چین بازیگر اصلی در جنگ با ایران است؛ اگرچه در بحثهای عمومی نامی از آن برده نمیشود. بدون پول، خرید نفت، شبکههای تحریمشکن و حمایت ماهوارهای پکن، رژیم ایران قادر به جنگیدن نخواهد بود.
وبسایت خبری «نیویورک پست» در گزارشی به همکاری نزدیک ایران و چین دستکم در پنج سال اخیر پرداخته و به پیمان «مشارکت استراتژیک جامع» ۲۵ سالهای اشاره دارد که در مارس ۲۰۲۱ میلادی میان دو کشور امضا شد و بر اساس آنچه گزارش شد با هدف سرمایه گذاری ۴۰۰ میلیارد دلاری چین در نفت، گاز، بانکداری و زیرساختهای ایران در ازای دسترسی بلندمدت به نفت خام تخفیفدار ایران وضع شده است.
در آن زمان تهران بشدت به دنبال یک راه نجات برای اقتصاد تحریم زده خود بود و پکن نیز به نجات آن آمد.
پس از آن چین تقریبا صاحب تمام نفت صادراتی ایران شد؛ حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز که اغلب نیز با تخفیف زیاد به آن کشور فروخته میشد.
ایران از درآمد حاصل از این معامله برای حمایت از سپاه پاسداران همچنین تقویت زرادخانه حزبالله در لبنان، شبهنظامیان شیعه در عراق و سوریه و کمپین حوثیها در دریای سرخ استفاده کرد.
اما پکن خود را به خرید نفت ایران محدود نکرد و به تهران در طراحی شبکه گستردهای از فعالیتهای دریایی و مالی کمک کرد تا بتوان از این مسیر، فشار تحریمهای آمریکا را کاهش داد.
به این ترتیب «ناوگان سایه» رژیم ایران متشکل از تانکرهای قدیمی بیش از هر زمانی تقویت شد؛ این کشتیها فرستندههای خود را خاموش میکنند، انتقال کشتی به کشتی سوخت را در خلیج عمان انجام میدهند و سپس با مدارکی که به دروغ اعلام میکند محموله نفت خام متعلق به مالزی یا اندونزی است، خود را به بنادر چین میرسانند. شرکتهای چینی نیز پرداختها را تحت پوشش قراردادهای زیرساختی و ساختمانی انجام میدهند.
سهم فزایندهای از این معاملات به یوان تسویه میشود و به این ترتیب پکن و تهران در عمل توانستند یک سیستم پرداخت موازی ایجاد کنند که هدف آن جدا کردن درآمدهای نفتی ایران از اهرم فشار آمریکا است.
کمکهای نظامی و فناوری چین به ایران
این شریان حیاتی اقتصادی با جریان مداوم کمکهای نظامی و فناوری نیز همراه است. شرکتهای چینی قطعات دومنظوره ای صادر میکنند که مستقیما در برنامههای موشکهای بالستیک و پهپادهای ایران استفاده میشوند. این سیستمها همچنین در اختیار نیروهای نیابتی قرار میگیرند که به کشتیهای نیروی دریایی ایالات متحده و دیگر کشتیهای تجاری شلیک میکنند.
نهادهای چینی همچنین با وجود آنکه سپاه پاسداران توسط ایالات متحده به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی نامگذاری شده، تحت پوشش همکاریهای صنعتی معمولی به تجارت با آن مشغولند.
پکن به تقویت دفاع هوایی ایران با سیستمهای مدرنتر زمین به هوا و فناوریهای مرتبط نیز کمک کرده و عملیات هوایی غرب را پیچیدهتر کرده است.
حتی پس از شروع حملات ایالات متحده و اسرائیل، کشتیهای چینی مرتبط با دولت، پرکلرات سدیم را که یک پیشساز کلیدی برای سوخت جامد موشک است، برای ارسال به ایران بارگیری میکردند. در واقع در حالی که خلبانان آمریکایی و اسرائیلی جان خود را برای تضعیف زرادخانه موشکی ایران به خطر میانداختند، شرکتهای دولتی چین بیسروصدا به تهران در بازسازی آن کمک میکردند.
پشتیبانی ماهوارهای چین از ایران
سالها برنامهریزان آمریکایی و اسرائیلی فرض میکردند که در صورت یک رویارویی بزرگ، میتوانند با ایجاد اختلال در سیستمهای جی پی اس(سیستم موقعیتیابی جهانی تحت کنترل ایالات متحده که بسیاری از سلاحها به آن متکی هستند) دقت حمله ایران را کاهش دهند. اما این فرض با روی آوردن ایران به سیستم ماهوارهای ناوبری BeiDou چین تضعیف شد.
BeiDou جایگزین پکن برای جی پی اس است؛ یک منظومه جهانی که موقعیتیابی و زمانبندی با دقت بالا را مستقل از زیرساختهای ایالات متحده فراهم میکند.
در حملات قبلی، بسیاری از موشکهای ایران پس از اختلال در جی پی اس از هدف خارج میشدند. اما در این جنگ، تحلیلگران اطلاعاتی شاهد بهبود قابل توجهی در دقت ایران بودند. دلیل آن واضح است زیرا موشکها و پهپادهای ایرانی شروع به ادغام سیگنالهای BeiDou در بستههای هدایت خود کردهاند.
از نظر عملی، پشتیبانی ماهوارهای چین، رهگیری موشکهای ایرانی را که به سمت نیروهای آمریکایی و متحدانش نشانه گرفته شدهاند دشوارتر میکند. پکن مجبور نیست این موضوع را آشکارا اعلام کند؛ این کمک به گونهای ساختار یافته انجام میشود که تجاری به نظر برسد، اما تاثیر آن در میدان نبرد واقعی است.
موضع سیاسی چین نیز به همان اندازه با دقت تنظیم شده است. پکن حملات ایالات متحده و اسرائیل را محکوم کرده، خواستار آتشبس فوری شده و با ارائه «ابتکار صلح» و درخواست بازگشایی تنگه هرمز، سعی کرده خود را به عنوان یک ذینفع مسئول معرفی کند.
در عین حال، پکن بیسروصدا شهروندان خود را از ایران خارج کرده، نیروهای چینی را از درگیریهای احتمالی دور نگه داشته و از هر اقدامی که داراییهایش را به خطر بیندازد، خودداری کرده است.
تصویری که پدیدار میشود، به خوبی هماهنگ شده است: چین از طریق خرید انرژی و سرمایهگذاری در ایران به این کشور کمک مالی میکند؛ و با یک شبکه حمل و نقل و مالی سفارشی، رژیم ایران را از تحریمها محافظت میکند. چین همچنین از طریق فناوریهای دوگانه و خدمات ماهوارهای، ایران را مسلح و توانمند میکند و همه این کارها را نیز در حالی انجام میدهد که نیروها و قلمروش را از آسیب دور نگه میدارد.
تحلیلگر «نیویورک پست» معتقد است که جنگ کنونی، فقط یک رویارویی با رژیم ایران نبود بلکه نشانهای اولیه از قصد چین برای به چالش کشیدن غیرمستقیم قدرت آمریکا، با مسلح کردن و تامین مالی دشمنان واشنگتن بود.