روز ۲۲ دی، زمانی که اعتراضات سراسری و سرکوبهای خشونتآمیز بیش از دو هفته بود که سراسر ایران را دستخوش آشوب کرده بود، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا وعده کمک داد.
او در پیامی که در شبکه اجتماعی خود، تروث سوشال همرسان کرد، نوشت: «میهنپرستان ایرانی، به اعتراض ادامه دهید. نهادهای خود را در دست بگیرید. من تمامی دیدارها با مقامهای ایرانی را تا زمانی که کشتار بیمعنای معترضان متوقف نشود لغو کردهام. کمک در راه است.»
این نخستین پیام تشویقآمیز او خطاب به صدها هزار نفری نبود که در شهرها و شهرستانهای ایران علیه حکومت و سختیهایی که بر مردم تحمیل میکرد به خیابانها آمده بودند. او بامداد جمعه ۱۲ دی نیز در پیامی در تروث سوشال نوشته بود که اگر ایران «معترضان مسالمتجو را بهصورت خشونتآمیز بکشد، چیزی که رسم همیشگی آنهاست، ایالات متحده آمریکا به یاریشان خواهد آمد»، و افزوده بود: «ما کاملا آماده و مسلح هستیم.»
اعتراضات از روز هفتم دی ماه با اعتصاب سراسری در بازار تهران در اعتراض به افزایش شدید قیمت دلار آغاز شد؛ امری که ثبات قیمت را برای بازرگانان وابسته به واردات از میان برد و تجارت عادی در بازار را ناممکن ساخت. نوسانهای شدید نرخ ارز و افزایش هزینهها باعث شد مغازهداران نتوانند قیمت تعیین کنند یا به قیمتهای اعلامشده پایبند بمانند. آنان در مواجهه با خطر ورشکستگی، مغازههای خود را بستند و در اعتراض به آنچه سوءمدیریت اقتصادی حکومت میدانستند، دست به اعتصاب زدند.
این قیام بهسرعت از نارضایتی اقتصادی جامعه تجاری فراتر رفت و به چالشی آشکار علیه کل جمهوری اسلامی از سوی بخشهای گستردهای از مردم بدل شد. در دومین هفته دیماه، اعتراضها تقریبا به تمامی شهرها و شهرستانها در هر ۳۱ استان کشور گسترش یافت. این روند همچنان ادامه دارد و بنا بر برآوردهای دیپلماتیک و رسانهای، شمار شرکتکنندگان در سطح کشور احتمالاً به میلیونها نفر میرسد.
ایرانیان با سخنان ترامپ جان خود را به خطر انداختند
شعارهای متعدد معترضان شامل درخواست سرنگونی و مرگ علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، خواست یک حکومت ملی ایرانی از طریق نوستالژی دوران پادشاهی پهلوی (به ویژه با شعار «رضاشاه، روحت شاد») بود.
در بسیاری نقاط شعار «این آخرین نبرده؛ پهلوی برمیگرده» سر داده شد که آشکارا خواستار رهبری رضا پهلوی بر ایران دوباره زادهشده است. با این که این شعارهای سلطنتطلبانه در کنار جریانهای نیرومند ضدسلطنتی و جمهوریخواه سر داده میشوند، مرکز ثقل این خیزش اساساً ضدجمهوری اسلامی است.
به فیسبوک یورونیوز فارسی بپیوندید
با توجه به سخنان خود ترامپ، ایرانیانی که با به چالش کشیدن حکومت سرکوبگرشان جان و آزادیشان را به خطر میاندازند، ممکن است بهطور معقول باور کنند که رئیسجمهور آمریکا در حال آمادهسازی برای مداخله به نفع آنان و کمک به سرنگونی حکومت است. اما احتمال وقوع چنین اقدامی اندک است.
از منظر آمریکا، افزون بر سرکوب خشونتآمیز معترضان، سه موضوع فوری در پرونده ایران وجود دارد: برنامه هستهای، برنامه موشکی و موضوع نیروهای نیابتی منطقهای ایران. به نظر میرسد این مسائل هماینک بر هرگونه حمایت عملی از خیزش مردمی علیه حکومت اولویت یافتهاند.
بازگشت به مذاکرات
واشنگتن برای توجیه افزایش آشکار حضور نظامی خود پیرامون ایران در اواخر ژانویه به سرکوب بیرحمانه تهران و افزایش شمار معترضان کشتهشده اشاره کرد، اما همزمان نگرانیهای گستردهتری درباره رفتار منطقهای و هستهای ایران را نیز مطرح ساخت.
افزایش چشمگیر استقرار نیروهای هوایی، دریایی و سامانههای دفاع موشکی آمریکا در سراسر خاورمیانه، بهویژه اعزام ناوگروه هواپیمابر آبراهام لینکلن و نیروهای همراه آن به منطقه صراحتا بهعنوان بازدارندگی و آمادگی برای حملات احتمالی به ایران توصیف شد.
گفتوگوهای مقدماتی آمریکا و ایران در هفته نخست فوریه بهاندازهای ثمربخش بود که دور دیگری از مذاکرات پیشنهاد شد و نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو برای هماهنگی مواضع با ترامپ به واشنگتن سفر کرد. در نهایت، مذاکره و نه اقدام عملی، در اولویت ترامپ قرار گرفت.
در همین حال، برخی مفسران سردرگم میپرسند چرا برنامه هستهای ایران بار دیگر به نگرانی محوری تبدیل شده است. مگر خود ترامپ نگفته بود توانمندیهای هستهای ایران در جریان جنگ ۱۲روزه «بهطور کامل و تمامعیار نابود شده» است؟
هرب کینون، کارشناس خاورمیانه در گفتگو با روزنامه اسرائیلی جروزالم پست، مسئله را چنین خلاصه کرد: «بازگشت به مذاکرات و احیای پرونده هستهای با کنار گذاشتن آنچه در خیابانهای ایران رخ داده این تصور را ایجاد میکند که لحظهای از آسیبپذیری بزرگ حکومت از دست رفته است. دو طرف ناگهان درباره سانتریفیوژها و سطح غنیسازی سخن میگویند، در حالی که بسیاری تصور میکردند تمرکز مطلقا بر سرشت هولناک حکومت و سرکوب خشونتآمیز مردم خودش معطوف شده است.»
در خصوص موضوع هستهای، موضع کنونی آمریکا مطالبه توقف کامل برنامه هستهای ایران و انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده که حدود ۴۵۰ کیلوگرم برآورد میشود، به خارج از کشور و احتمالاً به روسیه است. اگر مذاکرات جدی آغاز شود، احتمالا چندین ماه گفتوگو برای نهاییسازی توافق لازم خواهد بود؛ توافقی که تنها موضوعی است که ایرانیان تاکنون پذیرفتهاند درباره آن بحث کنند.
حقیقت تلخ
اما نمیتوان از حقیقت تلخ گریخت. ترامپ صراحتاً از ایرانیان خواست «به اعتراض ادامه دهند» و «نهادها را در دست بگیرند» و به آنان گفت «کمک در راه است». بعد از آن، در حالی که سرکوب حکومت علیه معترضان تشدید شده بود، او از مداخله خودداری کرد؛ و اکنون سیاست آمریکا به سوی مذاکرات هستهای و بازدارندگی نظامی چرخیده است، در حالی که ایرانیان با کشتار گسترده، بازداشت و مجازاتهای جمعی روبهرو هستند، بیآنکه از پشتیبانی خارجیای که تصور میکردند وعده داده شده بود، برخوردار باشند.
بر اساس اعلام دفتر رسانهای رضا پهلوی، حکومت از آغاز اعتراضهای کنونی «دستکم ۴۳ هزار» ایرانی را کشته است. در دهم فوریه، خانواده علی حیدری ۲۰ ساله که توسط نیروهای حکومتی بازداشت شده بود، گزارش دادند که او ۲۰ بهمن بدون محاکمه اعدام شده است.
برای معترضان، ترکیب تشویقهای لفظی ترامپ و حمایت عملی ناچیز، باید ناامیدی تلخی باشد. خشم علیه حکومت بیتردید ادامه خواهد یافت، اما آنچه رخ داده ممکن است از سوی مردم ایران بهعنوان نوعی خیانت از سوی ترامپ و ایالات متحده تلقی شود.