نشریه «نیویورکر» در گزارشی به قلم «کورا انگلبرشت» نوشته است که پس از سرکوب خونین اعتراضات سراسری ایران در دیماه، نیروهای امنیتی نهتنها معترضان و زخمیها، بلکه پزشکان و کارکنان درمانی را در دایره برخوردهای امنیتی قرار داده است؛ افرادی که به گفته این خبرنگار، «شاهد مستقیم برخی فجایع» بودند.
خانم انگلبرشت گزارش خود را با روایت یک پزشک زن در تهران آغاز میکند. به نوشته او، شبی در اواخر دیماه، پس از نیمهشب، پزشک مذکور، «مرد جوانی را که دستش بهشدت آسیب دیده بود، سوار خودرو خود کرد و با سرعت به سمت یک درمانگاه خصوصی در حاشیه تهران حرکت کرد.»
به گفته این خبرنگار، این پزشک برای دور ماندن از ایستهای بازرسی امنیتی «که ماموران درشتهیکل، مسافران را برای یافتن جراحت یا هر نشانهای از مشارکت در اعتراضات، بازرسی بدنی برهنه میکردند،» از جادههای فرعی استفاده کرد .
بر اساس این روایت، این پزشک حوالی ساعت دو بامداد به درمانگاه رسید و «برای پنهان کردن جراحت، یک دستکش روی دست مرد کشید، او را بیسروصدا از کنار پذیرش عبور داد و به پزشکی متخصص رساند که منتظرش بود».
بیمارستانها؛ از مرکز درمان تا بازوی امنیتی
اعتراضات گسترده دیماه در ایران با سرکوب شدید همراه شد و هزاران نفر کشته شدند. در پی این سرکوب، شمار زیادی از مجروحان برای دریافت خدمات درمانی با خطر بازداشت روبهرو شدند.
خانم انگلبرشت مینویسد: بسیاری از «بیمارستانهای دولتی بهمثابه امتداد نیروهای امنیتی حکومت» عمل میکردند و هر کسی را که برای درمان مراجعه میکرد، شناسایی و به نهادهای امنیتی معرفی میکردند. او اضافه میکند: «برخی از مجروحان در همان بخشهای بیمارستانی بازداشت شدند، در برخی موارد، حتی در حالی که تحت بیهوشی قرار داشتند. برخی دیگر نیز اساسا از دریافت درمان محروم شدند.» بسیاری از مجروحان هم «حتی پیش از رسیدن به بیمارستان بازداشت شدند.»
به نوشته نیویورکر، در واکنش به این وضعیت، پزشکان و کارکنان درمان در نقاط مختلف کشور اقدام به تشکیل شبکهها و «واحدهای درمانی مخفی» برای مداوای مجروحان کردهاند.
«ظرف ۲۴ ساعت، از سرماخوردگی به جراحات جنگی رسیدم»
یکی از پزشکانی که خانم انگلبرشت با او گفتوگو کرده، یک پزشک عمومی سیوچندساله در تهران است که با نام مستعار «نرگس» معرفی شده است. خبرنگار نیویورکر تاکید میکند که برای حفظ امنیت منابعش، در گزارشش از نامهای مستعار استفاده کرده است.
نرگس در گفتوگو با نیویورکر درباره اعتراضات هجدهم دیماه میگوید: «بعد از آنکه تکتیراندازها شروع به شلیک کردند، رد خون را دنبال کردم تا به داخل یک ساختمان رسیدم؛ جایی که یک زن زخمی پناه گرفته بود.» او توضیح میدهد که برای جلوگیری از خونریزی ناشی از اصابت گلوله به پای این زن، «از روسری به عنوان شریانبند استفاده کرد.»
این پزشک به نیویورکر گفته است: «در عرض بیستوچهار ساعت، از درمان بیماران آنفلوانزایی به درمان جراحات جنگی رسیدم.»
یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید
به گفته نرگس، در آن روزها، خانوادهها و دوستان مجروحان مدام به او تلفن میزدند. تا اینکه او و یکی از دوستانش شبکهای از پزشکان جوان را تشکیل دادند و «در اتاقهای نشیمن، آشپزخانهها و حتی رستورانها» بیماران را درمان کردند.
«در روزهای بعد، کولهپشتی نرگس پر شد از ملزومات حیاتی، از جمله داروهای مسکن که داروسازان آشنا با او فراهم کرده بودند و تیغهای جراحی که او با فر و اجاق گاز ضدعفونی میکرد.»
او صحنههایی را توصیف میکند که پیشتر هرگز تجربه نکرده بود؛ از «پسر چهاردهسالهای با پاهایی لاغر که با ساچمههای فلزی سوراخ شده بود» تا «مردی با حفرهای به اندازه توپ تنیس در ساق پایش».
نرگس این روزها را چنین توصیف کرده است: «جهنم بود.»
«عملیات پاکسازی به سبک مافیا»
حکومت ایران علاوه بر بازداشت معترضان، کسانی را که تلاش کردهاند به آنها کمک کنند نیز تحت پیگرد و فشار امنیتی قرار داده است . به نوشته نیویورکر، «این سرکوب بخشی از یک کمپین گستردهتر حکومت برای بازپسگیری کنترل خیابانها در شرایط افزایش تهدیدهای جنگی از خارج کشور است.»
کورا انگلبرشت مینویسد که طی روزهای گذشته با چندین پزشک، وکیل و روزنامهنگار ایرانی گفتوگو کرده که همگی از فضای «ترور خاموش» پس از کشتارها سخن گفتهاند. یک فیلمساز سیوچندساله تهرانی به او گفته است خیابانهای تهران «از خون شسته شدهاند، اما هنوز غبار مرگ روی آنها نشسته است».
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
برخی شهروندان به این خبرنگار گفتهاند که به انتظار حملهای احتمالی از سوی آمریکا، در خانههایشان مانده و آب، ژنراتور و مواد غذایی خشک انبار کردهاند. مردی از مشهد گفته است که احساس میکند در برزخ «انتظار کشیدن برای جنگ یا آماده شدن برای زندان» گیر افتاده است.
فعالان حقوق بشر از افزایش بازداشتهای خودسرانه و ناپدیدسازیها خبر دادهاند. صنم وکیل، کارشناس مسائل ایران در اندیشکده بریتانیایی «چتمهاوس»، در گفتوگو با نیویورکر گفته است: «این یک عملیات پاکسازی به سبک مافیاست.»
او افزود که حکومت «در تلاش است هرچه سریعتر همهچیز را پاکسازی کرده و نظم و عادیبودن را بازگرداند.»
پزشکان زیر ضرب
یک منبع در دستگاه قضایی ایران به خبرنگار نیویورکر گفته است که روند قانونی در دادگاهها عملا وجود ندارد و خانوادهها «کمترین یا هیچ راهی برای پیگیری» ندارند. به گفته این منبع، «هر روز تماسهای زیادی از سوی والدینی دریافت میکنند که میخواهند بدانند آیا فرزندان مفقودشان در فهرست اعدام قرار گرفتهاند یا خیر. وتنها توصیهای که به آنها داده میشود، رفتن به دادگاه و التماس برای بخشش است.»
به گفته خبرنگار نیویورکر، با تلاش حکومت برای «فراموشی اجباری» کشتارهای دیماه، پزشکان و کادر درمان که شاهد برخی از بدترین فجایع بودند، نیز به طور فزایندهای تحت فشار و پیگرد امنیتی قرار گرفتهاند. برخی از این افراد از جمله یک جراح از قزوین مورد ضرب و شتم و بازجویی قرار گرفتهاند. او در هفتم دیماه شماره تلفن خود را در اینستاگرام منتشر کرد و از مجروحان خواست با او تماس بگیرند. چند روز بعد، ماموران به خانه او یورش بردند، او را کتک زدند و بازداشت کردند. به گفته یکی از بستگان، او اکنون با قرار وثیقه آزاد و در انتظار محاکمه است.
دهها پزشک و کادر درمانی از آغاز اعتراضات بازداشت شدهاند. رئیس نظام پزشکی ایران اعلام کرده است که هفده نفر از کادر درمان به دلایل مرتبط با اعتراضات تحت پیگرد قانونی قرار گرفتهاند، اما اتهام کمک به معترضان را رد کرده است.
ثبت مخفیانه شواهد
چند پزشک به خبرنگار نیویورکر گفتهاند که حجم بیماران به حدی بالا بود که بسیاری از بیمارستانها قادر به ثبت همه مجروحان نبودند. برخی بیماران پذیرش نشدند و بسیاری از پروندههای ثبتشده نیز یا دستکاری شده یا توسط نیروهای امنیتی یا کارکنان همسو با حکومت، از بین رفتهاند. با این وجود، برخی کارکنان همدل با اعتراضات، نام و جراحات بیماران را تغییر دادند تا هویت آنها محفوظ بماند.
به اینستاگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
خانم انگلبرشت همچنین از تلاشهای مخفیانه برخی کارکنان درمان برای ثبت شواهد پزشکی خبر میدهد. یکی از کارکنان بیمارستانی در رشت، با نام مستعار «آنوش»، به او گفته است: «میخواهم دنیا بداند این آدمها وجود داشتند و برای آزادیشان بهایی پرداختند.»
او توضیح داده که صدها تصویر سیتیاسکن و رادیولوژی از مجروحان جمعآوری کرده است. آقای آنوش گفته است: «بخشها شبیه منطقه جنگی بود که توسط اراذل حکومتی اداره میشد.» به گفته او، ماموران لباسشخصی معترضان را تا اتاق عمل تعقیب میکردند و پس از پایان درمان، بازداشت میکردند.
«ما با قاشق چوبی میجنگیم»
در مناطق دورافتادهتر که درمانگاههای خصوصی کم است، بیماران از ترس بازداشت شدن، مجبور بودند مسیرهای طولانی را برای درمان طی کنند.
در بخش پایانی گزارش، نیویورکر به شبکههای داوطلبانه انتقال مجروحان اشاره میکند. یکی از داوطلبان به این نشریه گفته است: «ما با قاشق چوبی میجنگیم، مقابل حکومتی که تا دندان مسلح است.»
خانم انگلبرشت تاکید میکند که در شرایط کمبود دارو و خون در بیمارستانهای ایران، پزشکان آماده چنین موجی از جراحات نبودند. با این حال، به نقل از یکی از جراحان، بسیاری از شهروندان احساس میکنند «ما همین حالا هم در جنگ با حکومت خودمان هستیم».