این فعال سیاسی بر این باور است که ادامه وضع موجود به قیام مجدد مردم ایران منتهی میشود؛ قیامی که ممکن است بسیار گستردهتر از دی ۱۴۰۴ باشد. وی همچنین در مجموع جمهوری اسلامی را حکومتی در سراشیبی سقوط میداند.
محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا، اوضاع اقتصادی جامعه ایران را با روند پرشتابی به سمت بدتر شدن سوق میدهد. محمدباقر قالیباف رئیس مجلس ایران هشدار داده است که در صورت گرسنگی مردم و بحران اقتصادی، نظام جمهوری اسلامی دوام نمیآورد.
مسعود پزشکیان هم از تندروهای نظام خواسته است در شرایط فعلی به خاتمه جنگ رضایت دهند. او روز یکشنبه، یکم شهریور مخالفان تفاهمنامه با آمریکا را کسانی دانست که «ناآگاه از جزئیات» و افرادی دانست که «هرچه به آنان بگویی نمیشنوند». در این میان، مقامهای دولت آمریکا هم تصریح کردهاند که هدفشان از اعمال تحریمهای جدید علیه ایران، فروپاشی جمهوری اسلامی است.
همزمان اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا روز یکشنبه با انتشار مقالهای در «فایننشالتایمز» جزئیات مختصری از راهبرد تحریمی جدید آمریکا علیه ایران، موسوم به «روز دی اقتصادی» را بیان کرد و گفت که هدف این کارزار «قطع تمامی شریانهای اقتصادی حامی جمهوری اسلامی است تا جایی که تهران کاملا تنها بماند.
در میانه این بحرانهای متعدد، شایعه زنده نبودن مجتبی خامنهای نیز در جامعه ایران تقویت شده و نظام جمهوری اسلامی همانند کشتی بیناخدایی به نظر میرسد که ملوانانش نیز بر سر ادامه مسیر با یکدیگر اختلاف نظر دارند. متن زیر مصاحبه یورونیوز با حسن شریعتمداری، فعال سیاسی و تحلیلگر مسائل ایران، درباره وضعیت فعلی جمهوری اسلامی و پیامدهای محتمل آن است.
آقای شریعتمداری بر این رأی است که ادامه وضع موجود به قیام مجدد مردم ایران منتهی میشود؛ قیامی که ممکن است بسیار گستردهتر از دی ۱۴۰۴ باشد. وی همچنین در مجموع جمهوری اسلامی را حکومتی در سراشیبی سقوط میداند.
با توجه به تداوم غیبت مجتبی خامنهای، شایعات مربوط به کشتهشدن وی در حمله نهم اسفند قوت گرفته است. برخی نیز میگویند مرگ او قریبالوقوع است. شم سیاسی شما چه میگوید؟ آیا جمهوری اسلامی در پنجماهونیم گذشته، رهبری به نام مجتبی خامنهای داشته یا از او چیزی جز یک نام باقی نمانده است؟
**حسن شریعتمداری: «**بعد از فقدان آقای خامنهای، گروهی که نگران به قدرت رسیدن سپاه و از دست دادن ابتکار مذاکره با آمریکا بودند، آقای مجتبی خامنهای را که یا واقعا به هیچ وجه وجود ندارد و یا در وضعیتی نیست که ظاهر شود و رهبری کند، در جایگاه رهبری نشاندند تا بتوانند مشروعیت مذاکرات را به دست بیاورند و موقعیت خودشان را حفظ کنند. به نظر من اصرار بر رهبری مجتبی خامنهای بیشتر یک کارکرد سمبلیک برای جلوگیری از خلأ وجود رهبری است و الان هم شایعه اینکه مرگ او را اعلام خواهند کرد، بسیار قوی است. بسته به اینکه اوضاع چطور پیش برود، ممکن است بر زنده بودن او اصرار کنند یا بالاخره به این نتیجه برسند که باید مرگش را اعلام کنند. مجتبی خامنهای در این پنجماهونیم کارت سفیدی بوده که ابتدا گروه مذاکرهکننده از او استفاده کرده. آقای پزشکیان دو بار ادعای دیدار طولانی با او داشته؛ بدون اینکه بتواند شواهد کافی عرضه بکند. گروه مقابل هم سعی کرده از قول او، مخالفتهایی با مذاکره را نقل کند که به نفع مواضع خودش باشد. این جدال ادامه خواهد داشت چراکه مقدمه جدال بر سر رهبری آینده است؛ اگر این نظام دوام داشته باشد.»
پزشکیان و قالیباف بوضوح خواستار توافق و پایان جنگ هستند و شورای عالی امنیت ملی هم تفاهمنامه ایران و آمریکا را تایید کرد. سران نظامی کشور هم در جلسه شورا به تفاهمنامه رای مثبت داده بودند. به نظرتان چرا جمهوری اسلامی با حمله به آن دو کشتی در تنگه هرمز، زمینهساز نقض آتشبس و بیثمرشدن تفاهمنامه شد و این کار زیر سر کدام جناح یا جریان داخل نظام بود؟
**حسن شریعتمداری: «**نظامیانی که در شورای عالی امنیت ملی هستند، به همراه دولتمردان عضو این شورا، تا کنون موافق مذاکرات بودهاند و قرار گرفتن محسن رضایی در رأس شورا نیز در این وضعیت تغییر واضحی بوجود نیاورده ولی ظاهرا بعد از اینکه اسرائیل سران قدیمی سپاه را از بین برد، بدنهای از افراد جوانتر سپاه میدان را به دست گرفتهاند که کمتر ایدئولوژیکاند، تحصیلکردهترند، مجال کمتری برای دزدیکردن داشتهاند و بسیار مصرند موقعیت سپاه را، که فقط جنگ حفظ میکند، بوسیله ادامه جنگ حفظ کنند. تا کنون جناح دیگری در سپاه، به جز اینها که در میدان هستند و بازی را به هم میزنند، دیده نشده. اینها ظاهرا با همه تصمیمات سران کهنهکار سپاه، که یک عدهشان زنده ماندهاند و در شورای عالی امنیت ملی و بقیه جاها حضور دارند، موافق نیستند و به نتیجه رسیدن مذاکرات را موجب تزلزل موقعیت سپاه میدانند و بیشتر این در نظرشان است که کشورهایی مثل لبنان و عراق، وقتی به آرامش نسبی رسیدند و دولت در آنها مستقر شد، اولین اقدام که با کمک آمریکاییها هم انجام شد، این بود که نیروهای شبهنظامی یا در ارتش ادغام شدند، یا حذف شوند یا اینکه به پارلمان و نیروهای مدنی پیوستند و حزب شدند و اقتدار سابق را از دست دادند. به نظر عدهای در بدنه سپاه با این وضعیت مخالفاند و بازی را به هم میزنند و شلیکهای مد نظر شما هم باید از ناحیه آنها باشد.»
آیا جمهوری اسلامی ناچار است برای شکستن محاصره دریایی اقدام نظامی بکند یا ترجیح میدهد فلاکت اقتصادی روزافزون را بدون جنگ تحمل کند؟
**حسن شریعتمداری: «**شکستن محاصره تنگه هرمز و یا کنار آمدن با آمریکا هر دو سناریوهایی است که در نظر حکومت ایران هست. کنار آمدن با آمریکا بسیار هزینهزاست چون اعضای حکومت را تقسیم بر چند میکند. اینها از ادامه مذاکرهای که زود منجر به نتیجه شود، ابا و وحشت دارند و تحت تاثیر نیروهای رادیکالتر، میخواهند راه میانهای را در صورت امکان در پیش بگیرند که بخشی از آن مذاکره است و بخش دیگرش، اگر مذاکره به نتیجه نرسد، درگیری محدود است. میخواهند این مسیر را برای مدتها ادامه بدهند. ترامپ میخواهد این بازی را به پایان برساند و محاصره دریایی را بسیار سخت کرده. سران جمهوری اسلامی حتی قدرت اداره مالی جنگ را به تدریج از دست خواهند داد. بنابراین یکی از سناریوهای جانشین از نظرشان این است که اگر آمریکا محاصره را ادامه داد و راه خروجی برایشان باقی نگذاشت، تحت عنوان حمله به پایگاههای آمریکایی، به همسایگان ایران حمله کنند و با تاراج آنها کمبودهای مالی خودشان را جبران کنند. همان کاری که صدام حسین به دلیل وجود بدهیهای فراوان بعد از جنگ با ایران، در حمله به کویت قصد انجامدادنش را داشت ولی با تهاجمی که آمریکا به طور قوی به عراق کرد، شکست خورد. جمهوری اسلامی فکر میکند آمریکا الان چنان توانی ندارد و اینها میتوانند این گزینه را به طور محدود امتحان کنند و اگر موفق بودند، توسعهاش بدهند. در هر صورت اگر آمریکا محاصره دریایی را محکم ادامه بدهد و منابع مالی جمهوری اسلامی را قطع کند، از چند گزینه خطرناکی که در دست دارند، یک گزینه محتمل همین خواهد بود.»
به نظر شما جامعه ایران پس از کشتار بیسابقهی دی ۱۴۰۴، در شرایط فعلی توان تکرار اعتراضات گسترده را دارد؟
**حسن شریعتمداری: «**ادامه وضعیت فلاکتبار از این جهت برای جمهوری اسلامی خطرناک است که باعث قیام حتمی مردم میشود؛ مردمی که در این فلاکت اقتصادی گزینه دیگری جز قیام علیه حکومت ندارند زیرا ادامه این وضع علیه موجودیت مردم ایران است. جمهوری اسلامی به شدت نگران چنین قیامی است و البته سعی خواهد کرد با کشتار، مانند دی ماه پارسال، جلوی قیام مردم را بگیرند ولی این بار ممکن است قیام در چنان ابعادی باشد که مهار آن حتی با کشتار نیز بسیار سخت باشد.»
آیا فشارهای اقتصادی ممکن است سبب ریزش نیروهای سرکوب نظام شود یا اینکه جمهوری اسلامی در هر صورت میتواند با تزریق انگیزههای ایدئولوژیک و تخصیص رانت، نیروهای سرکوبش را دست کم تا پایان دوران ریاست جمهوری ترامپ حفظ کند؟
**حسن شریعتمداری: «**به هر صورت تجربههای جهانی نشان میدهد که در مقطعی نیروهای ایدئولوژیک هم دچار انفعال اخلاقی میشوند و به پوچی راهشان پی میبرند و سرخورده و ناامید میشوند و امکان ایجاد انشعاب و ریزش در بین آنها خیلی زیاد است. اینکه آیا در قیام بعدی مردم چنین ریزشی صورت میگیرد یا بعدها، ملعوم نیست ولی ریسکش چنان قوی است که همه نیروهای داخل نظام هم تکرار قیام مردم را فاجعه بزرگی میبینند که ممکن است پایان عمر آنها را رقم بزند. در جدی بودن این خطر و در اینکه جمهوری اسلامی این خطر را از خطر حمله خارجی هم بزرگتر میبیند، شکی نیست ولی متاسفانه تا امروز هیچ راهکاری به جز مقابله با مردم و کشتار آنها ابراز نشده و برخلاف نیروهای دیگر، صلح با مردم و یارگیری از درون ملت، از هیچ جناحی در جمهوری اسلامی مشاهده نشده. آنها مردم را بیشتر به عنوان ابزار تایید سیاستهای خودشان میخواهند، شخصیت مستقلی برای جامعه مدنی و مردم قائل نیستند وهیچ نقشهای برای نزدیکشدن به مردم، قبول خواستههای مردم، عذرخواهی از مردم و تغییر سیاست، در هیچ جناحی از این نظام مشاهده نمیشود؛ بنابراین حکم نابودی خودشان را به دست خودشان قبلا امضا کردهاند.»