هر انسان بزرگسال یا حتی کودکان بدترین دردهایی را که در طول عمر خود تجریه کردهاند به یاد دارند. درد یکی از شخصیترین تجربههای بدن انسان است و شاید به همین دلیل، پاسخ قطعی به این پرسش که «بدترین درد ممکن چیست؟» دشوار باشد.
آنچه برای یک نفر غیرقابلتحمل است، ممکن است برای فرد دیگری با شدت کمتری تجربه شود. با این حال، پزشکی و پژوهشهای مربوط به درد در طول سالها تلاش کردهاند بیماریها و شرایطی را شناسایی کنند که بیشترین شدت درد را ایجاد میکنند.
در میان این تجربهها، درد زایمان و درد ناشی از سنگ کلیه اغلب در کنار یکدیگر قرار میگیرند. هر دو میتوانند بسیار شدید باشند، اما ماهیت، الگوی بروز و مکانیسم ایجاد آنها متفاوت است. مقایسه مستقیم این دو نیز چندان ساده نیست، زیرا شدت درد نه تنها به علت آن، بلکه به شرایط جسمی، مدت درد، وضعیت روانی، تجربه قبلی و حتی نحوه ارزیابی فرد بستگی دارد.
در واقع، پزشکی مدرن به جای معرفی بدترین درد، مجموعهای از شرایط را میشناسد که میتوانند دردهای بسیار شدید و ناتوانکننده ایجاد کنند.
چرا اندازهگیری درد اینقدر دشوار است؟
درد برخلاف فشار خون، دمای بدن یا میزان قند خون، یک عدد عینی و مستقل از فرد ندارد. پزشکان معمولا برای ارزیابی شدت درد از مقیاسهایی مانند مقیاس صفر تا ۱۰ استفاده میکنند، اما عددی که بیمار گزارش میکند بازتاب تجربه شخصی اوست.
این مساله به معنای غیرواقعی بودن درد نیست. برعکس، درد یک تجربه عصبی و روانی واقعی است که مغز و دستگاه عصبی آن را پردازش میکنند. دو بیمار مبتلا به بیماری مشابه ممکن است شدت کاملا متفاوتی از درد را گزارش کنند.
به همین دلیل، جملهای مانند «زایمان شدیدترین درد تاریخ بشر است» از نظر علمی بیش از حد سادهانگارانه است. مطالعات میتوانند میانگین شدت درد گزارششده در گروههای مختلف را مقایسه کنند اما نمیتوانند برای تمام انسانها یک رتبهبندی قطعی ارائه دهند.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
درد زایمان؛ ترکیبی از چند فرآیند همزمان
درد زایمان یکی از شناختهشدهترین دردهای شدید انسانی است اما برخلاف برخی دردهای بیماریزا، بخشی از یک فرآیند طبیعی بدن برای تولد نوزاد است.
در مرحلههای مختلف زایمان، انقباض رحم، باز شدن دهانه رحم، کشش بافتهای لگنی و فشار جنین بر ساختارهای اطراف میتوانند پیامهای درد را از مسیرهای عصبی مختلف به مغز منتقل کنند. با نزدیک شدن به مرحله تولد، فشار و کشش بافتهای اطراف واژن نیز میتواند نقش بیشتری پیدا کند.
شدت این درد از فردی به فرد دیگر بسیار متفاوت است. وضعیت قرارگیری جنین، مدت زایمان، تعداد زایمانهای قبلی، سرعت پیشرفت زایمان و عوامل جسمی و روانی از جمله مواردی هستند که میتوانند تجربه درد را تغییر دهند.
در عین حال، درد زایمان یک ویژگی مهم دارد که آن را از بسیاری از دردهای بیماریزا متمایز میکند. این درد معمولا روندی قابل پیشبینی دارد و در بسیاری از موارد، بین انقباضها دورههایی از کاهش درد وجود دارد.
آیا سنگ کلیه واقعا از زایمان دردناکتر است؟
درد ناشی از سنگ کلیه نیز در پزشکی به عنوان یکی از دردهای بسیار شدید شناخته میشود. سنگ زمانی که از کلیه وارد حالب میشود، میتواند باعث انسداد جریان ادرار و ایجاد انقباضهای شدید در عضلات حالب شود.
نتیجه ممکن است درد شدید و موجدار در پهلو و پشت باشد که به قسمت پایین شکم یا کشاله ران نیز انتشار پیدا میکند. فرد ممکن است در طول حمله درد نتواند در یک وضعیت ثابت بماند و دائما جای خود را تغییر دهد.
یکی از ویژگیهای سنگ کلیه، ماهیت کولیکی درد آن است. به این معنا که شدت درد میتواند به شکل موجی افزایش و کاهش پیدا کند. تهوع، استفراغ، تعریق و وجود خون در ادرار نیز ممکن است همراه آن دیده شود.
برخی بیماران این درد را در بالاترین سطح مقیاسهای درد توصیف میکنند و همین مساله باعث شده سنگ کلیه بارها در فهرست شدیدترین دردهای پزشکی قرار بگیرد.
اما اینکه «سنگ کلیه از زایمان دردناکتر است» یا برعکس، یک نتیجه علمی قطعی نیست. مطالعات مختلف، نتایج متفاوتی ارائه کردهاند و تفاوت تجربه فردی بسیار زیاد است.
دردهای دیگری که گاهی از زایمان و سنگ کلیه هم شدید توصیف میشوند
اگر بحث از شدیدترین دردهای شناختهشده پزشکی باشد، فهرست به زایمان و سنگ کلیه محدود نمیشود.
یکی از مهمترین نمونهها نورالژی عصب سهقلو است. اختلالی عصبی که در آن فرد حملات ناگهانی و بسیار شدید درد در صورت را تجربه میکند. درد ممکن است مانند شوک الکتریکی باشد و در اثر محرکهایی مانند لمس صورت، مسواک زدن یا حتی جریان هوا ایجاد شود.
این بیماری گاهی «دردناکترین بیماری شناختهشده» نامیده شده است اما چنین عنوانی را باید با احتیاط به کار برد. این تعبیر به جای یک رتبهبندی رسمی و قطعی میان تمام بیماریهای انسانی بیشتر بیانگر شدت استثنایی درد در برخی بیماران است.
نمونه دیگر سندرم درد منطقهای پیچیده یا CRPS است. این بیماری معمولا پس از آسیب یا جراحی ایجاد میشود و میتواند درد شدید، حساسیت غیرطبیعی، تغییرات دمایی و رنگ پوست و تورم اندام را به دنبال داشته باشد. درد در برخی بیماران به حدی شدید است که تماس بسیار خفیف با پوست نیز دردناک میشود.
سوختگیهای شدید نیز از دیگر عوامل درد بسیار شدید هستند. آسیب حرارتی علاوه بر تخریب بافت، پایانههای عصبی را تحت تاثیر قرار میدهد و درمان، پانسمان و برخی اقدامات پزشکی نیز میتوانند درد قابل توجهی ایجاد کنند.
در برخی بیماریها نیز درد به شکل حملهای ظاهر میشود. سردردهای خوشهای نمونهای شناختهشده از این حملات هستند. این نوع سردرد معمولا یکطرفه و بسیار شدید است و اغلب در اطراف چشم احساس میشود. حملات میتوانند در دورههایی به دفعات تکرار شوند.
درد پانکراتیت و سایر بیماریهای حاد
التهاب حاد لوزالمعده یا پانکراتیت نیز میتواند با درد شدید شکمی همراه باشد. درد معمولا در قسمت بالایی شکم احساس میشود و ممکن است به پشت انتشار پیدا کند.
همچنین انسداد یا پارگی برخی ساختارهای داخلی، التهاب شدید، آسیبهای گسترده و برخی عفونتهای جدی میتوانند درد شدیدی ایجاد کنند.
نکته مهم این است که شدت درد همیشه با میزان خطرناک بودن بیماری تناسب ندارد. ممکن است یک بیماری بسیار جدی در مراحل اولیه درد چندانی ایجاد نکند، در حالی که یک وضعیت غیرکشنده درد بسیار شدیدی ایجاد کند.
به همین دلیل، پزشکان تنها بر اساس شدت درد درباره خطر بیماری تصمیم نمیگیرند.
مغز فقط «شدت آسیب» را اندازه نمیگیرد
یکی از مهمترین نکات علمی درباره درد این است که درد صرفا پیام مستقیم یک آسیب فیزیکی نیست.
سیستم عصبی اطلاعات مربوط به آسیب یا تحریک بافت را دریافت میکند اما مغز این اطلاعات را در کنار عوامل متعدد دیگری پردازش میکند. اضطراب، ترس، خستگی، تجربه قبلی، انتظار فرد از درد و محیطی که فرد در آن قرار دارد میتوانند تجربه درد را تغییر دهند.
به همین دلیل است که دو نفر با آسیب مشابه ممکن است تجربه کاملا متفاوتی داشته باشند.
این موضوع درباره زایمان اهمیت ویژهای دارد. ترس و اضطراب شدید میتوانند تجربه درد را دشوارتر کنند، در حالی که حمایت مناسب، احساس امنیت و روشهای کنترل درد میتوانند تجربه فرد را تغییر دهند.
چرا تجربه درد در زنان و مردان را نمیتوان به سادگی مقایسه کرد؟
بحث درباره درد گاهی با کلیشههای جنسیتی نیز همراه میشود. برای مثال اینکه «مردان تحمل درد کمتری دارند» یا «زنان به دلیل زایمان درد بیشتری را تحمل میکنند».
واقعیت علمی بسیار پیچیدهتر است. عوامل بیولوژیک، هورمونی، روانی و اجتماعی میتوانند بر تجربه و گزارش درد تاثیر بگذارند. همچنین نحوه تربیت اجتماعی افراد و انتظارهای فرهنگی درباره اینکه چگونه باید درد خود را ابراز کرد، میتواند بر گزارشهای درد اثر بگذارد.
بنابراین مقایسه توانایی «تحمل درد» زنان و مردان با یک جمله کلی علمی نیست.
آیا میتوان دردها را از یک تا ده رتبهبندی کرد؟
در فضای عمومی گاهی فهرستهایی منتشر میشود که مثلا سنگ کلیه را در رتبه نخست، زایمان را در رتبه دوم و سوختگی را در رتبه سوم قرار میدهند. چنین فهرستهایی هرچند جذاب به نظر میرسند اما از نظر پزشکی باید با احتیاط بررسی شوند.
هیچ معیار جهانی و مورد توافقی وجود ندارد که تمام دردهای انسان را با دقت علمی از «دردناکترین» تا «کمدردترین» رتبهبندی کند.
دلیل اصلی آن نیز این است که درد یک تجربه ذهنی است و حتی در یک بیماری واحد، شدت آن میتواند بین افراد تفاوت زیادی داشته باشد.
از سوی دیگر، نوع درد اهمیت دارد. یک درد ممکن است بسیار شدید اما کوتاه باشد و درد دیگری شدت کمتری داشته باشد ولی هفتهها یا ماهها ادامه پیدا کند. مقایسه این دو صرفا با یک عدد، تصویر کاملی ارائه نمیدهد.
«بدترین درد» وجود ندارد
در نهایت باید اهمیت تجربه انسانی درد را در نظر داشت. زایمان میتواند یکی از شدیدترین تجربههای دردناک زندگی باشد، اما همزمان یک فرآیند فیزیولوژیک و قابل مدیریت است و روشهای متعددی برای کاهش درد آن وجود دارد. سنگ کلیه نیز میتواند درد بسیار شدید و ناتوانکنندهای ایجاد کند، اما شدت درد به اندازه، محل و حرکت سنگ و شرایط فرد بستگی دارد.
در کنار این دو، بیماریهایی مانند نورالژی عصب سهقلو، سردرد خوشهای، CRPS، سوختگیهای شدید و برخی بیماریهای حاد داخلی نیز میتوانند دردهایی ایجاد کنند که برای برخی بیماران از نظر شدت با بدترین تجربههای دردناک قابل مقایسه میشوند.
بنابراین باید در نظر داشت که «بدترین درد» یک عنوان ثابت و جهانی ندارد. پزشکی میتواند شرایطی را شناسایی کند که به طور معمول با درد بسیار شدید همراه است اما نمیتواند تجربه درد هر انسان را با یک جدول رتبهبندی توضیح دهد.
آنچه اهمیت بیشتری دارد، شناخت علت درد، تشخیص سریع موارد خطرناک و استفاده مناسب از روشهای کنترل درد است. درد شدید و ناگهانی، بهخصوص اگر همراه با تب، ضعف، بیهوشی، استفراغ مداوم، خونریزی، تنگی نفس یا تغییر وضعیت هوشیاری باشد، موضوعی نیست که صرفا با مقایسه «شدت درد» نادیده گرفته شود و میتواند نیازمند ارزیابی فوری پزشکی باشد.