بخش بزرگی از نفت جهان از تنگه هرمز عبور میکند؛ آبراهی باریک در مقابل سواحل جنوبی ایران. اما در هفته گذشته عبور نفتکشها از این مسیر به شدت کاهش یافته است.
دلیل آن تهدیدهای ایران برای هدف قرار دادن هر کشتیای است که تلاش کند از این تنگه عبور کند؛ تهدیدی که باعث افزایش قیمت نفت و نگرانیهای اقتصادی در جهان شده است.
نشریه فارن افرز، در مقالهای به قلم کیتلین تالماج، استاد دانشگاه امآی تی به این موضوع پرداخته و مینویسد: به نظر میرسد مقامهای دولت دونالد ترامپ از آشفتگی بازار جهانی نفت غافلگیر شدهاند. به گزارش سیانان، آنها در جلسات محرمانه به قانونگذاران گفتهاند که برای احتمال تلاش ایران برای بستن تنگه هرمز در واکنش به حملات نظامی آماده نبودند. ترامپ ابتدا پیشنهاد داده بود نیروی دریایی آمریکا نفتکشها را در این مسیر اسکورت کند، اما اکنون گفته است که نفتکشها باید خودشان وارد تنگه شوند زیرا بیشتر ناوگان دریایی ایران «در کف اقیانوس قرار دارد».
با این حال حتی اگر بخش زیادی از نیروی دریایی ارتش ایران از بین رفته باشد، خطر ناشی از نیروی دریایی سپاه پاسداران همچنان باقی است. این نیرو سالها برای تهدید تردد کشتیها در تنگه هرمز برنامهریزی کرده و مجموعهای از ابزارها را در اختیار دارد: مینهای دریایی، موشکها، پهپادها، زیردریاییهای کوچک، شناورهای بدون سرنشین و قایقهای تندرو مسلح.
همین قابلیتها به تنهایی نیز باعث شدهاند بسیاری از شرکتهای کشتیرانی از ورود به خلیج فارس خودداری کنند و توضیح میدهند چرا نیروی دریایی آمریکا تاکنون از اسکورت نفتکشها خودداری کرده است. اما اگر این تواناییها به صورت هماهنگ و مکمل به کار گرفته شوند، میتوانند نوعی «کمربند تهدید» در تنگه هرمز ایجاد کنند که خنثی کردن آن برای آمریکا زمانبر، پرهزینه و دشوار خواهد بود.
تهدید مینهای دریایی
این موضوع بهویژه در صورتی اهمیت پیدا میکند که ایران بتواند میدانهای مین گستردهای در دریا ایجاد کند. پاکسازی مینهای دریایی همیشه کاری کند و دشوار است و انجام آن در بحبوحه یک جنگ گسترده، آن هم در شرایطی که تهدید موشکهای ضدکشتی، پهپادها و دیگر تجهیزات ایرانی وجود دارد، بسیار خطرناک خواهد بود.
اینکه ایران بتواند چنین عملیاتی انجام دهد یا نه به این بستگی دارد که آمریکا تاکنون چه اهدافی را در سواحل جنوبی ایران نابود کرده و ایران پیش از آغاز جنگ تا چه حد برای چنین سناریویی آماده بوده است. با این حال حمله ایران به نفتکشها در خلیج فارس میتواند آمریکا را با تصمیمهای دشواری روبهرو کند و به تشدید درگیریها منجر شود.
برنامهریزی چند دههای سپاه
سپاه پاسداران طی دههها تواناییهایی نظامی را با تمرکز بر تردد کشتیها در تنگه هرمز توسعه داده است. ایران هرگز این قابلیتها را به طور کامل به کار نگرفته، زیرا بستن تنگه هرمز صادرات نفت خود ایران را نیز مختل میکند و واکنش شدید اقتصادی جهانی را در پی خواهد داشت. با این حال تهران این ابزارها را به عنوان اهرم فشار در شرایط بحران یا جنگ علیه کشورهایی قدرتمندتر مانند آمریکا و اسرائیل توسعه داده است.
پیش از جنگ، برخی برآوردها نشان میداد ایران حدود ۵ هزار مین دریایی در اختیار دارد. بخشی از آنها احتمالا مینهای سادهای هستند که با تماس مستقیم منفجر میشوند، مشابه مینهایی که ایران در «جنگ نفتکشها» در اواخر دهه ۱۹۸۰ استفاده کرد. اما برخی دیگر احتمالا مینهای پیشرفته کف دریا هستند که شناسایی آنها دشوارتر است و بر اساس صدا، میدان مغناطیسی یا فشار آب فعال میشوند.
ایران همچنین روشهای مختلفی برای کارگذاری این مینها در اختیار داشت، از جمله زیردریاییهای کوچک و صدها قایق کوچک مستقر در سواحل جنوبی کشور.
مشخص نیست چه تعداد از این مینها و تجهیزات در جریان جنگ از بین رفتهاند. دن کین رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در ۱۰ مارس اعلام کرد ارتش آمریکا همچنان در حال «شناسایی و هدف قرار دادن شناورهای مینگذار و محلهای ذخیره مین» است.
با این حال ممکن است ایران پیش از آغاز جنگ بخشی از تجهیزات خود را پراکنده کرده باشد تا از حملات آمریکا در امان بمانند. بهویژه این احتمال وجود دارد که مینها از قبل در اختیار قایقها و زیردریاییهای کوچک در نقاط مختلف ساحل قرار داده شده باشند. ایران طی سالها شبکهای از تونلها و غارهای زیرزمینی ساخته که میتوانند این قایقها را پنهان کنند تا در زمان لازم وارد دریا شوند.
حتی با وجود نظارت گسترده آمریکا، ممکن است برخی از این شناورها به دلیل سرعت، اندازه کوچک و تعداد زیاد بتوانند خود را به تنگه برسانند. اگر هر شناور تنها دو تا چهار مین کار بگذارد، ایران با داشتن صدها شناور میتواند طی چند روز یا چند هفته صدها مین دریایی در منطقه پراکنده کند.
تجربههای تاریخی
در تاریخ، حتی تعداد کمی مین نیز اثرات بزرگی داشتهاند. در سال ۱۹۷۲ آمریکا تنها با ۳۶ مین تمام تردد در بندر هایفونگ در ویتنام شمالی را متوقف کرد. در سال ۱۹۹۱ عراق با کارگذاری ۱۰۰۰ مین در سواحل کویت توانست مانع حمله آبی-خاکی آمریکا شود. و در سال ۱۹۵۰ کره شمالی با ۳۰۰۰ مین در منطقهای کوچک توانست عملیات فرود نیروهای آمریکایی را به تعویق بیندازد.
این نمونهها نشان میدهد که حتی یک عملیات مینگذاری محدود ایران نیز میتواند مانع ورود نفتکشها به تنگه شود؛ همانطور که تهدید موشکها و پهپادهای ایران طی هفته گذشته چنین اثری داشته است.
مینها احتمالا نفتکشها را غرق نمیکنند، زیرا این کشتیها بزرگ و چندبخشی هستند. اما خطر برای خدمه کشتیها واقعی است و همین موضوع در حال حاضر نیز باعث کاهش تردد در تنگه شده است.
ایران همچنین مسئولیت حمله به یک نفتکش در آبهای عراق را بر عهده گرفته که ظاهرا با شناور بدون سرنشین انجام شده است؛ نوعی قایق انفجاری که اوکراین و حوثیها نیز در حملات موفق علیه کشتیها از آن استفاده کردهاند. این موضوع نشان میدهد ایران برای چنین سناریویی از مدتها قبل آماده بوده است.
گزینههای محدود آمریکا
ترامپ ادعا کرده است آمریکا «بزرگترین توانایی مینروبی جهان» را دارد. اما نیروی دریایی آمریکا در عمل مینروبی را در اولویت قرار نداده است. پاییز گذشته آمریکا آخرین کشتی تخصصی مینروبی خود را از خلیج فارس خارج کرد. اکنون تنها چهار کشتی از این نوع در ناوگان آمریکا باقی مانده که در ژاپن مستقر هستند.
طرح جدید آمریکا برای مقابله با مینها بر استفاده از کشتیهای رزمی ساحلی، بالگردها و زیردریاییهای بدون سرنشین تکیه دارد؛ مفهومی که هنوز در میدان جنگ آزمایش نشده است.
در گذشته نیز پاکسازی مینها زمان زیادی برده است. در سال ۱۹۹۱ آمریکا و متحدانش ۵۱ روز طول کشید تا ۹۰۷ مین دریایی را از سواحل کویت پاکسازی کنند؛ آن هم پس از پایان جنگ و با استفاده از نقشه میدانهای مین که عراق در اختیارشان گذاشته بود.
اگر ایران تنگه هرمز را مینگذاری کند و جنگ ادامه داشته باشد، آمریکا با تصمیم دشواری روبهرو میشود: آیا کشتیهای جنگی گرانقیمت و بالگردهای خود را به نزدیکی سواحل ایران بفرستد یا نه؟
با وجود تضعیف توان نظامی ایران، تهران ممکن است همچنان بتواند با موشکهای ضدکشتی، پهپادها و حملات قایقهای کوچک به عملیات مینروبی آمریکا حمله کند. حتی نزدیک شدن این تجهیزات به سواحل ایران ممکن است دقیقا همان چیزی باشد که تهران میخواهد.
جنگی فرسایشی
نیروی دریایی آمریکا قدرتمند است و هدف قرار دادن اهداف متحرک کار آسانی نیست. اما حضور طولانی در خلیج فارس برای پاکسازی مینها به ایران فرصتهای زیادی میدهد تا یک ضربه موفق وارد کند.
حتی اگر حملهای موفق نباشد، همین تهدیدها عملیات پاکسازی را کند میکند و این دقیقا به نفع ایران است. تهران معتقد است زمان در این جنگ به سود اوست و کشاندن آمریکا به یک درگیری طولانی میتواند اهرم فشار بیشتری برای ایران ایجاد کند.
خطر تشدید درگیری
در چنین شرایطی آمریکا ممکن است برای پاسخ به اقدامات ایران سطح درگیری را افزایش دهد. برای مثال واشنگتن میتواند تلاش کند کنترل سواحل ایران را با اعزام نیروهای تفنگدار دریایی یا نیروهای ویژه به دست بگیرد، اما ورود نیروهای زمینی خطر تلفات و گرفتار شدن در یک جنگ طولانی را افزایش میدهد.
گزینه دیگر تشدید بمبارانها برای وادار کردن ایران به عقبنشینی است، اما ممکن است آمریکا و اسرائیل اهداف نظامی کافی برای ادامه چنین فشارهایی نداشته باشند. همین موضوع شاید یکی از دلایلی باشد که تهران اکنون بیش از گذشته آماده بستن تنگه هرمز است.
در مجموع اگر ایران بتواند به طور موثر تنگه هرمز را مینگذاری کند، هیچیک از گزینههای آمریکا ایدهآل نخواهد بود. بنابراین واشنگتن باید تمرکز خود را بر جلوگیری از مینگذاری ایران و یافتن راهی برای خروج از جنگ بگذارد.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
در غیر این صورت باید انتظار داشت که آزار و اختلال در تردد کشتیها در تنگه هرمز تنها یکی از ابزارهایی باشد که ایران برای پاسخ به جنگ از مدتها قبل برای آن آماده شده است.