اگرچه انتخابات سرتاسری بعدی در بریتانیا تا سال ۲۰۲۹ میلادی الزامی نیست، اما قوانین سیاسی این کشور به احزاب اجازه میدهد تا بدون برگزاری انتخابات عمومی، رهبر خود را در میانه دوره تغییر دهند.
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، روز دوشنبه ۲۲ ژوئن (یکم تیر ۱۴۰۵) اذعان کرد که حمایت نمایندگان «حزب کارگر» در پارلمان کشورش را از دست داده است و اعلام کرد که بلافاصله پس از انتخاب جانشینش در رهبری این حزب، که ممکن است در اواسط ماه ژوئیه صورت گیرد، از سمت خود کنارهگیری خواهد کرد.
ساعاتی پس از اعلام استعفای زودهنگام آقای استارمر، اندی برنهام، شهردار پیشین کلانشهر منچستر رسما از نامزدی خود برای رهبری حزب کارگر خبر داد.
در واقع پیروزی قاطع آقای برنهام در «انتخابات میاندورهای» روز پنجشنبه در حوزه انتخابی میکرفیلد در شمال غرب انگلستان، روند استعفای آقای استارمر را به جریان انداخت.
این پیروزی نشان داد که او توانایی جلب آرای رأیدهندگان از طیفهای مختلف سیاسی را دارد. بطوریکه با وجود عملکرد ضعیف حزب کارگر در نظرسنجیها و شکستهای سنگین در «انتخابات محلی ماه مه»، آقای برنهام برخلاف انتظارها عمل کرد.
او نهتنها نامزد حزب مهاجرستیز «اصلاح بریتانیا / Reform UK» را شکست داد، بلکه توانست آرای دیگر احزاب چپگرا را نیز به سوی خود جلب کند و سهم حزب کارگر را به نزدیک ۵۵ درصد برساند؛ رقمی که در صورت تکرار در انتخابات سراسری بعدی، میتواند بقای حزب در قدرت را تضمین کند.
اندی برنهام روز دوشنبه به لندن بازگشت و پس از حدود ده سال دوری از پارلمان، دوباره بهعنوان نماینده سوگند یاد کرد. او طی این سالها شهردار محبوب کلانشهر منچستر بود.
برنهام، کسی که تیشرت میپوشد و فوتبال بازی میکند
اندی برنهام سیاستمداری ۵۶ ساله،از درونساختار قدرت د ر بریتانیا است که رفته رفته به چهرهای خارج از جریان حاکم تبدیل شد و اکنون هدفش این است که نخستوزیر بعدی بریتانیا شود.
این سیاستمدار خود را فردی خوشبرخورد و مردمی از شمال انگلستان معرفی میکند که پوشیدن تیشرت را به کتوشلوار و کراوات ترجیح میدهد و اوقات فراغت خود را صرف فوتبال بازی کردن یا میکس آهنگهای دهه ۱۹۹۰ میلادی در رقابتهای دیجیها میکند.
از لقب «پادشاه شمال» تا تشکیل «شبکه زنبور»
اندی برنهام در منطقهای از شمال غرب انگلستان، میان لیورپول و منچستر، به دنیا آمد و بزرگ شد. او فرزند یک مهندس شرکت بریتیش تلکام و یک منشی پذیرش بود. وی در دوران نوجوانی به حزب کارگر پیوست، در دانشگاه کمبریج تحصیل کرد و نخستین بار در سال ۲۰۰۱ به نمایندگی پارلمان انتخاب شد.
آقای برنهام ۱۵ سال نماینده پارلمان بود و در دوران نخستوزیری تونی بلر پلههای قدرت را طی کرد و بین سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۰ میلادی در کابینه گوردون براون حضور داشت.
او دو بار، در سالهای ۲۰۱۰ و ۲۰۱۵ میلادی، برای رهبری حزب کارگر رقابت کرد، اما هر دو بار شکست خورد. سپس کاخ وستمینستر، محل برگزاری جلسات مجلس عوام بریتانیا را ترک کرد و وارد رقابت برای شهرداری منچستر شد.
دوران فعالیت او باعث شد لقب «پادشاه شمال» را بگیرد؛ لقبی برگرفته از مجموعه «بازی تاجوتخت» که هم به دفاع سرسختانهاش از شمال انگلستان و هم به جاهطلبی سیاسی آشکارش اشاره داشت.
این لقب در دوران همهگیری کرونا بر سر زبانها افتاد. او در آن زمان بارها از بوریس جانسون به خاطر آنچه «رویکرد لندنمحور» دولت در مدیریت بحران میدانست، انتقاد کرد.
آقای برنهام از سال ۲۰۱۷ مدیریت کلانشهر منچستر را بر عهده داشت و روند توسعه سریع شهری آن را در دستور کار خود قرار داد، بطوریکه مرکز این شهر رونق گرفت و آسمانخراشهای جدید در زمینهای متروک صنعتی ساخته شدند. بسیاری از شهروندان از او به دلیل دفاع از منافع شهر تمجید کردهاند. او شبکه پراکنده حملونقل عمومی را به مالکیت عمومی بازگرداند، نام «شبکه زنبور» را برای آن انتخاب کرد و کیفیت خدمات آن را ارتقا داد.
او همچنین به خاطر حمایت از کمپین عدالت برای قربانیان فاجعه هیلزبورو مورد تقدیر قرار گرفته است؛ حادثهای در سال ۱۹۸۹ که در آن ۹۷ هوادار فوتبال لیورپول در ازدحام جمعیت در یک مسابقه در شفیلد جان باختند. سالها تلاش خانوادههای قربانیان باعث شد اشتباهات و تخلفات پلیس آشکار شود، پلیسی که در ابتدا با ارائه روایت نادرست، هواداران را به مستی متهم کرده بود و در نهایت دولت مجبور به عذرخواهی شد.
تعهد به پایان اقتصاد «قطره چکانی»
برنهام بهعنوان فردی چپگراتر از استارمر در طیف سیاسی حزب کارگر شناخته میشود، ویژگی که برای اعضای حزب کارگر یک امتیاز محسوب میشود و همچنین بهعنوان یکی از بهترین سخنوران حزب شناخته میشود. تصویر او که در تلاشهای پیشین برای رهبری حزب، سخنرانی رسمی و خشک داشت، اکنون جای خود را به چهرهای آرام با شلوار جین و پیراهنهای یقهباز داده است.
برنهام وعده داده است که سیاست شاخص خود با عنوان «مانچستریسم» را در سطح ملی اجرا کند؛ رویکردی که به گفته او، مردم و مناطق را بر منافع حزبی ترجیح میدهد و بر نواحی تمرکز دارد که دولتهای لندن آنها را نادیده گرفتهاند.
با این حال هنوز مشخص نیست که آیا او میتواند در سطح ملی نیز جذابیت و مقبولیت داشته باشد یا خیر.
او در یک سخنرانی پس از انتخابات خطاب به هواداران، اولویتهای خود را آموزشهای مهارتی بهتر و ایجاد فرصتهای شغلی برای جوانان، کاهش هزینههای انرژی و بلیتهای قطار، و «پایان دادن به اقتصاد قطره چکانی ترسیم کرد که به گفته خودش، «در واقع در همه مناطقی چندان هم چکه ندارد.»
منتقدان میگویند سیاستهای برنهام مبهم است و به مسائل دشوار، مانند اینکه منابع مالی برای اجرای وعدههای او از کجا تامین خواهد شد، نمیپردازد. آنها همچنین اشاره میکنند که اداره کشوری با ۷۰ میلیون جمعیت بسیار متفاوت از مدیریت یک منطقه شهری با ۳ میلیون نفر جمعیت است.
سایر افراد مطرح چه کسانی هستند و ساز و کار تعیین رهبر حزب چگونه است؟
روند ثبت نامزدها برای رهبری حزب کارگر از ۹ ژوئیه آغاز میشود. اگر آقای برنهام رقیبی نداشته باشد، ممکن است ظرف حدود یک هفته به رهبری حزب برسد؛ اما در صورت برگزاری رقابت، این روند احتمالا تا سپتامبر ادامه خواهد یافت.
وس استریتینگ، وزیر سابق بهداشت بریتانیا که پیشتر احتمال نامزدی خود را مطرح کرده بود، از این رقابت کنار کشید و حمایت خود را از آقای برنهام اعلام کرد. او با اشاره به افزایش محبوبیت حزب مهاجرستیز «اصلاح بریتانیا» به رهبری نایجل فاراژ که از زمان انتخابات ۲۰۲۴ در نظرسنجیها از حزب کارگر پیش افتاده است، گفت آقای برنهام توانایی مقابله با «نیروهای ملیگرایی» را دارد.
دیگر نامزدهای احتمالی هنوز به اعلام کنارهگیری استارمر واکنشی نشان ندادهاند. از جمله آنها میتوان به آنجلا رینر، معاون پیشین استارمر، که سپتامبر گذشته به دلیل پرداختنکردن مالیات ملکی استعفا کرده بود، و ال کارنز، که هفته گذشته در اعتراض به برنامههای مالی استارمر برای تامین بودجه دفاع ملی از سمت وزیر نیروهای مسلح کنارهگیری کرد، اشاره کرد.
برای ورود به رقابت، نامزدها باید حمایت یکپنجم نمایندگان حزب کارگر در مجلس عوام، یعنی ۸۱ نماینده، را به دست آورند. نامزدهایی که به این حد نصاب برسند، سپس باید حمایت ۵ درصد از حوزههای محلی حزب یا دستکم سه نهاد وابسته به حزب، مانند اتحادیههای کارگری و تعاونیها، را نیز کسب کنند.
پس از آن، اعضای واجد شرایط حزب و نهادهای وابسته از طریق نظام رأیگیری ترجیحی، که در آن نامزدها رتبهبندی میشوند، رهبر جدید را انتخاب خواهند کرد. برنده، نخستین نامزدی خواهد بود که بیش از ۵۰ درصد آرا را کسب کند.
پس از آن، چارلز سوم، پادشاه بریتانیا، از فرد پیروز دعوت خواهد کرد تا نخستوزیر شود و دولت تشکیل دهد.