در اختیار فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) بود عمل میکردند. در همین بازه زمانی، نیروی هوایی اسرائیل نیز بیش از ۷۵۰ هدف دیگر را هدف قرار داد. پس از آن، سرعت حملات کاهش یافت. به احتمال زیاد، سنتکام در استفاده از موشکهای دوربرد گرانقیمت و کمیاب مانند تاماهاوک و موشک مشترک هوا به سطح دورایستا (JASSM) محتاطانه عمل میکرد، هر شلیک از این موشکها حدود ۳.۵ میلیون دلار هزینه دارد.
شدت کارزار بمباران آمریکا بین روزهای هفتم تا دهم افزایش یافت، زیرا ائتلاف از برتری هوایی خود بر بخشهای بزرگی از ایران بهره برد. موفقیت عملیاتی در تضعیف پدافند هوایی ایران به این معنا بود که هواپیماهای آمریکایی میتوانستند با محدودیت بسیار کم پرواز کنند و از مهمات ارزانتر و در دسترستری مانند مهمات هدایتشونده مشترک (JDAM) استفاده کنند؛ مهماتی که هر شلیک آن کمتر از ۱۰۰ هزار دلار هزینه دارد.
پس از روز دهم، سرعت عملیات به ۳۰۰ تا ۵۰۰ هدف در روز تثبیت شد، زیرا کارزار نیاز داشت به یک ریتم پایدار برسد. هواپیماها نیاز به تعمیر و نگهداری داشتند و خدمه نیز نیاز به استراحت داشتند. علاوه بر این، احتمال دارد سرعت اضافه شدن اهداف جدید کاهش یافته باشد، زیرا فهرست اولیه اهداف مصرف شده بود. توسعه اهداف جدید زمانبر است، زیرا باید شناسایی شوند، سپس برای اطمینان از صحت شناسایی اعتبارسنجی شوند و در نهایت به یک بسته عملیاتی برای حمله تبدیل شوند.
مقامهای وزارت دفاع آمریکا گزارش دادهاند که ایالات متحده و اسرائیل تا روز چهاردهم در مجموع بیش از ۱۵ هزار هدف را هدف قرار دادهاند. بر اساس اطلاعیههای سنتکام، به نظر میرسد حملات اسرائیل بیش از نیمی از این حملات را تشکیل داده باشد.
کارزار پدافند هوایی: پرتابهای ایران
وزارت دفاع آمریکا تاکنون فقط چند بهروزرسانی درباره پرتاب پهپادها و موشکهای ایران ارائه کرده است. دادههای منتشرشده نشان میدهد که پس از چند روز نخست، کاهش چشمگیری در تعداد پرتابها رخ داده است. این کاهش در شرایطی اتفاق افتاد که کارزار حملات آمریکا و اسرائیل بهطور فعال ذخایر موشکی و پهپادی ایران، ظرفیت تولید و پرتابگرهای آن را هدف قرار داده بود؛ نیروهای دفاعی اسرائیل گزارش دادهاند که تا روز شانزدهم، ۷۰ درصد پرتابگرهای موشک بالستیک ایران از کار افتاده بودند.
اختلال در فرماندهی و کنترل پس از حملات به اهداف مربوط به رهبری نیز ممکن است نقش داشته باشد، بهویژه در کاهش اولیه پرتابها. ایران همچنین ممکن است در حال اتخاذ رویکردی حسابشدهتر در مصرف ذخایر رو به کاهش مهمات خود و به خطر انداختن پرتابگرهایش باشد.
چهار شریک ائتلاف در خلیج فارس شامل بحرین، کویت، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، بهروزرسانیهای منظمتری درباره پرتابهای ایران منتشر کردهاند. بیشتر آنها گزارشهای روزانه ارائه دادهاند؛ عربستان نیز رهگیریها را همزمان با وقوع گزارش کرده است.
از نظر شاخصها، بحرین و عربستان تعداد پهپادها و موشکهای رهگیریشده ایران را اعلام کردهاند. امارات تا ۹ مارس هم شناسایی و هم رهگیری را گزارش میکرد، اما پس از آن فقط شناساییها را اعلام کرده است. کویت نیز از ۶ مارس درباره هر دو مورد گزارش داده است. مشخص نیست که آیا این رهگیریها فقط مربوط به نیروهای همان کشورهاست یا شامل رهگیریهای آمریکا نیز میشود. با توجه به سطح بالای ارقام، احتمال میرود مورد دوم صحیح باشد.
دادههای ذکرشده (۹۳۰ پهپاد و ۲۶۹ موشک تا روز چهارم) حدود نیمی از کل پرتابهای گزارششده را تشکیل میدهد (بیش از ۲۰۰۰ پهپاد و ۵۰۰ موشک بالستیک تا روز چهارم). برای مقایسه، پرتابهای موشکی و پهپادی روسیه بهطور معمول تا ۷۰۰ مورد در روز هم رسیده است. ایران تنها در دو یا سه روز نخست جنگ به چنین سطحی رسید.
با وجود اظهارات ایران درباره تمایل به پرهیز از درگیری با همسایگان عرب خود در خلیج فارس، این کشور همچنان به سمت آنها موشک و پهپاد شلیک میکند. رهگیریهای بحرین و امارات نشاندهنده موجهای بزرگ اولیه ایران است که، همانطور که وزارت دفاع آمریکا گزارش داده، بهطور چشمگیری کاهش یافتهاند، هرچند بهطور کامل متوقف نشدهاند.
کویتیها از افزایش دوباره پرتابهای ایران در روز پانزدهم خبر دادهاند. در مورد عربستان، حملات ایران در ابتدا در سطح پایین بود، اما پس از روز هفتم افزایش یافت. عربستان هشدار داده که اگر حملات ادامه پیدا کند، پاسخ خواهد داد. امارات نیز که بیشترین سهم از حملات ایران را تجربه کرده، گفته میشود در حال بررسی چنین اقدامی است.
جهت و تمرکز کارزار حملات ایران همچنان نامشخص است. هرچند دادهها کامل نیست، اما گزارشهای عربستان که شامل محل تقریبی رهگیریها نیز بوده، دیدی نسبی از الگوی هدفگیری ایران ارائه میدهد. در سه هفته گذشته، نزدیک به ۷۰ درصد از پهپادها و موشکهای رهگیریشده که عربستان گزارش کرده، به سمت استان شرقی نفتخیز یا تاسیسات مشخص نفتی در حرکت بودهاند. این اهداف شامل میدان نفتی شیبه در نزدیکی مرز عملی عربستان و امارات و پالایشگاه سامرف در ساحل دریای سرخ بودهاند.
گزارشهای عربستان نشان میدهد که حملات ایران ممکن است بهطور فزایندهای بر بنیانهای اقتصادی کشورهای خلیج فارس و زیرساختهای غیرنظامی آنها متمرکز شده باشد و نه صرفا بر حضور نظامی منطقهای آمریکا.
کارزار پدافند هوایی: رهگیریها
پهپادها و موشکهایی که از سامانههای دفاعی عبور کردهاند، باعث خسارتها و اختلالاتی شدهاند که بهطور گسترده گزارش شده است. بر اساس گزارشهای دو کشور خلیج فارس، نرخ کلی رهگیری بالا به نظر میرسد. هرچند این آمار بهطور مستقل از سوی آمریکا تایید نشده، اما با نرخهای رهگیری اوکراین در زمانی که ذخایر کافی پدافندی داشته، همخوانی دارد.
ایالات متحده و کشورهای خلیج فارس از موشکهای پاتریوت برای رهگیری موشکهای بالستیک و کروز ایران استفاده میکنند. این سامانهها معمولا علیه پهپادها استفاده نمیشوند. در عوض، کشورهای خلیج فارس از بالگردها، هواپیماهای بالثابت و سامانههای کوتاهبرد زمینی استفاده میکنند. آمریکا نیز سامانههایی مانند Coyote، Roadrunner و سامانه پیشرفته دقت بالا (APKWS) در اختیار دارد که بهطور خاص برای رهگیری پهپادها طراحی شدهاند.
گزارش شده که ذخایر رهگیر کشورهای خلیج فارس در حال کاهش است. فروشهای تسلیحاتی اعلامشده، پس از جنگ این ذخایر را جبران خواهد کرد. اما اگر این کشورها پیش از آن به تامین مجدد نیاز پیدا کنند، مهمات باید از ذخایر موجود آمریکا تامین شود. این موضوع میتواند به یک بحث سیاسی مهم منجر شود.
چشمانداز آینده
جنگ هوایی هنوز به پایان نرسیده است. حملات آمریکا و اسرائیل با دامنه گستردهتری از اهداف ادامه دارد. هر روز ادامه این جنگ هوایی، اهداف دولت ترامپ برای کاهش توان هستهای، موشکی و دریایی ایران را پیش میبرد.
با این حال، مقامهای ایرانی نشانه اندکی از تمایل به آتشبس نشان دادهاند. توان باقیمانده موشکی و پهپادی ایران همچنان به حمله به همسایگان خلیج فارس و اسرائیل ادامه میدهد، هرچند در سطحی بسیار پایینتر.
آنچه مشخص نیست این است که ایران هنوز چه تعداد موشک و پهپاد در اختیار دارد و در نتیجه تا چه حد میتواند به وارد کردن خسارت به همسایگان خود ادامه دهد و تنگه هرمز را بسته نگه دارد.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
یک عملیات نظامی آمریکا برای باز کردن تنگه، آنگونه که با توجه به اعزام تفنگداران دریایی به منطقه ممکن به نظر میرسد، پاسخ این پرسش را روشن خواهد کرد.