Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

درس‌هایی که پوتین از ۶ ماه جنگ آمریکا با ایران گرفت

درس‌های جنگ ایران برای ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه
درس‌های جنگ ایران برای ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید
همرسانی Close Button

شش ماه جنگ آمریکا با ایران برای ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه تنها یک بحران در خاورمیانه نبود بلکه جنگی بود که هم‌زمان در چند میدان، از موشک و پهپاد گرفته تا پدافند هوایی، ذخایر مهمات، زیرساخت انرژی، پایگاه‌های نظامی و هزینه سیاسی جنگ، قدرت‌های بزرگ را در معرض آزمایش قرار داد.

اکنون که جنگ وارد مرحله‌ای طولانی و فرسایشی شده، چالش مهم برای مسکو این است که به نقاط قوت و ضعف طرف‌های درگیر در جنگ ایران پی ببرد تا آنها را در تنش‌ها و رویارویی‌های بعدی برابر آمریکا لحاظ کند.

آگهی
آگهی

همزمانی جنگ ایران و آمریکا با ادامه نبرد روسیه در اوکراین، و شباهت برخی فناوری‌ها و تاکتیک‌های مورد استفاده در دو جنگ، امکان مقایسه‌هایی را برای تحلیلگران فراهم کرده است.

به طور کلی تحولات چند حوزه در جنگ ایران می‌تواند برای کرملین عبرت‌آموز باشد. حوزه‌هایی که از پدافند هوایی، پهپادهای ارزان‌قیمت گرفته تا نقش انرژی و دشواری تبدیل برتری نظامی به پایان سیاسی جنگ را در برمی‌گیرد.

جنگ ایران؛ «برتری هوایی» مهم است اما همه چیز نیست

یکی از مهم‌ترین مشاهدات مسکو احتمالا این است که حتی برتری گسترده هوایی و دریایی ایالات متحده به معنای پایان سریع جنگ نبود.

جنگ با ایران نشان داد که آمریکا می‌تواند حجم بسیار بزرگی از قدرت آتش را در اختیار داشته باشد و ضربات سنگینی به توان نظامی و زیرساخت‌های طرف مقابل وارد کند اما نابودی بخشی از توان نظامی یک کشور با وادار کردن آن کشور به پذیرش یک توافق سیاسی دو موضوع متفاوت است. ایران با وجود خسارات سنگین همچنان قادر به حمله و ایجاد اختلال در منطقه است و جنگ به یک وضعیت حل‌نشده و فرسایشی تبدیل شده است.

برای مسکو، این نکته اهمیت ویژه‌ای دارد. روسیه از سال ۲۰۲۲ در اوکراین با این واقعیت روبرو شده که برتری در حجم آتش و توان موشکی الزاما به معنای فروپاشی سریع توان مقاومت طرف مقابل نیست. جنگ ایران همین مساله را در مقیاسی دیگر به نمایش گذاشت. به این معنا که حتی حملات بسیار دقیق و گسترده علیه اهداف نظامی، اگر با یک راهبرد سیاسی روشن برای پایان دادن به جنگ همراه نباشد، می‌تواند به یک چرخه طولانی از حمله و ضدحمله تبدیل شود.

واشنگتن در این جنگ با وجود وارد کردن خسارات جدی به ایران، خود با هزینه‌های فزاینده، فرسایش مهمات و فشار بر سامانه‌های پدافندی مواجه شد. بنابراین، یکی از درس‌های احتمالی برای کرملین این است که «جنگ از راه دور» برای قدرتی مانند آمریکا نیز در کوتاه‌مدت ارزان یا نتیجه‌بخش نیست.

به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

مهمات؛ جایی که جنگ مدرن می‌تواند ابرقدرت‌ها را غافلگیر کند

شاید ملموس‌ترین درس جنگ ایران برای ولادیمیر پوتین، اهمیت مساله ذخیره مهمات باشد.

بنا به گزارش رویترز آمریکا در جریان پنج ماه اول جنگ، بخش بسیار بزرگی از ذخیره موشک‌های دوربرد دقیق خود را مصرف کرد. موضوعی که باعث شد این نگرانی پدید بیاید که کاهش ذخایر موشکی می‌تواند توان واشنگتن برای مقابله با تهدیدهای دیگر، از جمله روسیه و چین، را تحت تاثیر قرار دهد. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا نیز پذیرفت که برخی از انواع مهمات محدود هستند، هرچند تأکید کرد آمریکا برای برخی تسلیحات دیگر ذخایر بسیار بزرگی دارد.

برآوردهای منتشرشده از سوی دفتر بودجه کنگره آمریکا نشان می‌دهد که هزینه جنگ برای آمریکا تا ماه اوت به حدود ۳۸ میلیارد دلار رسیده بود و این رقم در صورت ادامه جنگ می‌تواند ماهانه حدود سه میلیارد دلار دیگر افزایش یابد. گزارش‌ها همچنین از فشار بر زنجیره تولید برخی مهمات و ضرورت افزایش ظرفیت تولید حکایت دارند.

این مساله برای روسیه که خود درگیر جنگی طولانی در اوکراین است، اهمیتی دوچندان دارد. جنگ اوکراین قبلا نشان داده بود که جنگ مدرن تنها مسابقه تعداد تانک و هواپیما نیست بلکه مسابقه ظرفیت تولید موشک، پهپاد، مهمات توپخانه، سامانه‌های رهگیری و قطعات الکترونیکی نیز هست.

از این منظر، جنگ ایران می‌تواند برای کرملین تاییدی بر یک محاسبه قدیمی باشد. اینکه در جنگ طولانی، توانایی جایگزین کردن تسلیحات مصرف‌شده ممکن است به اندازه خود سلاح اهمیت داشته باشد. ارتشی که بتواند یک حمله بزرگ را انجام دهد اما نتواند ذخایر خود را با سرعت کافی بازسازی کند، در یک جنگ طولانی با محدودیت‌های راهبردی روبرو خواهد شد.

پهپاد ارزان؛ سلاحی که ارزش آن فقط در میدان نبرد سنجیده نمی‌شود

درس دیگر جنگ ایران برای روسیه، به‌طور مستقیم به تجربه این کشور در اوکراین مربوط می‌شود. جنگ ایران مانند جنگ اوکراین نشان داد که انقلاب پهپادی دیگر یک تحول جانبی نیست بلکه به بخش اصلی جنگ تبدیل شده است.

ایران در شش ماه جنگ با ترکیبی از موشک‌ها و پهپادها تلاش کرد فشار مداومی بر سامانه‌های دفاعی آمریکا و متحدانش وارد کند. این موضوع با آنچه روسیه در اوکراین انجام می‌دهد شباهت‌هایی دارد. روسیه طی سال‌های جنگ، استفاده از پهپادهای انتحاری و سپس نمونه‌های سریع‌تر و پیچیده‌تر را افزایش داده است.

روسیه استفاده از پهپادهای جت‌دار را به شکل چشمگیری طی ماه‌های اخیر افزایش داده است. تعداد این پهپادها در ماه اوت تقریبا چند برابر ماه‌های قبل بود و سرعت بالاتر آنها رهگیری‌شان را برای پدافند اوکراین دشوارتر کرده است. روسیه همچنین به سمت پهپادهایی با برد، سرعت و قابلیت هدایت بالاتر حرکت کرده است. این پهپادها عملا بخشی از نقش موشک‌های کروز را با هزینه پایین‌تر ایفا می‌کنند.

این تحول از نگاه مسکو فقط یک موفقیت تاکتیکی نیست. جنگ ایران نشان داد که حتی یک قدرت نظامی بزرگ ناچار است برای مقابله با حملات ترکیبی، مقدار قابل توجهی از سامانه‌های بسیار گران‌قیمت خود را به کار گیرد.

در نتیجه، یکی از درس‌های مهم برای کرملین می‌تواند این باشد که نسبت هزینه مهاجم به مدافع اهمیت فزاینده‌ای پیدا کرده است. اگر یک پهپاد نسبتا ارزان بتواند یک رهگیر گران‌قیمت را مجبور به شلیک کند، حتی در صورت سرنگونی پهپاد، مهاجم می‌تواند در جنگ فرسایشی به یک مزیت اقتصادی دست پیدا کند.

تهدید پهپادی در جنگ اوکراین
تهدید پهپادی در جنگ اوکراین AP Photo

پدافند هوایی؛ دیواری که هرچه بیشتر باید لایه‌لایه شود

جنگ ایران همچنین تصویری از محدودیت‌های پدافند هوایی مدرن ارائه کرد. در یک سو، آمریکا و متحدانش از سامانه‌های پیشرفته‌ای برای مقابله با موشک‌ها و پهپادهای ایران استفاده کردند و در سوی دیگر، حجم و تنوع حملات موجب فشار بر ذخایر رهگیرها شد.

ذخایر موشک‌های رهگیر پاتریوت آمریکا در اروپا به دلیل جنگ ایران به‌شدت کاهش یافته است و برخی مقام‌ها وضعیت ذخایر را «بسیار بحرانی» توصیف کرده‌اند. وزارت دفاع آمریکا درباره شدت برخی از این ارزیابی‌ها اختلاف نظر دارد اما وجود فشار بر ذخایر پدافندی را تایید کرده است.

این مساله برای روسیه اهمیت دارد زیرا خود روس‌ها نیز با افزایش توان حملات پهپادی اوکراین روبرو هستند. هم‌زمان، مسکو در ماه‌های اخیر حملات پهپادی و موشکی گسترده‌ای علیه اوکراین انجام داده و تلاش کرده است با ترکیب انواع مختلف سلاح‌ها، پدافند اوکراین را اشباع کند.

بنابراین جنگ ایران می‌تواند یک پیام روشن برای برنامه‌ریزان نظامی روسیه داشته باشد. این پیام این است که پدافند هوایی مطلق وجود ندارد و حتی شبکه‌های بسیار پیشرفته نیز در برابر حملات حجیم و ترکیبی با بحران «اشباع» مواجه می‌شوند.

به همین دلیل، دفاع هوایی در آینده احتمالا بیش از گذشته به شبکه‌ای از سامانه‌های متفاوت نیاز خواهد داشت. دفاعی که از رهگیرهای گران‌قیمت برای موشک‌های بالستیک گرفته تا جنگ الکترونیک، توپ‌های ضدهوایی، پهپادهای رهگیر و سامانه‌های ارزان‌تر برای مقابله با پهپادهای کوچک را شامل می‌شود.

پایگاه امن دیگر معنای سابق را ندارد

یکی دیگر از درس‌های جنگ ایران، آسیب‌پذیری زیرساخت‌های نظامی در عمق جغرافیایی است.

حملات ایران به پایگاه‌های آمریکا در منطقه نشان داد که داشتن فاصله جغرافیایی از میدان اصلی جنگ الزاما به معنای مصونیت نیست. جنگنده‌ها و ناوهای هواپیمابر همچنان نقش مهمی دارند، اما موشک‌ها و پهپادهای دوربرد باعث شده‌اند پایگاه‌ها، بنادر، تاسیسات سوخت و مراکز فرماندهی نیز بخشی از میدان نبرد باشند.

این مساله برای روسیه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است زیرا اوکراین در سال‌های اخیر توانسته با پهپادهای دوربرد به اهدافی در عمق خاک روسیه حمله کند. در ماه‌های اخیر حتی پالایشگاه‌ها و زیرساخت‌های انرژی روسیه نیز در معرض حملات قرار گرفته‌اند.

در نتیجه، جنگ ایران و جنگ اوکراین یک روند مشترک را برجسته کرده‌اند. روندی که نشان می‌دهد عمق استراتژیک دیگر مانند گذشته تضمین‌کننده امنیت نیست.

ولادیمیر پوتین پیش‌تر نیز در واکنش به حملات پهپادی اوکراین بر ضرورت تقویت پدافند هوایی روسیه تاکید کرده بود. او ماه ژوئن پس از حملات پهپادی به اهدافی در عمق روسیه از تقویت دفاع هوایی سخن گفت. بنابراین، جنگ ایران احتمالا برای کرملین نه یک کشف جدید، بلکه تاییدی بر روندی است که روسیه خود در میدان اوکراین تجربه کرده است.

پایگاه نیروهای آمریکایی در قطر
پایگاه نیروهای آمریکایی در قطر AP Photo

انرژی؛ میدان جنگی که از خطوط مقدم بسیار دور است

درس دیگری که جنگ ایران برای مسکو به همراه دارد، اهمیت زیرساخت انرژی است.

ایران با تهدید و اختلال در تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز نشان داد که یک کشور می‌تواند بدون نابودی کامل ناوگان دشمن، از طریق ایجاد اختلال در یک گلوگاه تجاری، هزینه اقتصادی بزرگی را به جهان تحمیل کند. حملات و تهدیدهای مرتبط با تنگه هرمز و همچنین فعالیت حوثی‌ها در دریای سرخ، بازار انرژی را تحت فشار قرار داده و اکنون قیمت نفت را به بالای ۱۰۰ دلار رسانده است.

پهپادهای ارزان‌قیمت اکنون می‌توانند پالایشگاه‌ها، خطوط لوله، نیروگاه‌ها و پایانه‌های صادراتی را به اهدافی بسیار مهم تبدیل کنند. به این ترتیب، جنگ دیگر فقط درباره تصرف سرزمین نیست بلکه حمله به زیرساخت انرژی نیز می‌تواند مستقیما توان اقتصادی دشمن و حتی اقتصاد کشورهای ثالث را تحت تاثیر قرار دهد.

روسیه خود نیز این درس را به‌طور عملی تجربه کرده است. حملات پهپادی اوکراین در ماه جاری تولید برخی از بزرگ‌ترین پالایشگاه‌های روسیه را مختل کرد و مسکو را به محدود کردن صادرات سوخت واداشت.

از این زاویه، جنگ ایران برای پوتین یک تصویر روشن از «جنگ اقتصادی-انرژی» ارائه می‌دهد. به این معنا که ممکن است کشوری در میدان نبرد اصلی شکست نخورده باشد اما آسیب به انرژی، حمل‌ونقل، بنادر و صادرات می‌تواند هزینه جنگ را به بخش‌های دیگر اقتصاد منتقل کند.

بازی فرسایش و مولفه زمان؛ وقتی جنگ طولانی می‌شود

شاید مهم‌ترین درسی که جنگ ایران برای کرملین دارد، نه درباره یک موشک یا پهپاد بلکه درباره زمان باشد.

در آغاز جنگ، دولت آمریکا از ضربات سریع و فشار شدید بر ایران سخن گفت. اما شش ماه بعد، جنگ همچنان ادامه دارد و مساله چگونگی پایان آن حل نشده است. جنگ به یک وضعیت حل‌نشده تبدیل شده است که در آن ایران خسارات سنگینی متحمل شده است اما همچنان توان ادامه حملات را دارد و آمریکا نیز با هزینه‌های اقتصادی، نظامی و سیاسی فزاینده روبرو است.

این وضعیت برای روسیه بسیار قابل توجه است. کرملین خود در اوکراین وارد پنجمین سال جنگ شده و این را تجربه کرده است که عملیاتی نظامی که قرار بود اهدافی محدود و نسبتا سریع داشته باشد می‌تواند به جنگی طولانی تبدیل شود.

جنگ ایران نشان می‌دهد که حتی اگر یک طرف از نظر فناوری، نیروی هوایی، ناوگان و منابع مالی برتری محسوسی داشته باشد، الزاما نمی‌تواند زمان پایان جنگ را خودش تعیین کند.

این مساله ممکن است بر محاسبات روسیه در اوکراین نیز اثرگذار باشد زیرا در جنگ فرسایشی، توان تحمل فشار و تولید مداوم تسلیحات می‌تواند از پیروزی‌های تاکتیکی مهمتر شود.

تنگه هرمز
تنگه هرمز AP Photo

انزوا به معنای قطع کامل ارتباط نیست

در جنگ شش ماه اخیر، مساله همکاری میان ایران، روسیه و چین نیز اهمیت پیدا کرد. آسوشیتدپرس در مارس گزارش داد که روسیه اطلاعاتی را در اختیار ایران قرار داده که می‌توانست برای هدف قرار دادن نیروها و تجهیزات آمریکا مورد استفاده قرار گیرد. گزارش‌های دیگری نیز از ارتباط‌هایی در حوزه‌های دفاعی و فناوری میان سه کشور حکایت داشتند.

از طرف دیگر گزارش‌های غربی درباره بهبود قابلیت‌های موشکی ایران به نقش فناوری و داده‌های خارجی، از جمله فناوری‌های مرتبط با چین و سامانه‌های ناوبری روسی، اشاره کرده‌اند.

این روند برای کرملین حامل این پیام مهم است که جنگ بزرگ آینده الزاما نبرد دو کشور در برابر یکدیگر نخواهد بود. حتی کشورهایی که مستقیما وارد جنگ نمی‌شوند می‌توانند از طریق اطلاعات ماهواره‌ای، فناوری، قطعات، پهپاد، سامانه‌های ناوبری، کمک‌های صنعتی و شبکه‌های تجاری بر نتیجه جنگ اثر بگذارند.

به بیان دیگر، جنگ ایران نشان داد که «ائتلاف‌های غیررسمی» ممکن است به اندازه پیمان‌های نظامی رسمی اهمیت پیدا کنند.

آیا روسیه از تجربه جنگ ایران برای اوکراین استفاده می‌کند؟

شواهد موجود نشان می‌دهد که روسیه همزمان با ادامه جنگ ایران، مسیر تولید و توسعه پهپادهای خود را به سمت سلاح‌های سریع‌تر، دوربردتر و دشوارتر برای رهگیری برده است.

رویترز اخیرا گزارش داد که روسیه در حال استفاده گسترده‌تر از پهپادهای جت‌دار است و اوکراین برای مقابله با آنها به دنبال توسعه رهگیرهای سریعتر، سامانه‌های هدایت‌شونده با هوش مصنوعی و موشک‌های ارزانتر است.

این تحول نشان می‌دهد که روسیه منتظر پایان جنگ ایران نمانده است و بخشی از همان رقابتی که در حوزه فناوری در خاورمیانه دیده می‌شود، اکنون در اوکراین نیز جریان دارد.

در واقع، شاید مهم‌ترین رابطه میان دو جنگ همین باشد که ایران و روسیه در حال آزمایش یک الگوی جنگی هستند که در آن حجم بالای پهپادهای نسبتا ارزان، موشک‌های دقیق، حملات اشباع‌کننده و ضربه به زیرساخت‌های حیاتی می‌تواند قدرت نظامی سنتی را تحت فشار قرار دهد.

جنگ اوکراین
جنگ اوکراین AP Photo

درس‌های جنگ ایران تنها فهرست نقاط ضعف آمریکا نیست

با این حال جنگ ایران برای ولادیمیر پوتین تنها فهرستی از نقاط ضعف آمریکا نیست. بخش مهمی از آنچه روسیه می‌بیند، قدرت آمریکا نیز هست.

آمریکا توانسته در فاصله‌ای بسیار دور از خاک خود عملیات هوایی و دریایی عظیمی را اجرا کند، شبکه‌ای از پایگاه‌ها و متحدان را فعال نگه دارد و حجم بسیار بزرگی از مهمات دقیق را در یک جنگ واقعی به کار گیرد. حتی با وجود فرسایش مهمات، فشار اقتصادی و آسیب به برخی تاسیسات، توان لجستیکی و صنعتی آمریکا همچنان در مقیاسی است که تعداد بسیار کمی از کشورها قادر به رقابت با آن هستند.

اما همین جنگ نشان داده است که این قدرت هزینه دارد. گزارش‌های اخیر درباره مصرف مهمات، کاهش ذخایر پاتریوت، هزینه ده‌ها میلیارد دلاری جنگ و فشار بر زیرساخت‌های نظامی آمریکا، همگی نشان می‌دهند که قدرت نظامی آمریکا نامحدود نیست.

بنابراین برای پوتین پیام جنگ ایران دوگانه است. از یک سو آمریکا همچنان قدرتی بسیار بزرگ و خطرناک در جنگ از راه دور است اما حتی این کشور نیز در جنگی طولانی با محدودیت منابع، مهمات، پدافند و فشار سیاسی مواجه می‌شود.

جنگ ایران برای پوتین تجربه یک نبرد فرسایشی است

شش ماه جنگ ایران یک واقعیت مهم را برجسته کرده است و آن این است که جنگ مدرن بیش از گذشته به مسابقه‌ای فرسایش تبدیل شده است. این فرسایش تنها به موشک، پهپاد، رهگیرها و هواپیما محدود نمی‌شود و زیرساخت، اقتصاد و حتی صبر سیاسی جامعه را نیز در بر می‌گیرد.

این نکته برای روسیه که خود در اوکراین با جنگ فرسایشی روبروست، اهمیت ویژه‌ای دارد. مسکو احتمالا بیش از هر زمان دیگری به این واقعیت توجه می‌کند که پیروزی در یک جنگ بزرگ نه فقط با توان وارد کردن ضربه، بلکه با توان تحمل ضربه تعیین می‌شود.

از این منظر، جنگ ایران می‌تواند برای کرملین همزمان چند پیام داشته باشد. اول اینکه پدافند هوایی باید لایه‌لایه و ارزان‌تر شود. دوم اینکه تولید پهپاد و مهمات باید در مقیاس بسیار بزرگ انجام گیرد. سوم اینکه زیرساخت‌های حیاتی باید در برابر حملات دوربرد مقاوم شوند. چهارم اینکه ذخایر موشکی نباید صرفا بر مبنای جنگ‌های کوتاه طراحی شوند و در نهایت اینکه در جنگی که ممکن است سال‌ها طول بکشد، اقتصاد به اندازه میدان نبرد اهمیت پیدا می‌کند.

خلاصه همه این پیام‌ها در این پیام اصلی جلوه‌گر می‌شود که برتری نظامی به خودی خود پایان جنگ را تضمین نمی‌کند.

مسکو با نگاه به شش ماه جنگ آمریکا با ایران در می‌یابد که تکلیف جنگ بزرگ بعدی ممکن است نه با یک ضربه تعیین‌کننده بلکه با مسابقه‌ای طولانی برای تمام کردن ذخایر، شکستن پدافند، سر پا نگه داشتن اقتصاد و فرسوده کردن اراده سیاسی طرف مقابل تعیین شود.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید

مطالب مرتبط

«من را دار خواهند زد»؛ چرا پوتین شکست در جنگ اوکراین را تهدیدی برای شخص خود می‌بیند؟

پزشکیان در دیدار با پوتین از حمایت روسیه در جریان جنگ تشکر کرد

پوتین در باتلاق جنگ؛ اوکراین چگونه ورق را به نفع خود برگردانده است؟