Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

اعتراضات ایران و انگشت آمریکا روی ماشه؛ سکوت معنادار چین و روسیه چرا؟

Germany Iran Protest
Germany Iran Protest Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها
همرسانی Close Button

«اعتراضات در ایران برای پوتین بسیار مهم است. سقوط یک دیکتاتور همیشه رویدادی نگران‌کننده برای سایر دیکتاتورها است.»

بحران سیاسی ناشی از اعتراضات داخلی در ایران، نه فقط یک بحران داخلی بلکه معمایی ژئوپولیتیک برای چین، روسیه و ایالات متحده است.

چین هنوز به تجارت انرژی با ایران چشم دوخته است، اما بی‌ثباتی‌های داخلی می‌تواند هزینه‌های سیاسی و اقتصادی زیادی برای این کشور در پی داشته باشد. روسیه خواهان حفظ شراکت با تهران است اما حمایت مستقیم از یک دولت در بحران، می‌تواند هزینه‌های ژئوپولیتیکی برای مسکو داشته باشد.

ایالات متحده نیز از ابزار فشار اقتصادی و دیپلماتیک برای بهره‌برداری از شرایط داخلی ایران استفاده می‌کند اما هنوز برنامه‌ای روشن برای تغییر نظام ندارد.

به این ترتیب سوال این است که آیا بحران ایران ممکن است تاثیر بلندمدتی بر نقشه ژئوپولیتیک منطقه بگذارد؟ دیگر اینکه بازیگران جهانی به آینده روابط خود با ایران چگونه می‌نگرند؟

اهمیت سیاسی و اقتصادی ایران برای چین

تحولات پرتنش کنونی در ایران، در حالی روی داده که چین و ایالات متحده دست‌کم در سه موضوع (جنگ تعرفه‌ها، قلمرو گرینلند، دستگیری مادورو و سرنوشت نامبهم نفت ونزوئلا) با یکدیگر اختلافات جدی دارند.

اعتراضات ضد دولتی در ایران می‌تواند برای چین به قیمت از دست دادن یکی از متحدان کلیدی‌اش در منطقه خاورمیانه تمام شود. تعهد دونالد ترامپ در این هفته برای اعمال فوری «تعرفه ۲۵ درصدی» بر صادرات هر یک از شرکای تجاری ایران به ایالات متحده، تلاش‌ها برای کاهش تنش‌ میان دو اقتصاد بزرگ جهان را پیچیده‌تر کرده است.

چین از مسیر همکاری با حکومت ایران، سود اقتصادی زیادی از منابع طبیعی منطقه برده است؛ اگرچه ارزش توافقات اقتصادی و سرمایه گذاری‌های پکن با کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس بسیار بیشتر از منافع اقتصادیش از همکاری با ایران است.

چین همچنان بزرگترین شریک تجاری تهران است و پکن۹۰ درصد نفت صادراتی ایران را خریداری می‌کند. رویترز این هفته با استناد به داده‌های کپلر گزارش داد که پکن در سال ۲۰۲۵ میلادی روزانه بطور متوسط ​​۱.۳۸ میلیون بشکه نفت از ایران خریداری کرده که معادل حدود ۱۲ درصد از نفت وارداتی این کشور است.

علاوه بر انرژی، پروژه‌های زیرساختی و مشارکت در طرح‌های اقتصادی منطقه‌ای، دیگر ستون روابط استراتژیک ایران و چین محسوب می‌شود.

ایران در مسیر ترانزیت برای تجارت زمینی چین به خاورمیانه و اروپا قرار دارد؛ محموله‌ها از این مسیر تنها ظرف ۱۵ روز ترانزیت می‌شوند آنهم در حالی که ترانزیت دریایی محموله‌ها حدود ۴۰ روز زمان می‌برد. همین موقعیت استراتژیک ایران، دلیل حضور آن در طرح زیرساختی «کمربند و جاده» چین است.

پکن همچنین در سال ۲۰۲۱ میلادی متعهد به سرمایه‌گذاری ۴۰۰ میلیارد دلاری طی ۲۵ سال آینده در ایران، از جمله از مسیر خط لوله نفتی ۲۸۰ میلیارد دلاری قفقاز-ایران-پاکستان شد.

چین در اقدامی دیگر، با میانجیگری در یک توافق غافلگیرکننده برای احیای روابط دیپلماتیک بین ایران و عربستان سعودی، سعی در تقویت منافع خود در منطقه داشت.

چین و اعتراضات ضدحکومتی ایران

با این حال، تحولات اخیر ایران، روابط تجاری چین با تهران را پرخطر کرده و جاه‌طلبی‌های پکن در سیاستش در منطقه خلیج فارس را با مشکل مواجه کرده است.

جایگزینی حکومت ایران با هر رژیمی که مورد حمایت ایالات متحده باشد، می‌تواند چین را از یک «شریک استراتژیک» محروم کند.

قرار بود ونزوئلا نیز شریک استراتژیک «همه‌جانبه» چین باشد اما برای چین، تحولاتی که در خاورمیانه در حال روی دادن است، بیشتر از تحولات در منطقه کارائیب به پکن ضرر خواهد زد.

با ادامه اعتراضات و بی‌ثباتی داخلی در ایران، چین با چالش‌هایی در تامین ارزان منابع مواجه خواهد شد؛ بویژه اگر اختلال در صادرات نفت یا اختلال در زنجیره‌های تجاری ایران ادامه یابد.

چین تا کنون در واکنش به بحران داخلی ایران، موضع محتاطانه‌ای اتخاذ کرده تا دست‌کم منافع تجاری خود با کشورها و بازارهای دیگر را حفظ کند.

در مجموع نیز با وجود آنکه دیپلماسی چین در خاورمیانه به طور فزاینده‌ای فعال شده، پکن همچنان نقش پلیس منطقه‌ای را به ایالات متحده واگذار کرده است.

اهمیت سیاسی و اقتصادی ایران برای روسیه

ایران برای روسیه اهمیت ژئوپولیتیک دارد، زیرا در رقابت با قدرت‌های غربی (به عنوان شریک غیرعضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا) عمل می‌کند.

روسیه و ایران همچنین یک پیمان مشارکت استراتژیک ۲۰ ساله‌ امضا کرده‌اند که شامل همکاری‌های دفاعی، اطلاعاتی و انرژی است. این پیمان به مسکو امکان می‌دهد در منطقه نفوذ داشته باشد و از نفوذ غرب بکاهد.

«شراکت استراتژیک» بین مسکو و تهران دست‌کم روی کاغذ، نویدبخش پوشش حوزه‌های وسیعی از انرژی تا امور مالی، از حمل و نقل تا صنعت بود اما در این توافق، بندی برای کمک متقابل «فوری» در صورت تجاوز، مانند «شراکت جامع» امضا شده توسط روسیه و کره شمالی در ژوئن ۲۰۲۴ نداشت.

با این وجود، این توافق یک همکاری عمیق بین سرویس‌های اطلاعاتی دو کشور «برای تقویت امنیت ملی و مقابله با تهدیدات مشترک» پیش‌بینی می‌کرد. ایرانی‌ها همچنین امیدوار بودند که این توافق، تحویل تجهیزاتی که روس‌ها قبلا در ارائه آنها تردید داشتند را تسریع کند: جنگنده‌های سوخوی Su-35 و سیستم‌های ضد موشکی S-400.

این تجهیزات مورد انتظار در طول حملات اسرائیل در «جنگ دوازده روزه» در ژوئن ۲۰۲۵ بشدت در تهران کم بود.

روسیه و اعتراضات ضدحکومتی ایران

به نظر می‌رسد موضع روسیه در قبال تحولات ایران، مشابه واکنش آن به سرنگونی بشار اسد، رئیس جمهور سابق سوریه در دسامبر ۲۰۲۴ میلادی باشد. ولادیمیر پوتین در مورد اعتراضات ایران نیز اظهارنظری نکرد، همانطور که ربودن نیکلاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا و نزدیکترین متحد مسکو در آمریکای لاتین را نیز نادیده گرفت.

روسیه در یکسال گذشته شاهد فرسایش ستون‌های اقتدارگرایی خارجی خود بوده است. فروپاشی بشار اسد، مسکو را از مهمترین متحد عرب خود محروم کرد. دستگیری نیکلاس مادورو توسط ایالات متحده نیز شکنندگی شبکه شرکای روسیه را بیشتر آشکار کرد.

اکنون، در حالی که اعتراضات سراسری ایران را متشنج کرده و بقای جمهوری اسلامی را تهدید می‌کند، کرملین چگونه واکنش نشان خواهد داد؟

باور تحلیلگران این است که، بعید است روسیه با مداخله در ناآرامی‌های ایران، ریسک «شکست اعتبار» را بپذیرد.

شبکه الجزیره مصاحبه‌ای با یک کارشناسان روسیه در امور ایران انجام داده و با اتکا به حرف‌های او به رمزگشایی از واکنش خاموش مسکو به اعتراضات و تنش‌های سیاسی ایران پرداخته است.

به گفته نیکیتا اسماگین، کرملین مطمئن است که مرحله اوج اعتراضات ایران سپری شده و حکومت ایران موفق شده است مقاومت داخلی را سرکوب کند.

به ادعای او، حتی سفارت روسیه در تهران به مسکو اطلاع داده است که اعتراضات فروکش کرده و کرملین «می‌تواند نفس راحتی بکشد».

اسماگین معتقد است که در واقع، مسکو فرای محکومیت تهدیدات ترامپ، کار بیشتری نیز نمی‌توانسته انجام دهد.

اسمگین ادعا کرد که کرملین پیش از این مطمئن نبود که دولت خامنه‌ای دوام بیاورد و به همین دلیل از بیان هرگونه واکنش تندی که «مانع از بهبود روابط با مقامات حکومت جدید» شود، خودداری کرده بود.

مداخله نظامی خیر؛ ابزار سرکوب آری

یک تحلیل دیگر نیز درباره موضع روسیه در قبال تحولات ایران مطرح است: اینکه حتی اگر لازم باشد، مسکو ایران را از طریق مداخله نظامی مستقیم نجات نخواهد داد بلکه همان کاری را خواهد کرد که بارها در دو دهه گذشته، زمانی که شرکایش با تهدیدات داخلی روبرو شدند، انجام داده است: تقویت ابزارهای سرکوب، به اشتراک گذاشتن درس‌هایی از تجربه خود در مدیریت مخالفان، و محافظت از رژیم در برابر فشار خارجی.

کریل روگوف، کارشناس ارشد روس در موسسه علوم انسانی در وین می‌گوید: «اعتراضات در ایران برای پوتین از اهمیت بالایی برخوردار است. سقوط دیکتاتوری‌ها همیشه یک رویداد نگران‌کننده برای سایر دیکتاتورها است. پوتین توجه دقیقی به وضعیت این کشور نفت‌خیز تحت تحریم دارد: در ایران، مانند روسیه، وخامت اقتصادی یک تهدید واقعی برای رژیم است.»

به همین دلیل کرملین در ملاء عام صرفا اقدام به محکوم کردن «دخالت خارجی»، هشدار علیه بی‌ثباتی‌ها و تاکید بر احترام به حاکمیت ایران کرده است. با این حال در خفا، ایفاگر نقش بسیار مهم‌تری بوده است. مسکو همچنان تجهیزات نظامی کلیدی و فناوری پیشرفته کنترل بر اینترنت را که رژیم ایران امروزه از آن استفاده می‌کند، در اختیار این کشور قرار داده است.

به نظر می‌رسد فرای کمک تجهیزاتی برای سرکوب معترضان، نباید انتظار بیشتری از مسکو داشت زیرا تا کنون نیز ارتباط کرملین با متحدانش، بیشتر به نفع مسکو تمام شده تا آنها.

پیش از این، سامانه‌های دفاع هوایی «پیشرفته» S-400 روسیه، در دفع حملات پهپادی و موشکی اسرائیل و آمریکا به زیرساخت‌های هسته‌ای ایران در ژوئن گذشته شکست خورده بودند. آنهم در حالی که تهران با تامین پهپاد، گلوله‌های توپخانه، مین‌های خمپاره‌ای، بمب‌های کوچک گلایدر و حتی موشک‌های بالستیک، به تلاش‌های جنگی مسکو در اوکراین کمک شایانی کرده است.

توافق «همکاری استراتژیک» ۲۰ ساله که سال پیش بین روسیه و ایران امضا شد نیز کمک نظامی را پیش‌بینی نکرده بود.

روسیه و انتخاب میان ایران و اوکراین

به نظر می‌رسد که اولویت پوتین در قبال ایالات متحده روشن است: راضی کردن واشنگتن و ادامه حملات خود در اوکراین.

یک دیپلمات سابق روس می‌گوید که سخنان مسکو در مورد تهدیدات ترامپ در قبال ایران، حتی به معنای «قدرت‌نمایی» هم نبود.

بوریس بوندارف، که در اعتراض به «حمله به اوکراین» از سمت خود در وزارت خارجه روسیه استعفا داده، به شبکه الجزیره گفت که کرملین بسیار نگران است که کاخ سفید علاقه خود را به مذاکره با روسیه بر سر جنگ اوکراین از دست بدهد؛ آنهم در حالی که ترامپ نیازی به کسب موافقت مسکو برای اقدامات احتمالیش در قبال ایران ندارد.

او افزود: «روسیه چه پاسخی به اعتراضات ایران می‌تواند داشته باشد؟ اینکه نیروهایش را از اوکراین خارج کند و آنها را به ایران بفرستد؟ یا ترامپ را تهدید کند تا او کاملا علاقه خود را به روسیه و «معامله» با مسکو از دست بدهد؟»

با این حال یک چیز روشن است: اگر اعتراضات به فروپاشی حکومت منجر شود یا شبکه امنیتی ایران ضعیف گردد، آنگاه واشنگتن ممکن است فرصت را برای تغییرات ژئوپولیتیک در خاورمیانه مناسب ببیند.

تهدیدهای ترامپ مبنی بر افزایش هزینه‌های تجاری برای کشورهایی که با ایران کار می‌کنند نیز ممکن است مشارکت‌های اقتصادی چین و روسیه با ایران را کم‌رنگ‌تر کند.

اگرچه بحران داخلی ایران شدت یافته، اما دست‌کم در کوتاه‌مدت باعث تغییر محوری در سیاست ایالات متحده نسبت به چین و روسیه نشده است؛ واشنگتن همچنان به دنبال فشار اقتصادی و دیپلماتیک جهت محدود کردن نفوذ ایران و افزایش هزینه‌های پکن و مسکو است.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها

مطالب مرتبط

آیا می‌توان در یک انقلاب بدون رهبر پیروز شد؟ تجربه‌ کشورهای دیگر چه می‌گوید؟

سرکوب یا بقای نظام؛ چرا خامنه‌ای صدای مردم ایران را نمی‌شنود؟

زنان ایران و شکل تازه اعتراض؛ روشن کردن سیگار با آتش عکس خامنه‌ای