آمریکا و اسرائیل حملات موشکی به ایران را در ۲۸ فوریه آغاز کردند. ایران نیز ظرف چند روز به این حملات پاسخ نظامی داد و سپس در عرصه اقتصادی، با ایجاد اختلال گسترده در جریان انرژی و دیگر کالاها از طریق تنگه هرمز، واکنش نشان داد. با توجه به درهمتنیدگی اقتصاد جهانی، برندگان جنگ انرژی کدامند؟
در حال حاضر درگیریها با ایران رسما وارد ششمین ماه خود شده است. درگیریهایی که منافع و مضراتی را از لحاظ اقتصادی و به ویژه در حوزه انرژی برای کشورهای مختلف به همراه داشته است.
با تکیه بر پاسخ کارشناسان مؤسسه «بلومبرگانایاف» (BNEF) به این سوال پاسخ میدهیم که در بخش انرژی چه کشورهایی در جهان از جنگ ایران سود میبرند؟
چین؛ بزرگترین تولیدکننده تجهیزات انرژی پاک در جهان
چین مدتها پیش از آغاز جنگ، با قرار دادن امنیت انرژی در مرکز سیاستگذاریهای ملی، بهتدریج تولید داخلی نفت و گاز و ذخایر خود را افزایش داده بود. این کشور اکنون یکی از بزرگترین ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد و تولید داخلی گاز آن نیز به رکوردهای جدید رسیده است. این اقدامات شوک ناشی از درگیری در خلیج فارس را کاهش داده و به چین اجازه داده است با کاهش واردات، به یک عامل مهم ایجاد تعادل در بازارهای جهانی تبدیل شود.
همچنین تقاضا برای بنزین در این کشور در حال کاهش است، زیرا اکنون بیش از نیمی از خودروهای جدید فروختهشده در چین برقی هستند. چین همچنین با فاصله زیاد، بزرگترین تولیدکننده تجهیزات انرژی پاک در جهان، از جمله پنلهای خورشیدی، خودروهای برقی و باتریهاست. صادرات این محصولات بلافاصله پس از آغاز جنگ ایران افزایش چشمگیری یافت. در ابتدا این افزایش ناشی از تغییر در یک یارانه صادراتی مهم داخلی بود، اما چین اکنون پنج ماه متوالی است که رکورد صادرات این محصولات را از نظر ارزش دلاری ثبت میکند.
رونق صادرات انرژی خورشیدی چین پیشتر به کشورهای مشخصی محدود بود، اما دسترسی به تجهیزات خورشیدی ارزانقیمت چینی تقاضا برای انرژی خورشیدی را در قاره آفریقا نیز افزایش داده است.
علاوه بر این، از زمان آغاز جنگ، واردات خودروهای برقی چینی به برزیل نیز بهشدت افزایش یافته است. حدود ۱۶۶ هزار خودروی برقی باتریدار و خودروهای هیبریدی شارژی در ماههای آوریل و مه وارد برزیل شدند که این دو ماه را به بزرگترین ماههای واردات این خودروها در تاریخ تبدیل کرد. برای مقایسه، در همین دوره ۴۰۱ هزار دستگاه خودرو با هر نوع پیشرانهای در برزیل فروخته شد.
آمریکای لاتین و منابع غنی مس و لیتیوم
جنگ ایران در آمریکای لاتین نیز منافع خوبی را عاید تولیدکنندگنندگان نفتی و برخی مواد اولیه کرده است. کشورهایی که پیش از این نیز در حال افزایش تولید نفت بودند، یعنی برزیل، آرژانتین و گویان، با افزایش قیمتها و تلاش واردکنندگان برای یافتن تأمینکنندگان خارج از خلیج فارس، درآمدهای بیسابقهای ثبت کردند.
افزایش قیمت مس و لیتیوم نیز به نفع بزرگترین صادرکنندگان منطقه آمریکای لاتین، از جمله شیلی و پرو بوده است. افزایش جهانی قیمت نفت همچنین برزیل را که از پیش دومین تولیدکننده بزرگ سوختهای زیستی در جهان بود، به افزایش سهم اجباری اتانول در ترکیب بنزین ترغیب کرده است.
حرکت به سمت برقی شدن، موجب افزایش تقاضای ساختاری برای فلزات مهم و مورد نیاز در گذار انرژی نیز شده، امری که احتمالا به نفع کشورهای غنی از منابع در آمریکای لاتین خواهد بود.
عمان و دسترسی به آبهای اقیانوس
تأثیر اقتصادی جنگ بر تولیدکنندگان نفت خاورمیانه مستقیما با توانایی آنها برای دور زدن تنگه هرمز ارتباط داشته است. در همین باره دسترسی مستقیم عمان به آبهای اقیانوسی باعث شده است این کشور به یکی از «برندگان» جنگ تبدیل شود.
اما دیگر کشورهای منطقه گزینههای محدودی دارند. خاورمیانه که مدتها بهعنوان تامینکنندهای قابل اعتماد در بازار جهانی انرژی شناخته میشد، اکنون در اولویت خود افزایش تابآوری در برابر محدودیتهای صادرات سوختهای فسیلی و در صورت امکان کاهش وابستگی به تنگه هرمز را قرار خواهد داد. جنگ در بلندمدت میتواند آغازگر مرحله جدیدی از رشد انرژیهای تجدیدپذیر در خاورمیانه باشد.
آمریکا و تولید فراوان گاز طبیعی داخلی
اقتصاد آمریکا تاکنون در برابر پیامدهای جنگ تا حد زیادی مقاوم بوده است. تولید فراوان گاز طبیعی داخلی، همراه با ظرفیت حداکثری پایانههای صادرات گاز طبیعی مایعشده (LNG)، قیمت گاز طبیعی و برق را تا حد زیادی کنترل کرده است. افزایش قیمت سوختهای مایع به نفع تولیدکنندگان و پالایشگران نفت آمریکا بوده، اما همزمان به افزایش تورم و نارضایتی مصرفکنندگان نیز کمک کرده است.
کانادا و افزایش فروش سوخت به آلمان و کره جنوبی
در مورد کانادا نیز از زمان آغاز جنگ، آلمان و کره جنوبی متعهد شدهاند سوخت بیشتری از آن خریداری کنند و در زیرساختهای تولید سوخت این کشور سرمایهگذاری کنند. مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، نیز تلاش کرده است جایگاه کانادا بهعنوان یک «ابرقدرت انرژی» را بیش از پیش تقویت کند. این هدف از طریق افزایش صادرات نفت، توافقهای تجاری، توسعه برق پاک و تولید خودروهای برقی، پروژههای بیشتر جذب کربن و افزایش قیمت کربن در استان نفتخیز آلبرتا صورت میگیرد.
استرالیا و افزایش صادرات گاز طبیعی مایع
در استرالیا ترکیبی از تولید فراوان گاز طبیعی و صادرکنندگان گاز طبیعی مایع که ترجیح دادهاند به جای افزایش شدید قیمتها، از فرصتهای پرسود صادراتی استفاده کنند، باعث شده قیمت گاز طبیعی برای مصرفکنندگان داخلی پایین بماند. در نتیجه مستقیم این وضعیت، قیمت برق در سراسر کشور در سطح پیش از جنگ باقی مانده یا حتی پایینتر از آن قرار گرفته است.
همچنین درست در زمانی که قیمت بنزین و گازوئیل افزایش یافت، نخستین سیاست استرالیا برای خودروهای برقی نیز شروع به اثرگذاری کرد و این کشور تقریبا به اندازه کل سال ۲۰۲۵، خودروهای برقی خود را در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ فروخت.
بیشترین تأثیرمنفی اما در جایگاههای سوخت استرالیا احساس شده است. استرالیا همچنان برای فرآوردههای پالایششده نفتی تا حد زیادی به واردات وابسته است. بلافاصله پس از آغاز جنگ، قیمتهای بالای جهانی در بازار لحظهای و خرید هیجانی، بهویژه برای گازوئیل در مناطق روستایی، باعث افزایش شدید قیمتها و حتی کمبودهای مقطعی در برخی مناطق شد. با توجه به وابستگی شدید بخش حملونقل، کشاورزی و منابع استرالیا به قیمت جهانی نفت، این کشور ممکن است با مشکل تداوم تورم مواجه شود.
کشورهای متضرر از جنگ انرژی
اروپا به دلیل وابستگی خود به فرآوردههای پالایششده نفتی خلیج فارس، بهشدت در معرض پیامدهای جنگ ایران قرار گرفته است. تقریبا نیمی از واردات سوخت جت اتحادیه اروپا و نزدیک به یکپنجم واردات گازوئیل این اتحادیه از طریق تنگه هرمز عبور میکند.
ژاپن و کره جنوبی نیز که اقتصادهای انرژیمحور و بهشدت وابسته به واردات هستند، اختلال در بازار انرژی را بلافاصله احساس کردند. پیش از جنگ، ۷۰ درصد نفت خام کره جنوبی و ۹۰ درصد نفت خام ژاپن از طریق تنگه هرمز عبور میکرد. پس از آغاز درگیری، قیمتهای لحظهای گاز طبیعی مایعشده (LNG) در منطقه بهشدت افزایش یافت و هر دو کشور مجبور شدند از ذخایر راهبردی نفت خود استفاده کنند و همزمان افزایش شدید هزینه عمدهفروشی برق را تحمل کنند.
جنگ اکنون استدلال برای گذار انرژی در ژاپن و کره جنوبی را از نو تعریف کرده است. کره جنوبی در ماه آوریل این ارتباط را بهصراحت در برنامهای برای دستیابی به ۱۰۰ گیگاوات انرژی تجدیدپذیر و بیش از ۲۰ درصد تولید برق از منابع تجدیدپذیر تا سال ۲۰۳۰ مطرح کرد.
تغییر سیاست در ژاپن کمتر رخ داده، اما این بحران، احتمال ازسرگیری فعالیت نیروگاههای هستهای و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر داخلی را که از پیش در راهبرد ۲۰۴۰ این کشور گنجانده شده بود، تقویت کرده است.