آیا ممکن است چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده، قیمتها را تغییر دهد؟ پاسخ اقتصاددانان به این پرسش، در بسیاری از مواقع مثبت است. بازارها فقط به اتفاقات واقعی واکنش نشان نمیدهند؛ به انتظارات، پیشبینیها و حتی ترسهای مردم نیز واکنش نشان میدهند.
گاهی یک شایعه درباره احتمال کمبود یک کالا، اختلال در عرضه یا افزایش هزینهها، پیش از آنکه هیچ تغییری در واقعیت اقتصادی رخ داده باشد، رفتار مصرفکنندگان و فروشندگان را تغییر میدهد.
اگر تعداد زیادی از مردم همزمان تصمیم بگیرند خرید خود را جلو بیندازند یا بیش از نیاز معمولشان کالا تهیه کنند، تقاضا ناگهان افزایش پیدا میکند. فروشندگان نیز این تغییر را در بازار میبینند و ممکن است در واکنش به آن، قیمتها یا میزان عرضه خود را تغییر دهند.
در این شرایط، چیزی که ابتدا فقط یک احتمال بود، میتواند پیامدهای واقعی اقتصادی ایجاد کند.
وقتی آینده روی قیمت امروز اثر میگذارد
یکی از ویژگیهای مهم اقتصاد این است که قیمتها فقط بر اساس وضعیت امروز تعیین نمیشوند. آنچه خریداران و فروشندگان درباره آینده تصور میکنند نیز در تصمیمهای آنها نقش دارد.
فرض کنید این نگرانی شکل بگیرد که یک کالای مشخص در هفتههای آینده کمیاب خواهد شد. حتی اگر در حال حاضر هیچ کمبودی وجود نداشته باشد، بخشی از مصرفکنندگان ممکن است خرید خود را زودتر انجام دهند یا مقدار بیشتری از آن کالا تهیه کنند.
اگر این رفتار در مقیاس گسترده تکرار شود، موجودی کالا در بازار سریعتر کاهش پیدا میکند و فشار بیشتری بر عرضه وارد میشود. در نتیجه، ممکن است قیمت افزایش پیدا کند؛ نه لزوماً به این دلیل که از ابتدا کمبودی وجود داشته، بلکه به دلیل تغییری که ترس و انتظار در رفتار مردم ایجاد کرده است.
این یکی از مهمترین ویژگیهای اقتصاد ترس است: انتظار یک اتفاق میتواند رفتارهایی ایجاد کند که خودشان احتمال وقوع آن اتفاق را افزایش دهند.
چرا در شرایط نامطمئن، مردم متفاوت تصمیم میگیرند؟
رفتار اقتصادی انسان همیشه کاملاً محاسبهشده و منطقی نیست.
در شرایط عادی، ممکن است فرد خرید یک کالا را به هفته آینده موکول کند، درباره قیمت آن مقایسه انجام دهد یا منتظر شرایط بهتر بماند. اما وقتی احساس کند آینده قابل پیشبینی نیست، اولویت ذهنی تغییر میکند.
در چنین شرایطی، مسئله دیگر فقط این نیست که «آیا این کالا را با بهترین قیمت میخرم؟» بلکه این است که «اگر فردا دیگر نتوانم آن را با این قیمت پیدا کنم چه؟»
ترس از دست دادن یک فرصت یا مواجه شدن با یک ضرر احتمالی میتواند افراد را به تصمیمهای سریعتر و گاهی افراطی سوق دهد.
این موضوع فقط مختص بحرانهای بزرگ نیست. هرجا که اطلاعات ناقص باشد و آینده نامطمئن به نظر برسد، احتمال چنین رفتاری افزایش پیدا میکند.
تجربه گذشته، ترس امروز را تقویت میکند
واکنش مردم به یک شایعه یا هشدار، به تجربههای قبلی آنها هم بستگی دارد.
جامعهای که بارها با کمبود، جهش قیمتها، بحرانهای اقتصادی یا اختلال در عرضه مواجه شده، ممکن است در برابر نشانههای مشابه بسیار سریعتر واکنش نشان دهد.
در چنین شرایطی، حتی یک هشدار کوچک میتواند خاطره بحرانهای قبلی را فعال کند. فرد ممکن است با خودش بگوید اگر صبر کنم و این بار واقعاً اتفاقی بیفتد، ممکن است دیگر فرصتی برای خرید نداشته باشم.
بنابراین، واکنش امروز فقط حاصل اطلاعات امروز نیست؛ تجربه دیروز هم در آن نقش دارد.
شایعه چطور به یک واقعیت اقتصادی تبدیل میشود؟
در اقتصاد، برای ایجاد یک اثر واقعی همیشه به یک خبر رسمی نیاز نیست.
یک پیام در شبکههای اجتماعی، یک ویدئوی کوتاه، یک ادعای تأییدنشده یا حتی یک پیشبینی میتواند نگرانی ایجاد کند. اگر این نگرانی به اندازه کافی گسترده شود، افراد شروع به تغییر رفتار خود میکنند.
نکته مهم این است که برای تأثیرگذاری یک شایعه، لازم نیست همه آن را باور کنند. کافی است تعداد قابل توجهی از مردم احتمال درست بودن آن را جدی بگیرند و بر اساس آن تصمیم بگیرند.
در عصر شبکههای اجتماعی، این فرایند بسیار سریعتر از گذشته اتفاق میافتد. یک خبر نادرست میتواند در مدت کوتاهی به هزاران نفر برسد و پیش از آنکه امکان بررسی صحت آن وجود داشته باشد، رفتار اقتصادی آنها را تحت تأثیر قرار دهد.
چرا اخبار منفی بیشتر دیده میشوند؟
اینجا پای روانشناسی انسان به میان میآید.
ذهن انسان نسبت به تهدید و خبر منفی حساستر است. دانستن اینکه «همه چیز عادی است» معمولاً فوریت چندانی ایجاد نمیکند، اما شنیدن اینکه «ممکن است فردا مشکلی ایجاد شود» فوراً توجه ما را جلب میکند.
به همین دلیل، اخبار مربوط به کمبود، بحران، افزایش قیمت، جنگ و ناامنی معمولاً بیشتر از اخبار عادی دیده و بازنشر میشوند.
این ویژگی در شبکههای اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا الگوریتمها نیز معمولاً محتوایی را که واکنش بیشتری ایجاد میکند، بیشتر در معرض دید کاربران قرار میدهند.
در نتیجه، نگرانی میتواند با سرعت زیادی میان افراد گسترش پیدا کند، حتی زمانی که اطلاعات اولیه چندان قابل اتکا نیست.
رفتار دیگران، اطلاعاتی برای ما میشود
یکی دیگر از عوامل مهم، چیزی است که اقتصاددانان آن را «رفتار گلهای» مینامند.
وقتی افراد درباره آینده اطلاعات کافی ندارند، ممکن است به جای تصمیمگیری مستقل، رفتار دیگران را بهعنوان یک نشانه در نظر بگیرند.
اگر فردی ببیند تعداد زیادی از مردم در حال خرید یک کالای خاص هستند، ممکن است تصور کند آنها اطلاعاتی دارند که او از آن بیخبر است. در نتیجه، خودش نیز تصمیم مشابهی میگیرد.
به این ترتیب، رفتار دیگران به بخشی از اطلاعاتی تبدیل میشود که فرد بر اساس آن تصمیم میگیرد.
مشکل از جایی آغاز میشود که این رفتار به صورت جمعی تکرار شود. در این حالت، یک تصمیم فردی میتواند تصمیم افراد دیگر را تحت تأثیر قرار دهد و موجی ایجاد کند که اندازه آن بسیار بزرگتر از علت اولیه باشد.
آیا هر افزایش قیمتی نتیجه ترس است؟
قیمتها میتوانند به دلایل کاملاً واقعی تغییر کنند؛ از افزایش هزینه تولید و حملونقل گرفته تا کاهش عرضه، اختلال در تجارت، تغییر سیاستهای اقتصادی یا افزایش تقاضای واقعی.
اما انتظارات مردم میتوانند این تغییرات را تشدید یا حتی در برخی موارد پیش از وقوع یک تغییر واقعی، آغاز کنند.
به همین دلیل، اقتصاددانان و سیاستگذاران به چیزی فراتر از آمار فعلی بازار توجه میکنند: اینکه مردم درباره آینده چه فکری میکنند.
اگر بخش بزرگی از جامعه انتظار افزایش قیمت داشته باشد، ممکن است رفتار مصرفکنندگان، تولیدکنندگان و سرمایهگذاران تغییر کند. همین تغییر رفتار میتواند شرایطی ایجاد کند که بازار در نهایت به همان سمتی حرکت کند که مردم از ابتدا انتظارش را داشتند.
اقتصاد ترس فقط درباره پول نیست
موضوع در نهایت فراتر از قیمتهاست. ترس میتواند تصمیمهای اقتصادی افراد را تغییر دهد: اینکه چه چیزی بخرند، چه زمانی بخرند، چقدر پسانداز کنند، کجا سرمایهگذاری کنند یا حتی آیا اصلاً در شرایط نامطمئن حاضر به انجام یک خرید بزرگ باشند یا نه.
در مقیاس بزرگتر، همین تصمیمهای فردی میتوانند روی کسبوکارها، بازارها و حتی سیاستگذاری اقتصادی اثر بگذارند.
به همین دلیل، اقتصاد را نمیتوان فقط با اعداد توضیح داد. پشت هر عدد، مجموعهای از تصمیمهای انسانی وجود دارد؛ تصمیمهایی که گاهی بر اساس اطلاعات دقیق گرفته میشوند و گاهی بر اساس ترس، تجربه، شایعه یا تصور ما از آینده.
شاید مهمترین نکته درباره اقتصاد ترس همین باشد: بازار فقط به آنچه اتفاق افتاده واکنش نشان نمیدهد؛ گاهی به چیزی واکنش نشان میدهد که مردم میترسند اتفاق بیفتد.
و در برخی شرایط، همین ترس میتواند آنقدر رفتارها را تغییر دهد که آیندهای که مردم از آن میترسیدند، به آیندهای تبدیل شود که خودشان در شکلگیری آن نقش داشتهاند.
یک نمونه واقعی؛ وقتی ترس قفسههای فروشگاهها را خالی کرد
یکی از نمونههای شناختهشده اقتصاد ترس در ابتدای همهگیری کرونا در سال ۲۰۲۰ اتفاق افتاد.
با گسترش ویروس و افزایش نگرانی درباره قرنطینه و اختلال در زنجیره تأمین، مردم در بسیاری از کشورها به فروشگاهها هجوم بردند و شروع به خرید و ذخیرهکردن کالاهای مصرفی کردند. دستمال توالت یکی از عجیبترین و در عین حال نمادینترین نمونهها بود.
در بسیاری از کشورها، در ابتدای بحران کمبود واقعی و گستردهای در تولید دستمال توالت وجود نداشت. اما نگرانی از اینکه ممکن است فروشگاهها در روزهای آینده تعطیل شوند یا عرضه کالا مختل شود، باعث شد مردم بسیار بیشتر از میزان معمول خرید کنند.
تصاویر قفسههای خالی نیز این نگرانی را تشدید کرد. کسی که وارد فروشگاه میشد و میدید کالا تمام شده، ممکن بود تصور کند کمبود گستردهای در راه است و در فروشگاه بعدی مقدار بیشتری خریداری کند.
در نتیجه، مسئلهای که تا حد زیادی با تغییر ناگهانی رفتار مصرفکنندگان آغاز شده بود، به یک اختلال واقعی در موجودی فروشگاهها تبدیل شد.
این مثال نشان میدهد که در اقتصاد، فاصله میان «ترس از کمبود» و «کمبود واقعی» همیشه آنقدر که به نظر میرسد زیاد نیست. وقتی تعداد زیادی از مردم همزمان برای جلوگیری از یک اتفاق احتمالی اقدام میکنند، رفتار جمعی آنها میتواند فشار واقعی بر بازار ایجاد کند.