نفتالی بنت، نخستوزیر پیشین اسرائیل در جریان سخنرانی خود در کنفرانس روسای سازمانهای یهودی آمریکایی که طی روزهای ۱۵ تا ۱۹ فوریه در بیتالمقدس برگزار شد، نسبت به هستهای بودن پاکستان ابراز نگرانی کرد.
او ضمن انتقاد از سیاستهای دو کشور ترکیه و قطر، و تاکید بر اینکه ترکیه «به ایرانی دیگر» تبدیل شده، گفت: «ترکیه تلاش میکند عربستان سعودی را علیه ما بشوراند و یک محور سنی متخاصم ایجاد کند که شامل پاکستان مسلح به سلاح هستهای نیز میشود.»
وبسایت تحلیلی اوراسینتایمز با اشاره به این سخنان، نگاهی به عملکرد پاکستان در موضوع قدرت هستهای این کشور دارد و مینویسد پاکستان تنها کشور مسلمان جهان است که سلاح هستهای دارد و بارها بمب هستهای خود را یک «بمب اسلامی» توصیف کرده است.
سابقه پاکستان در موضوع انتقال فناوری هستهای به کشورهای دیگر از جمله ایران، لیبی و کره شمالی نیز بسیار بد است. پاکستان همچنین به عنوان «یک قدرت هستهای غیرمسئول» شناخته میشود زیرا تنها کشور دارای قدرت هستهای در جهان است که معمولا دشمنان خود را به استفاده از سلاحهای اتمی تهدید میکند.
درواقع پاکستان سرمایهگذاری روی سلاحهای هستهای را درچهارچوب دکترین دفاعی خود توجیه میکند: دکترین دفاعی پاکستان عمدتا حول قدرت بازدارندگی در برابر هند شکل گرفته است. به دلیل برتری متعارف هند بویژه در نیروی زمینی و هوایی، پاکستان راهبردی را توسعه داد که ترکیبی از بازدارندگی هستهای و پاسخ سریع متعارف است.
پاکستان به دنبال تقویت توان بازدارندگی خود در همه سطوح درگیری شامل موشکی، عملیاتی و تاکتیکی (سلاحهای هستهای کوتاهبرد برای میدان نبرد) بوده و این دکترین، عمدتا در مقابل دکترین «Cold Start» هند تعریف شده است که در انجام «حملات محدود و سریع متعارف بدون عبور از آستانه هستهای» تعریف میشود.
با این وجود، یک تفاوت عمده میان این دو دکترین وجود دارد؛ برخلاف هند که سیاست رسمی «عدم استفاده نخست» (No First Use) را اعلام کرده، پاکستان چنین تعهدی نداده است و این ابهام عامدانه نیز بخشی از راهبرد بازدارندگی اسلامآباد است.
منطقهای خطرناکتر برای اسرائیل
اوراسینتایمز سپس به حمایتهای «مستند» دولت پاکستان از شبکههای تروریستی مختلف، وضعیت اقتصادی ناپایدار آن همچنین توافق امنیتی اخیر اسلامآباد با عربستان سعودی اشاره دارد که «به طور بالقوه چتر هستهای این کشور را تا پادشاهی سعودی گسترش میدهد و لایههای بیشتری از پیچیدگی را به زرادخانه هستهای آن میافزاید».
نویسنده معتقد است چنانچه «ناتوی اسلامی» که بحثها بر سر آن داغ شده، به رهبری پاکستان و عربستان سعودی و ترکیه تشکیل شود، زرادخانه هستهای اسلامآباد به یک بمب ناپایدار تبدیل میشود.
تلآویو شکی ندارد که «ناتوی اسلامی» در صورت شکلگیری، در اولین گام اسرائیل را هدف قرار خواهد داد و یک «تهدید وجودی» برای این کشور یهودی خواهد بود؛ تهدیدی به خطرناکی برنامه هستهای ایران.
اسرائیل همیشه نسبت به خطرات ناشی از سلاحهای هستهای پاکستان برای موجودیت خود نگران بوده و حتی در دهه ۸۰ میلادی پیشنهادی را به دهلی نو برای بمباران برنامه هستهای پاکستان ارائه داده است. هند با این پیشنهاد موافق بود؛ به این ترتیب طرحی تدوین شد و هواپیماها آماده شدند اما درنهایت هند منصرف شد.
نفتالی بنت نیز در سخنرانی اخیر خود هشدار داد که محور جدیدی در منطقه در حال ظهور است که شامل ترکیه، قطر، اخوان المسلمین و پاکستان مسلح به سلاح هستهای میشود و این اتحاد، خصومتها علیه اسرائیل را تشدید میکند.
او افزود: «رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، دشمن خطرناکی است که سعی در محاصره اسرائیل دارد. ما نباید چشم خود را به این واقعیت ببندیم... خطرات رادیکالیسم در مرزهای ما در حال افزایش است. محور اخوانالمسلمین که توسط سلاحهای هستهای پاکستان پشتیبانی میشود، توسط ترکیه رهبری میشود.»
او خطاب به روسای سازمانهای یهودی آمریکایی شرکت کننده در این کنفرانس گفت: «ما باید به طرق مختلف علیه تهدید ایران و خصومت ترکیه با هم همکاری کنیم. ترکیه ایران جدید است.»
توافق امنیتی پاکستان و عربستان
پاکستان و عربستان سعودی در سپتامبر گذشته «توافقنامه استراتژیک دفاع متقابل» را برای افزایش همکاری در امور دفاعی و امنیتی امضا کردند.
پاکستان مدعی است که سلاحهای هستهایش در درجه اول هند را هدف قرار گرفتهاند و در بیانیه کوتاه صادر شده توسط ریاض و اسلامآباد نیز به صراحت به بمب هستهای اشاره نشده؛ اما در این توافقنامه آمده است: «هرگونه تجاوز به هر یک از کشورها، تجاوز به هر دو کشور تلقی خواهد شد.»
همین بند بطور گسترده اینگونه تفسیر شد که پاکستان چتر هستهای خود را به عربستان سعودی گسترش میدهد.
یک مقام ارشد سعودی نیز در پاسخ به این سوال که آیا پاکستان موظف به ارائه چتر هستهای خود به عربستان است، به خبرگزاری رویترز گفت: «این یک توافق دفاعی جامع است که شامل همه ابزارهای نظامی میشود.»
سابقه بد پاکستان در گسترش سلاحهای هستهای
تاریخچه گسترش سلاحهای هستهای پاکستان به خوبی مستند شده است. عبدالقدیر خان، که به عنوان معمار بمب هستهای پاکستان نیز شناخته میشود، یک بازار سیاه جهانی را سازماندهی کرد و سانتریفیوژها، طرحها و فناوریهای مربوطه را به ایران (از سال ۱۹۸۹)، کره شمالی (دهه ۱۹۹۰)، لیبی ( از سال ۱۹۹۷) و احتمالا سوریه قاچاق کرد.
عبدالقدیر خان از طریق واسطهها و شرکتهای مستقر در دبی، در بیش از ۲۰ کشور فعالیت میکرد. در آن زمان جرج تنت، رئیس پیشین سیا او را «به خطرناکی اسامه بن لادن» توصیف کرد.
فعالیتهای او در سال ۲۰۰۳ میلادی افشا شد؛ زمانی که سازمانهای اطلاعاتی ایالات متحده و بریتانیا کشتی «BBC China» را که حامل سانتریفیوژهای ساخت مالزی برای لیبی بود، رهگیری کردند و این شبکه را افشا کردند.
پس از آن، عبدالقدیر خان تحت فشار شدید ایالات متحده دستگیر شد و در یک اعتراف تلویزیونی، به این فعالیتها اعتراف اما ادعا کرد که این یک اقدام شخصی بوده، نه با مجوز دولتی.
با این حال، کارشناسان در این موضوع متفقالقول هستند که او نمیتوانسته بدون هیچ حمایت دولتی یک شبکه چندملیتی گسترش سلاحهای هستهای را اداره کند. در واقع، پاکستان را میتوان به تنهایی مسئول سلاحهای هستهای کره شمالی، برنامه هستهای ایران و برنامه هستهای متوقف شده لیبی دانست.
هشدارهای مناخیم بگین درباره «بمب اسلامی»
پیش از این در سال ۱۹۷۹ میلادی مناخیم بگین، نخستوزیر وقت اسرائیل نامهای به مارگارت تاچر، همتای بریتانیاییاش نوشته و به او درباره خطرات نادیده گرفتن تهدید «بمب اسلامی» هشدار داده بود. او حتی عواقب وحشتناک قرار گرفتن سلاح هستهای پاکستان در دستان معمر قذافی را یادآوری کرده بود.
به مرور زمان بسیاری از ترسهای بگین به حقیقت پیوست: عبدالقدیر خان در سال ۲۰۰۴ به تامین فناوری هستهای برای معمر قذافی در لیبی و جمهوری اسلامی ایران اعتراف کرد و به همین دلیل دلایل خوبی وجود دارد که باور کنیم پاکستان ممکن است دوباره فناوری هستهای را مثلا در ازای وام به عربستان سعودی یا ترکیه ارائه دهد.
سال گذشته، در جریان جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل نیز محسن رضایی، فرمانده سپاه و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ادعا کرد که اگر اسرائیل از سلاح هستهای علیه ایران استفاده کند، پاکستان در حمایت از ایران، با سلاحهای هستهای خود به اسرائیل حمله خواهد کرد. او در یک برنامه تلویزیونی گفت: «پاکستان گفته است اگر اسرائیل بخواهد بمب اتم بزند، ما به اسرائیل بمب اتم خواهیم زد.»
این وبسایت تحلیلی حتی به این موضوع اشاره میکند که پیش از این اسامه بن لادن و القاعده نیز تلاش کرده بودند تا به زرادخانه هستهای پاکستان دست یابند. در سال ۲۰۰۱ میلادی بن لادن با بشیرالدین محمود، دانشمند هستهای پاکستانی، برای بحث درباره انتقال فناوری هستهای به القاعده دیدار کرده است.
بشیرالدین محمود بعدا توسط ایالات متحده و سازمان ملل تحریم شد و اتفاقا اکنون پسر او یک مقام عالیرتبه در ارتش پاکستان است.
همچنین نگرانیهای زیادی درباره وجود طرفداران تروریسم در ساختار حکومت پاکستان وجود دارد که ممکن است درنهایت به تروریستها در ساخت بمب هستهای کمک کنند.
به دلیل همین تاریخچه نابسامان برخورد پاکستان با سلاحهای هستهای است که اسرائیل فعالیتهای هستهای این کشور را نیز تهدیدی برای موجودیت خود میداند.
به نظر نمیرسد که مقامات اسرائیل صرفا به ابراز نگرانی در مقابل فعالیتهای پاکستان بسنده کنند؛ سفر اخیر نارندرا مودی، نخستوزیر هند به تلآویو و اعلام حمایت آشکار و قوی او از دولت اسرائیل، احتمال نشانگر تقویت رایزنیهای دو کشور برای مقابله با تهدیدات مشترکشان در منطقه است.
نویسنده در پایان این تحلیل، بار دیگر به سراغ طرح اسرائیل برای بمباران سایت هستهای «کهوته» پاکستان در دهه ۸۰ میلادی میرود. عملیات پیشنهادی میتوانست مشابه حمله اسرائیل به رآکتور اوسیراک عراق در سال ۱۹۸۱ باشد.
بر اساس این طرح قرار بود که هواپیماهای اف-۱۶ و اف-۱۵ اسرائیلی وارد حریم هوایی هند شوند، در جامنگر و اودامپور سوختگیری کنند و هواپیماهای تهاجمی جگوار هندی نیز به این ماموریت کمک کنند. با این وجود ایندیرا گاندی، نخست وزیر هند در اخرین لحظه از اجرای آن منصرف شد.
نویسنده میافزاید که اگر این حملات انجام میشد، دیگر نه برنامه هستهای ایرانی وجود داشت و نه اسرائیل سلاحهای هستهای پاکستان را تهدیدی برای موجودیت خود میدانست.