مراسم تشییع دیکتاتورها که معمولا با هیاهوی بسیار برگزار میشود، فرصتی تبلیغاتی برای حکومتهاست تا به نمایش قدرت و بازتولید مشروعیت سیاسی خود بپردازند؛ اگرچه روشن نیست تا چه اندازه این نمایش میتواند در حفظ مشروعیت یک رژیم موفق باشد.
ویژگیهای مشترک این تشییعها، در برگزاری عزاداریهای ملی چندروزه و تاکید بر محبوبیت رهبر، پوششهای گسترده رسانهای، بسیج گسترده جمعیت برای حضور در مراسم، توقف همه برنامههای عادی فرهنگی و تفریحی، تمرکز تبلیغات بر وحدت ملی و استمرار نظام سیاسی، درنهایت بهرهگیری از مراسم برای معرفی یا تثبیت جانشین رهبر خلاصه میشود.
در ادامه، مروری خواهیم داشت برنامههای برگزار شده برای برخی از مهمترین دیکتاتورها در ۷۰ سال اخیر.
۱. جوزف استالین (اتحاد جماهیر شوروی، ۱۹۵۳)
جوزف استالین، دومین رهبر اتحاد جماهیر شوروی پیشین، در ۵ مارس ۱۹۵۳ در پی سکته مغزی در سن ۷۴ سالگی درگذشت. خبر مرگ او در ساعت ۴ بامداد ۶ مارس اعلام شد و از همان زمان یک عزاداری ملی آغاز گردید که چهار روز ادامه داشت.
تمام برنامههای عادی رادیو و تلویزیون قطع شدند، پخش موسیقیهای عادی ممنوع گردید و تنها موسیقی سوگواری و پیامهای رسمی پخش میشد. کارخانهها، مدارس، دانشگاهها و ادارات نیز مراسم سوگواری اجباری برگزار کردند و هزاران پرچم سیاه و تصویر از استالین در سراسر کشور نصب شد.
مردم با اتوبوس و قطار از شهرهای مختلف برای حضور در مراسم خاکسپاری به مسکو منتقل شدند و در روز خاکسپاری نیز مراسم بطور کامل فیلمبرداری شد تا بعدها در سینماهای شوروی نمایش داده شود.
مستند «تشییع جنازه رسمی» (State Funeral) ساخته سرگئی لوزنیتسا که به کمک همین تصاویر ساخته شده، بخوبی نشان میدهد که حکومت چگونه این خاکسپاری را به یک نمایش عظیم سیاسی تبدیل کرده بود.
جسد استالین مدت چهار روز در تالار اصلی «خانه اتحادیهها» (House of the Unions) در مسکو قرار گرفت تا مردم بتوانند از مقابل تابوت عبور کنند. تخمین زده میشود که پنج میلیون نفر در مراسم بازدید از تابوت شرکت کردند؛ برخی مورخان حتی از وقوع صحنههایی از هیستری جمعی در جریان این برنامه نوشتند.
در مراسم خاکسپاری او در ۹ مارس نیز صحنههای مشابهی رقم خورد. صدها هزار نفر از سراسر اتحاد جماهیر شوروی پیشین در این مراسم شرکت کردند و برخی از گزارشها از کشته شدن بیش از ۱۰۰ نفر در اثر ازدحام جمعیت خبر دادند.
در روز تشییع جنازه استالین، مراسم سکوت در سراسر کشور برقرار شد. سپس با زنگ ساعت کرملین، آژیرها و بوقها در سراسر کشور به صدا درآمدند و همزمان با آن، از محوطه کرملین ۲۱ توپ شلیک شد.
برنامههایی به همین مناسبت در سایر کشورهای بلوک شرق حتی در مغولستان، چین و کره شمالی برگزار شد و رسانههای دولتی علت آن را محبوبیت و «کیش شخصیت» استالین دانستند. با این حال، تنها سه سال بعد از مرگ استالین، نیکیتا خروشچف، رهبر جدید شوروی، بخش بزرگی از همین کیش شخصیت را محکوم و روند «استالینزدایی» را آغاز کرد.
جسد مومیایی شدۀ استالین، درنهایت در آرامگاه لنین در میدان سرخ، کنار تابوت بنیانگذار اتحاد جماهیر شوروی قرار گرفت. با این وجود در اکتبر ۱۹۶۱، پس از برگزاری بیست و دومین کنگره حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی، نیکیتا خروشچف تصمیم گرفت تابوت استالین را از این آرامگاه خارج کند. تابوت او نیمهشب ۳۱ اکتبر همان سال مخفیانه نزدیک دیوار کرملین، جایی که بعدا به گورستان کوچکی برای چهرههای عالیرتبه اتحاد جماهیر شوروی تبدیل شد، به خاک سپرده شد.
۲. فرانسیسکو فرانکو (اسپانیا، ۱۹۷۵)
فرانسیسکو فرانکو، دیکتاتور اسپانیا در ۲۰ نوامبر ۱۹۷۵ بر اثر نارسایی قلبی در سن ۸۲ سالگی درگذشت.
جسد فرانکو از ۲۱ تا ۲۳ نوامبر در کلیسای کوچک کاخ سلطنتی مادرید در معرض دید عموم قرار گرفت و دهها هزار بازدیدکننده از این مکان دیدار کردند.
در ۲۳ نوامبر مراسم خاکسپاری برگزار شد. کل مراسم به طور زنده و کامل توسط تلویزیون رسمی اسپانیا پخش شد و بسیاری از دولتهای اروپایی که رژیم فرانکو را محکوم میکردند، از اعزام نمایندگان عالیرتبه به مراسم تشییع او خودداری کردند.
سپس جسد فرانکو برای دفن به «دره شهدا» برده شد؛ عمارتی عظیم که با استفاده از کار اجباری زندانیان سیاسی ساخته شده بود و ظاهرا هدف از ساخت آن، بزرگداشت تلفات هر دو طرف جنگ داخلی اسپانیا بود.
در روز خاکسپاری، جمعیت عظیمی در محوطه دره حضور یافتند و مراسم عشای ربانی در فضای باز برگزار شد. حدود ۷۵ هزار نفر از نیروهای فرانکو نیز در حالی که پیراهنهای آبی فالانژها را پوشیده بودند، با سلامهای فاشیستی از جسد او استقبال کردند. او در چند متری قبر پریمو د ریورا، بنیانگذار حزب فاشیستی فالانژ اسپانیا به خاک سپرده شد.
جسد فرانکو به مدت ۴۴ سال در این مقبره قرار داشت تا اینکه در سال ۲۰۱۹ میلادی نبش قبر شد و به گورستان خانوادگی آنها منتقل گردید.
۳. مائو تسهتونگ (چین، ۱۹۷۶)
مائو تسهتونگ، بنیانگذار جمهوری خلق چین و رئیس حزب کمونیست چین، در ۹ سپتامبر ۱۹۷۶ در سن ۸۲ سالگی پس از یک دوره بیماری درگذشت.
دولت پس از مرگ او ۸ روز عزای عمومی اعلام کرد. نصب تصاویر عظیم مائو در شهرها آغاز شد و تمام فعالیتهای سرگرمی و موسیقی در سراسر کشور به حالت تعلیق درآمد.
در طول این مدت، جسد مائو پوشیده شده با پرچم حزب کمونیست چین، در تالار بزرگ خلق در معرض دید عموم قرار گرفت و تخمین زده میشود که در این مدت یک میلیون نفر، از جمله فرستادگان دیپلماتیک، رهبران احزاب کمونیست خارجی و اتباع خارجی حاضر در چین، برای ادای احترام از کنار جسد مائو عبور کردند.
عزاداری برای مائو تا ۱۸ سپتامبر ادامه داشت و در آخرین روز نیز مراسمی بزرگ در میدان تیانآنمن به نمایش درآمد که همزمان برای سراسر چین پخش شد.
اگرچه رسانههای دولتی از این مراسم بهعنوان نمایش وحدت ملی یاد میکردند اما تنها چند هفته بعد از آن، چهار عضو رادیکال کنگره دهم حزب کمونیست چین موسوم به «دسته چهار نفره» بازداشت شدند و در سالهای بعد اصلاحات عمیق اقتصادی و سیاسی دنگ شیائوپینگ آغاز گردید که فاصله زیادی با بسیاری از سیاستهای دوران مائو داشت.
مراسم تشییع او نیز برای نخستین بار در تاریخ چین، به صورت زنده از تلویزیون پخش شد.
۴. روح الله خمینی (تهران، ۱۹۸۹)
روح الله خمینی، اولین رهبر جمهوری اسلامی ایران در ۳ ژوئن ۱۹۸۹ میلادی (۱۳ خرداد ۱۳۶۸) ساعت ۲۲:۲۰ به وقت تهران، پس از گذراندن یازده روز در بیمارستان، در سن ۸۶ سالگی درگذشت.
پس از مرگ او، در ایران ۴۰ روز عزای عمومی، در پاکستان ۱۰ روز، در سوریه ۷ روز و در افغانستان، لبنان و هند ۳ روز عزای عمومی اعلام شد و بنا بر گزارشهای داخلی حدود ۱۰ میلیون نفر در مراسم تشییع جنازه او شرکت کردند.
جسد او در ۵ ژوئن (۱۵ خرداد) به مصلی تهران منتقل و در یک محفظه شیشهای به نمایش گذاشته شد و تا روز بعد، صدها هزار تن از عزادارانش به این مکان رفتند.
در ۶ ژوئن برای جسد نماز میت اقامه و سپس جسد به گورستان بهشت زهرا منتقل شد. به دلیل جمعیت انبوه عزاداران، جسد به کمک یک هلیکوپتر نیروی هوایی ارتش به گورستان منتقل گردید و ازدحام جمعیت نیز منجر به کشته شدن ۸ نفر در جریان مراسم تشییع جنازه او شد.
هجوم مردم به سوی جسد در زمان خاکسپاری حتی باعث پاره شدن کفن او و توقف مراسم دفن شد؛ به همین دلیل مراسم بار دیگر تحت تدابیر امنیتی شدیدتر برگزار شد.
۵. کیم ایل سونگ (کره شمالی، ۱۹۹۴)
کیم ایل سونگ، بنیانگذار و رهبر کره شمالی، در بامداد ۸ ژوئیه ۱۹۹۴ در سن ۸۲ سالگی بر اثر حمله قلبی درگذشت. دولت کره شمالی برای مدتی بیش از ۳۴ ساعت خبر مرگ او را اعلام نکرد.
از ۸ تا ۱۷ ژوئیه، یک دوره عزای عمومی در این کشور اعلام و هرگونه تفریح و رقص ممنوع شد. در طول دوره عزاداری، مراسم ویژهای در تمام ارگانها و شرکتها در سراسر کشور برگزار شد.
در پایتخت، عزاداران از ۱۱ تا ۱۶ ژوئیه میتوانستند به دیدار تابوت او بروند و تلویزیون رسمی تصاویر میلیونها عزادار را نشان میداد که در خیابانهای پیونگیانگ صف کشیده بودند.
در این دوران، تمام عناصر تبلیغاتی حکومت به کار گرفته شد؛ از پخش شبانهروزی تلویزیون و انتشار تصاویر مداوم گریه مردم گرفته تا موسیقی سوگواری، ممنوعیت برنامههای عادی، تصاویر کودکان، سربازان و کارگران در حال گریه.
مراسم اصلی تشییع جنازه برای «آخرین وداع» نیز ۱۷ ژوئیه به طور رسمی در پیونگ یانگ با حضور صدها هزار نفر که از سراسر کره شمالی به پایتخت آمده بودند، برگزار شد.
در زمان برگزاری مراسم خاکسپاری، مردم در سراسر کشور سه دقیقه سکوت کردند. سپس در پیونگ یانگ و مراکز استانها آتش توپخانه شلیک شدند و تمام لوکوموتیوها و کشتیها همزمان سوت زدند.
برای این مراسم، هیئتهای عزاداری خارجی پذیرفته نشدند.
درنهایت جسد کیم ایل سونگ در کاخ یادبود کومسوسان قرار گرفت؛ جایی که بدن مومیایی شده او برای بازدید در زیر تابوت شیشهای قرار دارد.
حتی پس از پایان مراسم خاکسپاری، دورههای عزاداری دیگری تا سومین سالگرد مرگ او در سال ۱۹۹۷ ادامه داشت.
پس از پایان مراسم خاکسپاری، انتقال قدرت به پسرش «کیم جونگ ایل» بدون مخالفت علنی انجام شد و بسیاری معتقدند که کل مراسم خاکسپاری، برای مشروعیتبخشی به جانشینی او طراحی شده بود.
۶. کیم جونگ ایل (کره شمالی،۲۰۱۱)
کیم جونگ ایل نیز در حالی که قحطی صدها هزار نفر از مردم کشورش را کشت و پیگیری برنامههای هستهای و موشکی بر بحران سیاسی این کشور افزود، در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۱ میلادی در سن ۶۹ سالگی بر اثر حمله قلبی هنگام سفر با قطار به منطقهای خارج از پیونگیانگ درگذشت.
برای خاکسپاری او نیز حکومت تقریبا همان الگوی سال ۱۹۹۴ میلادی را تکرار کرد.
دوره عزاداری برای او مدت ۱۰ روز از ۱۷ تا ۲۹ دسامبر اعلام شد و تابوت او نیز سرانجام در کاخ یادبود کومسوسان قرار گرفت.
اگرچه مراسم تشییع جنازه او در ۲۸ دسامبر برگزار شد اما عزاداری تا روز بعد از آن نیز ادامه داشت.
مردم برای خاکسپاری او، سه دقیقه سکوت خواهند کردند و تمام لوکوموتیوها و کشتیها به طور همزمان آژیر خود را به صدا درآوردند. در طول ایام سوگواری، تمام موسسات و کسب و کارها در سراسر کشور مراسم سوگواری برگزار کردند.
در جریان مراسم تشییع، تابوت در یک روز برفی از میان جمعیتی که در مسافتی به طول ۴۰ کیلومتر به صف شده بودند گذشت و عزاداران برای کاروان حامل تابوت که از مقابل آنها عبور میکرد، ابراز احساسات میکردند، پا به زمین میکوبیدند و گریه میکردند.
پس از سخنرانیها و سه دقیقه سکوت، یک خط توپخانه ۲۱ گلوله شلیک کردند و سپس از آن آژیرها، بوقها و سوتهای متعدد قطارها و کشتیهای سراسر کشور به صدا درآمد.
وبسایت «دیلی انکی» به نقل از منبعی از استان هامکیونگ شمالی مینویسد که هر کسی که در جریان مراسم عزاداری شرکت نمیکرد یا در غم و اندوه خود «به اندازه کافی صادق به نظر نمیرسید»، به حداقل شش ماه کار اجباری محکوم میشد.
برخی منابع نیز نوشتند که عزاداران با وجود سرمای زمستان از پوشیدن کلاه، دستکش یا روسری منع شده بودند تا عمق غم و اندوه آنها مشخص گردد؛ با این حال کره شمالی این اتهام را رد کرده است.
پس از پایان دوره عزاداری، تلاشهای حکومت برای بتسازی از «کیم جونگ اون» به عنوان رهبر جدید این کشور افزایش یافت. همان منبع به وبسایت «دیلی انکی» میگوید که فضای رعب و وحشت شدیدی ایجاد شد تا مردم «آن جوان تازه به دوران رسیده» را بدون قید و شرط به عنوان رهبر جدید بپذیرند.
۷. فیدل کاسترو (کوبا، ۲۰۱۶)
فیدل کاسترو، دبیر اول حزب کمونیست کوبا و رئیس شورای دولتی، در سن ۹۰ سالگی در خواب درگذشت.
شورای دولتی جمهوری کوبا ۹ روز عزای عمومی از ۲۶ نوامبر تا ۴ دسامبر اعلام کرد و در این دوره، تمام رویدادها و فعالیتهای عمومی متوقف شد و بر اساس بیانیه دولت «تلویزیون و رادیو برنامههای آموزنده، میهنپرستانه و تاریخی» پخش کرد.
جسد کاسترو طی مراسمی خصوصی و مطابق با خواسته خودش سوزانده شد؛ سپس تابوت حامل خاکستر او برای دو روز ۲۸ و ۲۹ نوامبر در بنای یادبود خوزه مارتی در هاوانا برای ادای احترام کوباییها قرار داده شد.
در ۲۹ نوامبر مراسم یادبودی با حضور رائول کاسترو، دبیر اول حزب کمونیست همچنین رهبران کشورهای متحد با کاسترو از جمله روسای جمهور پاناما، مکزیک، اکوادور، بولیوی، ونزوئلا و آفریقای جنوبی برای ادای احترام آنها به خاکستر کاسترو برگزار گردید.
از ۲۹ نوامبر تا ۳ دسامبر، کاروان حامل خاکستر او در مسیری ۹۰۰ کیلومتری به شهر «سانتیاگو د کوبا» مهد انقلاب کوبا سفر کرد که یادآور سفری بود که در ژانویه ۱۹۵۹ کاسترو و شورشیان طرفدارش از آنجا برای به دست گرفتن قدرت آغاز کرده بودند.
درنهایت در ۳ دسامبر، تجمع بزرگ نهایی در میدان «آنتونیو ماسئو» در شهر «سانتیاگو د کوبا» بار دیگر با حضور رائول و دیگر رهبران و مقامات خارجی برگزار شد.