شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در روز چهارشنبه ۱۷ شهریور (۹ سپتامبر) با تصویب قطعنامهای، پرونده هستهای ایران را به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع داد.
این قطعنامه از سوی آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان ارائه شده بود و در متن آن از رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، خواسته شده است قطعنامه جدید و قطعنامهها و گزارشهای پیشین درباره پرونده ایران را به شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل ارسال کند.
پرونده هستهای ایران در سال ۲۰۰۶ نیز از سوی شورای حکام به شورای امنیت منتقل شد. در آن زمان، اختلافات بر سر برنامه غنیسازی ایران تشدید شد و شورای امنیت در سالهای بعد مجموعهای از قطعنامههای تحریمی را علیه تهران تصویب کرد.
این قطعنامه با ۲۳ رأی موافق از مجموع ۳۵ عضو شورای حکام تصویب شد. روسیه، چین و نیجر با آن مخالفت کردند و هشت کشور نیز رأی ممتنع دادند. مبنای اصلی تصمیم شورای حکام، آن چیزی است که آژانس «عدم پایبندی ایران به تعهدات پادمانی» و ناتوانی در راستیآزمایی وضعیت مواد و فعالیتهای هستهای ایران میداند.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
اقدام اخیر شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، گمانهزنیها درباره کیفیت تقابل ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران را بیشتر کرده است؛ تقابلی که تا کنون چند جنگ چندین روزه و انبوهی از تحریمهای جدید و اقدام بیسابقه آمریکا در محاصره دریایی ایران از دل آن بیرون آمده است.
علاوه بر این، روز پنجشنبه ۲۶ شهریورماه ۱۴۰۵ (۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶)، پیشنویس قطعنامه پیشنهادی آمریکا برای تمدید ماموریت «هیئت کارشناسان» کمیته ۱۷۳۷ شورای امنیت ذیل دستورکار «عدم اشاعه» مطرح شد و با وجود کسب ۱۱ رای مثبت با وتوی روسیه و چین تصویب نشد.
در رای گیری برای این قطعنامه در شورای امنیت، روسیه و چین رای منفی، سومالی و پاکستان رای ممتنع و ۱۱ عضو دیگر شورا رای مثبت دادند. تصویب یک قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل نیاز به ۹ رای بدون وتوی ۱۵ عضو این شورا دارد.
کمیته تحریمهای ۱۷۳۷ بر اساس قطعنامه ۱۷۳۷ (۲۰۰۶) تشکیل شد و موظف بود هر ۹۰ روز یکبار به شورای امنیت گزارش ارائه کند. پیش از انعقاد برجام در سال ۲۰۱۵ این نشستهای توجیهی هر سه ماه یکبار و ذیل دستورکار «عدم اشاعه» برگزار میشدند.
قطعنامه ۲۲۳۱ (۲۰۱۵) تمامی قطعنامههای قبلی مربوط به تحریمهای ایران، از جمله قطعنامه ۱۷۳۷ (۲۰۰۶)، را به حالت تعلیق درآورد و در نتیجه، کمیته ۱۷۳۷ و الزام گزارشدهی آن عملا منحل و بلااثر شدند.
در واکنش به وتوی روز پنجشنبه روسیه و چین، کاظم جلالی سفیر ایران در روسیه در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس، نوشت: «تلاش بیوقفه آمریکا در سوءاستفاده از شورای امنیت برای بازگرداندن تحریمهای غیرقانونی علیه جمهوری اسلامی ایران، بار دیگر با وتوی روسیه و چین ناکام ماند، تحریمهایی که پیش از این، طبق برجام برای همیشه لغو شده بود.»
ناکامی آمریکا برای تمدید ماموریت هیأت کارشناسان کمیته ۱۷۳۷، شاید طلیعهای باشد بر ناکامی این کشور و متحدانش در رسیدگی به پرونده هستهای ایران در شورای امنیت.
با این حال گذشته لزوما چراغ راه آینده نیست! یعنی شاید در نشست بعدی شورای امنیت برای تصمیمگیری درباره گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اوضاع بر وفق مراد جمهوری اسلامی رقم نخورد.
این که ارجاع مجدد پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد، ممکن است آبستن چه پیامدهایی باشد، موضوعی است که در گفتوگوی یورونیوز با محسن سازگارا تحلیلگر مسائل سیاسی ایران و افشار سلیمانی تحلیلگر روابط بینالملل مطرح شده است.
«برنامه ترامپ ایزوله کردن ایران است»
افشار سلیمانی، ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل را اقدامی در راستای سیاست «ایزوله کردن ایران از سوی دولت ترامپ» دانست و به یورونیوز گفت: «من ارجاع پروندۀ ایران به شورای امنیت را قطعهای از یک پازل میبینم که با هماهنگی آمریکا انجام شده و اروپا هم در آن مشارکت کرد. منظورم از پازل این است که وضعیت فعلی دال بر این است که چون آمریکا دست کم تا زمان برگزاری انتخابات میاندورهای کنگره (سوم نوامبر) نمیخواهد وارد جنگ تمامعیار شود. بنابراین میخواهد همین محاصره را ادامه دهد. به نظر میرسد افزایش قیمت انرژی در آمریکا نیز موجب بازگشت ترامپ از مسیر کنونیاش نخواهد شد. او در پی تشدید محاصره و تحریمها است. حتی با همسایگان ایران هم صحبت کرده تا راههای زمینی تردد تجاری را بر ایران ببندند و فشارهایش در این زمینه بیاثر نبوده. ایزوله کردن ایران در کنار ارسال پرونده ایران از آژانس به شورای امنیت سازمان ملل، برنامه ترامپ برای واداشتن حکومت ایران به امتیاز دادن در مذاکره با آمریکا است.»
سفیر پیشین ایران در آذربایجان، پیروزی احتمالی دموکراتها در انتخابات کنگره آمریکا در ماه نوامبر را مانع افزایش فشار دونالد ترامپ بر جمهوری اسلامی نمیداند و میگوید: «ایران مدام تاکید میکند اگر به تفاهمنامه برگردید ما هم به آن عمل میکنیم ولی ترامپ تفاهمنامه را کلا کنار گذاشته و صریحا هم گفته دیگر آتشبسی بین آمریکا و ایران برقرار نیست. او میخواهد این روند را ادامه دهد. حاکمان ایران هم بعید است امتیازی به ترامپ بدهند چون منتظر انتخابات ماه نوامبر آمریکا هستند. البته اگر دموکراتها در انتخابات سوم نوامبر پیروز شوند، که احتمالش هم ظاهرا زیاد است، تاثیرات پیروزی آنها از ۲۰ ژانویه ۲۰۲۷ به بعد، تدریجا آشکار میشود. بنابراین ترامپ هنوز زمان قابل توجهی در اختیار دارد و به این زودی تحت فشار احتمالی دموکراتها برای تعدیل سیاستش در قبال ایران قرار نمیگیرد. بگذریم که پیروزی دموکراتها در انتخابات، مانع آغاز دوباره جنگ از سوی ترامپ نخواهد شد.»
«به احتمال زیاد، روسیه و چین وتو میکنند»
محسن سازگارا در مجموع معتقد است ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل، فایده چندانی برای دولت آمریکا ندارد.
او به یورونیوز گفت: «ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت از سوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی، با مخالفت روسیه و چین مواجه شد و حتی این دو کشور سعی کردند مانع طرح این موضوع در جلسه شورای حکام آژانس شوند. بنابراین با توجه به صفبندی فعلی، به احتمال زیاد، طرح در شورای امنیت با رأی منفی این دو کشور وتو خواهد شد و کار به جایی نمیرسد. اما فرض کنیم که این دو کشور هم به نوعی بپذیرند که در شورای امنیت سازمان ملل علیه برنامه هستهای ایران مصوبهای بگذرد یا حتی در نهایت، پرونده هستهای ایران ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد برود و تهدیدی علیه صلح جهانی محسوب شود.»
یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید
آقای سازگارا همچنین درباره وتوی قطعنامه پیشنهادی آمریکا برای تمدید ماموریت «هیات کارشناسان» کمیته ۱۷۳۷ شورای امنیت از سوی روسیه و چین در روز پنجشنبه (۱۷ سپتامبر) گفت: «این وتو روی قطعنامه نظارت سازمان ملل روی تحریمهای ایران و طرح ماشه بود که اروپاییها عنوان کرده بودند. استدلال روسیه و چین این است که برجام تمام شده و در نتیجه مکانیزم ماشه هم بلاموضوع است چه برسد به نظارت سازمان ملل بر چنین تحریمهایی. اما آنچه از سوی شورای حکام آژانس در هفته گذشته به شورای امنیت سازمان ملل رفته درواقع بازکردن یک پرونده جدید برای ایران است که در آن بحث اورانیوم ۶۰ درصدی و عدم دسترسی آژانس به اطلاعات جدید است که روسیه و چین با طرح این گزارش هم مخالفت کردند. بنابراین در واقع از دو پرونده داریم صحبت میکنیم که در هردو حمایت دیپلماتیک چین و روسیه از ایران را شاهد هستیم.»
تشدید تحریمها یا لشگرکشی زمینی؟
از نظر محسن سازگارا، حتی اگر پرونده ایران ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد قرار گیرد، وضعیت کنونی تقابل ایران و آمریکا چندان تغییر نخواهد کرد.
این فعال سیاسی مقیم آمریکا در توضیح پیامدهای احتمالی قرار گرفتن ایران در ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد گفت: «یک پیامد این است که تحریمهای شدید و غلیظ علیه ایران وضع شود. با این حساب، اوضاع برمیگردد به قبل از برجام؛ برای اینکه قبل از اجرای برجام، ذیل همین فصل هفتم، تحریم سازمان ملل علیه ایران وضع شده بود و همه کشورها ملزم به رعایتش بودند. آن تحریم البته فشار زیادی در بر داشت ولی جمهوری اسلامی بالاخره راههایی برای دور زدن تحریم داشت. از طریق سازمان ملل، چیزی اضافه بر فضای قبل از برجام اتفاق نمیافتد. شاید بشود گفت فشار تحریمهای خود آمریکا بر اقتصاد ایران، که الان به تنهایی آنها را اعمال میکند، بیشتر از تحریمهای سازمان ملل است.»
سازگارا پیامد دوم را منطقا جنگ زمینی دانست ولی احتمال وقوع چنین جنگی را ناچیز شمرد و گفت: «حتی اگر قرار باشد جنگ بشود و به ایران لشگر بکشند، باید گفت که معمولا در لشگرکشیهای زمینی هم، حضور سایر اعضای سازمان ملل دکور است و باز آمریکا است که نیروی اصلی را وارد میدان میکند. بنابراین همه چیز برمیگردد به اینکه آیا آمریکا قرار است علیه جمهوری اسلامی لشگرکشی کند و از راه زمینی نیرو به ایران بفرستد یا نه؟ بسیار بعید به نظر میرسد که آقای ترامپ حاضر باشد تا این مرحله پیش بیاید. اگرچه اکسیوس گفته است به دعوت فرمانده سنتکام، جلسهای در آلمان تشکیل شده و فرماندهان نظامی از اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس به اضافه مصر و اردن در این جلسه حضور داشتهاند و نوعی هماهنگی بین آنها ایجاد شده. ولی بسیاری احتمال میدهند موضوع اصلی این جلسه، بحث بابالمندب و حوثیها و دولت انصارالله بوده باشد.»
«متحدان آمریکا بعید است در حمله زمینی به ایران مشارکت کنند»
افشار سلیمانی هم با احتمال قوی میگوید قطعنامه مد نظر آمریکا و متحدانش در شورای امنیت علیه ایران، همانند اقدام پریروز (پنجشنبه ۱۷ سپتامبر) آمریکا در این شورا، با وتوی چین و روسیه مواجه میشود.
وی با این حال پیامد تصویب احتمالی این قطعنامه را نیز چیزی جز تکرار حملات هوایی از سوی آمریکا نمیداند و میگوید: «به نظرم ارجاع پرونده ایران به شوری امنیت اتفاق خاصی را رقم نمیزند. اولا احتمال وتوی روسیه و چین به سود ایران زیاد است. حتی اگر روسیه و چین قطعنامه احتمالی شورای امنیت علیه ایران را وتو نکنند، تصویب این قطعنامه چیزی به فشارهای فعلی بر ایران اضافه نخواهد کرد. ممکن است بتوانند پرونده ایران را ببرند ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد و مجوز حمله نظامی به ایران را صادر کنند. احتمال صدور چنین مجوزی خیلی کم است ولی حتی اگر این طور هم بشود، قبلا به ایران حمله شده و نهایتا حملات قبلی تکرار میشود. تنها کاری که آمریکا تا حالا نکرده، حمله نظامی آخرالزمانی و یا حمله زمینی است. آمریکا دنبال جمعکردن متحدانی علیه ایران است ولی این متحدان احتمالی بسیار بعید است که در حمله زمینی به ایران مشارکت کنند.»
«یک نسل را قربانی کردند برای پروژه بیسرانجام هستهای»
نهایتا محسن سازگارا شرایط کنونی کشور ایران در پی تقابل ایران و آمریکا بر سر برنامه هستهای جمهوری اسلامی را به قدری «مصیبتبار» دانست که تشدید این مصیبت را مسئلهای فرعی قلمداد کرد.
آقای سازگارا در انتقاد از آنچه که پروژه بیسرانجام هستهای جمهوری اسلامی ایران نامید، به یورونیوز گفت: «وضع مصیبتباری که برای کشور ما پیش آمده، به قدر کافی زیاد است و اینکه اوضاع چند درجه از این بدتر شود، شاید تغییر چندانی در تشدید این وضع اسفناک نداشته باشد. پروژه بیسرانجام هستهای، که از بیستوچند سال قبل با تایید آقای خامنهای و مصوبه شورای عالی امنیت ملی، در زمان ریاست آقای خاتمی بر این شورا شروع خورد و تقریبا از سال ۲۰۰۵ به طور جدی دنبال شد و آقای فخریزاده در رأس آن قرار گرفت، پروژهای که نام مخفف آن "آماد" بود، تا به حال خسارت هنگفتی به کشور ما زده است. گفته میشود تحریمها به طور مستقیم نیم تریلیون دلار به ایران خسارت زدهاند و خسارت غیرمستقیم، از طریق از دست رفتن فرصتها، نزدیک به دو تریلیون دلار برآورده شده. یک نسل فدا شده برای اینکه ما در پایان این پروژه بمب اتمی داشته باشیم یا برسیم به یکقدمی بمب اتمی؛ که مثلا بازدارندگی داشته باشد و دنیا به ما حمله نکند. نتیجهاش را هم داریم میبینیم: جنگی که روی دست کشور ما مانده است. خود همین جنگ هم، مطابق برآورد آمریکاییها، حدود نیم تریلیون دلار به کشور ما خسارت زده است. تازه جنگ هنوز تمام نشده است. ضمنا همه تاسیساتی که در کشور ما برای پروژه اتمی ساخته شده بودند، نابود شدهاند و حالا شاید یواشکی بخواهند تاسیسات جدیدی در جای دیگری بسازند. واقعا نمونه یک کار بیخردانه، ندانسته، نفهیمده و یک پروژه بیسرانجام بوده که یک نسل را قربانی کرده و یک کشور را به گرفتاری انداخته تا همین امروز.»