رهبر ایران و جمعی از مقامات ارشد و فرماندهان سپاه پاسداران در حملات ایالات متحده و اسرائیل کشته شدهاند، اما سیستم حاکم توانایی خود را برای استراتژیپردازی و عملیات در جنگی که از ۲۸ فوریه آغاز شده، حفظ کرده است.
جمهوری اسلامی که برخاسته از انقلاب ۱۳۵۷ است، ساختار قدرت پیچیدهای با نهادهای لایهبندی شده بنا کرده که به جای تکیه بر تعداد اندکی از افراد، بر تعهد مشترک به بقای نظام تئوکراتیک (دینمدار) استوار است.
کسانی اکنون قدرت و نفوذ را در این سلسلهمراتبِ تضعیفشده اما تابآور در دست دارند. اما این نفرات چه کسانی هستند؟ خبرگزاری رویترز با انتشار گزارشی سعی کرده تا به این سوال پاسخ دهد.
آیا رهبر جدید واقعا مهار امور را در دست دارد؟
علی خامنهای، رهبر باسابقه ایران که از سال ۱۳۶۸ در قدرت بود و حرف آخر را در تمام مسائل کلیدی میزد، در یکی از اولین حملات جنگ کشته شد.
رهبر جدید، مجتبی خامنهای (پسر او)، این نقش و اختیارات گسترده رسمی را به ارث برده است، اما او فاقد آن اقتدار خودکاری است که پدرش از آن بهرهمند بود. او که انتخاب سپاه پاسداران است، ممکن است وامدار این بدنه نظامی تندرو باشد.
گفته میشود او در حملات مجروح شده و در تلویزیون دولتی از او به عنوان «جانباز» جنگ فعلی یاد میشود. با گذشت بیش از سه هفته از انتصاب، هنوز هیچ عکس یا ویدئویی از او منتشر نشده و تنها دو بیانیه کتبی صادر کرده است که این موضوع پرسشهایی را درباره وضعیت جسمانی او برانگیخته است.
نقش کلیدی سپاه پاسداران تا چه حد است؟
نفوذ سپاه دهههاست که در حال افزایش بوده، اما در میانه جنگ و پس از کشته شدن علی خامنهای و روی کار آمدن مجتبی خامنهای، آنها نقش مرکزیتری در تصمیمگیریهای استراتژیک ایفا میکنند.
سپاه که از دیرباز برای مواجهه با حذف فرماندهان آماده شده، دارای یک ساختار سازمانی «موزائیکی» است؛ به طوری که برای هر فرمانده، زنجیرهای از جایگزینهای از پیش تعیینشده وجود دارد و هر واحد قادر است طبق برنامههای تنظیمشده به صورت مستقل عمل کند.
اگرچه بسیاری از فرماندهان ردهبالا در ابتدای جنگ کشته شدند، اما مردان باسابقه دیگری جایگزین آنها شدهاند که تاکنون توانستهاند یک تلاش جنگی پیچیده را مدیریت کنند.
رهبری سیاسی چه نقشی ایفا میکند؟
سیستم سیاسی ایران ترکیبی از حاکمیت روحانیت با رئیسجمهور و مجلس انتخابی است. کشته شدن علی لاریجانی، مشاور اصلی رهبر قبلی، ضربه واقعی به مقامات حاکم بود؛ چرا که او تجربه گستردهای در برقراری تعادل میان مراکز قدرت ایران و مهارت بالایی در مذاکره با جهان خارج داشت.
چهرههای سیاسی باسابقه دیگری باقی ماندهاند، اما کسانی که احتمالا جایگزین لاریجانی و سایر کشتهشدگان میشوند، ممکن است تندروتر از گذشتگان باشند.
چهرههای بزرگ باقیمانده چه کسانی هستند؟
• احمد وحیدی (فرمانده سپاه پاسداران): او پس از کشته شدن دو سلفِ خود منصوب شد. وحیدی که سابقه حضور در جنگ ایران و عراق، فرماندهی نیروی قدس و وزارت کشور را دارد، در سرکوب مخالفتهای داخلی نیز نقش داشته است.
• اسماعیل قاآنی (فرمانده نیروی قدس سپاه): چهرهای مرموز که از زمان کشته شدن قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰، مدیریت روابط ایران با گروههای نیابتی و متحدان منطقهای را بر عهده داشته است.
• علیرضا تنگسیری (فرمانده نیروی دریایی سپاه): فرماندهای باسابقه که از سال ۲۰۱۸ در این سمت است و نقش مهمی در انسداد تنگه هرمز توسط ایران ایفا کرده است.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
• محمدباقر قالیباف (رئیس مجلس): فرمانده سابق سپاه و شهردار اسبق تهران. او احتمالا سنگینوزنترین چهره سیاسی زنده است. به گفته برخی منابع، او طی روزهای اخیر در حال مذاکره (غیرمستقیم) با آمریکا بوده است.
• غلامحسین محسنی اژهای (رئیس قوه قضائیه): وزیر سابق اطلاعات که به دلیل نقش در سرکوب اعتراضات ۲۰۰۹ تحت تحریم است و یک تندرو شناخته میشود.
• مسعود پزشکیان (رئیسجمهور): اگرچه جایگاه ریاستجمهوری ضعیف شده، اما او ارشدترین چهره منتخب مستقیم مردم است. محدودیت نفوذ او زمانی آشکار شد که به دلیل عذرخواهی از کشورهای حوزه خلیج فارس بابت حملات ایران، مورد خشم سپاه قرار گرفت و مجبور شد سخنانش را پس بگیرد.
• سعید جلیلی (دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی): از تندروترین چهرههای سیاست ایران و مذاکرهکننده هستهای سابق که به مواضع سازشناپذیر شهرت دارد.
• علیرضا اعرافی (عضو شورای نگهبان): روحانی ارشدی که مورد اعتماد کامل نظام است و به عنوان یکی از اعضای شورای سه نفره موقت برای اداره کشور پس از مرگ خامنهای انتخاب شد.
• عباس عراقچی (وزیر امور خارجه): دیپلمات باسابقه که تجربه سالها مذاکره با قدرتهای غربی، روسیه و چین را در کارنامه دارد.