در اکتبر ۱۹۷۳، زمانی که مصر و سوریه با هدف بازپسگیری اراضی اشغالی به اسرائیل حمله کردند، جنگی آغاز شد که خیلی زود ابعاد آن از میدان نبرد فراتر رفت.
در واکنش به حمایت آمریکا و برخی کشورهای غربی از اسرائیل، کشورهای عرب صادرکننده نفت تصمیم گرفتند صادرات نفت به این کشورها را کاهش دهند یا بهطور کامل متوقف کنند. این اقدام، که در چارچوب اوپک صورت گرفت، بازار جهانی انرژی را بههم ریخت. قیمت نفت که پیش از بحران حدود ۳ دلار در هر بشکه بود، ظرف چند ماه به حدود ۱۲ دلار رسید؛ جهشی که اقتصادهای غربی را وارد دورهای از تورم بالا و رشد کند کرد و برای سالها سیاستگذاری انرژی را تحت تاثیر قرار داد.
در پس آن تحولات، ایران که به آن تحریمها نپیوسته بود به سودهای کلانی دست یافت و توانست از پس آن ماجرا به وضعیت اقتصادی خود رونق بخشد. هرچند برخی از کارشناسان استدلال میکنند همان درآمدها و هزینه کرد آنها در کشور باعث شد تا حکومت شاه به بیماری هلندی دچار شود و پس از پایان آمدن قیمت نفت در سالهای بعد، نارضایتی از حکومت بالا بگیرد و در نهایت شاه سقوط کند.
شوک جدید؛ اینبار از تنگه هرمز
بیش از پنجاه سال بعد، جهان بار دیگر با بحرانی مواجه شده که برخی از ناظران معتقدند که از نظر مقیاس قابل مقایسه با آن دوره است، هرچند شکل آن متفاوت است. پیش از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، قیمت نفت در محدوده ۷۵ تا ۸۰ دلار در هر بشکه قرار داشت.
اما با گسترش درگیریها و بهویژه اختلال در عبور نفتکشها از تنگه هرمز، بازارها بهسرعت واکنش نشان دادند. تا ۶ آوریل ۲۰۲۶، قیمت نفت به حدود ۱۱۵ تا ۱۲۵ دلار در هر بشکه رسیده؛ افزایشی در حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد طی چند هفته که بار دیگر نگرانیها درباره تورم جهانی و رکود اقتصادی را زنده کرده است.
جنگی که بار دیگر به اهمیت نفت و انرژی مهر تایید زده است.
اگر در دهه ۷۰ نفت بهطور مستقیم به ابزار فشار سیاسی تبدیل شد، در بحران امروز مسیر انتقال انرژی نقش اصلی را ایفا میکند. ایران با ایجاد اختلال در یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی جهان نشان داده که حتی بدون کاهش رسمی تولید، میتوان بازار جهانی را دچار بحران کرد. این تغییر، نشانهای از تحول در ژئوپلیتیک انرژی است؛ جایی که کنترل تنگهها، خطوط لوله و مسیرهای کشتیرانی به اندازه خود منابع اهمیت پیدا کردهاند.
بازاری که هنوز شکننده است
واکنش سریع بازارها به تحولات اخیر نشان میدهد که اقتصاد جهانی همچنان نسبت به شوکهای انرژی حساس است. همانطور که در ۱۹۷۳ افزایش قیمت نفت به تورم و رکود در اقتصادهای غربی منجر شد، امروز نیز افزایش هزینه انرژی در حال سرایت به بخشهای مختلف اقتصاد است. اما تفاوت مهم اینجاست که اقتصاد جهانی اکنون بسیار بههمپیوستهتر است. همین مساله باعث میشود اثرات بحران سریعتر و گستردهتر منتقل شود؛ از هزینه حملونقل گرفته تا قیمت مواد غذایی و تولید صنعتی.
در بحران ۱۹۷۳، تحریم نفتی نتیجه تصمیمی جمعی از سوی کشورهای تولیدکننده بود. اما در بحران فعلی، یک بازیگر واحد با استفاده از ابزارهای نامتقارن و یاری بازیگران عموما غیردولتی متحد خود توانسته است اثری در مقیاس جهانی ایجاد کند. ناامن شدن مسیرهای دریایی، افزایش ریسک بیمه کشتیها و استفاده از فناوریهایی مانند پهپادها، نشان میدهد که قواعد بازی تغییر کرده است. دیگر برای ایجاد بحران جهانی، نیازی به اجماع میان چند کشور نیست.
جهانی که رقابت در آن تشدید شده است
بحران امروز در فضایی شکل گرفته که رقابت میان قدرتهای بزرگ شدت گرفته است. در سالهای اخیر، استفاده از انرژی بهعنوان ابزار فشار در نقاط مختلف جهان دیده شده است؛ از قطع گاز روسیه به اروپا گرفته تا محدودیت صادرات مواد معدنی توسط چین و تحریمهای انرژی آمریکا. در چنین شرایطی، وابستگی اقتصادی بیش از گذشته به یک ابزار ژئوپلیتیک تبدیل شده است و بحران تنگه هرمز را باید در همین چارچوب گستردهتر تحلیل کرد.
همانطور که بحران ۱۹۷۳ کشورها را به فکر کاهش وابستگی انداخت، تحولات امروز نیز این بحث را دوباره زنده کرده است. اما تجربه نشان میدهد که خودکفایی کامل در انرژی نه ساده است و نه لزوما کارآمد. حتی کشورهایی که تولیدکننده بزرگ انرژی هستند، از نوسانات بازار جهانی تاثیر میپذیرند. فاصله گرفتن از بازارهای جهانی شاید در کوتاهمدت جذاب به نظر برسد، اما در بلندمدت میتواند هزینههای بیشتری به همراه داشته باشد.
انرژی پاک؛ پایان بحران یا شکل تازهای از آن؟
در سالهای اخیر، امید زیادی به این وجود داشت که با گسترش انرژیهای تجدیدپذیر، نقش ژئوپلیتیک انرژی کاهش یابد. اما واقعیت این است که این گذار نیز وابستگیهای جدیدی ایجاد کرده است. مواد معدنی مورد نیاز برای فناوریهای نوین، خود به منابعی استراتژیک تبدیل شدهاند و رقابت بر سر آنها در حال افزایش است. به این ترتیب، جهان ممکن است از یک نوع وابستگی به نوع دیگری منتقل شود، بدون آنکه از منطق رقابت فاصله بگیرد.
بازگشت یک واقعیت قدیمی
مقایسه بحران امروز با سال ۱۹۷۳ نشان میدهد که اگرچه شکل بحران تغییر کرده، اما ماهیت آن همچنان پابرجاست. انرژی همچنان یکی از مهمترین ابزارهای قدرت در نظام بینالملل است و میتواند بهسرعت اقتصاد جهانی را تحت تاثیر قرار دهد. تفاوت در اینجاست که جهان امروز پیچیدهتر و در عین حال آسیبپذیرتر شده است.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
در چنین شرایطی، نه بازگشت به انزوا راهحل است و نه اتکای کامل به بازارهای جهانی. چالش اصلی برای دولتها، یافتن تعادلی میان این دو است؛ تعادلی که بتواند در برابر شوکها مقاومت ایجاد کند، بدون آنکه مزایای یک اقتصاد جهانی بههمپیوسته را از بین ببرد.