گیدئون سعار، وزیر امور خارجه اسرائیل، روز دوشنبه ۲۶ ژانویه (ششم بهمن ۱۴۰۴) در دیدار با مقامهای جمهوری آذربایجان در شهر باکو، اعلام کرد که «قتلعامی با ابعادی غیرقابل تصور» در ایران در حال وقوع است.
وزیر امور خارجه اسرائیل در کنفرانس مشترک با همتای آذربایجانی خود، جیحون بایرامف، از جامعه بینالمللی خواست تا به وضعیت ایران توجه داشته باشند.
آقای سعار به خبرنگاران گفت: «رژیم آیتالله به طرز وحشیانهای مردم خود را در حالی که برای آزادی خود مبارزه میکنند، به قتل میرساند و سرکوب میکند.» او افزود که با وجود قطع اینترنت در ایران، گزارشهایی از انتشار تصاویر تکاندهنده «در حال پدیدار شدن» و در حال شنیدن «روایتهای هولناکی [از ایران]» هستیم.
این مقام اسرائیلی همچنین وضعیت ایران را به نگرانیهای گستردهتر امنیتی در منطقه مرتبط دانست و گفت رژیمی که علیه مردم خود با خشونت عمل میکند، نمیتوان انتظار داشت در قبال سایر کشورها رفتاری متفاوت داشته باشد.
او این وضعیت را «قتلعام یک ملت به دست رژیمی که بر آن حکومت میکند» توصیف کرد و تاکید کرد که به هیچوجه نباید اجازه داده شود «افراطیترین رژیم جهان به خطرناکترین سلاح جهان، یعنی سلاح هستهای» دست پیدا کند.»
وزرای امور خارجه اسرائیل و آذربایجان در باکو درباره روابط دوجانبه و تحولات منطقهای گفتوگو کردند. به گفته طرفین، این مذاکرات با تمرکز بر گسترش و تعمیق همکاریها میان اسرائیل و جمهوری آذربایجان، بهویژه در حوزههای سیاسی و امنیتی، و همچنین تقویت پیوندهای میان دو کشور انجام شد.
آقای سعار پس از پایان دیدار با همتای آذربایجانی خود، به اقامتگاه رسمی الهام علیاف، رئیس جمهوری آذربایجان رفت و با وی نیز گفتوگو کرد. بنا بر اعلام او، محور این مذاکرات بررسی راههای توسعه همکاریها در زمینههایی چون انرژی، هوش مصنوعی، کشاورزی، منابع آب، بخش دفاعی و گردشگری بوده است.
وزیر امور خارجه اسرائیل در ادامه از آقای علیاف دعوت کرد تا به اسرائیل سفر کند و با تاکید بر ضرورت تداوم گفتوگوها و تماسها در بالاترین سطوح سیاسی، این موضوع را برای روابط دو کشور حائز اهمیت دانست.
چرا جمهوری آذربایجان در میانه اعتراضهای جاری بهعنوان تهدیدی برای ایران دیده میشود؟
در شرایطی که اعتراضها در ایران ادامه دارد، جمهوری آذربایجان به یکی از بازیگران مهمی بدل شده است که تهران تحولات مرتبط با آن را با حساسیت و دقت ویژه دنبال میکند. این موضوع از یک سو به وجود جمعیتهای همتبار قومی در دو سوی مرز بازمیگردد و از سوی دیگر به روابط نزدیک و راهبردی باکو با ایالات متحده آمریکا و اسرائیل مربوط میشود.
حاکمان ایران بحران کنونی را نهتنها نتیجه مشکلات داخلی، بلکه پیامد دگرگونیهای ژئوپلیتیکی در منطقه نیز میداند. بهویژه تحولات سالهای اخیر در خاورمیانه و قفقاز جنوبی حوزه نفوذ سنتی ایران را محدود کرده است.
در این میان، جایگاه جمهوری آذربایجان از اهمیت ویژهای برخوردار است. طی سه سال گذشته، همکاری راهبردی باکو با اسرائیل و همچنین اتحاد نظامی و سیاسی این کشور با ترکیه، موازنه قدرت در منطقه قفقاز جنوبی را بهطور اساسی دگرگون کرده و این تغییرات به شکلی محسوس به زیان تهران تمام شده است.
نفت جمهوری آذربایجان بین ۴۰ تا ۶۰ درصد از مصرف اسرائیل را تامین میکند. در مقابل، سلاحهای اسرائیلی به جمهوری آذربایجان برتری کیفی بخشید که این کشور از آن بهطور مؤثر علیه ارمنستان استفاده کرد و پس از ۳۵ سال اداره ارمنیها، کنترل قرهباغ را به دست گرفت. همین تسلیحات اسرائیلی، دستکم از نظر تئوریک، میتواند به بازدارندگی در برابر هرگونه اقدام ایران علیه جمهوری آذربایجان نیز کمک کند.
به باور تحلیلگران، مهمترین عامل در گرایش اسرائیل به تقویت روابط با جمهوری آذربایجان، این ارزیابی راهبردی است که ایران بزرگترین تهدید امنیتی و چالش استراتژیک برای اسرائیل به شمار میرود. مرز ۷۶۶ کیلومتری جمهوری آذربایجان با ایران، دستکم در تئوری، این امکان را فراهم میکند که مأموران اسرائیلی بتوانند به داخل ایران نفوذ کنند.
با این حال، در عمل این استدلال که بارها مطرح شده، احتمالا اهمیت کمتری نسبت به آمادگی باکو برای میزبانی از ایستگاههای شنود و همچنین فراهم کردن امکان خروج شهروندان ایرانی از کشورشان برای دیدار با مقامها یا طرفهای اسرائیلی دارد.
آینده روابط اسرائیل و آذربایجان؛ آیا این اتحاد در صورت تغییر رژیم در ایران ادامه خواهد یافت؟
مایکل روبین، پژوهشگر ارشد «موسسه امریکن اینترپرایز» ماه سپتامبر در نشریه «اورشلیم استراتژیک تریبیون» نوشت که «زمانی که اسرائیل آرشیو هستهای ایران را بهطور مخفیانه خارج کرد، این کار را از طریق جمهوری آذربایجان انجام داد، چرا که پس از عبور از مرز میتوانست از حمایت دولت محلی اطمینان بیشتری داشته باشد.»
از طرفی، تهران پیشتر بهطور علنی واکنش شدیدی به احداث کریدور زنگهزور نشان داد و هشدار داد که ایجاد چنین مسیری میتواند راه را برای نزدیک شدن آمریکا و اسرائیل به مرزهای ایران هموار کند. رهبری ایران اکنون هم حضور احتمالی نظامی و لجستیکی آمریکا از غرب، از مسیر ارمنستان، و هم فعالیتهای اطلاعاتی و خرابکارانه اسرائیل از شمال، از مسیر آذربایجان، را تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی خود قلمداد میکند.
بدین ترتیب، ایران خود را در مواجهه با یک همراستایی سهجانبه شامل همکاری میان ایالات متحده، اسرائیل و آذربایجان میبیند.
با وجود اینکه این همکاریها علنی اعلام نشدهاند، تهران آنها را واقعیتی ملموس میداند. رسانههای ایرانی بهطور دورهای گزارش میدهند که آذربایجان در راهاندازی شبکه اطلاعاتی اسرائیل در خاک خود همکاری میکند، فرودگاههایش را برای پرواز پهپادهای اسرائیلی در اختیار میگذارد و حمایتهای دیگری نیز ارائه میدهد.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
در سال ۲۰۲۴، نهادهای اطلاعاتی ایران ویدئوهایی منتشر کردند که نشان میداد شبکهای تحت مدیریت سرویس اطلاعاتی اسرائیل، موساد، در آذربایجان فعال است. با این حال باکو این اتهامات را رسما رد کرده است.
به اعتقاد آقای روبین، محاسبات راهبردی اسرائیل با تغییر حکومت در ایران دستخوش تغییر خواهد شد. درست همانطور که اسرائیل پیش از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ خورشیدی به نفت ایران متکی بود، اکنون احتمال بازگشت آن به بازار ایران وجود دارد؛ اما این بازگشت میتواند به ضرر آذربایجان تمام شود.
آقای روبین دلیل این موضوع را دو عامل اصلی دانست: نخست، اسرائیل و بسیاری از شرکای غربی آن قصد دارند از دولت تازه ایران حمایت کنند تا بازسازی و بهبود انجام گیرد، بقایای رژیم سابق کنترل شود و به نسل جدید ایرانیان نشان داده شود که گرایش به غرب منافع ملموس دارد. دوم، مسیر صادرات نفت آذربایجان به اسرائیل از ترکیه عبور میکند و رئیس جمهوری رجب طیب اردوغان این امکان را دارد که جریان صادرات را مسدود کند. بنابراین، با تغییر رژیم ایران، اسرائیل و احتمالا اروپا به دنبال مسیرهای جایگزین برای عبور نفت خواهند بود و وابستگی به مسیر ترکیه کاهش مییابد.
در صورت تغییر رژیم در تهران، ترکیه جای ایران را به عنوان بزرگترین رقیب ژئوپلیتیک اسرائیل خواهد گرفت و رابطه تسهیلکننده با آنکارا برای باکو مشکلات جدیدی ایجاد خواهد کرد. کما اینکه حیدر علیاف، معاون نخستوزیر سابق شوروی و پدر رئیس جمهوری فعلی آذربایجان، تأکید داشت که رابطه میان آذربایجان و ترکیه همیشه با عنوان «یک ملت، دو کشور» توصیف شده است.
این پژوهشگر ارشد خاطرنشان کرد که در دهه ۱۹۹۰ و زمانی که ترکیه یک دموکراسی سکولار بود، موقعیت آذربایجان در همسایگی ترکیه برای اسرائیل یک مزیت راهبردی محسوب میشد. اما امروز اسرائیل باید تهدیدهای مکرر رئیس جمهوری اردوغان و اقداماتی مانند تحریمهای تجاری ترکیه علیه خود را جدی بگیرد.
از این رو، آقای روبین تاکید دارد که دسترسی اطلاعاتی به مرز ترکیه در آینده اهمیت حیاتی خواهد داشت، زیرا ایران بیش از ۵۰۰ کیلومتر مرز با ترکیه دارد، در حالی که آذربایجان تنها ۱۷ کیلومتر مرز مشترک با این کشور دارد، امری که جایگاه ژئوپلیتیک آن را محدود میکند.
به اعتقاد این تحلیلگر آمریکایی، حمایت جمهوری آذربایجان از آذریهای ایران نیز میتواند در آینده برای تهران مشکلساز شود. جمعیت آذریهای ایران دستکم ۵۰ درصد بیشتر از جمعیت کل آذربایجان مستقل است و این موضوع حساسیت ویژهای برای ایرانیان دارد، زیرا در ۱۵۰ سال گذشته با موجهای متعدد حرکتهای جداییطلبانه مواجه بودهاند. پذیرش یکپارچگی ایران برای رهبران تازه کشور غیرقابل مذاکره خواهد بود و از آنجائیکه سیاست خارجی اسرائیل هرگز احساسی نبوده و همواره کاملا واقعگرایانه عمل کرده است، بنابراین، اگر اسرائیل مجبور شود بین آذربایجان و ایران پس از جمهوری اسلامی تصمیم بگیرد، ایران را انتخاب خواهد کرد.
این پژوهشگر ارشد افزود که همانگونه که انقلاب اسلامی ایران و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نشان داد، رویدادهای کلیدی میتوانند نظم منطقهای خاورمیانه را بازتعریف کنند. فروپاشی جمهوری اسلامی ایران نیز به همان اندازه مهم خواهد بود و اثرات ثانویه آن نیز قابل توجه خواهد بود.
به عنوان مثال، شور و اشتیاق کنونی برای کریدور شرق-غرب زنگهزور ممکن است کماهمیتتر از ایجاد یک کریدور شمال-جنوب از طریق ایران و ارمنستان شود.