Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

از سایه‌‌ جماران تا غرش موشک؛ میراث ۳۷ ساله‌ مردی که حرف آخر را زد

علی خامنه‌ای، رهبر ایران در مراسم تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد در سال ۸۴
علی خامنه‌ای، رهبر ایران در مراسم تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد در سال ۸۴ Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار به روز شده در
همرسانی نظرها
همرسانی Close Button

علی خامنه‌ای، مقتدرترین مرد ۴ دهه گذشته ایران، کسی که که با حذف یاران، انسداد اصلاحات و تکیه بر «میدان»، ایران را به لبه‌ پرتگاه برد. کارنامه‌ای پرالتهاب از سرکوب مخالفان تا انزوای جهانی؛ میراثی که با نبرد مستقیم با «دشمن» به ایستگاه آخر رسید.

علی خامنه‌ای، دومین رهبر ایران در نظام جمهوری اسلامی در حالی در ۱۴ خرداد سال ۱۳۶۸ جانشین روح‌الله خمینی شد که کمتر از یک سال از پایان جنگ هشت ساله با عراق می‌گذشت.

آگهی
آگهی

نظام جمهوری اسلامی در آخرین ماه‌های حیات روح‌الله خمینی رویدادهای تاثیرگذاری از جمله حمله گروه مجاهدین خلق به خاک ایران، اعدام‌ زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷، صدور فتوای قتل سلمان رشدی و برکناری حسین‌علی منتظری از جانشینی رهبری را تجربه کرده بود.

دومین رهبر جمهوری اسلامی در چنین شرایطی در ابتدای دوران رهبری خود با بحران مشروعیت نیز روبرو بود.

از او در رسانه‌های رسمی تا پیش از درگذشت روح‌الله خمینی با لقب «حجت‌الاسلام و المسلمین» یاد می‌شد اما پس از جلسه مجلس خبرگان که به انتخاب علی خامنه‌ای به رهبری جمهوری اسلامی انجامید از لقب «آیت‌الله» برای او استفاده شد.

سال‌های تثبیت قدرت رهبر جدید و حذف چهره‌های جناح چپ

AP Photo
علی خامنه‌ای، رهبر ایران در سال ۷۱ AP Photo

علی خامنه‌ای سال‌های اول رهبری خود را به تثبیت جایگاه و قدرتش گذراند. آن طور که در کتاب خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی آمده است در روزهای اولیه رهبری علی خامنه‌ای رایزنی‌های زیادی در پشت پرده با مراجع تقلید در جریان بود تا آنها فرد منتخب مجلس خبرگان را تائید کنند.

یکی از اولین تصمیمات رهبر جدید که درباره محل استقرارش اتخاذ شد جنبه نمادین زیادی داشت. در حالی که به گفته اکبر هاشمی رفسنجانی اماکنی از جمله در لواسانات و منطقه منظریه تهران برای محل استقرار رهبر جدید پیشنهاد شده بود اما در نهایت علی خامنه‌ای در نزدیکی دیگر مراکز قدرت در تهران در نزدیکی پاستور مستقر شد.

این تصمیم با رویکرد او طی دهه‌های بعد که نقش پررنگی در تعیین سیاست کشور داشت همخوان بود.

برای رهبر جدید در نزدیکی نهاد ریاست‌جمهوری، شورای نگهبان، مجلس و دبیرخانه مجلس خبرگان حسینیه‌ای ساخته شد که «حسینیه امام خمینی» نام گرفت. دومین رهبر جمهوری اسلامی دیدارهای عمومی خود را به سبک روح الله خمینی که در حسینیه جماران سخنرانی می‌کرد، در حسینیه جدید انجام می‌داد.

چهره‌های شاخص مجمع روحانیون مبارز و جناح موسوم به چپ در ماه‌ها و سال‌های اولیه رهبری علی خامنه‌ای به تدریج به حاشیه رانده شدند و در مقابل شخصیت‌هایی از جامعه روحانیت مبارز و جناح موسوم به راست قدرت گرفتند. محمد یزدی، از روحانیون راستگرا به عنوان رئیس قوه قضائیه منصوب شد و شورای نگهبان بسیاری از چهره‌های شناخته‌شده از جناح چپ را در انتخابات مجلس چهارم ردصلاحیت کرد.

تقویت نقش شورای نگهبان و نظارت استصوابی این شورا بر برگزاری انتخابات در جمهوری اسلامی را می‌توان از مهمترین رویدادهای دوران رهبری علی خامنه‌ای در عرصه داخلی دانست. نماد نقش پررنگ شورای نگهبان در عرصه سیاست ایران در دوران رهبری علی خامنه‌ای کسی جز احمد جنتی، روحانی تندرو و دبیر این شورا نبود.

احمد جنتی در تیرماه سال ۱۳۷۱ یعنی سه سال پس از آغاز رهبری علی خامنه‌ای به عنوان دبیر شورای نگهبان انتخاب شد. هرچند در دولت اول اکبر هاشمی رفسنجانی هنوز شماری از چهره‌های معتدل‌تر یا نزدیک به جناح چپ همچون عبدالله نوری، مصطفی معین و محمد خاتمی حضور داشتند اما این روند در دولت دوم او ادامه پیدا نکرد.

محمد خاتمی پیش از پایان دوره اول دولت اول اکبر هاشمی رفسنجانی زیر فشار تندروها از وزارت ارشاد استعفاء داد. آرایش دولت دوم اکبر هاشمی رفسنجانی هم با توجه به ترکیب مجلس چهارم دیگر شباهتی با چهار سال قبل از آن نداشت.

از سوی دیگر احمد خمینی، فرزند رهبر انقلاب ۵۷ که پیش از این به دلیل نقشش در بیت بنیانگذار جمهوری اسلامی در کانون قدرت قرار داشت به حاشیه رانده شد. او سال ۱۳۷۳ در سن ۴۹ سالگی پس از چند روز بیماری درگذشت. در همان زمان و سپس در سال‌های بعد شایعات و گزارش‌های متفاوتی درباره علت مرگ او و انتقادهایش به روند اداره امور پخش شد.

احمد خمینی ارتباط نزدیکی به چهره‌های شاخص مجمع روحانیون مبارز و جناح موسوم به چپ داشت. بنا به خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی فرزند اولین رهبر نظام جمهوری اسلامی برای تائید صلاحیت چهره‌های جناح چپ با علی خامنه‌ای رایزنی کرده بود.

به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

سال‌های پرتنش اصلاحات؛ از اعتراض‌‌ها در کوی دانشگاه تا حکم حکومتی به مجلس ششم

AFP
محمد خاتمی و علی خامنه‌ای AFP

علی خامنه‌ای در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۷۶ بر انتخاب گزینه «اصلح» تاکید زیادی می‌کرد. عبارتی که در آن زمان از سوی تحلیلگران نشانه‌ای از حمایت رهبر ایران از علی اکبر ناطق نوری، رئیس وقت مجلس تفسیر می‌شد. با این حال برخلاف انتظارها محمد خاتمی با کسب بیش از ۲۰ میلیون رای به ریاست‌جمهوری برگزیده شد تا سال‌های پربحران اصلاحات آغاز شود.

محمد خاتمی، پنجمین رئیس‌جمهوری ایران بعدها درباره دوران ریاستش بر قوه مجریه گفت که هر ۹ روز با یک بحران روبرو بود. هرچند علی خامنه‌ای و محمد خاتمی در آن سال‌ها در ظاهر روابط محترمانه‌ای داشتند اما اختلاف‌های سیاسی بین رئیس‌جمهوری و شخص اول کشور غیرقابل اغماض بود.

رئیس‌جمهوری جدید در عرصه سیاست خارجی سیاست «تنش‌زدایی» را دنبال می‌کرد و در داخل از لزوم انجام «اصلاحات» همراه با «توسعه سیاسی» و «آزادی» سخن می‌گفت. انتخاب محمد خاتمی به ریاست‌جمهوری در سال‌های ابتدایی به تدریج منجر به گشایش فضای سیاسی و فرهنگی همراه با آزادی بیشتر برای مطبوعات شد.

یکی از اولین بحران‌های سیاسی دوران اصلاحات در پائیز سال ۱۳۷۷ با قتل شماری از مخالفان سیاسی و روشنفکران رقم خورد. علی خامنه‌ای پس از پذیرش مسئولیت این قتل‌ها از طرف وزارت اطلاعات در نماز جمعه تهران گفت: «من نمی‌توانم باور و قبول کنم که این قتل‌هایی که اتفاق افتاد، بدون یک سناریوی خارجی باشد؛ چنین چیزی ممکن نیست.»

وی در ادامه افزود: «اگر نظام جمهوری اسلامی اهل دشمن‌کشی است، دشمنان خودش را می‌کشد؛ چرا سراغ فروهر و عیالش برود؟ مرحوم فروهر، قبل از انقلاب دوست ما بود؛ اول انقلاب همکار ما بود؛ بعد از پدید آمدن این فتنه‌های سال شصت دشمن ما شد؛ اما دشمن بی‌خطر و بی‌ضرر.»

تنش‌های سیاسی داخلی با این حال طی ماه‌های بعد ادامه یافت. حمله لباس شخصی‌های هوادار رهبر ایران به دانشجویان معترض در کوی دانشگاه تهران در تیرماه ۱۳۷۸ که با همراهی ماموران انتظامی همراه بود یکی از جدی‌ترین بحران‌های سیاسی کشور پس از تنش‌های سال ۱۳۶۰ را رقم زد.

تجمع دانشجویان در اعتراض به تعطیلی روزنامه «سلام» نزدیک به محمد خاتمی، رئیس‌جمهوری وقت شکل گرفته بود. خیابان‌های تهران و برخی دیگر از شهرهای ایران طی چند روز پس از حادثه حمله به کوی دانشگاه صحنه اعتراض و درگیری بین دانشجویان و ماموران انتظامی و نیروهای لباس شخصی بود.

علی خامنه‌ای سه روز پس از حمله به کوی دانشگاه تهران خطاب به هوادارانش گفت: «اگر یک حرفی که خون شما را به جوش می‌آورد به زبان آورند - مثلا فرض کنید اهانت به رهبری کردند - باز هم باید صبر و سکوت کنید. اگر عکس مرا هم آتش زدند و یا پاره کردند، باید سکوت کنید.»

این سخنان رهبر ایران با صدای گریه حاضران در «حسینیه امام خمینی» تهران همراه شد.

فضای سیاسی ایران طی ماه‌های بعد با برگزاری انتخابات مجلس ششم، ترور سعید حجاریان، مشاور محمد خاتمی و در نهایت سخنرانی علی خامنه‌ای درباره مطبوعات در بهار سال ۷۹ ادامه یافت.

رهبر ایران روز اول اردیبهشت ۷۹ به مناسبت روز جوان در جمع طرفدارانش گفت: «متاسفانه امروز می‌بینم همان دشمنی که به‌ وسیله تبلیغات خود، همتش این بود که افکار عمومی یک کشور را به سمتی متوجه کند، به‌جای رادیوها آمده در داخل کشور ما پایگاه زده است! بعضی از این مطبوعاتی که امروز هستند، پایگاه‌های دشمنند؛ همان کاری را می‌کنند که رادیو و تلویزیون‌های بی.بی.سی و آمریکا و رژیم صهیونیستی می‌خواهند بکنند!»

این سخنرانی علی خامنه‌ای طی روزهای بعد منجر به تعطیلی گسترده شماری از روزنامه‌ها و مجله‌های نزدیک به طرفداران اصلاحات شد.

رهبر ایران چند ماه بعد در حکمی حکومتی به مجلس ششم، نمایندگان و رئیس مجلس یعنی مهدی کروبی را از بررسی طرح اصلاح قانون مطبوعات برحذر داشت.

دوران پسااصلاحات؛ تشکیل دولت همسو با خامنه‌ای و مواجهه او با اعتراض‌های ۸۸

AP Photo
مراسم تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد در سال ۸۴ AP Photo

دوره دوم ریاست‌جمهوری محمد خاتمی که در تابستان سال ۱۳۸۰ آغاز شد نسبت به چهار سال اول حضور وی در راس قوه مجریه کم‌تنش‌تر بود. رئیس دولت اصلاحات در ابتدای دومین دوره ریاست‌جمهوری خود از طریق لوایح دوقلو لغو نظارت استصوابی شورای نگهبان بر انتخابات، یعنی یکی از مهمترین تغییرات در عرصه سیاسی طی دوره رهبری علی خامنه‌ای، را دنبال می‌کرد.

این لوایح با مخالفت شورای نگهبان و تغییر ترکیب مجلس پس از برگزاری انتخابات مجلس هفتم به فراموشی سپرده شد. علی خامنه‌ای در نهایت پس از هشت سال مقابله با اصلاحات در تیرماه سال ۱۳۸۴ شاهد پیروزی محمود احمدی‌نژاد، شهردار وقت تهران در انتخابات ریاست‌جمهوری و تشکیل دولتی همسو با دیدگاه‌های خودش بود.

ششمین رئیس‌جمهوری ایران سومین رئیس‌جمهوری دوره رهبری علی خامنه‌ای محسوب می‌شد. او اولین رئیس‌جمهوری بود که هنگام تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری دست علی خامنه‌ای را بوسید.

حمایت‌های رهبر ایران از دولت محمود احمدی‌نژاد که در عرصه سیاست خارجی و به ویژه پرونده هسته‌ای ایران سیاست رویارویی با غرب را دنبال می‌کرد تا سال ۱۳۸۸ ادامه یافت. علی خامنه‌ای یک هفته پس از برگزاری انتخابات جنجالی سال ۱۳۸۸ در نماز جمعه تهران به معترضان به نتیجه رسمی انتخابات هشدار داد.

او اظهار داشت: «اگر نخبگان سیاسى بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، یا براى اصلاح ابرو، چشم را کور کنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خون‌ها و خشونت‌ها و هرج و مرج‌ها، آنهایند.»

رهبر جمهوری اسلامی در بخش دیگری از سخنانش درباره اختلاف‌های موجود بین محمود احمدی‌نژاد و اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت که نظرش به نظر رئیس‌جمهوری «نزدیک‌تر» است.

او در پایان خطبه نماز جمعه خود همچون سخنانش در روز ۲۱ تیر ۷۸ جملاتی گفت که با گریه هوادارانش همراه شد. رهبر ایران با لحنی بغض‌آلود خطاب به امام دوازدهم شیعیان گفت: «من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم، اندک آبرویی هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همه‌ی اینها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد؛ اینها هم نثار شما باشد.»

اعتراض‌ها به نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸ که تا بهمن ۱۳۸۹ و زمان حصر میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی ادامه یافت جدی‌ترین و طولانی‌ترین بحران سیاسی دوره رهبری علی خامنه‌ای بود. او این اعتراض‌ها را «فتنه» و «ضایعه آفرین» خواند و طرفدارانش از آن دسته از چهره‌های سیاسی که حاضر به مرزکشی با معترضان نشدند تحت عنوان «خواص بی‌بصریت» یاد کردند.

علنی شدن اختلاف‌ها با هاشمی رفسنجانی و احمدی‌نژاد

AP Photo
علی‌ خامنه‌ای در کنار محمود احمدی‌نژاد و اکبر هاشمی رفسنجانی AP Photo

حوادث قبل و بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ اولین شکاف علنی بین علی خامنه‌ای و اکبر هاشمی رفسنجانی در صحنه سیاسی ایران پس از درگذشت روح‌الله خمینی محسوب می‌شد. رئیس وقت مجمع تشخیص مصلحت نظام قبل از انتخابات در اعتراض به سخنان محمود احمدی‌نژاد نامه‌ای اعتراضی به رهبر ایران نوشت. او پس از انتخابات هم در خطبه‌های نماز جمعه موضعی متفاوت از علی خامنه‌ای درباره اعتراض‌ها اتخاذ کرد.

همزمان با علنی شدن اختلاف‌ها بین رهبر ایران و اکبر هاشمی رفسنجانی که برای دوره‌ای کوتاه ریاست مجلس خبرگان را هم برعهده داشت شکاف سیاسی دیگری نیز به تدریج شکل گرفت.

محمود احمدی‌نژاد که تا آن زمان پایبند به مواضع رهبر ایران بود به تدریج به طور علنی از او فاصله گرفت. اولین نشانه این اختلاف‌ها انتصاب اسفندیار رحیم مشایی به عنوان معاون اول رئیس‌جمهوری بود که با مخالفت رهبر ایران روبرو شد. با این حال نقطه اوج اختلاف‌ها بین ششمین رئیس‌جمهوری ایران و علی خامنه‌ای خانه‌نشینی و قهر محمود احمدی‌نژاد در بهار سال ۱۳۹۰ بر سر استعفای وزیر اطلاعات بود.

رئیس‌جمهوری ایران در نهایت بدون اینکه از مقامش کناره‌گیری کند یا موفق به برکناری حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات شود به دفتر کار خود بازگشت تا علی خامنه‌ای بار دیگر در رویارویی با روسای قوه مجریه حرف آخر را زده باشد.

«نرمش قهرمانانه»؛ تائید برجام با اکراه و انتقاد از نگاه دولت روحانی به خارج

AP Photo
حسن روحانی و علی خامنه‌ای AP Photo

تداوم اختلاف نظرها بین رهبر ایران و اکبر هاشمی رفسنجانی باعث شد تا رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که در آستانه ۸۰ سالگی همچنان سودای بازگشت به پاستور را در سر داشت برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۲ ردصلاحیت شود. با این حال پیروز اولین انتخابات ریاست‌جمهوری پس از اعتراض‌های خونین سال ۱۳۸۸ چهره‌ای نزدیک به اکبر هاشمی رفسنجانی بود.

علی خامنه‌ای به این ترتیب ۱۶ سال پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ بار دیگر با انتخاب حسن روحانی به ریاست‌جمهوری مجبور به نوعی همزیستی با دولت شد. این در حالی است که دولت حسن روحانی برخلاف دولت اصلاحات برنامه «توسعه سیاسی» را دنبال نمی‌کرد و به دنبال بهبود وضع اقتصادی از طریق «تعامل» با جهان و لغو تحریم‌هایی بود که در دور دوم ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد علیه ایران وضع شده بود.

حسن روحانی در جریان کارزار انتخاباتی خود هم به طور تلویحی وعده رفع حصر رهبران جنبش سبز را داده بود و هم از تاثیر تحریم‌ها بر اقتصاد ایران سخن گفته بود. معروف‌ترین جمله حسن روحانی در طول دوره تبلیغات انتخاباتی این بود که «سانتریفیوژ خیلی خوب است بچرخد به شرط اینکه زندگی مردم و کارخانه‌ها هم بچرخد.»

پیروزی حسن روحانی در انتخابات سال ۱۳۹۲ باعث شد تا رهبر ایران حدود یک ماه پس از تشکیل دولت «تدبیر و امید» در دیدار با فرماندهان سپاه پاسداران از «نرمش قهرمانانه» در برابر قدرت‌های جهانی سخن گفت. این اظهارات او به منزله چراغ سبز به دولت حسن روحانی برای مذاکره بر سر پرونده هسته‌ای ایران تعبیر شد.

این مذاکرات دو سال بعد به نتیجه رسید و علی خامنه‌ای با تعیین شروط و ملاحظاتی برجام را تائید کرد. او به این ترتیب راه انتقاد از این توافق در صورت عدم اجرای آن را برای خود باز گذاشت. سناریویی که سه سال بعد با تصمیم دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری وقت آمریکا مبنی بر خروج از برجام رنگ واقعیت به خود گرفت.

رهبر ایران از این پس تا پایان دوره ریاست‌جمهوری حسن روحانی ضمن تاکید بر «اقتصاد مقاومتی» و «توانایی‌های داخلی» انتقادهای بیشتری را علیه دولت تضعیف‌شده حسن روحانی مطرح کرد. او بر این باور بود که دولت با نگاه به خارج به اشتباه کلید حل مشکلات داخلی را در جایی فراتر از مرزهای کشور جستجو کرده است.

این در حالی است که علی خامنه‌ای در دوره رهبری خود با اتخاذ مواضعی تند و سازش‌ناپذیر و تاکید زیاد بر نقش «دشمن» در عمل زمینه‌ساز انزوای ایران، روابط پرتنش با کشورهای منطقه و وضع تحریم‌ علیه تهران شد. یکی از نمودهای این رویکرد تقویت نقش و جایگاه سپاه پاسداران در میان قوای نظامی ایران و صحنه سیاسی و اقتصادی کشور بود.

تقویت نقش سپاه پاسداران در نظام سیاسی ایران و سیاست خارجی کشور

AP Photo
علی خامنه‌ای و فرماندهان سپاه پاسداران AP Photo

دومین رهبر جمهوری اسلامی از ابتدای حضورش در راس قدرت تاکید زیادی بر تقویت توانایی نظامی کشور داشت. او در سال ۱۳۶۹ تصمیم گرفت به فرماندهان سپاه پاسداران نیز مانند نیروهای ارتش درجات نظامی اعطاء کند.

از سوی دیگر نیروی قدس سپاه در دوران رهبری علی خامنه‌ای دامنه عملیات گسترده‌تری پیدا کرد. قاسم سلیمانی در سال ۱۳۷۶ از سوی علی خامنه‌ای به فرماندهی سپاه قدس منصوب شد. وی از آن زمان تا سال ۱۳۹۸ که به دست نیروهای آمریکایی در نزدیکی فرودگاه بغداد کشته شد توانست نیروی قدس را به بازوی قدرتمند ایران در منطقه خاورمیانه تبدیل کند.

نقش‌آفرینی سپاه پاسداران و به ویژه سپاه قدس در سیاست خارجی در دوران وزارت محمد جواد ظریف در دولت حسن روحانی جنجال‌آفرین شد. وزیر امور خارجه ایران در فایلی صوتی که در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۴۰۰ منتشر شد از اولویت «میدان» به معنای نقش سپاه پاسداران بر «دیپلماسی» در سیاست خارجی کشور انتقاد کرد.

سخنان وزیر امور خارجه ایران با واکنش تند علی خامنه‌ای روبرو شد. رهبر ایران سخنان وزیر امور خارجه را «مایه تعجب و تاسف» و «تکرار حرف‌های خصمانه دشمنان و آمریکا» دانست.

از دیگر نشانه‌های تقویت نقش و جایگاه سپاه پاسداران در دوران رهبری علی خامنه‌ای می‌توان به گزارش‌هایی اشاره کرد که از فعالیت‌های اقتصادی این مجموعه و پرونده‌های فساد مالی آن منتشر شده است. هرچند رهبر ایران در معدود مواردی که به این گزارش‌ها واکنش نشان داد آنها را تبلیغات «دشمن» علیه جمهوری اسلامی و سپاه دانست. به عنوان مثال علی خامنه‌ای اواخر سال ۱۴۰۰ در واکنش به انتشار فایلی صوتی از روایت فساد مالی در سپاه پاسداران از آن به عنوان «لجن‌پراکنی» یاد کرد.

رهبر ایران یک دهه قبل از آن در پرونده اختلاس سه هزار میلیارد تومانی در بانک صادرات گفته بود که ماجرا را «کش ندهید».

حوزه فعالیت و نفوذ سپاه پاسداران در دوره رهبری علی خامنه‌ای محدود به سیاست خارجی و اقتصاد نبود. گروهی از فرماندهان سپاه در اوج بحران‌های دوره اصلاحات در نامه‌ای به محمد خاتمی، رئیس‌جمهوری وقت تهدید کردند که «کاسه‌ی صبرمان» به پایان رسیده و تحمل بیش از این را «در صورت عدم رسیدگی، بر خود جایز نمی‌دانیم».

نامه‌ای که در آن زمان تهدید رئیس‌جمهوری به کودتا و سرنگونی دولتش تفسیر شد. سپاه پاسداران بعدها در عرصه سیاست نقش پررنگ‌تری پیدا کرد به طوری که در برخی از ادوار مجلس شمار زیادی از نمایندگان را اعضای پیشین سپاه تشکیل می‌دادند. تعداد وزرای سپاهی نیز در دولت‌های محمود احمدی‌نژاد و ابراهیم رئیسی کم نبود.

اعتراض‌های دی ۹۶ و آبان ۹۸؛ مواجهه خامنه‌ای با شکل جدیدی از اعتراض‌ها

AP Photo
سخنرانی رهبر ایران در حسینیه «امام خمینی» AP Photo

نظام جمهوری اسلامی از ابتدای دوره دوم ریاست‌جمهوری حسن روحانی با شکل جدیدی از اعتراض‌های خیابانی روبرو شد که نقطه اوج آن حوادث آبان خونین سال ۱۳۹۸ بود. تفاوت موج اعتراض‌های خیابانی جدید با اعتراض‌های پیش از دهه ۱۳۹۰ (سال‌های ۱۳۷۸ و ۱۳۸۸) هم در بافت اجتماعی معترضان و هم در خواسته معترضان و دلیل شکل‌گیری تظاهرات بود.

تا قبل از دی‌ماه سال ۱۳۹۶ مرکز اعتراض‌ها اغلب تهران و شهرهای بزرگ بود اما نظام جمهوری اسلامی و رهبر آن در دی‌ماه ۱۳۹۶ با اعتراض‌هایی روبرو شد که مرکز اصلی آن حاشیه شهرهای بزرگ یا شهرهای کوچک و شهرستان‌ها بود.

آبان ۹۸؛ شلیک به معترضان و تثبیت اقتدارگرایی مطلقه

نقطه عطف مواجهه علی خامنه‌ای با اعتراضات مردمی، در آبان ۱۳۹۸ رقم خورد. جرقه این اعتراضات با افزایش ناگهانی قیمت بنزین زده شد، اما شعارها به سرعت اصل نظام و شخص رهبر را هدف گرفتند. علی خامنه‌ای در واکنشی قاطع، معترضان را «اشرار» نامید و دست نیروهای امنیتی را برای سرکوب همه جانبه باز گذاشت. در جریان این سرکوب که با قطع کامل اینترنت همراه بود، صدها نفر و بنا بر برخی گزارش‌‌ها هزار و ۵۰۰ نفرکشته شدند. این حادثه شکاف میان دهک‌های پایین جامعه و حاکمیت را به عمیق‌ترین حد خود رساند و نشان داد که رهبر دوم ایران، برای حفظ بقای نظام، ابایی از به‌کارگیری عریان‌ترین اشکال خشونت ندارد.

یکدست‌سازی حاکمیت؛ برآمدن دولت ابراهیم رئیسی

در ابتدای سده ۱۴۰۰، راهبرد علی خامنه‌ای از «همزیستی با دولت‌های نیمه‌مخالف» به «یکدست‌سازی کامل قدرت» تغییر یافت. با مهندسی گسترده انتخابات مجلس در سال ۱۳۹۸ و سپس انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ توسط شورای نگهبان، حتی چهره‌های باسابقه نظام همچون علی لاریجانی نیز ردصلاحیت شدند. نتیجه، پیروزی ابراهیم رئیسی بود؛ قاضی سابق و چهره‌ای کاملا وفادار به رهبری که حضورش در راس قوه مجریه، به معنای پایان قطعی دوران رقابت‌های جناحی درون ساختار قدرت و آغاز عصر «حاکمیت یکپارچه» تحت نظر مستقیم بیت رهبری بود.

جنبش «زن، زندگی، آزادی»؛ جدی‌ترین چالش فرهنگی و سیاسی

در شهریور ۱۴۰۱، درگذشت مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد، جرقه‌ وسیع‌ترین و طولانی‌ترین اعتراضات تاریخ جمهوری اسلامی را زد. این بار نوک پیکان حملات نه تنها سیاست‌های اقتصادی، بلکه زیربنای ایدئولوژیک نظام و شخص علی خامنه‌ای بود. شعار «مرگ بر دیکتاتور» در سراسر ایران طنین‌انداز شد. رهبر ایران این بار نیز با «دشمن‌محور» خواندن اعتراضات، آن را نقشه آمریکا و اسرائیل دانست. سرکوب خشن این جنبش و اعدام تعدادی از معترضان، اگرچه در کوتاه‌مدت خیابان‌ها را آرام کرد، اما اقتدار اخلاقی و مذهبی نظام را در میان نسل‌های جدید (نسل زد) به شدت تخریب کرد و به پدیده «نافرمانی مدنی» و فرو ریختن دیوار ترس منجر شد.

جنگ ۱۲ روزه؛ رویارویی مستقیم با اسرائیل و تغییر دکترین نظامی

در آخرین سال رهبری علی خامنه‌ای، تنش‌های دیرینه میان ایران و اسرائیل به یک رویارویی مستقیم و بی‌سابقه تبدیل شد. پس از مجموعه‌ای از حملات متقابل، در اسفند ماه ۱۴۰۴، جنگی ۱۲ روزه درگرفت که طی آن برای نخستین بار جبهه‌های نبرد از نیروهای نیابتی به شلیک مستقیم موشک‌ها و پهپادها از خاک ایران به سوی اسرائیل و حملات هوایی گسترده اسرائیل به زیرساخت‌های حیاتی ایران تغییر یافت.

علی خامنه‌ای در جریان این جنگ، با خروج از سیاست «صبر استراتژیک»، شخصا فرمان عملیات‌های مستقیم را صادر کرد. اگرچه این جنگ با میانجی‌گری‌های بین‌المللی پس از ۱۲ روز به آتش‌بسی شکننده منجر شد، اما تبعات اقتصادی آن از جمله سقوط بی‌سابقه ارزش ریال و تخریب بخشی از تاسیسات انرژی، فشار معیشتی بر مردم را به اوج رساند. این نبرد همچنین نفوذ نهادهای نظامی را در تصمیم‌گیری‌های کلان کشور به صد درصد رساند و عملا دولتِ وقت را به مجری فرامین ستاد کل نیروهای مسلح تبدیل کرد.

سیاست خارجی؛ «نگاه به شرق» و بن‌بست هسته‌ای

در سال‌های پایانی، علی خامنه‌ای با ناامیدی مطلق از غرب، دکترین «نگاه به شرق» را به طور جدی پیگیری کرد. تقویت روابط راهبردی با چین و روسیه، عضویت در پیمان شانگهای و گروه بریکس، تلاش‌هایی برای دور زدن انزوای بین‌المللی بود. با این حال، اصرار بر تداوم برنامه هسته‌ای و موشکی و همچنین حمایت نظامی از روسیه در جنگ اوکراین، ایران را در بن‌بست دیپلماتیک عمیقی قرار داد که نتیجه آن تورم بی‌سابقه و سقوط ارزش پول ملی بود.

اتفاقی که بیش از هر زمان دیگری خشم مردم را برانگیخت و منجر به یکی از بزرگترین اتفاقات تاریخ جمهوری اسلامی شد. در پی بی‌ثباتی بی‌سابقه اقتصادی و سیاسی، هزاران نفر از مردم به خیابان‌ها آمدند و علیه جمهوری اسلامی و شخص علی خامنه‌ای شعار دادند. روزهای ۱۸ و ۱۹ دی نیز که حضور مردم در پی فراخوان رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران بیش از هر زمان دیگری پررنگ بود، نیروهای امنیتی هزاران نفر را کشتند. اتفاقی که بزرگترین شکاف میان مردم و حاکمیت را رقم زد.

پایان یک عصر؛ فوت رهبر و معمای جانشینی

سرانجام با درگذشت علی خامنه‌ای ایران وارد حساس‌ترین دوران تاریخ معاصر خود شد. او در حالی از صحنه خارج شد که ساختار سیاسی ایران را از یک جمهوری نیمه‌انتخابی به یک اقتدارگرایی نظامی-امنیتی تبدیل کرده بود. میراث او ایرانی است با شکاف‌های عمیق اجتماعی، اقتصادی رنجور از تحریم و فساد، و لایه‌هایی از خشم فروخفته.

اکنون با تشکیل «شورای موقت رهبری» ایران با معمای بزرگی روبروست: آیا مجلس خبرگان تحت نفوذ سپاه پاسداران، مسیری برای استمرار دکترین خامنه‌ای برخواهد گزید یا فشار جامعه و واقعیت‌های اقتصادی، این نهاد را به سمتی دیگر سوق خواهد داد؟ درگذشت علی خامنه‌ای نه تنها پایان زندگی سیاسی یکی از باثبات‌ترین رهبران خاورمیانه، بلکه آغاز فصلی مبهم و احتمالا پرآشوب در تاریخ ایران است.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها

مطالب مرتبط

خامنه‌ای در دیدار با پوتین: غربی‌ها با روسیه قوی و مستقل به‌کلی مخالفند

با حکم خامنه‌ای، عضویت احمد جنتی تا ۱۰۱ سالگی در شورای نگهبان تمدید شد

خامنه‌ای: اگر دولت قبل به توصیه‌های من در خصوص برجام توجه می‌کرد، مشکلات پیش نمی‌آمد