در حالی که جنگ میان ایران از یک سو و ائتلاف آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر وارد مراحل بیسابقهای شده است، انتشار گزارشها از هدف قرار گرفتن پایگاه استراتژیک «دیهگو گارسیا» در اقیانوس هند، شوک بزرگی به محافل امنیتی غرب وارد کرده است.
این پایگاه که در فاصله تقریبی ۴ هزار کیلومتری از خاک ایران قرار دارد، تاکنون خارج از شعاع عملیاتی شناختهشده موشکهای بالستیک ایران تصور میشد.
نخستین گزارشها اواخر شب گذشته از سوی منابع دفاعی بریتانیا و ایالات متحده منتشر شد. مقامات پنتاگون مدعی شدند که یک پرتابه بالستیک دوربرد، تاسیسات لجستیکی پایگاه مشترک دیهگو گارسیا را هدف قرار داده است.
ارتش اسرائیل نیز با صدور بیانیهای، این حمله را تایید و اعلام کرد: «رژیم ایران برای نخستین بار از زمان آغاز عملیات ‘شیر غران’، موشکی با برد حدود ۴ هزار کیلومتر شلیک کرده است.»
اسرائیل هشدار داد که این توانمندی جدید، دهها کشور در اروپا، آسیا و آفریقا را در معرض خطر قرار میدهد.
با این وجود و علیرغم بیانیه ارتش اسرائیل مبنی بر توانایی موشکهای ایران برای هدف قرار دادن «لندن، پاریس یا برلین»، دولت بریتانیا همچنان با احتیاط درباره این موضوع برخورد کرده است.
استیو رید، یکی از وزرای کابینه بریتانیا، در واکنش به گزارشهای اخیر تأکید کرد که هنوز هیچ ارزیابی مشخصی وجود ندارد که تأیید کند ایرانیها «قصد هدف قرار دادن بریتانیا را دارند یا حتی در صورت تمایل، توانایی فنی انجام چنین کاری را دارا هستند».
در مقابل و پس از یک روز یک مقام ارشد ایرانی نیز در گفتگو با شبکه الجزیره، هرگونه نقش داشتن در حمله به دیهگو گارسیا را تکذیب کرده است.
این تکذیب در حالی صورت میگیرد که پیش از این، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، حدود دو هفته قبل در یک نشست دیپلماتیک تاکید کرده بود: «ما أساسا سلاحی با برد بیش از ۲ هزار کیلومتر در اختیار نداریم.»
همچنین، رهبر جمهوری اسلامی پیشتر بارها اعلام کرده بود که ایران سقف برد موشکهای خود را بر اساس ملاحظات استراتژیک روی ۲ هزار کیلومتر ثابت نگه داشته است.
فروپاشی دکترین «سقف ۲ هزار کیلومتر»
اگر گزارشهای مربوط به حمله به دیهگو گارسیا دقیق باشد، یکی از کلیدیترین فرضهای اطلاعاتی غرب درباره برنامه موشکی ایران فروپاشیده است.
در واقع رسیدن به دیهگو گارسیا به معنای عبور از دسته موشکهای میانبردو ورود به کلاس موشکهای میانقارهای یا دوربرد است. این یک جهش استراتژیک محسوب میشود که نقشه تهدیدات را کاملا تغییر میدهد.
با اثبات توانمندی ۴ هزار کیلومتری، پایتختهای بزرگ اروپایی از جمله پاریس، لندن و برلین رسما در برد موشکهای ایران قرار میگیرند. موضوعی که فراتر از یک درگیری منطقهای، امنیت قاره اروپا را مستقیما تحت الشعاع قرار میدهد.
معمای فناوری؛ کدام موشک به اقیانوس هند رسید؟
فابین هینز، کارشناس برجسته موشکی و تحلیلگر موسسه امنیت بینالملل برای امنیت استراتژیک، با بررسی گزینههای روی میز به چند کاندیدای احتمالی اشاره کرده است.
آقای هینز اعتقاد دارد ایران برای دستیابی به این برد، احتمالا از دستاوردهای برنامه فضایی خود بهره برده است. اما این موشکها چه میتوانند باشند؟
گزینههای معدودی در زرادخانه ایران هستند که میتوانند گزینه اصلی محسوب شوند. موشکهای قاصد و قائم ۱۰۰ سپاه که از سوخت جامد پیشرفته استفاده میکنند یکی از این گزینهها هستند.
کارشناسان میگویند اگر این پرتابگرها به جای حمل ماهواره، برای حمل کلاهک جنگی بازطراحی شوند، پتانسیل رسیدن به بردهای بالا را دارند.
موشک ذوالجناح یکی دیگر از گزینههاست. اسرائیل پیشتر ارزیابی کرده بود که در صورت تغییر کاربری این پرتابگر فضایی به موشک بالستیک، بردی معادل ۵ هزار کیلومتر خواهد داشت.
نسخههای ارتقایافته موشک خرمشهر، که با موتورهای مایع پیشرفته کار میکنند، نیز میتواند سلاح مورد استفاده ایران باشند.
با این حال آقای هینز به یک چالش بزرگ فنی اشاره میکند: «سپر حرارتی». موشکی که ۴ هزار کیلومتر را طی میکند، هنگام بازگشت به جو با سرعت و حرارت بسیار بالاتری نسبت به موشکهای ۲ هزار کیلومتری روبرو میشود.
وی معتقد است ایران یا این تکنولوژی را به صورت مخفیانه توسعه داده و در پرتابهای زیرمداری آزمایش کرده، و یا از کمکهای خارجی کشورهایی نظیر کره شمالی بهرهمند شده است.
فشار مضاعف بر لندن و واشینگتن
حمله به دیهگو گارسیا وضعیت سیاسی پیچیدهای را برای دولت بریتانیا ایجاد کرده است. گزارشها حاکی از آن بود که لندن پیش از این، استفاده آمریکا از این پایگاه برای حمله به ایران را محدود کرده بود. اما اکنون با هدف قرار گرفتن یک پایگاه تحت حاکمیت بریتانیا، دولت کارگری در لندن تحت فشار شدید احزاب اپوزیسیون برای ورود مستقیم به جنگ علیه ایران قرار گرفته است.
از سوی دیگر، در واشینگتن، دونالد ترامپ با سختترین تصمیم دوران ریاستجمهوری خود روبروست.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
در حالی که پنتاگون گزینههایی چون تصرف جزیره خارگ و تنگه هرمز یا عملیات در عمق خاک ایران برای دسترسی به سایتهای هستهای را آماده کرده، متحدان جمهوریخواه او نگران تبعات اقتصادی و سیاسی اعزام هزاران نیروی زمینی در آستانه انتخابات میاندورهای نوامبر هستند.
این در شرایطی است که اسناد تصویری و گزارشهای اطلاعاتی جدید نشان میدهند آمریکا شبکه تولید موشکی ایران را تحت فشارهای عملیاتی سنگین قرار داده است.
تصاویر ماهوارهای از مرکز مونتاژ موشکهای بالستیک «کوه بارجمالی»، که به عنوان یکی از کانونهای اصلی ساخت موشکهای میانبرد و کوتاهبرد شناخته میشد، تغییرات دراماتیکی را نشان میدهند.
در حالی که تصاویر مورخ اول مارس ۲۰۲۶، این سایت را در وضعیت کامل عملیاتی نشان میداد، عکسهای برداشته شده در ۷ مارس، ویرانی گسترده ساختمانها را تایید میکنند.
طبق ارزیابی ناظران بینالمللی، این مرکز اکنون کاملا «از رده خارجشده» تلقی میشود؛ ضربهای که میتواند زنجیره تامین موشکهای بالستیک ایران را در میانه جنگ با اختلال جدی روبرو کند.
در مجموع میتوان گفت حمله به دیهگو گارسیا اگر به معنای دستیابی ایران به بازدارندگی ۴ هزار کیلومتری باشد، نه تنها تعادل قوا در خلیج فارس، بلکه محاسبات استراتژیک ناتو در قبال خاورمیانه را وارد عصر جدیدی کرده است.
عصری که در آن فاصله جغرافیایی دیگر تضمینی برای امنیت پایتختهای اروپایی نیست.