همزمان با برگزاری دور جدید مذاکرات غیرمستقیم ایران و ایالات متحده به میزبانی عمان، حضور فرمانده ستاد مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) در این مذاکرات، توجه رسانهها چه در داخل ایران و چه در سطح بینالملل را به خود جلب کرد.
واکنشها به این موضوع که نخستین بار توسط روزنامه آمریکایی والاستریت ژورنال مطرح شد، نشاندهنده درهمتنیدگی غیرقابل وصف دیپلماسی و امنیت در روابط ایران و آمریکا است؛ بهگونهای که حضور یا حتی طرح نام یک فرمانده ارشد نظامی، میتواند بر فضای اعتماد، محاسبات طرفین و افکار عمومی تأثیرگذار باشد.
این نشست، اولین دیدار مقامات دو کشور از زمان جنگ ۱۲ روزه در ماه ژوئن است و در گزارش روز جمعه والاستریت ژورنال آمده بود که در حالی که آمریکا در حال تقویت نیروهای نظامی خود پیش از حمله احتمالی است، رئیس سنتکام به مذاکرات میپیوندد.
این نشریه همچنین به نقل از آلن ایر، دیپلمات ارشد ایالات متحده و مذاکرهکننده هستهای پیشین با ایران، نوشته بود که «این خطرناکترین زمان در روابط دوجانبه» در بیش از ۴۰ سالی است که او تحولات ایران را دنبال میکند.
والاستریت ژورنال خبر پیوستن دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام را به نقل از «یک مقام آمریکایی» منتشر کرد؛ و در ادامه یادآور شد «اگرچه پیوستن مقامات وزارت دفاع به مذاکرات دیپلماتیک سطح بالا معمول نیست، اما ترامپ در دوران تصدی خود، رهبران ارشد نظامی را به مذاکرات اعزام کرده است».
ایران و «دیپلماسی در سایه تهدید»
با این وجود انتشار همین خبر کوتاه کافی بود که موج واکنشهای حکومتی در ایران آغاز شود.
نورنیوز، رسانه نزدیک به نهادهای امنیتی ایران هشدار داد که «ورود مولفه نظامی، ریسک و هزینه مذاکره را بالا میبرد» و مسئولیت «بالا رفتن» این ریسک نیز بر عهده آمریکاست.
رویترز به نقل از یک منبع دیپلماتیک ایرانی نوشت که حضور فرمانده سنتکام یا هر مقام ارشد نظامی آمریکا، میتواند روند مذاکرات را به خطر بیندازد.
صدا و سیما نیز اعلام کرد که همزمان با این مذاکرات، نیروی دریایی ایران در خلیج فارس «آرایش نظامی و حالت آمادهباش» به خود گرفته است.
این موضعگیریها، بازتابی از نگرانی دیرینه تهران نسبت به آن چیزی است که از آن بهعنوان «دیپلماسی در سایه تهدید» یاد میکند. آمادهباش نیروی دریایی ایران در خلیج فارس نیز میتواند حاوی این پیام از سوی تهران باشد که «مذاکرات، به معنای غفلت از مولفه بازدارندگی نظامی نیست».
تحلیلگران به ارزیابی رفتار آمریکا در این موضوع نیز پرداختهاند.
فرناندو فریرا، تحلیلگر ژئوپلیتیک در شرکت مشاورهای Rapidan Energy Group مستقر در واشنگتن، معتقد است که حضور فرمانده سنتکام در مذاکرات به این معنی خواهد بود که اگرچه ترامپ توافق با تهران را در اولویت قرار داده اما شکاف دیدگاهها میان دو کشور آنقدر زیاد است که به ترامپ اجازه نمیدهد از فضای درگیری خارج شود.
دلیل اهمیت ماجرا در چیست؟
اساسا چرا بودن یا نبودن دریاسالار کوپر در مذاکراتی که ظاهرا ماهیت سیاسی و هستهای دارد، تا این اندازه مهم شده است؟
سنتکام، مسئولیت راهبری و مدیریت عملیات نظامی ایالات متحده در منطقهای گسترده شامل خاورمیانه، خلیج فارس، دریای سرخ و بخشهایی از آسیای مرکزی را بر عهده دارد.
این فرماندهی نقشی مستقیم در استقرار نیروها و تجهیزات آمریکا در منطقه، عملیات بازدارندگی علیه ایران و متحدان منطقهای آن، همچنین مدیریت بحرانهای نظامی در منطقه خلیج فارس، عراق، سوریه و یمن ایفا میکند.
از این رو، فرمانده سنتکام نه یک مقام فنی یا مشورتی، بلکه یکی از نمادهای اصلی قدرت سخت آمریکا در منطقه است.
در چنین شرایطی، طرح موضوع حضور فرمانده سنتکام در مذاکرات، میتواند برای ایران پیامی مبنی بر ادغام دیپلماسی با فشار نظامی تعبیر شود.
این خبر همچنین در شرایطی منتشر شده که ایالات متحده اقدام به انتقال گسترده نیروها و تجهیزات نظامی به منطقه تحت پوشش سنتکام کرده است.
حضور فرمانده کوپر، ماهیت امنیتی سنگین مذاکرات را برجسته میکند؛ و حتی اگر او عضو رسمی تیم مذاکرهکننده نباشد نیز حضور یا نقش او، میتواند در سطح هماهنگیهای امنیتی، ارزیابیهای نظامی و سنجش سناریوهای شکست مذاکرات، معنا پیدا کند.
رژیم ایران و مدیریت افکار عمومی داخلی
ایران در موقعیت ضعف به میز مذاکره بازگشته است؛ تجهیزات غنیسازی آن یا در حملات ایالات متحده و اسرائیل در ژوئن گذشته نابود شدند یا زیر خروارها آوار دفن شدند.
اعتراضات مردمی اخیر نیز بزرگترین چالش را برای رژیم بوجود آورده؛ اقتصاد کشور در حال فروپاشی است و ارزش پول ملی آن در بحبوحه تهدید درگیریهای جدید به پایینترین حد خود رسیده است.
در چنین شرایطی، تلاش ایران برای برجستهسازی «آمادهباش نظامی»، اقدامی برای مدیریت افکار عمومی داخلی تعبیر میشود.
درنهایت واکنشها به حضور احتمالی فرمانده سنتکام در مذاکرات و گزارشهای مربوط به آرایش نظامی ایران در خلیج فارس، نشان داد که اولا مذاکرات عمان نهتنها در سطح سیاسی، بلکه در سطح رسانهای و روانی در حال تحول است؛ و ثانیا هر دو طرف، مذاکرات را در سایه «احتمال تشدید تنشهای نظامی» دنبال میکنند.