چهارشنبه ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶ ساعت ۱۸:۰۴ به وقت محلی، شمالغرب ونزوئلا لرزید و ۳۹ ثانیه بعد زمینلرزه دیگری رخ داد که اولی را تقویت کرد. حالا دوقلوی لرزهای چیست و چرا این قدر خطرناک است؟
در علم زلزلهنگاری، همه زلزلهها شبیه هم نیستند و همه توالیهای لرزهای هم از یک الگو پیروی نمیکنند. معمول این است که پس از یک زلزله بزرگ پسلرزههایی با بزرگی کمتر رخ دهد که به تدریج در طول زمان کاهش مییابد. اما پدیدهای استثنایی و نگرانکنندهتر هم وجود دارد: دابلت لرزهای.
به گفته لوسیا لوسانو، زلزلهشناس شبکه ملی لرزهنگاری اسپانیا، دابلت لرزهای زمانی رخ میدهد که «دو زلزله با بزرگی بسیار مشابه، در فاصله زمانی بسیار کوتاه و در فاصله مکانی بسیار نزدیک» روی دهند.
کلید ماجرا در همین تشابه بزرگیهاست. در حالی که طبق آنچه به عنوان قانون بات (Båth) شناخته میشود، بزرگی یک پسلرزه معمولی به طور متوسط حدود ۱٫۲ واحد کمتر از رویداد اصلی است، در یک دابلت هر دو زلزله توانی قابل مقایسه دارند و معمولا در محدودهای حداکثر ۰٫۴ واحدی در مقیاس بزرگای گشتاوری (Mw) قرار میگیرند. به این ترتیب با توالی دو زلزله اصلی روبهرو هستیم، نه یک زلزله اصلی و دنبالهای از رویدادهای کوچکتر.
از نظر فنی، این رویدادها شکل موجهای لرزهای تقریبا یکسانی هم دارند، زیرا از همان ناحیه گسیختگی و همان میدان تنش سرچشمه میگیرند. همین ویژگی است که به دانشمندان امکان میدهد آنها را به عنوان یک جفت و نه رویدادهای مستقل تشخیص دهند.
آنچه در یاراکوی رخ داد؛ دادههای دابلت ونزوئلا
دابلت لرزهای ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶ در ایالت یاراکوی در شمالغرب ونزوئلا رخ داد و دو کانون آن در نزدیکی شهرهای سن فلیپه و یوماره قرار داشت.
نخستین زلزله که به عنوان رویداد پیشدرآمد شناخته میشود ساعت ۲۲:۰۴:۳۳ به وقت هماهنگ جهانی (UTC) و ۱۸:۰۴ به وقت محلی با بزرگی ۷٫۲ Mw ثبت شد. کانون این زلزله در ۲۴ کیلومتری شرق ـ شمالشرق سن فلیپه و در عمق ۲۱٫۹ کیلومتری بود.
۳۹ ثانیه بعد، در ساعت ۲۲:۰۵:۱۲ به وقت UTC، رویداد اصلی فرارسید: لرزشی با بزرگی ۷٫۵ Mw با کانونی در ۲۳ کیلومتری جنوبشرق یوماره، در مرز میان یاراکوی و کارابوبو، و در عمقی تنها ۱۰ کیلومتری.
شدت هر دو زلزله حداکثر به VIII در مقیاس مرکالی اصلاحشده رسید؛ سطحی که در رده «شدید» تا «شدید ـ بسیار شدید» طبقهبندی میشود. به گزارش گزارش فنی دانشگاه لوس آندس، این دابلت بزرگترین رویداد لرزهای ابزارمحور ثبتشده در ونزوئلا در قرن بیستویکم به شمار میآید.
آنچه این دابلت را بهویژه چشمگیر میکند، کوتاهی فاصله زمانی میان دو رویداد است. برندن بیشاپ، زلزلهشناس دانشگاه سنتلوئیس، گفت: «بیشتر دابلتها با اختلاف زمانی تا این حد کوتاه رخ نمیدهند.»
استیون هیکس از کالج دانشگاهی لندن حتی پیشنهاد کرد که شاید بهتر باشد این دو رویداد را «یک زلزله واحد که حدود ۵۰ ثانیه طول کشید» تصور کنیم؛ یعنی گسیختگیای تقریبا پیوسته که فاجعهای تدریجی را رقم زد.
وقتی یک گسل میشکند و انرژی آزاد میکند، فقط یک زلزله تولید نمیشود. این فرایند همچنین وضعیت تنش را در گسلهای مجاور تغییر میدهد. اگر یکی از آن گسلها از پیش نزدیک به حد گسیختگی خود باشد، همین تغییر میتواند برای فعال کردن زلزلهای تازه کافی باشد.
این فرایند به نام انتقال تنش کولمب شناخته میشود و به گفته کارشناسان، محتملترین توضیح برای آن چیزی است که در ۲۴ ژوئن رخ داد. هارولد توبین، مدیر شبکه لرزهنگاری شمال غرب اقیانوس آرام در دانشگاه واشینگتن، به روشنی گفت: «بسیار محتمل است که زلزله اول، دومی را فعال کرده باشد.»
دام زلزلهسنجها؛ چرا بزرگی اولیه بیشبرآورد شد
این واقعیت که دو زلزله با فاصلهای چند ثانیهای رخ دادند، اثری جانبی بر خود ابزارهای اندازهگیری گذاشت: لرزهنگاشتهای دو رویداد بر هم همپوشانی پیدا کردند.
سامانههای خودکار هشدار در ابتدا بزرگی حداکثر ۷٫۸ Mw را گزارش کردند؛ عددی که به هیچیک از دو زلزله به صورت جداگانه مربوط نبود، بلکه برآیند نویزی دو سیگنال همپوشان بود. بعدها تحلیل دستی رکوردهای لرزهای امکان پالایش دادهها و تعیین بزرگیهای واقعی ۷٫۲ و ۷٫۵ را فراهم کرد.
این سردرگمی اولیه که به هیچوجه یک خطای فنی پیشپاافتاده نبود، ماهیت پدیده را به خوبی نشان میدهد: دابلت لرزهای تا حدی بزرگتر از هر یک از اجزای آن به تنهایی است.
زمینشناسی پشت فاجعه؛ دو صفحه در نزاعی بیپایان
ونزوئلا کشوری مصون از زلزله نیست. شمال این کشور بر یکی از فعالترین مرزهای تکتونیکی قاره آمریکا قرار گرفته است؛ مرز میان صفحه کارائیب و صفحه آمریکای جنوبی.
بر خلاف کمربند آتش اقیانوس آرام که بیشتر زلزلههای بزرگ آمریکای جنوبی را در ساحل غربی متمرکز میکند، شمال ونزوئلا پویایی زمینشناختی به همان اندازه شدید اما کمتر شناختهشده دارد.
در این ناحیه، صفحه کارائیب نسبت به صفحه آمریکای جنوبی با سرعتی حدود ۲۰ میلیمتر در سال، یعنی کمتر از یک سانتیمتر، به سوی شرق حرکت میکند؛ حرکتی ظاهرا ناچیز که با این حال در طول دههها و سدهها تنشهای عظیمی را انباشته میکند.
این اصطکاک دائمی سامانهای پیچیده از گسلهای فعال را در شمال کشور پدید آورده است. مهمترین آنها گسل بوکونو، گسل سنسباستین و گسل ال پیلار هستند، هرچند در منطقه دابلت ۲۴ ژوئن گسل ال گوایابو و گسل مورون نیز شناسایی شدهاند. بر اساس تحلیلهای اولیه سازمان زمینشناسی آمریکا (USGS)، به نظر میرسد زلزله ۷٫۵ بیشتر به گسل ال گوایابو و زلزله ۷٫۲ به گسل مورون نزدیک بوده است.
تورستن دام، رئیس بخش فیزیک زلزله و آتشفشان در مرکز علوم زمین هلمهولتس پوتسدام (GFZ)، این زلزلهها را در زمره قویترین رویدادهای ثبتشده در این منطقه طی حدود یک قرن قرار داد، هرچند یادآوری کرد که این ناحیه سابقهای تاریخی چشمگیر دارد: زلزلهای با بزرگی ۷٫۷ در سال ۱۹۰۰، رویدادی ۶٫۵ ریشتری در کاراکاس در سال ۱۹۶۷ و زلزله ویرانگر سال ۱۸۱۲ با بزرگی برآوردی تا حدود ۸.
چرا دابلت لرزهای در ونزوئلا تا این حد ویرانگر بود
دابلت لرزهای ونزوئلا چند عامل را در خود جمع کرد که در کنار هم قدرت تخریبی آن را به حداکثر رساند:
- عمق کم. کانون زلزله ۷٫۵ تنها در عمق ۱۰ کیلومتری و کانون زلزله ۷٫۲ در عمقی کمتر از ۲۲ کیلومتر بود. اینها زلزلههای کمعمق هستند؛ اصطلاحی فنی در زلزلهنگاری برای رویدادهایی با کانونی بالاتر از عمق ۷۰ کیلومتر. هرچه زلزله کمعمقتر باشد، شدت امواج آن هنگام رسیدن به سطح زمین بیشتر است، چون مسیر کوتاهتری را طی کرده و انرژی کمتری را از دست دادهاند. به گفته کارشناسان دانشگاه لوس آندس، همین عمق کم یکی از مهمترین دلایل خشونتی بود که با آن لرزش احساس شد.
- ماهیت تجمعی دابلت. یک زلزله بزرگ به تنهایی سازهها را در معرض فشار بسیار شدید قرار میدهد. وقوع زلزلهای دوم با بزرگی قابل مقایسه پیش از آن که لرزشهای زلزله اول فروکش کند، به معنای دومین چرخه بارگذاری لرزهای بر ساختمانهایی است که پیشتر آسیب دیدهاند. سازههایی که ضربه نخست را با وجود خسارت دوام آوردند، در برابر ضربه دوم تاب نیاوردند.
- آسیبپذیری بافت ساختمانی. USGS در تحلیل خود هشدار داد که منطقه آسیبدیده ترکیبی از ساختمانهای مدرن با «خانههای بنایی آجری بدون اسکلت» و «ساختمانهای خشتگلی» است؛ درست همان تیپهای ساختوساز که در برابر زلزله بیشترین آسیبپذیری را دارند. بسیاری از سازهها همچنین از پیش دچار نواقصی مانند محصورسازی ناکافی، ستونهای کوتاه یا الحاقات بدون طراحی سازهای مناسب بودند.
- تقویت لرزهای در لاگوایرا و کاراکاس. ماهیت خاکی که شهرهای آسیبدیده بر آن قرار گرفتهاند نقشی اساسی دارد. خاکهای نرم یا رسوبی امواج لرزهای را تقویت میکنند و شدت احساسشده را نسبت به خاک سنگی افزایش میدهند. مناطق ساحلی مانند لاگوایرا با خاکهای آبرفتی و پرشده، بهویژه مستعد این پدیده تقویت هستند.
ردپای ویرانی؛ مناطق آسیبدیده و آمار قربانیان
پیامدهای این دابلت در نوار گستردهای از قلمرو ونزوئلا گسترش یافت. شدیدترین خسارتها در این مناطق متمرکز بود:
- ایالت لاگوایرا: آسیبدیدهترین منطقه، با دهها ساختمان فروریخته در نوار ساحلی، خیابانهایی که با شکافها دو نیم شدند و خودروها در آنها گرفتار شدند، و فرودگاه بینالمللی سیمون بولیوار با سقفی که بخشی از آن فرو ریخت و ناچار به تعطیلی موقت شد.
- کاراکاس: فروریختن ساختمانها در سن برناردینو، مرکز تاریخی شهر و منطقه باروتا، ریزش نماها و خیابانهایی که زیر آوار پوشیده شد. شهردار شهرداری چا카오 از نجات ۱۸ نفر تنها از یک ساختمان خبر داد.
- شهرداری مونتالبان (کارابوبو): در گزارش دانشگاه لوس آندس به عنوان «صفرِ حادثه» توصیف شد، با فروریختن کامل چندین سازه.
- سن فلیپه (یاراکوی): ترک خوردن دیوارها و سقوط شبکه برق در شهری که نزدیکترین نقطه شهری به کانونها بود.
- ایالت آراگوا: ساختمانهایی با دیوارهای فرو ریخته یا ترکخورده در شهرک آندرس بایو در ماراکای.
آکادمی نظامی نیروی دریایی بولیواری (AMARB) تا حد زیادی ویران شد. جاده مورون در کارابوبو ترک خورد و فروریخت. زلزله در شمال کلمبیا از جمله در بوگوتا، در شمال برزیل و در چند جزیره کارائیب شامل آروبا، بونیر و کوراسائو با شدت احساس شد.
مرکز هشدار سونامی اقیانوس آرام ابتدا برای پورتوریکو و جزایر ویرجین آمریکا هشدار صادر کرد، اما چند ساعت بعد و پس از آن که مشخص شد موج مخرب سونامی تولید نشده، این هشدار لغو شد.
بر اساس آمار اولیه اعلامشده از سوی مقامات ونزوئلا، شمار قربانیان از ۲۳۵ کشته گذشته است، در کنار نزدیک به ۵ هزار مجروح و بیش از ۱۵۰ مفقود، با بیش از ۲۵۰ ساختمان آسیبدیده و ۱۳۸ پسلرزه ثبتشده در ۲۴ ساعت نخست.
پسلرزهها؛ خطری که متوقف نمیشود
دابلت پایان این دنباله لرزهای نبود، بلکه آغاز آن بود. USGS پیشبینیهایی از پسلرزهها ارائه کرده که نشان میدهد منطقه برای هفتهها با لرزشهایی با بزرگی بین ۳ تا ۵ تکان خواهد خورد.
در یک ماه نخست، ۲۴ درصد احتمال وجود دارد که زلزلهای با بزرگی ۶ منطقه را بلرزاند و ۳ درصد احتمال برای وقوع زلزلهای دیگر با بزرگی ۷ گزارش شده است.
پسلرزهها الگویی شناختهشده را دنبال خواهند کرد: بلافاصله پس از رویداد اصلی با فراوانی بیشتری رخ میدهند و سپس در طول روزها، هفتهها و حتی سالها به صورت نمایی کاهش مییابند.
مشکل اینجاست که سازههایی که پیشتر بر اثر دابلت ضعیف شدهاند در برابر این ضربههای ثانویه بسیار آسیبپذیرترند و هر پسلرزه را به تهدیدی واقعی برای ساختمانهایی تبدیل میکند که ظاهرا از رویداد اصلی جان سالم به در بردهاند.
واکنش بینالمللی و زمینه سیاسی
این فاجعه در لحظهای حساس برای ونزوئلا رخ داد. کشور در میانه گذار سیاسی پس از بازداشت نیکلاس مادورو، رئیسجمهور پیشین، در ژانویه ۲۰۲۶ است و دلسی رودریگز به عنوان رئیسجمهور موقت در رأس دولتی قرار دارد که هنوز تاریخ انتخابات را اعلام نکرده است. این فاجعه آزمونی سرنوشتساز برای دولت او خواهد بود.
جامعه بینالمللی به سرعت واکنش نشان داد. سوئیس از اعزام ۸۰ نیروی امداد و ۱۸ تن تجهیزات نجات خبر داد. کلمبیا تیم USAR-1 خود را متشکل از ۶۲ متخصص و چهار تیم سگ زندهیاب، همراه با ۱۲ تن تجهیزات، اعزام کرد. جمهوری دومینیکن، شیلی و شماری از کشورهای دیگر آمریکای لاتین نیز کمکهای بشردوستانه و تیمهای امدادی فرستادند.
اسپانیا یک فروند هواپیمای A330 اعزام کرده که در شهر والنسیا در ونزوئلا، در حدود ۱۷۲ کیلومتری کاراکاس، بر زمین نشست و تجهیزات نجات، ۵۹ نظامی از یگان اضطراری ارتش (UME)، دو مهندس و هشت واحد سگ زندهیاب را منتقل کرد.
ارتش آمریکا نیز به عملیات امدادرسانی پیوست و همزمان وزارت خزانهداری ایالات متحده انجام تراکنشهای مالی با ونزوئلا را که تا آن زمان به دلیل تحریمها محدود شده بود، در صورتی که مرتبط با کمکهای بشردوستانه باشد، تا ۲۳ اکتبر ۲۰۲۶ مجاز اعلام کرد.