بیش از یک ماه از آغاز جنگی که دونالد ترامپ میگوید ظرف دو تا سه هفته پایان مییابد گذشته، اما مطابق تحلیل نیویورک تایمز، رئیسجمهور آمریکا اکنون در موقعیتی گرفتار شده که خروج از آن ساده به نظر نمیرسد.
مذاکرات با ایران برای پایان دادن به درگیری، تاکنون نشانهای از پیشرفت قابل توجه نداشتهاند. شاخصهای کلیدی موفقیتی که ترامپ در مقاطع مختلف مطرح کرده بود، از جمله جلوگیری از دستیابی ایران به سوخت لازم برای ساخت سلاح هستهای، کمک به مردم ایران برای سرنگونی حکومت و بازگشایی تنگه هرمز، همچنان دور از دسترس به نظر میرسند.
تحمل ایران در برابر فشارها بسیار بیشتر از آن چیزی بوده که ترامپ انتظار داشت. با وجود خسارات سنگین به زرادخانه نظامیاش، ایران همچنان توانایی حمله موشکی به اسرائیل را حفظ کرده و حتی همزمان با سخنرانی ترامپ در شامگاه چهارشنبه نیز چنین حملاتی انجام داده است.
واکنش بازارها؛ بیاعتمادی به وعدهها
ترامپ در سخنرانی تلویزیونی خود تلاش کرد به مردم آمریکا اطمینان دهد که هزینههای جنگ موقتی است و پایان درگیری و بازگشت به شرایط عادی اقتصادی نزدیک است. اما واکنش بازارها نشان داد این پیام با تردید جدی مواجه شده است.
در ساعات پس از این سخنرانی ۱۹ دقیقهای، قیمت نفت حدود ۸ درصد افزایش یافت؛ عمدتا به این دلیل که ترامپ هیچ برنامه مشخصی برای پایان دادن به بحران تنگه هرمز ارائه نکرد. تنگهای که پیش از آغاز این جنگ به روی همه نفتکشها و کشتیها باز بود ولی حالا ایران آنرا تقریبا به طور کامل بسته است.
ترامپ فقط گفت که این تنگه بعد از پایان جنگ «بهطور طبیعی» باز خواهد شد. ولی کسی نمیداند منظور او از این مسئله چیست.
مسیرهای متناقض و تهدید به تشدید جنگ
در این مرحله، ترامپ مجموعهای از مسیرهای گاه متناقض را مطرح میکند و با این خطر مواجه است که در پایان بازه زمانی دو تا سه هفتهای وعدهدادهشده، تغییر محسوسی رخ ندهد.
او همچنین تهدید کرده اگر ایران شروطش را نپذیرد، شروطی که بهطور دقیق مشخص نکرده، این کشور را به «عصر حجر» بازخواهد گرداند؛ اقدامی که عملا به معنای گسترش جنگ است، نه پایان آن.
ترامپ البته همواره با تناقضهای درونی مشکلی نداشته و در گذشته نیز بسته به شرایط، مواضع خود را تغییر داده است. در آغاز جنگ، او از مردم ایران خواسته بود علیه حکومت قیام کنند، اما بعدها این موضع را کنار گذاشت و گفت چنین اقدامی احتمالا به سرکوب خونین معترضان منجر میشود.
او در سخنرانی اخیر خود گفت «تغییر رژیم هدف ما نیست»، در حالی که پس از حملات اولیه آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه، دقیقا چنین هدفی را مطرح کرده بود. اکنون او مدعی است که «تغییر رژیم رخ داده» زیرا رهبران قبلی کشته شدهاند؛ ادعایی که منتقدان آن را صرفا تغییر افراد، نه ساختار قدرت، میدانند.
واقعیت جنگ؛ کنترل فقط در دست آمریکا نیست
ترامپ در این نوسانات، به روشهایی تکیه دارد که در دنیای املاک نیویورک به کار میبرد؛ جایی که میتوانست روایت دلخواه خود را بسازد. اما در جنگ، طرف مقابل نیز محیط را شکل میدهد.
به نظر میرسد ایران بر این باور است که میتواند ترامپ را در این جنگ فرسایشی «منتظر بگذارد». هرچند ایران متحدان قدرتمندی ندارد، حتی چین، بزرگترین خریدار نفتش، فاصله خود را حفظ کرده، اما رهبران این کشور ظاهرا روی سقوط بازارهای سهام و افزایش قیمت نفت حساب کردهاند تا ترامپ را وادار به خروج کنند.
در چنین شرایطی، چه آمریکا طی دو تا سه هفته آینده عقبنشینی کند، چه درگیری را تشدید کرده و در آن گرفتار شود، چالشهای اساسی همچنان پابرجا خواهند ماند.
«خیلی زود»؛ وعدهای که سابقه دارد
ترامپ در سخنرانی خود گفت تحقق اهداف نظامی آمریکا «بهزودی، خیلی زود» اتفاق خواهد افتاد. او پیشتر نیز گفته بود طی حدود «دو هفته» روند خروج را آغاز خواهد کرد.
این در حالی است که او در گذشته از جو بایدن بهدلیل تعیین جدول زمانی برای خروج از افغانستان انتقاد کرده بود، اما خود نیز چنین زمانبندیهایی ارائه داده است. در مورد ایران، هدف ترامپ از این وعدهها، آرام کردن بازارها و القای بازگشت به شرایط عادی است.
اما در عین حال، او از سناریوهایی سخن گفته که میتواند ماهها یا حتی سالها طول بکشد؛ از جمله تصرف جزیره خارک، جایی که حدود ۹۰ درصد نفت صادراتی ایران بارگیری میشود. او گفته این کار «بسیار آسان» خواهد بود، اما نگه داشتن این جزیره، که تنها ۱۶ مایل از سواحل ایران فاصله دارد، چالش بسیار بزرگتری است و زیرساختهای آن بهراحتی قابل هدف قرار گرفتن هستند.
ترامپ نهتنها باید تنگه هرمز را باز کند، بلکه باید آن را باز نگه دارد. با این حال، او در همان سخنرانی از متحدان خواست خودشان «شجاعت به خرج دهند» و این مسیر را در اختیار بگیرند.
شکاف با اروپا
اروپاییها از ترامپ بهشدت ناراضیاند؛ هم بهدلیل عدم مشورت پیش از آغاز جنگ و هم بهخاطر آنچه بسیاری آن را اقدامی غیرقانونی میدانند. آنها اکنون بدون حضور آمریکا درباره گامهای بعدی خود رایزنی میکنند.
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، گفته است: «این جنگ ما نیست و ما وارد آن نخواهیم شد.»
ترامپ نیز در واکنش به چنین مواضعی، تهدید به خروج از ناتو کرده است. با این حال، او در یک رویداد کاخ سفید اذعان کرده که آمریکا احتمالا به کمک دیگران نیاز خواهد داشت.
«بازگشت به عصر حجر»؛ بدون طرح جایگزین
ترامپ بارها از عبارت «بازگرداندن ایران به عصر حجر» استفاده کرده؛ عبارتی که یادآور استراتژیهای جنگ ویتنام است. این موضع با استقبال وزیر دفاع او نیز همراه شده که بر «حداکثر قدرت کشندگی» تاکید کرده است.
اما در این میان، آنچه در سخنرانی ترامپ غایب بود، هرگونه چشمانداز سیاسی برای آینده ایران بود. او هیچ اشارهای به مسیر دیپلماتیک، کاهش تحریمها یا مشوقهای اقتصادی برای تغییر رفتار ایران نکرد.
همچنین از احتمال مذاکرات مستقیم از جمله اعزام معاونش برای گفتوگو نیز سخنی نگفت، در حالی که چنین گزینههایی در حال بررسی بودهاند.
این سخنرانی تماما بر ابزار نظامی تمرکز داشت، بدون اشاره به مشوقها.
تناقض در هدف اصلی؛ برنامه هستهای
ترامپ پیشتر تاکید کرده بود هدف اصلی جنگ جلوگیری از دستیابی ایران به توان هستهای است؛ هدفی که روسایجمهور پیشین آمریکا نیز دنبال کرده بودند، از خرابکاری در برنامه هستهای تا توافق برجام.
اما در اظهاراتی غافلگیرکننده، او اخیرا گفته که چندان نگران ذخایر اورانیوم ایران نیست، چون «در اعماق زمین» قرار دارد. این در حالی است که سالها بر ضرورت جلوگیری از غنیسازی اورانیوم توسط ایران تاکید کرده بود.
او گفته آمریکا این تاسیسات را «از طریق ماهواره زیر نظر دارد.» این تغییر موضع این پرسش را ایجاد کرده که آیا تهدید هستهای ایران بزرگنمایی شده است یا نه.
سناریوی خطرناک پیشرو
با این حال، این احتمال نیز وجود دارد که همه اینها بخشی از یک تاکتیک باشد. نیروهای ویژه و یگانهای تفنگداران دریایی آمریکا که به منطقه اعزام شدهاند، ممکن است ماموریت پیدا کنند ذخایر اورانیوم غنیشده ایران را از اعماق زمین خارج کنند.
چنین عملیاتی بسیار پرخطر خواهد بود و نه نشانه پایان جنگ، بلکه آغاز مرحلهای جدید و تشدید درگیری محسوب میشود.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
ترامپ در حالی وعده پایان سریع جنگ را میدهد که واقعیتهای میدانی، مقاومت ایران، بیاعتمادی بازارها و شکاف با متحدان، همگی نشان میدهند مسیر خروج از این جنگ نهتنها روشن نیست، بلکه ممکن است بهمراتب پیچیدهتر از آن چیزی باشد که کاخ سفید تصور میکرد.