مراسم اخیر خاکسپاری جانباختگان در اعتراضات دیماه با چرخش از مناسک سنتی شیعه به سمت آیینهایی چون رقص، نواهای سنتی، شاهنامهخوانی و تشویقهای دستهجمعی روایتگر شکلگیری شیوه متفاوتی از سوگواری است که در آن شعارهای حماسی جایگزین مداحیهای مرسوم شده است.
چهلمین روز قربانیان کشتار دیماه یکی یکی از راه میرسد. آمارهای قطعی تعداد جانباختگان هنوز به روشنی اعلام نشده و ارقام مختلفی از منابع مختلف به گوش می رسد.
برخی منابع از ۱۲ هزار کشته و برخی دیگر از تعداد حتی تا ۵۰ هزار نفر هم سخن میگویند. دولت جمهوری اسلامی ایران این تعداد را حدود سه هزار نفر اعلام و اسامی آنها را منتشر کرده است.
آنچه در واپسین روزهای دیماه تاکنون مورد توجه قرار گرفته، شیوه متفاوت سوگواری و خاکسپاری کشته شدگان این اعتراضات است.
در برخی مراسم خاکسپاری به جای مداحی، پخش صوت قرآن و نوحه و حتی حضور یک فرد روحانی برای اجرای مناسک اسلامی خاکسپاری، آنچنان که در مذهب شیعه متداول است، شاهد رقص و نواهای سنتی و یا دست زدن و رقصیدن همراه با مرثیهسرایی هستیم. در تصاویر بسیاری به هنگام مشایعت پیکر جانباختگان به منزل ابدیشان، تشویق یکپارچه حاضران با فریاد «باغیرت، باغیرت» سر داده میشود.
مقاومت مدنی از سوی جامعه در آیینهای خاکسپاری
این تغییر شیوه عزاداری این سوال را ایجاد میکند که آیا مردم ایران، دستکم آن بخش معترض به حکومت جمهوری اسلامی مسیر خودشان را از احکام و اسلام سیاسی اجرا شده در طول سالیان گذشته جدا کردهاند؟
در این باره با مصطفی دانشگر، دینپژوه گفتگو کرده ایم. او بر این باور است طی یک دهه گذشته، رگههای مذهبی و دینی از ابعاد مختلف زندگی ایرانیان رخت بر بسته است. او میگوید: « این فاصلهگذاری قبلا انگشت شمار بود اما اکنون به یک پدیده اجتماعی بدل شده است. این مراسم سوگواری همواره پیوند عمیقی با دین داشته، دینی که به واسطه یک حکومت دینی خودش را در تمام ابعاد مختلف زندگی انسانها تحمیل کرده بود. الان جامعه در یک مقاومت مدنی حتی حاضر نیست در آیین خاکسپاری و خداحافظی با عزیزانش به نمادهای دینی و مذهبی متوسل شود.»
در برخی از تصاویر منتشر شده از نیروهای سرکوب در جریان اعتراضات دیماه گذشته، این نیروها را در حال «حیدر حیدر» گفتن در خیابانها میبینیم که گویی هماورد میطلبند. به باور مصطفی دانشگر، دین پژوه، رقصیدن یا دستزدن مردم عزادار به هنگام خاکسپاری عزیزانشان ادامه مبارزه آنها با حکومت جمهوری اسلامی است. او میگوید: «نمیخواهم اسلام هراسانه به موضوع نگاه کنم بلکه بهعنوان یک باورمند مسلمان این مساله را مطرح میکنم، استنباط من این است که جامعه از هر آنچه فصل مشترکی میان او و این حکومت و حتی دینداران میسازد، میگریزد. این جامعه دیگر نمیخواهد با چنین ماهیت و هویت ایدئولوژیکی هیچ رشته پیوندی داشته باشد.»
مردم میخواهند به حکومت بگویند که مقهور نشدهاند
از منظر این دینپژوه، این رفتار بازماندگان نوعی پیام مقاومت را نه فقط به صاحبان این ایدئولوژی منتقل می کنند، بلکه نشاندهنده پس زدن مناسک آن ایدئولوژی برای وداع با عزیزی است که به خاطر یک مرگ قهری تحمیل شده توسط این حکومت مستبد دینی از میان رفته است. مصطفی دانشگر با اشاره به رقص مادران و دست زدن به هنگام دفن جاویدنامان میگوید:«این جامعه خشمگین با این رفتار نشان میدهد که نمیخواهد در مقابل سوگواری خودش سرخم کند، او این غم را برای فردای بعد از جمهوری اسلامی به تعویق میاندازد و خشمش را هم به حالت تعلیق درآورده و رفتاری را نشان میدهد که حماسهوار است و نشان از ادامه مبارزه کشتهشدگان است.»
این شکل سوگواری و خاکسپاری کشتهشدگان دیماه مختص یک منطقه یا یک طبقه خاص هم نبوده، در تمامی تصاویر منتشر شده مردان و زنان میرقصند، بر دست و پای کشتهشدگان حنا میگذارند، خنچههای داماد و عروس بر سر میگذارند. ساز و دهل میزنند. این دینپژوه بر این باور است که بازماندگان با این نوع نشانههای غیرمعمول خاکسپاری مذهبی، به حکومت میگویند که مقهور نشدهاند و راه بر حق عزیزانشان ادامه دارد.
مصطفی دانشگر با اشاره به اینکه بسیاری بر این باور بودند که جامعه ایران تبدیل به یک جامعه فردگرا شده که «پای کار نخواهند آمد» میگوید :«با وجود این باور عمومی، در عمل دیدیم که بازماندگان برای مخابره پیام دیگری از همه فرصتها استفاده میکنند و حضور دارند. اینکه رژیم از برگزاری مراسم ممانعت میکند یا سعی میکنند در برگزاری خاکسپاریها و چهلم اخلال ایجاد کند به این دلیل است که مردم از هر فرصتی برای جنگیدن با این حکومت استبدادی دینی که کرامت انسانی و شرافت آنها را مصادره کرده، استفاده میکنند، آنها میگویند نه تنها با حکومتی که عزیز ما را کشته سازوکاری نداریم بلکه با گردنی افراشته و چشمانی باز ادامه میدهیم و این تداوم امید در جامعه است.»
شیوه عزاداری و شائبه دینگریزی؟
در پی گزارشهایی درباره برگزاری مراسم خاکسپاری برخی از قربانیان سرکوب اعتراضات دیماه بدون اجرای آیینهای رایج مذهبی، شماری از افراد نزدیک به حکومت جمهوری اسلامی این نوع مراسم را مورد انتقاد و حتی تهدید قرار دادهاند. در برخی اظهارنظرها ادعا شده است که در صورت عدم اجرای مناسک اسلامی، امکان دفن این افراد در گورستانهای عمومی مسلمانان نباید فراهم شود.
از جمله این واکنشها، فرشته صادقی، خبرنگار شبکههای پرستیوی و الجزیره، در حساب کاربری خود در شبکه ایکس نوشته است که «آنها مردههایشان را با دست زدن و رقص و دهل دفن میکنند و حتی نماز میت و تلقین هم انجام نمیدهند»، و مدعی شده است که در چنین شرایطی این افراد «از اسلام خارج شدهاند». او همچنین خواستار عدم صدور مجوز دفن آنان در گورستانهای عمومی مسلمانان شده است.
با این حال، بر اساس قوانین جاری ایران، مقررات مربوط به دفن و صدور جواز خاکسپاری عمدتا ناظر بر تشریفات اداری، بهداشتی و ثبت احوال است و انجام یا عدم انجام آیینهای خاص مذهبی شرط قانونی قاعدتا برای صحت خاکسپاری یا صدور مجوز دفن نباید محسوب شود. برگزاری مراسم عزاداری و شیوه اجرای آن نیز در چارچوب قوانین عمومی کشور باید تعریف شود و الزام صریحی مبنی بر برگزاری نماز میت، پخش قرآن یا حضور روحانی برای اعتبار قانونی دفن وجود ندارد.
در چنین فضایی، پرسش اصلی این است که حدود و ثغور قانونی دخالت در نحوه برگزاری مراسم سوگواری چیست و آیا میتوان بر اساس نوع برگزاری آیین خاکسپاری، حقوق شهروندی افراد برای دفن در گورستانهای عمومی را محدود کرد؟
آیا رقص مادری در برابر خودروی حامل پیکر فرزند کشتهشدهاش میتواند بهعنوان مخالفت با دین تلقی شود؟ یا اینکه پدری که در مراسم خاکسپاری فرزندش از حاضران میخواهد «شاد باشند»، به موازین مذهبی توهین کرده است؟ این پرسشها در پی برخی واکنشهای تند به شیوه برگزاری مراسم سوگواری قربانیان اعتراضات اخیر مطرح شدهاند.
مصطفی دانشگر، دین پژوه، میگوید :« چنین افرادی از شواهد و قرائن به نفع باورهای خود نتیجه میگیرند که کشته شدگان و خانواده هایشان به اسلام پایبند نیستند. این یک ایدئولوژی تکفیری است، جمهوری اسلامی و هوادارانش در مسیر طبیعی خودشان به این نقطه میرسند، این یک ایدئولوژی تکفیری است و از لحاظ ماهیت فرقی با داعش ندارند. اینکه یک انقلابی در سال ۵۷ شد و نیروهای مختلف سیاسی هم در آن مشارکت داشتند مانع از آن نمی شود که ماهیت شوم آن را نبینیم، این افراد حامی ایدئولوژی داعشی هستند و همانی است که افرادی مانند فاطمی صدر و میرباقری به دنبال آن می روند. حکم میدهند که چون آن فرد به اینگونه و نه طبق سلیقه آنها دفن شده پس دیگر مسلمان نیست و از این هم بهعنوان یک اهرم فشار برای ترساندن بازماندگان استفاده می کنند.»
در سالهای گذشته نیز گزارشهایی درباره تخریب سنگقبر افرادی که گرایش سیاسی یا دینی متفاوتی با قرائت رسمی حاکمیت داشتهاند منتشر شده است. بهتازگی نیز تصاویری در شبکههای اجتماعی منتشر شد که نشان میدهد سنگقبر برخی جانباختگان اعتراضات جنبش زن،زندگی،آزادی از جمله کیان پیرفلک، سیاوش محمودی و نیکا شاکرمی، آسیب دیده یا تخریب شده است؛ گزارشهایی که واکنشهای گستردهای در پی داشته است.
این در حالیست که به اعقتاد برخی با وجود جو امنیتی حاکم بر فضای کشور، مراسم چهلم کشته شدگان دیماه از پتاسیل لازم برای شعلهور کردن دوباره آتش اعتراضات و سرکوبها برخوردارند. از آنجمله می توان به یورش نیروهای نیروهای یگانویژه(نوپو) و سپاه به روستای چنار در استان همدان اشاره کرد که گفته میشود در پی مراسم خاکسپاری دو تن از اهالی این روستا که بعد از چند هفته پیکرشان به خانواده ها تحویل داده شده و سردادن شعارهای ضدحکومتی صورت گرفته است.