فانتزی جنسی برخلاف تصور رایج، پدیدهای محدود به گروه خاصی از افراد نیست و در پژوهشهای روانشناسی و رفتار جنسی بهعنوان بخشی نسبتا معمول از تجربه انسانها در زندگی جنسی شناخته میشود.
مرور گسترده پژوهشها نشان داده است که بخش بزرگی از زنان و مردان در مقطعی از زندگی خود خیالپردازی جنسی را تجربه میکنند و این خیالپردازیها میتوانند از تصور یک رابطه صمیمانه با شریک فعلی تا تجربه موقعیتهای تازه، نقشهای متفاوت و سناریوهای مرتبط با قدرت را دربر بگیرند.
با این حال، پاسخ به این پرسش که «رایجترین فانتزی زنان چیست و رایجترین فانتزی مردان کدام است؟» به سادگی یک فهرست زنانه و مردانه نیست. مطالعات جدیدتر نشان میدهند که اشتراک میان دو جنس بسیار بیشتر از آن چیزی است که کلیشههای فرهنگی درباره تفاوت میل جنسی زنان و مردان القا میکنند.
فانتزی جنسی؛ از خیال تا واقعیت
فانتزی جنسی را میتوان نوعی تصویرسازی یا سناریوی ذهنی دانست که برای فرد جذابیت یا برانگیختگی جنسی دارد. این خیالپردازی ممکن است درباره فردی باشد که شخص او را در دنیای واقعی میشناسد یا درباره شخصیتی خیالی، موقعیتی غیرواقعی یا حتی تجربهای باشد که فرد هیچ قصدی برای انجام آن در زندگی واقعی ندارد.
این تمایز اهمیت زیادی دارد زیرا داشتن یک فانتزی به معنای تمایل قطعی به اجرای آن نیست. ذهن انسان میتواند موقعیتهایی را تصور کند که فرد در دنیای واقعی حاضر به تجربه آنها نیست. بنابراین، نمیتوان صرفا بر اساس محتوای فانتزی درباره شخصیت، اخلاق یا قصد رفتاری یک فرد قضاوت کرد.
پژوهش مشهور کریستیان ژوآل، آملی کوست و ونسا لاپیر در سال ۲۰۱۵ روی هزار و ۵۱۶ نفر، شامل ۷۹۹ زن و ۷۱۷ مرد، دقیقا به همین موضوع پرداخت. پژوهشگران ۵۵ نوع فانتزی جنسی را بررسی کردند و آنها را از نظر میزان شیوع در جمعیت دستهبندی کردند. نتیجه قابل توجه این بود که تنها تعداد بسیار محدودی از فانتزیها واقعا نادر بودند، در حالی که تعداد زیادی از آنها در یکی از دو جنس یا هر دو جنس رایج محسوب میشدند.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
رایجترین فانتزیها میان زنان و مردان
یکی از یافتههای مهم پژوهشهای مربوط به فانتزی جنسی این است که بسیاری از رایجترین سناریوها در میان زنان و مردان مشترک هستند.
مرور ادبیات علمی منتشرشده نشان میدهد که از جمله رایجترین موضوعات میتوان به تصور دوباره یک تجربه جنسی هیجانانگیز، تصور رابطه با شریک فعلی و تصور رابطه با فردی دیگر اشاره کرد.
در پژوهش ژوآل و همکاران نیز طیف وسیعی از فانتزیها در هر دو جنس رایج بودند. موضوعاتی مانند تنوع در موقعیت یا محیط، تجربههای متفاوت، نقشآفرینی و سناریوهای مربوط به قدرت در میان پاسخها مشاهده شد. پژوهشگران تاکید کردند که برخی خیالپردازیهایی که در فرهنگ عمومی «غیرعادی» تلقی میشوند، از نظر آماری چندان نادر نیستند.
به همین دلیل تصویر کلیشهای «مردان خیالپردازی جسمانی دارند و زنان فقط درباره عشق و رابطه عاطفی خیالپردازی میکنند» با یافتههای پژوهشی سازگار نیست.
زنان بیشتر درباره چه چیزهایی خیالپردازی میکنند؟
در میان زنان، فانتزیهای مربوط به صمیمیت، رابطه با شریک فعلی، تجربهای هیجانانگیز و متفاوت و همچنین برخی سناریوهای مربوط به قدرت و نقشآفرینی گزارش شده است.
اما یکی از یافتههای جالب پژوهشهای جدید این است که فانتزیهای مربوط به تسلیم یا تحت سلطه قرار گرفتن نیز در میان زنان وجود دارد و نباید صرف وجود چنین خیالاتی را نشانه تمایل واقعی به تجربه خشونت یا اجبار دانست.
مطالعه ژوآل و همکاران نشان داد که مضامین سلطه و تسلیم در میان زنان و مردان هر دو نسبتا رایج هستند و میان این دو مضمون نیز ارتباط آماری وجود دارد. پژوهشگران در نتیجهگیری خود هشدار دادند که صرفا بر اساس محتوای یک فانتزی نباید آن را «غیرعادی» یا «منحرف» تلقی کرد.
مردان بیشتر درباره چه چیزهایی خیالپردازی میکنند؟
در بسیاری از مطالعات، مردان به طور متوسط تنوع یا فراوانی بیشتری از فانتزیهای جنسی را گزارش کردهاند. اما این تفاوت نباید به یک قانون مطلق تبدیل شود.
در میان مردان نیز تصور رابطه با شریک فعلی، تجربه دوباره یک تجربه موفق گذشته، تصور رابطه با فردی دیگر و سناریوهای متفاوت از جمله مضامین پرتکرار هستند. پژوهشهای مربوط به فانتزی همچنین نشان دادهاند که موضوعات مرتبط با قدرت، سلطه و تسلیم صرفا مختص یک جنس نیستند.
بنابراین اگرچه میتوان در برخی مطالعات تفاوتهای آماری میان زنان و مردان مشاهده کرد، این تفاوتها به معنای وجود دو الگوی کاملا جداگانه نیست. در بسیاری از موارد، زنان و مردان درباره موضوعات مشابه خیالپردازی میکنند اما ممکن است میزان، شدت یا فراوانی گزارششده متفاوت باشد.
فانتزی درباره فردی غیر از شریک عاطفی؛ آیا خیانت محسوب میشود؟
یکی از موضوعاتی که معمولا با سوءتفاهم همراه است، خیالپردازی درباره فردی غیر از شریک عاطفی است.
پژوهشهای مربوط به فانتزی جنسی نشان میدهند که تصور رابطه با فردی دیگر لزوما به معنای نارضایتی از رابطه فعلی یا تصمیم برای خیانت نیست. فانتزی، پیش از هر چیز، یک تجربه ذهنی است و الزاما برنامهای برای رفتار آینده محسوب نمیشود.
همین موضوع درباره خیالپردازی درباره افراد مشهور، افراد ناشناس یا موقعیتهایی که فرد هرگز در واقعیت تجربه نکرده است نیز صدق میکند. مرزکشی میان «چیزی که ذهن آن را جالب میداند» و «چیزی که فرد واقعا میخواهد انجام دهد» بسیار مهم است.
چرا فانتزیهای مربوط به قدرت اینقدر رایج هستند؟
یکی از بخشهای جالب پژوهشهای جدید، فراوانی فانتزیهای مرتبط با قدرت، سلطه و تسلیم است. این موضوع هم در میان زنان و هم در میان مردان مشاهده شده است. مطالعه ژوآل نشان داد که مضامین سلطه و تسلیم نه تنها در هر دو جنس وجود دارند، بلکه در دادههای پژوهش با یکدیگر ارتباط داشتند.
از نظر روانشناختی، چنین فانتزیهایی را نمیتوان بدون توجه به زمینه فردی تفسیر کرد. برای یک فرد ممکن است موضوع اصلی هیجان ناشی از تغییر نقش باشد، برای دیگری تصور از دست دادن کنترل و برای فردی دیگر تجربهای کاملا متفاوت. بنابراین یک محتوای مشابه میتواند برای افراد مختلف معنای متفاوتی داشته باشد.
مهمتر اینکه فانتزی درباره یک موقعیت بدون رضایت، با تمایل به اجرای همان موقعیت در دنیای واقعی یکسان نیست. در روابط واقعی، رضایت آگاهانه و آزادانه طرفین همچنان اصل اساسی است.
چرا کلیشه «زنان عاطفی، مردان جسمانی» دقیق نیست؟
کلیشهای قدیمی در فرهنگ عمومی وجود دارد که بر اساس آن زنان در مسائل جنسی بیشتر به عشق و صمیمیت توجه دارند و مردان بیشتر به جنبه جسمانی علاقهمند هستند. بخشی از پژوهشها تفاوتهایی در محتوای گزارششده فانتزیها پیدا کردهاند اما مرور پژوهشهای گستردهتر نشان میدهد که واقعیت بسیار پیچیدهتر است.
عوامل فرهنگی نیز میتوانند بر پاسخ افراد به پرسشهای جنسی تاثیر بگذارند. فرد ممکن است به دلیل نگرانی از قضاوت اجتماعی، چیزی را کمتر یا بیشتر از واقعیت گزارش کند. به همین دلیل، تفاوت آماری میان دو جنس الزاما به معنای تفاوت زیستی خالص نیست.
حتی در یک گروه جنسیتی نیز تفاوتهای فردی بسیار گسترده است. سن، تجربههای عاطفی و جنسی، وضعیت رابطه، شخصیت، فرهنگ و شرایط زندگی میتوانند بر محتوای خیالپردازی تاثیر بگذارند.
آیا فانتزی جنسی نشانه مشکل روانی است؟
در اغلب موارد پاسخ به این پرسش منفی است. داشتن فانتزی جنسی به خودی خود نشانه اختلال روانی محسوب نمیشود. پژوهشها حتی نشان دادهاند که برخی فانتزیهایی که در نگاه عمومی عجیب یا غیرمعمول به نظر میرسند، در جمعیت عمومی چندان نادر نیستند.
در ارزیابی بالینی، صرف محتوای یک خیالپردازی معیار کافی برای تشخیص مشکل نیست. میزان ناراحتی فرد، اختلالی که در زندگی او ایجاد میشود، کنترلپذیری رفتار و مهمتر از همه احتمال آسیب به خود یا دیگران اهمیت دارد. مطالعه ژوآل نیز تاکید کرده است که باید میان «فانتزی جنسی» و «علاقه یا رفتار جنسی» تمایز گذاشت.
تصویر واقعی بسیار متنوعتر از فهرستهای اینترنتی است
اگر بخواهیم یافتههای پژوهشی را در یک جمعبندی خبری خلاصه کنیم، رایجترین فانتزیهای جنسی انسانها عمدتا حول چند محور شکل میگیرند: تصور رابطه با شریک فعلی، مرور یک تجربه لذتبخش گذشته، تصور رابطه با فردی دیگر، تجربه موقعیتها یا شرایط متفاوت، نقشآفرینی و سناریوهای مربوط به قدرت و تسلیم.
اما نکته مهمتر از خود این فهرست آن است که مرز میان زنان و مردان بسیار سیالتر از کلیشههای رایج است. پژوهش روی بیش از ۱۵۰۰ نفر نشان داد که تنها تعداد اندکی از فانتزیها واقعا نادر بودند و تعداد زیادی از سناریوهای مختلف در یکی از دو جنس یا هر دو جنس شیوع قابل توجهی داشتند.
در نتیجه، پاسخ علمی به پرسش «زنان بیشتر چه فانتزیهایی دارند و مردان چه فانتزیهایی؟» بیش از آنکه به یک جدول دو ستونه زنان و مردان ختم شود، تصویری از تنوع تجربه انسانی ارائه میکند. شباهتهای میان دو جنس گسترده است و تفاوتها نیز نه در وجود دو دنیای کاملا متفاوت بلکه بیشتر در میزان و شدت برخی موضوعات دیده میشود.
در نهایت، شاید مهمترین پیام تحقیقات این باشد که فانتزی جنسی را باید نه بهعنوان دستورالعمل رفتار واقعی بلکه بهعنوان بخشی از زندگی ذهنی انسان شناخت. محتوای یک خیالپردازی به تنهایی نمیتواند نشان دهد فرد در دنیای واقعی چه میخواهد، چه کاری انجام خواهد داد یا چه نوع رابطهای را ترجیح میدهد. همین تفکیک میان خیال، میل و رفتار است که بخش مهمی از سوءبرداشتهای رایج درباره فانتزیهای جنسی را برطرف میکند.